⭕️✍مدیر ارشد چشم انداز
من از اصطلاح CEO خوشم نمیاد! در هر سطح اجرایی دیگر C؛ شغلشون در عنوانشون وجود داره: CFO, CMO, COO, CTO...یعنی با هر یک از این عناوین شما دقیقا میدونید باید چه کاری انجام بدید.
👈اگه بلد نیستی چگونه با یه DVD Player کار کنی، شما را به عنوان مدیر ارشد تکنولوژی (CTO) به کار نمیگیرم.
👈اگه نمیتونی یه ترازنامه رو بخونی و ازش سر دربیاری، شما رو به عنوان مدیر ارشد فایننس (CFO) بکار نمیگیرم. اینو میدونم. لازم نمیدونم حتی به رزومه ات نگاه کنم چرا که همه وظیفه ات در اون عنوان شغلی و C ات مشخصه!
⁉️اما CEO چی؟ دقیقا وظیفه یه مدیر ارشد اجرایی چیه؟ این یه عنوان شغلیه که خیلی بد تعریف شده و به همین جهت ما آدمای زیادی که مناسب این پوزیشن نیستند رو در این منصب قرار میدیم. فکر میکنم باید این پوزیشن رو به CVO تغییر بدیم👈 (Chief Vision Officer) یکی که مسئول تعیین ویژن شرکت و اطمینان بخشی نسبت به قرارگرفتن شرکت در مسیر اون ویژن و چشم انداز باشه. یکی باید چشم انداز داشته باشه و خیلی اوقات، مدیر ارشد عملیات یا مالی که سرشون توی کار خودشونه و ذهنی محدود به شغل و وظیفه شون دارن، تمایل دارن خودشون رو در مسیر رسیدن به منصب بالاتر یعنی CEO ببینن که این درست نیست.
این؛ قابل یک و دو شدن و تفکیک پذیر نیست بلکه یک ست مهارت مکمل هم هستند؛ یعنی ویژنری و عملیاتی بودن در یک سطح که در هماهنگی با یکدیگه هستند!
❌پس ما شاهد یه اشتباه خیلی خیلی رایج هستیم؛ اونجایی که یه موسس (فاندر) دور اندیش و ویژنری؛ مدیر ارشد مالی یا عملیات خود را به سطح مدیر ارشد اجرایی ارتقا میده و همیشه هم شاهد چنین کاری هستیم!👇
👤هوارد شولتز؛ مدیر ارشد عملیات خود را به سمت مدیرارشد اجرایی منصوب کرد و با مدیریت ایشون، Starbucks سقوط کرد و هوارد مجبور شد خودش برگرده و اوضاع رو سامان بده!
👤مایک دل؛ مدیر ارشد عملیات خودش رو مدیر ارشد اجرایی کرد و شرکت Dell سقوط کرد و مایک باید خودش بر گرده و درستش کنه!
یا اینکه دیدیم...
👤مایک دیوک؛ مدیریت Walmart رو بدست گرفت و شرکت رو به یک مسیر وحشتناک برد و الان 👤داگ مک میلان؛ که ذهنیت نامحدودتری داره، شرکت رو نجات داد و برش گردوند!
ما این الگوی تکرار شونده رو میبینیم و مشکل اینه که به دلیل اینکه ارتباط میان این دو ست مهارتی (عملیاتی و ویژنری بودن) تکمیلی است؛ قابل جدا شدن نیستند.
این مسئله حتی درباره استیو جابز هم اتفاق افتاد.
یه موسس ویژنری رو بر میدارن و می پرسن اونو رو با کی عوضش کنیم و در پاسخ خودشون همین رو تکرار می کنن که COO یا CFO گزینه خوبی هستند چون:
1⃣اول اینکه بیش از همه به اونا اعتماد دارم،
2⃣دوم اینکه بدون اونا به اینجا نمی رسیدم،
3⃣سوم اینکه اونا به مسائل داخل شرکت بیش از من اشراف دارن،
✅هر سه مورد بالا درسته جز اینکه اونا دارای مجموعه مهارت های اشتباه (برای این پوزیشن) هستن!
پس کاری که میکنیم اینه که عملیاتی ها یا مالی چی ها رو که دارای ذهنی محدودند و مجموعه مهارت ها رو با هم ندارند (نه اینکه هرکی مثلا COO یا CFO هست اینگونه باشه) در مشاغلی که نیاز به چشم انداز وسیع داره میذاریم...برای مناصبی که قراره مسیر 20 – 30 سال گذشته شرکت رو تغییر بدن! اونایی که نگاهشون به پایینه و سرشون توی کار خودشونه و دید محدودی دارن.
⁉️یه مدیر ارشد عملیاتی در یه شرکت که سال بدی داشته باشه چه می کنه؟ 👈کاهش هزینه ها!
⁉️در یه شرکتی که سال بدی پشت سر گذاشته یه مدیر ارشد ویژنری چکار میکنه؟👈 چرخش، ابداع و اختراع مجدد، سرمایه گذاری مجدد...
🗣سایمون سینک؛ سخنران و کوچ بیزینس
📌📕"بازی بی نهایت" کتابیه از سایمون سینک که در سال 2019 منتشر شد. این کتاب؛ کاربرد ایده هایی از کتاب جیمز کارسه با همین عنوانه: بازیهای محدود و بی نهایت در حوزه تجارت و ساختار سازمانی.
👈سینک با جمع بندی تمایز کارسه، بین دو نوع بازی مختلف شروع میکنه:
✔️بازی های محدود (مثل شطرنج و فوتبال) بازیگران مشخص، قوانین مورد توافق و هدف مشخص دارند و در انتها، بازی با تعیین برنده بازنده تموم میشه.
✅بازی های نامحدود یا بی نهایت (مثل تجارت و سیاست) با بازیگران نا مشخص، قوانین قابل تغییر، که به منظور ادامه بازی انجام می شوند و برنده و بازنده قطعی ندارند و دائما در جریان اند!
‼️مشکل وقتی ایجاد میشه که بازیگر (مدیر، شرکت، کشور)با ذهن محدود رو در بازی نامحدود (بیزینس یا سیاست) قرار میگیره! بازیگری که به فکر برنده شدنه، اونم در بازی که قراره دائما در جربان باشه و هدف؛ خود بازیه!
👈سینک ادعا می کنه رهبرانی که از یک ذهنیت بی نهایت، مطابق با بازی بی نهایت استقبال می کنن؛ سازمانهایی مقاوم، مبتکر، الهام بخش و مقاوم تری ایجاد خواهند کرد!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
من از اصطلاح CEO خوشم نمیاد! در هر سطح اجرایی دیگر C؛ شغلشون در عنوانشون وجود داره: CFO, CMO, COO, CTO...یعنی با هر یک از این عناوین شما دقیقا میدونید باید چه کاری انجام بدید.
👈اگه بلد نیستی چگونه با یه DVD Player کار کنی، شما را به عنوان مدیر ارشد تکنولوژی (CTO) به کار نمیگیرم.
👈اگه نمیتونی یه ترازنامه رو بخونی و ازش سر دربیاری، شما رو به عنوان مدیر ارشد فایننس (CFO) بکار نمیگیرم. اینو میدونم. لازم نمیدونم حتی به رزومه ات نگاه کنم چرا که همه وظیفه ات در اون عنوان شغلی و C ات مشخصه!
⁉️اما CEO چی؟ دقیقا وظیفه یه مدیر ارشد اجرایی چیه؟ این یه عنوان شغلیه که خیلی بد تعریف شده و به همین جهت ما آدمای زیادی که مناسب این پوزیشن نیستند رو در این منصب قرار میدیم. فکر میکنم باید این پوزیشن رو به CVO تغییر بدیم👈 (Chief Vision Officer) یکی که مسئول تعیین ویژن شرکت و اطمینان بخشی نسبت به قرارگرفتن شرکت در مسیر اون ویژن و چشم انداز باشه. یکی باید چشم انداز داشته باشه و خیلی اوقات، مدیر ارشد عملیات یا مالی که سرشون توی کار خودشونه و ذهنی محدود به شغل و وظیفه شون دارن، تمایل دارن خودشون رو در مسیر رسیدن به منصب بالاتر یعنی CEO ببینن که این درست نیست.
این؛ قابل یک و دو شدن و تفکیک پذیر نیست بلکه یک ست مهارت مکمل هم هستند؛ یعنی ویژنری و عملیاتی بودن در یک سطح که در هماهنگی با یکدیگه هستند!
❌پس ما شاهد یه اشتباه خیلی خیلی رایج هستیم؛ اونجایی که یه موسس (فاندر) دور اندیش و ویژنری؛ مدیر ارشد مالی یا عملیات خود را به سطح مدیر ارشد اجرایی ارتقا میده و همیشه هم شاهد چنین کاری هستیم!👇
👤هوارد شولتز؛ مدیر ارشد عملیات خود را به سمت مدیرارشد اجرایی منصوب کرد و با مدیریت ایشون، Starbucks سقوط کرد و هوارد مجبور شد خودش برگرده و اوضاع رو سامان بده!
👤مایک دل؛ مدیر ارشد عملیات خودش رو مدیر ارشد اجرایی کرد و شرکت Dell سقوط کرد و مایک باید خودش بر گرده و درستش کنه!
یا اینکه دیدیم...
👤مایک دیوک؛ مدیریت Walmart رو بدست گرفت و شرکت رو به یک مسیر وحشتناک برد و الان 👤داگ مک میلان؛ که ذهنیت نامحدودتری داره، شرکت رو نجات داد و برش گردوند!
ما این الگوی تکرار شونده رو میبینیم و مشکل اینه که به دلیل اینکه ارتباط میان این دو ست مهارتی (عملیاتی و ویژنری بودن) تکمیلی است؛ قابل جدا شدن نیستند.
این مسئله حتی درباره استیو جابز هم اتفاق افتاد.
یه موسس ویژنری رو بر میدارن و می پرسن اونو رو با کی عوضش کنیم و در پاسخ خودشون همین رو تکرار می کنن که COO یا CFO گزینه خوبی هستند چون:
1⃣اول اینکه بیش از همه به اونا اعتماد دارم،
2⃣دوم اینکه بدون اونا به اینجا نمی رسیدم،
3⃣سوم اینکه اونا به مسائل داخل شرکت بیش از من اشراف دارن،
✅هر سه مورد بالا درسته جز اینکه اونا دارای مجموعه مهارت های اشتباه (برای این پوزیشن) هستن!
پس کاری که میکنیم اینه که عملیاتی ها یا مالی چی ها رو که دارای ذهنی محدودند و مجموعه مهارت ها رو با هم ندارند (نه اینکه هرکی مثلا COO یا CFO هست اینگونه باشه) در مشاغلی که نیاز به چشم انداز وسیع داره میذاریم...برای مناصبی که قراره مسیر 20 – 30 سال گذشته شرکت رو تغییر بدن! اونایی که نگاهشون به پایینه و سرشون توی کار خودشونه و دید محدودی دارن.
⁉️یه مدیر ارشد عملیاتی در یه شرکت که سال بدی داشته باشه چه می کنه؟ 👈کاهش هزینه ها!
⁉️در یه شرکتی که سال بدی پشت سر گذاشته یه مدیر ارشد ویژنری چکار میکنه؟👈 چرخش، ابداع و اختراع مجدد، سرمایه گذاری مجدد...
🗣سایمون سینک؛ سخنران و کوچ بیزینس
📌📕"بازی بی نهایت" کتابیه از سایمون سینک که در سال 2019 منتشر شد. این کتاب؛ کاربرد ایده هایی از کتاب جیمز کارسه با همین عنوانه: بازیهای محدود و بی نهایت در حوزه تجارت و ساختار سازمانی.
👈سینک با جمع بندی تمایز کارسه، بین دو نوع بازی مختلف شروع میکنه:
✔️بازی های محدود (مثل شطرنج و فوتبال) بازیگران مشخص، قوانین مورد توافق و هدف مشخص دارند و در انتها، بازی با تعیین برنده بازنده تموم میشه.
✅بازی های نامحدود یا بی نهایت (مثل تجارت و سیاست) با بازیگران نا مشخص، قوانین قابل تغییر، که به منظور ادامه بازی انجام می شوند و برنده و بازنده قطعی ندارند و دائما در جریان اند!
‼️مشکل وقتی ایجاد میشه که بازیگر (مدیر، شرکت، کشور)با ذهن محدود رو در بازی نامحدود (بیزینس یا سیاست) قرار میگیره! بازیگری که به فکر برنده شدنه، اونم در بازی که قراره دائما در جربان باشه و هدف؛ خود بازیه!
👈سینک ادعا می کنه رهبرانی که از یک ذهنیت بی نهایت، مطابق با بازی بی نهایت استقبال می کنن؛ سازمانهایی مقاوم، مبتکر، الهام بخش و مقاوم تری ایجاد خواهند کرد!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍اندیشه هایی از جنس انگیزش☝️
📌A single rose can be my garden,... a single friend my world!
👤Leo Buscaglia
👈یه گل رز؛ میتونه باغ من و یه دوست؛ دنیای من باشه!
📌You don't choose your family. They are God's gift to you as you are to them!
👤Desmond Tutu
👈تو خانواده ات رو انتخاب نمیکنی...اونا هدیه خدا به تو اند، همانگونه که تو هدیه خدا به اونایی!
📌A kiss is a lovely trick designed by nature to stop speech when words become superfluous!
👤Ingrid Bergman
👈یه بوسه، یه ترفند دوست داشتنیه که توسط طبیعت طراحی شده تا جلو حرفهای اضافه رو بگیره!
📌Fall seven times and stand up eight!
👤Japanese Proverb
👈هفت بار بیفت و هشت بار پاشو!
📌You can't blame gravity for falling in love!
👤Einstein
👈نمیتونی برای افتادن توی عشق (عاشق شدن)، نیروی جاذبه رو ملامت کنی!
📌Honesty is the first chapter in the book of wisdom!
👤Jefferson
👈صداقت؛ فصل اول کتاب عقلانیته!
📌The world is my country, all mankind are my brethren, and to do good is my religion!
👤T. Paine
👈جهان؛ کشور منه، همه بشریت؛ برادرانم هستند و انجام کارهای خوب؛ دین منه!
📌Don't let the fear of losing be greater than the excitement of winning!
👤Robert Kiyosaki
👈نذار ترس از دست دادن، بیشتر از هیجان برنده شدنت بشه!
📌In order to succeed, your desire for success should be greater than your fear of failure!
👤Bill Cosby
👈برای اینکه موفق بشی، آرزوی تو برای موفقیت باید بیشتر از ترس تو از شکست باشه!
📌I owe my success to having listened respectfully to the very best advice, and then going away and doing the exact opposite!
👤Chesterton
👈موفقیتم رو مدیون شنیدن (نه گوش دادن) محترمانه بهترین نصیحت ها و دور شدن و انجام کار کاملا خلاف اون نصیحت ها میدونم!
📌There are two types of people who will tell you that you cannot make a difference in this world: those who are afraid to try and those who are afraid you will succeed!
👤Ray Goforth
👈دو دسته آدمها هستند که بهت میگن تو نمیتونی تفاوتی در جهان ایجاد کنی: اونایی که خودشون میترسن این کارو بکنن و اونایی که میترسن تو در این کار موفق بشی!
📌Try not to become a man of success. Rather become a man of value!
👤Albert Einstein
👈سعی نکن آدم موفقی بشی، بجاش سعی کن آدم ارزشمندی بشی...برای موفق شدن؛ دست به هر کاری نزن!
📌The successful warrior is the average man, with laser-like focus!
👤Bruce Lee
👈یه جنگجوی موفق، آدم متوسطیه با تمرکز شبیه لیزر!
📌If you really want to do something, you'll find a way. If you don't, you'll find an excuse!
👤Jim Rohn
👈اگه واقعا بخوای کاری رو انجام بدی، راهی پیدا میکنی وگرنه بهانه ای!
📌Success is not the key to happiness. Happiness is the key to success. If you love what you are doing, you will be successful!
👤Albert Schweitzer
👈موفقیت کلید خوشبختی نیست بلکه خوشبختی کلید موفقیته! اگه عاشق کاری که میکنی باشی، موفق میشی!
📌A successful man is one who can lay a firm foundation with the bricks that other throw at him!
👤David Brinkley
👈یه آدم موفق کسیه که با آجرهایی که به سمتش پرتاب میشه یه بنای خیلی مستحکم میسازه!
📌I will not follow where the path may lead, but I will go where there is no path, and I will leave a trail!
👤Muriel Strode
👈من جایی که مسیر؛ ممکنه به اونجا منتهی بشه رو دنبال نخواهم کرد، بلکه جایی خواهم رفت که راهی وجود نداشته باشه و رد پایی از خودم بجا خواهم گذاشت!
📌It is better to fail in originality than to succeed in imitation!
👤Herman Melville
👈شکست در اصالت؛ بهتر از موفقیت در تقلیده!
📌In three words I can sum up everything I've learned about life: it goes on!
👤Robert Frost
👈همه چیزایی که درباره زندگی آموخته ام رو در سه کلمه خلاصه میکنم: زندگی ادامه داره!
⭕️✍کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
📌A single rose can be my garden,... a single friend my world!
👤Leo Buscaglia
👈یه گل رز؛ میتونه باغ من و یه دوست؛ دنیای من باشه!
📌You don't choose your family. They are God's gift to you as you are to them!
👤Desmond Tutu
👈تو خانواده ات رو انتخاب نمیکنی...اونا هدیه خدا به تو اند، همانگونه که تو هدیه خدا به اونایی!
📌A kiss is a lovely trick designed by nature to stop speech when words become superfluous!
👤Ingrid Bergman
👈یه بوسه، یه ترفند دوست داشتنیه که توسط طبیعت طراحی شده تا جلو حرفهای اضافه رو بگیره!
📌Fall seven times and stand up eight!
👤Japanese Proverb
👈هفت بار بیفت و هشت بار پاشو!
📌You can't blame gravity for falling in love!
👤Einstein
👈نمیتونی برای افتادن توی عشق (عاشق شدن)، نیروی جاذبه رو ملامت کنی!
📌Honesty is the first chapter in the book of wisdom!
👤Jefferson
👈صداقت؛ فصل اول کتاب عقلانیته!
📌The world is my country, all mankind are my brethren, and to do good is my religion!
👤T. Paine
👈جهان؛ کشور منه، همه بشریت؛ برادرانم هستند و انجام کارهای خوب؛ دین منه!
📌Don't let the fear of losing be greater than the excitement of winning!
👤Robert Kiyosaki
👈نذار ترس از دست دادن، بیشتر از هیجان برنده شدنت بشه!
📌In order to succeed, your desire for success should be greater than your fear of failure!
👤Bill Cosby
👈برای اینکه موفق بشی، آرزوی تو برای موفقیت باید بیشتر از ترس تو از شکست باشه!
📌I owe my success to having listened respectfully to the very best advice, and then going away and doing the exact opposite!
👤Chesterton
👈موفقیتم رو مدیون شنیدن (نه گوش دادن) محترمانه بهترین نصیحت ها و دور شدن و انجام کار کاملا خلاف اون نصیحت ها میدونم!
📌There are two types of people who will tell you that you cannot make a difference in this world: those who are afraid to try and those who are afraid you will succeed!
👤Ray Goforth
👈دو دسته آدمها هستند که بهت میگن تو نمیتونی تفاوتی در جهان ایجاد کنی: اونایی که خودشون میترسن این کارو بکنن و اونایی که میترسن تو در این کار موفق بشی!
📌Try not to become a man of success. Rather become a man of value!
👤Albert Einstein
👈سعی نکن آدم موفقی بشی، بجاش سعی کن آدم ارزشمندی بشی...برای موفق شدن؛ دست به هر کاری نزن!
📌The successful warrior is the average man, with laser-like focus!
👤Bruce Lee
👈یه جنگجوی موفق، آدم متوسطیه با تمرکز شبیه لیزر!
📌If you really want to do something, you'll find a way. If you don't, you'll find an excuse!
👤Jim Rohn
👈اگه واقعا بخوای کاری رو انجام بدی، راهی پیدا میکنی وگرنه بهانه ای!
📌Success is not the key to happiness. Happiness is the key to success. If you love what you are doing, you will be successful!
👤Albert Schweitzer
👈موفقیت کلید خوشبختی نیست بلکه خوشبختی کلید موفقیته! اگه عاشق کاری که میکنی باشی، موفق میشی!
📌A successful man is one who can lay a firm foundation with the bricks that other throw at him!
👤David Brinkley
👈یه آدم موفق کسیه که با آجرهایی که به سمتش پرتاب میشه یه بنای خیلی مستحکم میسازه!
📌I will not follow where the path may lead, but I will go where there is no path, and I will leave a trail!
👤Muriel Strode
👈من جایی که مسیر؛ ممکنه به اونجا منتهی بشه رو دنبال نخواهم کرد، بلکه جایی خواهم رفت که راهی وجود نداشته باشه و رد پایی از خودم بجا خواهم گذاشت!
📌It is better to fail in originality than to succeed in imitation!
👤Herman Melville
👈شکست در اصالت؛ بهتر از موفقیت در تقلیده!
📌In three words I can sum up everything I've learned about life: it goes on!
👤Robert Frost
👈همه چیزایی که درباره زندگی آموخته ام رو در سه کلمه خلاصه میکنم: زندگی ادامه داره!
⭕️✍کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍اندیشه هایی از جنس قلم☝️
📌"I get a lot of letters from people. They say, "I want to be a writer. What should I do?" I tell them to stop writing to me and get on with it!
👤Ruth Rendell
👈از مردم نامه های زیادی دریافت میکنم. اونا میگن "من میخوام نویسنده بشم. باید چکار کنم؟" منم بهشون میگم دست از نوشتن برای من بردارید و به نویسندگی ادامه بدید!
📌You can always edit a bad page. You can’t edit a blank page!
👤Jodi Picoult
👈شما همیشه میتونید یه برگه بد رو ویرایش کنید اما نمیتونید یه صفحه خالی رو ویرایش کنید!
📌The first draft is just you telling yourself the story!
👤Terry Pratchett
👈اولین پیش نویس؛ اون داستانیه که برا خودتون تعریف میکنید!
📌Write your first draft with your heart. Rewrite with your head."
👤Mike Rich
👈اولین پیش نویس رو با دلت بنویس، بعدش اونو با مغزت بازنویسی کن!
📌Start writing, no matter what. The water does not flow until the faucet is turned on!
👤Louis L’Amour
👈شروع کن به نوشتن، مهم نیست چی باشه! تا شیر آب باز نشه، آب به جریان نمیفته!
📌Writing a novel is like driving a car at night. You can only see as far as your headlights, but you can make the whole trip that way!
👤E. L. Doctorow
👈رمان نوشتن مثل رانندگی یه ماشین در شبه! چشمت فقط تا جایی که چراغ جلو روشن میکنه رو میبینه، اما با همین روش، کل سفر رو طی میکنی!
📌If you want to be a writer, you must do two things above all others: read a lot and write a lot!
👤Stephen King
👈اگه میخوای یه نویسنده بشی، باید دو تا کار رو بیش از سایر کارها انجام بدی: خیلی بخونی و خیلی بنویسی!
📌It took me fifteen years to discover I had no talent for writing, but I couldn’t give it up because by that time I was too famous!
👤Robert Benchley
👈15 سال طول کشید تا بفهمم هیچ استعدادی برای نویسندگی ندارم، اما نتونستم تسلیم بشم چون دیگه خیلی معروف شده بودم!
📌There’s no such thing as writer’s block. That was invented by people in California who couldn’t write!
👤Terry Pratchett
👈چیزی بنام ایست فکری نویسنده وجود نداره! این اصطلاحیه که در کالیفرنیا توسط اونایی که نمیتونستن بنویسن، اختراع شد!
📌The true alchemists do not change lead into gold; they change the world into words!
👤William H. Gass
👈کیمیاگران واقعی، سرب رو تبدیل به طلا نمیکنن، اونا جهان رو تبدیل به کلمات میکنن!
📌"A bird doesn’t sing because it has an answer; it sings because it has a song!
👤Maya Angelou
👈یه پرنده به این دلیل که کسی پاسخش رو میده، آواز نمیخونه! اون آواز میخونه چون استعداد خوندن داره!
✔️کاری نداشته باش مخاطب داری یا نه، اگه استعداد نوشتن داری؛ فقط بنویس!
📌The pen is mightier than the sword! And the ink of the scholar is more holy than the blood of the martyr!
👤Prophet Mohammad PBUH
👈قلم؛ از شمشیر، قدرتمندتره و جوهر مداد یه دانشمند؛ از خون شهید، مقدس تره!
📌If you would not be forgotten as soon as you are dead and rotten, either write things worth reading, or do things worth the writing!
👤Benjamin Franklin
👈اگه میخوای به محض مردن و پوسیده شدن جسمت فراموش نشی، یا چیزی بنویس که ارزش خوندن داشته باشه یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشه!
🗓14 تیر؛ روز قلم، روز زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت نویسنده و زبان دوم انسان مبارک باد.🙏💐
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
📌"I get a lot of letters from people. They say, "I want to be a writer. What should I do?" I tell them to stop writing to me and get on with it!
👤Ruth Rendell
👈از مردم نامه های زیادی دریافت میکنم. اونا میگن "من میخوام نویسنده بشم. باید چکار کنم؟" منم بهشون میگم دست از نوشتن برای من بردارید و به نویسندگی ادامه بدید!
📌You can always edit a bad page. You can’t edit a blank page!
👤Jodi Picoult
👈شما همیشه میتونید یه برگه بد رو ویرایش کنید اما نمیتونید یه صفحه خالی رو ویرایش کنید!
📌The first draft is just you telling yourself the story!
👤Terry Pratchett
👈اولین پیش نویس؛ اون داستانیه که برا خودتون تعریف میکنید!
📌Write your first draft with your heart. Rewrite with your head."
👤Mike Rich
👈اولین پیش نویس رو با دلت بنویس، بعدش اونو با مغزت بازنویسی کن!
📌Start writing, no matter what. The water does not flow until the faucet is turned on!
👤Louis L’Amour
👈شروع کن به نوشتن، مهم نیست چی باشه! تا شیر آب باز نشه، آب به جریان نمیفته!
📌Writing a novel is like driving a car at night. You can only see as far as your headlights, but you can make the whole trip that way!
👤E. L. Doctorow
👈رمان نوشتن مثل رانندگی یه ماشین در شبه! چشمت فقط تا جایی که چراغ جلو روشن میکنه رو میبینه، اما با همین روش، کل سفر رو طی میکنی!
📌If you want to be a writer, you must do two things above all others: read a lot and write a lot!
👤Stephen King
👈اگه میخوای یه نویسنده بشی، باید دو تا کار رو بیش از سایر کارها انجام بدی: خیلی بخونی و خیلی بنویسی!
📌It took me fifteen years to discover I had no talent for writing, but I couldn’t give it up because by that time I was too famous!
👤Robert Benchley
👈15 سال طول کشید تا بفهمم هیچ استعدادی برای نویسندگی ندارم، اما نتونستم تسلیم بشم چون دیگه خیلی معروف شده بودم!
📌There’s no such thing as writer’s block. That was invented by people in California who couldn’t write!
👤Terry Pratchett
👈چیزی بنام ایست فکری نویسنده وجود نداره! این اصطلاحیه که در کالیفرنیا توسط اونایی که نمیتونستن بنویسن، اختراع شد!
📌The true alchemists do not change lead into gold; they change the world into words!
👤William H. Gass
👈کیمیاگران واقعی، سرب رو تبدیل به طلا نمیکنن، اونا جهان رو تبدیل به کلمات میکنن!
📌"A bird doesn’t sing because it has an answer; it sings because it has a song!
👤Maya Angelou
👈یه پرنده به این دلیل که کسی پاسخش رو میده، آواز نمیخونه! اون آواز میخونه چون استعداد خوندن داره!
✔️کاری نداشته باش مخاطب داری یا نه، اگه استعداد نوشتن داری؛ فقط بنویس!
📌The pen is mightier than the sword! And the ink of the scholar is more holy than the blood of the martyr!
👤Prophet Mohammad PBUH
👈قلم؛ از شمشیر، قدرتمندتره و جوهر مداد یه دانشمند؛ از خون شهید، مقدس تره!
📌If you would not be forgotten as soon as you are dead and rotten, either write things worth reading, or do things worth the writing!
👤Benjamin Franklin
👈اگه میخوای به محض مردن و پوسیده شدن جسمت فراموش نشی، یا چیزی بنویس که ارزش خوندن داشته باشه یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشه!
🗓14 تیر؛ روز قلم، روز زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت نویسنده و زبان دوم انسان مبارک باد.🙏💐
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍راهکار مالی اسلامی برای استمهال تسهیلات بانکی شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs)
از آنجا که امواج مکرر ویروس همه گیر منجر به ایجاد انسدادهای جدید و اختلال اقتصادی شده است، درخواستهای مجددی برای استمهال تسهیلات بانکی مطرح می شود. با این حال، استمهال فقط به جهت ایجاد یک فضای تنفسی؛ تنها به نفع وام گیرندگان بوده و نه مشکلی را حل می کند و نه می تواند در دراز مدت پایدار باشد.
این واقعیت که همان نهادهای متقاضی استمهال، زودتر از موعد مقرر دوباره به تمدید آن نیازمند هستند؛ کارآیی آن را به عنوان یک راه حل زیر سوال می برد!
استمهال تسهیلات تنها موکول کردن مسئله به وقتی دیگر و پاک کردن صورت مسئله است! از آنجا که به اشتباه، کاهش احتمالی منافع بانکها اغلب به عنوان تنها هزینه این کار در نظر گرفته می شود، چنین درخواست هایی منطقی و حتی از نظر سیاسی و پوپولیستی صحیح به نظر می رسد.
با این همه، چندین مشکل در این مورد وجود دارد:
👈اول اینکه استمهال بر اساس امید به بهبود قریب الوقوع اوضاع اقتصادی است که بتواند مشکلات جریان نقدینگی مشاغل را مرتفع نماید. اما نکته قابل توجه این است که سیاست پولی آسان منجر به انباشت بدهی عظیم در تمام سطوح اقتصاد شده و در نتیجه این مکانیسم خود مرتب سازی جریان نقدینگی ممکن است مطابق انتظار محقق نشود.
📌بر مبنای گزارش موسسه مالی بین المللی (IIF)؛ در فصل اول سال 2020 نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی جهان با جهش 10 درصدی به 331 درصد رسید که نشان می دهد اتکا به خلق بدهی؛ تنها گزینه مورد انتخاب سیاست گذاران بوده است. این نسبت در کشورهای توسعه یافته از 380 درصد به 392 درصد و در بازارهای نوظهور از 220 درصد به 230 درصد افزایش یافته است!
👈دوم اینکه استمهال، آسیب پذیری بخش بانکی را افزایش می دهد چرا که وام های دوباره برنامه ریزی شده، هنوز در حساب بانک ها باقی خواهند ماند. طولانی شدن خودکار وام ها باعث افزایش مدت دارایی بانک ها و افزایش شکاف دیرش (میان ورودی و خروجی جریان نقدینگی) آنها می شود که این موجب کاهش کیفیت دارایی ها و شکنندگی آنها می شود.
گرچه تردیدی نیست که مشاغل داخلی؛ به ویژه شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs) که با جریان نقدی مختل مواجه هستند، به کمک نیاز دارند ، اما باید در نظر داشت که این مسئله با بخش بانکی درهم تنیدگی نزدیکی دارد. بنابراین، یک راه حل جامع به دو چیز نیاز دارد:
👈اولا، وام های SME ها برای کاهش بار جریان وجوه نقدی آنها نیاز به تغییر ساختار دارند.
👈دوما، وامهای دوباره ساختار یافته باید از ترازنامه بانکها خارج شوند.
✅با انجام این دو کار؛ این اطمینان ایجاد می شود که کیفیت دارایی و دیرش بدتر نمی شود و بانکها موقعیت خود را برای اعطای وام های جدید حفظ می نمایند.
👈این مسئله چند وجهی را می توان با ترکیبی از "اصول تسهیم ریسک مالی اسلامی" و "اوراق بهادارسازی" که از قبل در نظام بانکداری استفاده مورد استفاده بوده حل کرد. به زبان ساده؛ این فرآیند دو مرحله دارد:
👈مرحله اول؛ تغییر ساختار وام های SME در سطح یک بانک اسلامی و
👈مرحله دوم؛ خارج کردن آنها از طریق اوراق بهادار سازی و انتشار صکوک.
✅ساختارسازی مجدد تامین مالی SME ها را می توان با افزایش مدت اعتبار و همزمان؛ کاهش نرخ سود دوره ای به انجام رساند. این کار به طور قابل ملاحظه ای بار تعهدات ناشی از بدهی آنها را کاهش می دهد.
✅از منظر بانک؛ تغییر در مدت بازپرداخت، تغییری در اصل میزان بدهی ایجاد نمی کند، اما نرخ سود کاهش یافته بر درآمد آن تأثیر می گذارد. این تفاوت در نرخ سود؛ توسط SME ، بسته به سود خالصی که کسب می کند به عنوان سود سهام پرداخت می شود. هرگونه کسری در پرداخت های دوره ای سررسید و/یا سود سهام پرداخت نشده، باید به کل مبلغ اصلی پرداخت نشده اضافه شود.
در اصل، تعهدات مالی و هزینه های تامین مالی SME ها نسبتاً تغییر نکرده است، اما انعطاف پذیری در بازپرداخت به شکل سهام فراهم می شود.
👈برای به حداقل رساندن مشکلات ناشی از مسئله نمایندگی و مخاطره اخلاقی، حق تصاحب سهام (Equity Kicker) برای وام دهنده در نظر گرفته می شود.
📌واژه Equity Kicker به معنی مشوقی است برای وام دهنده که به جهت در نظر گرفتن تخفیف در سود تسهیلات، به موقعیت تصاحب بخشی از سهام وام گیرنده دست می یابد.
پس از اصلاح سررسید، وقوع یکی از دو حالت زیرمحتمل است:
👈یا اینکه کلیه سود سهام و اصل وام به طور کامل پرداخت می شود و بنابراین همه چیز تسویه شده است،
👈و یا هنوز مقداری تسویه نشده است که در اینجا اگر موقعیت SME آسیب ندیده باشد و شرکت سرپا باشد، با Equity Kicker می توان کاستی ها را جبران کرد و در غیر این صورت؛ با ابزار حقوقی سلب مالکیت (Foreclosure) برای بازیافتن وثایق اساسی اقدام می شود.
از آنجا که امواج مکرر ویروس همه گیر منجر به ایجاد انسدادهای جدید و اختلال اقتصادی شده است، درخواستهای مجددی برای استمهال تسهیلات بانکی مطرح می شود. با این حال، استمهال فقط به جهت ایجاد یک فضای تنفسی؛ تنها به نفع وام گیرندگان بوده و نه مشکلی را حل می کند و نه می تواند در دراز مدت پایدار باشد.
این واقعیت که همان نهادهای متقاضی استمهال، زودتر از موعد مقرر دوباره به تمدید آن نیازمند هستند؛ کارآیی آن را به عنوان یک راه حل زیر سوال می برد!
استمهال تسهیلات تنها موکول کردن مسئله به وقتی دیگر و پاک کردن صورت مسئله است! از آنجا که به اشتباه، کاهش احتمالی منافع بانکها اغلب به عنوان تنها هزینه این کار در نظر گرفته می شود، چنین درخواست هایی منطقی و حتی از نظر سیاسی و پوپولیستی صحیح به نظر می رسد.
با این همه، چندین مشکل در این مورد وجود دارد:
👈اول اینکه استمهال بر اساس امید به بهبود قریب الوقوع اوضاع اقتصادی است که بتواند مشکلات جریان نقدینگی مشاغل را مرتفع نماید. اما نکته قابل توجه این است که سیاست پولی آسان منجر به انباشت بدهی عظیم در تمام سطوح اقتصاد شده و در نتیجه این مکانیسم خود مرتب سازی جریان نقدینگی ممکن است مطابق انتظار محقق نشود.
📌بر مبنای گزارش موسسه مالی بین المللی (IIF)؛ در فصل اول سال 2020 نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی جهان با جهش 10 درصدی به 331 درصد رسید که نشان می دهد اتکا به خلق بدهی؛ تنها گزینه مورد انتخاب سیاست گذاران بوده است. این نسبت در کشورهای توسعه یافته از 380 درصد به 392 درصد و در بازارهای نوظهور از 220 درصد به 230 درصد افزایش یافته است!
👈دوم اینکه استمهال، آسیب پذیری بخش بانکی را افزایش می دهد چرا که وام های دوباره برنامه ریزی شده، هنوز در حساب بانک ها باقی خواهند ماند. طولانی شدن خودکار وام ها باعث افزایش مدت دارایی بانک ها و افزایش شکاف دیرش (میان ورودی و خروجی جریان نقدینگی) آنها می شود که این موجب کاهش کیفیت دارایی ها و شکنندگی آنها می شود.
گرچه تردیدی نیست که مشاغل داخلی؛ به ویژه شرکتهای کوچک و متوسط (SMEs) که با جریان نقدی مختل مواجه هستند، به کمک نیاز دارند ، اما باید در نظر داشت که این مسئله با بخش بانکی درهم تنیدگی نزدیکی دارد. بنابراین، یک راه حل جامع به دو چیز نیاز دارد:
👈اولا، وام های SME ها برای کاهش بار جریان وجوه نقدی آنها نیاز به تغییر ساختار دارند.
👈دوما، وامهای دوباره ساختار یافته باید از ترازنامه بانکها خارج شوند.
✅با انجام این دو کار؛ این اطمینان ایجاد می شود که کیفیت دارایی و دیرش بدتر نمی شود و بانکها موقعیت خود را برای اعطای وام های جدید حفظ می نمایند.
👈این مسئله چند وجهی را می توان با ترکیبی از "اصول تسهیم ریسک مالی اسلامی" و "اوراق بهادارسازی" که از قبل در نظام بانکداری استفاده مورد استفاده بوده حل کرد. به زبان ساده؛ این فرآیند دو مرحله دارد:
👈مرحله اول؛ تغییر ساختار وام های SME در سطح یک بانک اسلامی و
👈مرحله دوم؛ خارج کردن آنها از طریق اوراق بهادار سازی و انتشار صکوک.
✅ساختارسازی مجدد تامین مالی SME ها را می توان با افزایش مدت اعتبار و همزمان؛ کاهش نرخ سود دوره ای به انجام رساند. این کار به طور قابل ملاحظه ای بار تعهدات ناشی از بدهی آنها را کاهش می دهد.
✅از منظر بانک؛ تغییر در مدت بازپرداخت، تغییری در اصل میزان بدهی ایجاد نمی کند، اما نرخ سود کاهش یافته بر درآمد آن تأثیر می گذارد. این تفاوت در نرخ سود؛ توسط SME ، بسته به سود خالصی که کسب می کند به عنوان سود سهام پرداخت می شود. هرگونه کسری در پرداخت های دوره ای سررسید و/یا سود سهام پرداخت نشده، باید به کل مبلغ اصلی پرداخت نشده اضافه شود.
در اصل، تعهدات مالی و هزینه های تامین مالی SME ها نسبتاً تغییر نکرده است، اما انعطاف پذیری در بازپرداخت به شکل سهام فراهم می شود.
👈برای به حداقل رساندن مشکلات ناشی از مسئله نمایندگی و مخاطره اخلاقی، حق تصاحب سهام (Equity Kicker) برای وام دهنده در نظر گرفته می شود.
📌واژه Equity Kicker به معنی مشوقی است برای وام دهنده که به جهت در نظر گرفتن تخفیف در سود تسهیلات، به موقعیت تصاحب بخشی از سهام وام گیرنده دست می یابد.
پس از اصلاح سررسید، وقوع یکی از دو حالت زیرمحتمل است:
👈یا اینکه کلیه سود سهام و اصل وام به طور کامل پرداخت می شود و بنابراین همه چیز تسویه شده است،
👈و یا هنوز مقداری تسویه نشده است که در اینجا اگر موقعیت SME آسیب ندیده باشد و شرکت سرپا باشد، با Equity Kicker می توان کاستی ها را جبران کرد و در غیر این صورت؛ با ابزار حقوقی سلب مالکیت (Foreclosure) برای بازیافتن وثایق اساسی اقدام می شود.
همچنین مخاطره اخلاقی با ابزار Equity Kicker که منجر به رقیق شدگی درآمد و مالکیت SMEها می شود، کاهش می یابد چرا که به واسطه آن، هر گونه سود جویی مالکان برای آنها عواقب دردناکی خواهد داشت.
👈واضح است که ساختارچینی مجدد تسهیلات نیاز به تعیین پارامترهایی از قبیل در دسترس بودن وثیقه، سابقه خوب پرداخت و سه فاکتور اصلی اعتبار سنجی (سرمایه، ظرفیت شرکت و شخصیت مالکان) و نیز پذیرش SME در خصوص تصاحب سهامشان توسط وام دهنده می باشد.
👈مرحله دوم؛ یعنی اوراق بهادار سازی، شامل تجمیع وام های ساختارسازی شده در ترنچ ها (Tranches) یا بلوک ها با لحاظ کردن متنوع سازی (سرمایه گذاری در صنایع مختلف)، استاندارد سازی سررسیدها و نرخ پوشش وثایق می باشد.
سپس این ترنچ ها از طریق صدور صکوک با پشتوانه دارایی ها (وام ها)ی تجمیع شده تبدیل به پول می شوند.
📌از آنجا که بانک اعطا کننده وام کماکان به دریافت اقساط از SME ادامه داده و از سوی دیگر؛ وام های خود را تبدیل به اوراق بهادار کرده و آنرا به سرمایه گذاران فروخته، این صکوک ابزاری برای انتقال سود و اصل وام از SME به سرمایه گذاران از کانال شرکت واسط SPV می شوند و بانک ها به اصطلاح؛ Pass Throgh هستند.
⁉️چرا صکوک؟ چون وام های تجدید ساختار شده، به لحاظ زمان سررسید بلند مدت شده و جهت نقد شوندگی منابعی از جنس بازار سرمایه لازم است.
⁉️چه ساختاری از صکوک؟ صکوک "وکالت برای سرمایه گذاری عام" میتواند برای این منظور ایده آل باشد چرا که اولا بانک به عنوان وکیل اقساط و اصل را دریافت و به SPV پرداخت می کند و از طرف سرمایه گذاران نقش Equity Kicker را ایفا می کند و در ثانی، سرمایه گذاران با واسطه SPV به گستره متنوعی از سرمایه گذاری در SME ها مرتبط می شوند.
📌نکته قابل توجه اینکه به لحاظ شرعی، به جهت اینکه وام ها دارای دارایی پایه قابل توجهی هستند، در مرحله اول یعنی نقد شوندگی، عقد خرید دین مورد استفاده قرار می گیرد.
📌همچنین بانک اسلامی وجوه بدست آمده را می تواند
لیست کردن و معامله این صکوک در بورس ها یا پلتفرم های خرید و فروش الکترونیک موجود، بازار ثانویه و نقدینگی آنرا امکان پذیر می کند.
مزیت اصلی این مدل این است که از فرآیندها و تکنیک های موجود در سیستم بانکی بهره می برد. بنابراین، نیاز چندانی به زیرساخت های جدید نیست. بانک ها در حال حاضر دارایی های خود را از طریق اوراق بهادار بیرون کشیده و می فروشند. چارچوب های نظارتی برای اوراق بهادار سازی و معاملات در حال حاضر موجود است.
✅از آنجا که بانکها با اوراق بهادارسازی، بخش هایی از سبد وام خود را خارج می کنند، به صورت خودکار الزامات کفایت سرمایه آنها نیز کاهش می یابد. علاوه بر کاهش هزینه ها، امکان ارائه وام های جدید برای بانک ها از محل فروش صکوک فراهم می شود. به عبارت دیگر، بجای افزایش پایه پولی و خلق پول می توان با اوراق بهادار سازی وام های موجود و جذب منابع از بازار، تسهیلات جدید ارائه کرده و بازار را به سمت تولید تحریک کرد.
👈از سوی دیگر، دولت ها نیز سود می برند زیرا این پیشنهاد هیچ باری بر بودجه آنها تحمیل نمی کند و همانطور که بیان شد، نقطه قوت اصلی این پیشنهاد در راه حل مبتنی بر بازار است با این روش تخصیص منابع به شکل کارا تری صورت می پذیرد.
👈و نکته آخر اینکه سرمایه گذاران در این صکوک، بازدهی بسیار بالاتر از سپرده ها خواهند داشت. این در حالی است که وامهای اعطا شده قبلاً ارزیابی اعتباری بانکها را پشت سر گذاشته و وثیقه آنها اخذ گردیده است از این لحاظ ریسک اعتباری حداقل است. بنابراین، از نقطه نظر توازن میان ریسک و بازده، این صکوک بازده بالاتری نسبت به سپرده بانکی ارائه می کند.
⭕️✍عبیدالله عصمت پاشا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد؛ 15 تیر 1400
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-6/3778999-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%87%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D9%87%D8%A7
👈واضح است که ساختارچینی مجدد تسهیلات نیاز به تعیین پارامترهایی از قبیل در دسترس بودن وثیقه، سابقه خوب پرداخت و سه فاکتور اصلی اعتبار سنجی (سرمایه، ظرفیت شرکت و شخصیت مالکان) و نیز پذیرش SME در خصوص تصاحب سهامشان توسط وام دهنده می باشد.
👈مرحله دوم؛ یعنی اوراق بهادار سازی، شامل تجمیع وام های ساختارسازی شده در ترنچ ها (Tranches) یا بلوک ها با لحاظ کردن متنوع سازی (سرمایه گذاری در صنایع مختلف)، استاندارد سازی سررسیدها و نرخ پوشش وثایق می باشد.
سپس این ترنچ ها از طریق صدور صکوک با پشتوانه دارایی ها (وام ها)ی تجمیع شده تبدیل به پول می شوند.
📌از آنجا که بانک اعطا کننده وام کماکان به دریافت اقساط از SME ادامه داده و از سوی دیگر؛ وام های خود را تبدیل به اوراق بهادار کرده و آنرا به سرمایه گذاران فروخته، این صکوک ابزاری برای انتقال سود و اصل وام از SME به سرمایه گذاران از کانال شرکت واسط SPV می شوند و بانک ها به اصطلاح؛ Pass Throgh هستند.
⁉️چرا صکوک؟ چون وام های تجدید ساختار شده، به لحاظ زمان سررسید بلند مدت شده و جهت نقد شوندگی منابعی از جنس بازار سرمایه لازم است.
⁉️چه ساختاری از صکوک؟ صکوک "وکالت برای سرمایه گذاری عام" میتواند برای این منظور ایده آل باشد چرا که اولا بانک به عنوان وکیل اقساط و اصل را دریافت و به SPV پرداخت می کند و از طرف سرمایه گذاران نقش Equity Kicker را ایفا می کند و در ثانی، سرمایه گذاران با واسطه SPV به گستره متنوعی از سرمایه گذاری در SME ها مرتبط می شوند.
📌نکته قابل توجه اینکه به لحاظ شرعی، به جهت اینکه وام ها دارای دارایی پایه قابل توجهی هستند، در مرحله اول یعنی نقد شوندگی، عقد خرید دین مورد استفاده قرار می گیرد.
📌همچنین بانک اسلامی وجوه بدست آمده را می تواند
لیست کردن و معامله این صکوک در بورس ها یا پلتفرم های خرید و فروش الکترونیک موجود، بازار ثانویه و نقدینگی آنرا امکان پذیر می کند.
مزیت اصلی این مدل این است که از فرآیندها و تکنیک های موجود در سیستم بانکی بهره می برد. بنابراین، نیاز چندانی به زیرساخت های جدید نیست. بانک ها در حال حاضر دارایی های خود را از طریق اوراق بهادار بیرون کشیده و می فروشند. چارچوب های نظارتی برای اوراق بهادار سازی و معاملات در حال حاضر موجود است.
✅از آنجا که بانکها با اوراق بهادارسازی، بخش هایی از سبد وام خود را خارج می کنند، به صورت خودکار الزامات کفایت سرمایه آنها نیز کاهش می یابد. علاوه بر کاهش هزینه ها، امکان ارائه وام های جدید برای بانک ها از محل فروش صکوک فراهم می شود. به عبارت دیگر، بجای افزایش پایه پولی و خلق پول می توان با اوراق بهادار سازی وام های موجود و جذب منابع از بازار، تسهیلات جدید ارائه کرده و بازار را به سمت تولید تحریک کرد.
👈از سوی دیگر، دولت ها نیز سود می برند زیرا این پیشنهاد هیچ باری بر بودجه آنها تحمیل نمی کند و همانطور که بیان شد، نقطه قوت اصلی این پیشنهاد در راه حل مبتنی بر بازار است با این روش تخصیص منابع به شکل کارا تری صورت می پذیرد.
👈و نکته آخر اینکه سرمایه گذاران در این صکوک، بازدهی بسیار بالاتر از سپرده ها خواهند داشت. این در حالی است که وامهای اعطا شده قبلاً ارزیابی اعتباری بانکها را پشت سر گذاشته و وثیقه آنها اخذ گردیده است از این لحاظ ریسک اعتباری حداقل است. بنابراین، از نقطه نظر توازن میان ریسک و بازده، این صکوک بازده بالاتری نسبت به سپرده بانکی ارائه می کند.
⭕️✍عبیدالله عصمت پاشا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد؛ 15 تیر 1400
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-6/3778999-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%87%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-%D9%87%D8%A7
روزنامه دنیای اقتصاد
راهکار مالی-اسلامی برای استمهال تسهیلات بانکی SMEها
از آنجا که امواج مکرر ویروس همه گیر منجر به ایجاد انسدادهای جدید و اختلال اقتصادی شده است، درخواستهای مجددی برای استمهال تسهیلات بانکی مطرح میشود. با این حال استمهال فقط به جهت ایجاد یک فضای تنفسی؛ تنها به نفع وامگیرندگان بوده و نه مشکلی را حل میکند و…
⭕️✍اندیشه هایی از جنس غدیر
📌Like your body your mind also gets tired. So refresh it by wise sayings!
👈روحتون مثل جسمتون خسته میشه، پس اونو با سخنان حکیمانه از خستگی بیرون بیارید!
📌Wealth converts a strange land into homeland and poverty turn a native place into a strange land!
👈ثروت و فراوانی؛ غربت رو تبدیل به وطن، و فقر و نداری؛ وطن رو تبدیل به غربت میکنه!
📌If a person has a good idea about you make his idea be true!
👈اگه یه نفر به تو گمان خوب داره، کاری کن گمانش درست از آب در بیاد!
📌The best way to punish an evil doer is to reward handsomely a good person for his good deeds!
👈بهترین روش تنبیه آدمی که کار بد انجام میده؛ پاداش دادن سخاوتمندانه به آدم خوبه به خاطر انجام کار خوب او!
📌A virtuous person is better thab virtue and a vicious person is worse than vice!
👈كسيكه كار نيك انجام میده خودش از اون كار بهتره، و کننده کار بد از اون کار بدتره!
📌There are two matters which are inseparable from lying: making many promises and making even more excuses!
👈دو چیز ملازم دروغ گفتنه: وعده های زیاد و بهانه تراشی های بیشتر!
📌Do not give up bidding for good and forbidding from evil lest the mischievous gain positions over you, and then (in that case) when you pray, the prayers will not be granted!
👈اگه به نيكى دعوت نکنید و از بدى نهى نکنید، اشرار بر شما مسلط خواهند شد! بعد دعا می كنيد: خدایا ما را ازشرّ اينا نجات بده و خدا دعای شما را مستجاب نخواهد کرد!
📌Often your utterances and expressions of your face leak out the secrets of your hidden thoughts!
👈كسى چيزى رو تو دلش پنهان نمي كنه مگر اينكه در سخنانى كه از دهانش مى پره و یا در چهره و قيافه اش آشكار میشه!
📌The nourishment of the body is food, while the nourishment of the soul is feeding others!
👈تغذیه جسم با طعامه و تغذیه روح با اطعام دیگران!
(لئیمان از طعام لذت برند و کریمان از اطعام!👤سعدی)
📌It is easier to turn a mountain into dust than to create love in a heart that is filled with hatred!
👈تبدیل کردن یه کوه به گرد و خاک، آسونتره از آفریدن عشق در قلبیه که مملو از کینه و نفرته!
📌Associate with people in such a way that when you have passed away they will cry for you, and while you are alive they seek your companion!
👈به گونه ای با مردم معاشرت کن که وقتی از دنیا رفتی بر تو بگریند، در حالی که وقتی زنده ای به دنبال همنشینی با تو باشند!
📌There are two kinds of livelihood:
One which you are searching for,
And the other which follows you.
It will reach you even if you do not try to obtain it!
👈رزق و روزی دو گونه است: رزقی که تو اونو می طلبی و رزقی که اون تو رو می طلبه؛ که اگر تو به سویش نری به سویت خواهد آمد!
📌Patience is of two kinds:
Patience over what pains you,
And patience against what you covet!
👈صبر بر دو قسمه:
صبر برای انجام کار خوبی که دوست نداری انجام بدی،
صبر برای ترک کار بدی که دوست داری انجام بدی!
👤امام علی علیه السلام
قدّش افق نگاه را بالا برد،
بغضش ضربان چاه را بالا برد،
آكنده شد از نور تمام هستی،
خورشید كه دست ماه را بالا برد!☝️
👤رضا نیکوکار
🎂عید سعید غدیر بر شما مبارک باد🙏💐
✋امیرعباس زینت بخش
@ThinkThenMove
📌Like your body your mind also gets tired. So refresh it by wise sayings!
👈روحتون مثل جسمتون خسته میشه، پس اونو با سخنان حکیمانه از خستگی بیرون بیارید!
📌Wealth converts a strange land into homeland and poverty turn a native place into a strange land!
👈ثروت و فراوانی؛ غربت رو تبدیل به وطن، و فقر و نداری؛ وطن رو تبدیل به غربت میکنه!
📌If a person has a good idea about you make his idea be true!
👈اگه یه نفر به تو گمان خوب داره، کاری کن گمانش درست از آب در بیاد!
📌The best way to punish an evil doer is to reward handsomely a good person for his good deeds!
👈بهترین روش تنبیه آدمی که کار بد انجام میده؛ پاداش دادن سخاوتمندانه به آدم خوبه به خاطر انجام کار خوب او!
📌A virtuous person is better thab virtue and a vicious person is worse than vice!
👈كسيكه كار نيك انجام میده خودش از اون كار بهتره، و کننده کار بد از اون کار بدتره!
📌There are two matters which are inseparable from lying: making many promises and making even more excuses!
👈دو چیز ملازم دروغ گفتنه: وعده های زیاد و بهانه تراشی های بیشتر!
📌Do not give up bidding for good and forbidding from evil lest the mischievous gain positions over you, and then (in that case) when you pray, the prayers will not be granted!
👈اگه به نيكى دعوت نکنید و از بدى نهى نکنید، اشرار بر شما مسلط خواهند شد! بعد دعا می كنيد: خدایا ما را ازشرّ اينا نجات بده و خدا دعای شما را مستجاب نخواهد کرد!
📌Often your utterances and expressions of your face leak out the secrets of your hidden thoughts!
👈كسى چيزى رو تو دلش پنهان نمي كنه مگر اينكه در سخنانى كه از دهانش مى پره و یا در چهره و قيافه اش آشكار میشه!
📌The nourishment of the body is food, while the nourishment of the soul is feeding others!
👈تغذیه جسم با طعامه و تغذیه روح با اطعام دیگران!
(لئیمان از طعام لذت برند و کریمان از اطعام!👤سعدی)
📌It is easier to turn a mountain into dust than to create love in a heart that is filled with hatred!
👈تبدیل کردن یه کوه به گرد و خاک، آسونتره از آفریدن عشق در قلبیه که مملو از کینه و نفرته!
📌Associate with people in such a way that when you have passed away they will cry for you, and while you are alive they seek your companion!
👈به گونه ای با مردم معاشرت کن که وقتی از دنیا رفتی بر تو بگریند، در حالی که وقتی زنده ای به دنبال همنشینی با تو باشند!
📌There are two kinds of livelihood:
One which you are searching for,
And the other which follows you.
It will reach you even if you do not try to obtain it!
👈رزق و روزی دو گونه است: رزقی که تو اونو می طلبی و رزقی که اون تو رو می طلبه؛ که اگر تو به سویش نری به سویت خواهد آمد!
📌Patience is of two kinds:
Patience over what pains you,
And patience against what you covet!
👈صبر بر دو قسمه:
صبر برای انجام کار خوبی که دوست نداری انجام بدی،
صبر برای ترک کار بدی که دوست داری انجام بدی!
👤امام علی علیه السلام
قدّش افق نگاه را بالا برد،
بغضش ضربان چاه را بالا برد،
آكنده شد از نور تمام هستی،
خورشید كه دست ماه را بالا برد!☝️
👤رضا نیکوکار
🎂عید سعید غدیر بر شما مبارک باد🙏💐
✋امیرعباس زینت بخش
@ThinkThenMove
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️🤝هفده نوع صدقه...
📌👈ذهنیت اکثر ما درباره صدقه؛ با پرداختن پول نقد به فقرا و یا پوشاندن لباس و اطعام آنها شکل گرفته، در حالی که 17 نوع دیگه از صدقه هم وجود داره که البته گاهی بعضیاشون از خشکه حساب کردن؛ سخت ترن...
1. دعا کردن برای دیگران و از خداوند طلب خیر کردن براشون
2. یاد دادن آموخته ها به اونایی که از عهده پرداختن هزینه آموزش بر نمیان
3. پند دادن و نصیحت کردن کودکان و نوجوانان
4. لبخند زدن به آدما
5. کمک کردن به دیگران در سختیاشون
6. وقت گذاشتن برای پدر و مادر و همسر
7. تربیت فرزندان و عصبانی نشدن و وقت گذاشتن براشون
8. صبور بودن در شرایط سخت
9. تذکر به دوستان زمانی که در مسیر نادرست قرار میگیرن
10. نهی کردن آدما از انجام کار غیر شرعی یا غیر اخلاقی یا غیر قانونی
11. نرم سخن گفتن و داد نزدن و پرخاش نکردن
12. بخشیدن اونایی که تقاضای عفو و بخشش میکنن
13. احترام گذاشتن به مردم به ویژه در صف و هنگام رانندگی
14. خوشحال شدن برای خوشحالی دیگران و حسادت نکردن
15. عیادت از بیماران
16. مسیر تردد مردم رو از سنگ و آجر و موانع پاک کردن
17. اطعام اعضای خانواده و فامیل و مهمونی دادن
@ThinkThenMove
📌👈ذهنیت اکثر ما درباره صدقه؛ با پرداختن پول نقد به فقرا و یا پوشاندن لباس و اطعام آنها شکل گرفته، در حالی که 17 نوع دیگه از صدقه هم وجود داره که البته گاهی بعضیاشون از خشکه حساب کردن؛ سخت ترن...
1. دعا کردن برای دیگران و از خداوند طلب خیر کردن براشون
2. یاد دادن آموخته ها به اونایی که از عهده پرداختن هزینه آموزش بر نمیان
3. پند دادن و نصیحت کردن کودکان و نوجوانان
4. لبخند زدن به آدما
5. کمک کردن به دیگران در سختیاشون
6. وقت گذاشتن برای پدر و مادر و همسر
7. تربیت فرزندان و عصبانی نشدن و وقت گذاشتن براشون
8. صبور بودن در شرایط سخت
9. تذکر به دوستان زمانی که در مسیر نادرست قرار میگیرن
10. نهی کردن آدما از انجام کار غیر شرعی یا غیر اخلاقی یا غیر قانونی
11. نرم سخن گفتن و داد نزدن و پرخاش نکردن
12. بخشیدن اونایی که تقاضای عفو و بخشش میکنن
13. احترام گذاشتن به مردم به ویژه در صف و هنگام رانندگی
14. خوشحال شدن برای خوشحالی دیگران و حسادت نکردن
15. عیادت از بیماران
16. مسیر تردد مردم رو از سنگ و آجر و موانع پاک کردن
17. اطعام اعضای خانواده و فامیل و مهمونی دادن
@ThinkThenMove
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛍️کیف نذری!؟
⁉️حسین کیست؟
🎙️📹گزارش شبکه محلی WGN شیکاگو آمریکا
👈موسسه خیریه "حسین کیست؟...Whoishussain.org" درشیکاگو در یک مدرسه ابتدایی و منطقه ای که دانش آموزان توان خرید لوازم التحریر رو ندارند، امسال اقدام به تهیه 350 کیف پر از کتاب های درسی، لوازم التحریر، نوت پد، ماشین حساب، قیچی،....نمود و سالی شاد و پر از احساس و هیجان به یادماندنی با نام امام حسین علیه السلام برای دانش آموزان بی بضاعت رقم زد و برنامه آنها برای سال آینده 700 کیف نذری می باشد...
@ThinkThenMove
⁉️حسین کیست؟
🎙️📹گزارش شبکه محلی WGN شیکاگو آمریکا
👈موسسه خیریه "حسین کیست؟...Whoishussain.org" درشیکاگو در یک مدرسه ابتدایی و منطقه ای که دانش آموزان توان خرید لوازم التحریر رو ندارند، امسال اقدام به تهیه 350 کیف پر از کتاب های درسی، لوازم التحریر، نوت پد، ماشین حساب، قیچی،....نمود و سالی شاد و پر از احساس و هیجان به یادماندنی با نام امام حسین علیه السلام برای دانش آموزان بی بضاعت رقم زد و برنامه آنها برای سال آینده 700 کیف نذری می باشد...
@ThinkThenMove
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌The difference between the impossible and the possible lies in a man's determination!
👤Lasorda
👈تفاوت میان غیرممکن و ممکن؛ در عزم و اراده یه مرد نهفته!
📌It always seems impossible until it's done!
👤N.Mandela
👈تا زمانی که انجام نشه، همیشه غیر ممکن به نظر میرسه!
📌Start by doing what's necessary; then do what's possible; and suddenly you are doing the impossible!
👤F of Assissi
👈با انجام آنچه لازمه شروع کنید، سپس آنچه ممکنه انجام بدید و ناگهان کار غیرممکن رو دارید انجام میدید!
📌Once you eliminate the impossible, whatever remains, no matter how improbable, must be the truth!
👤A.Doyle
👈هنگامی که غیرممکن رو حذف می کنید، هر آنچه باقی میمونه، مهم نیست چقدر غیر محتمل باشه؛ اون باید حقیقت باشه!
📌It is difficult to say what is impossible, for the dream of yesterday is the hope of today and the reality of tomorrow!
👤Goddard
👈گفتن اینکه چی غیر ممکنه؛ دشواره چون رویای دیروز؛ امید امروز و واقعیت فرداست!
👆📹ابراهیم هامادتو؛ بازیکن تیم ملی پارالمپیک مصر که دو دست خود را از کتف در یک حادثه از دست داده است!
@ThinkThenMove
👤Lasorda
👈تفاوت میان غیرممکن و ممکن؛ در عزم و اراده یه مرد نهفته!
📌It always seems impossible until it's done!
👤N.Mandela
👈تا زمانی که انجام نشه، همیشه غیر ممکن به نظر میرسه!
📌Start by doing what's necessary; then do what's possible; and suddenly you are doing the impossible!
👤F of Assissi
👈با انجام آنچه لازمه شروع کنید، سپس آنچه ممکنه انجام بدید و ناگهان کار غیرممکن رو دارید انجام میدید!
📌Once you eliminate the impossible, whatever remains, no matter how improbable, must be the truth!
👤A.Doyle
👈هنگامی که غیرممکن رو حذف می کنید، هر آنچه باقی میمونه، مهم نیست چقدر غیر محتمل باشه؛ اون باید حقیقت باشه!
📌It is difficult to say what is impossible, for the dream of yesterday is the hope of today and the reality of tomorrow!
👤Goddard
👈گفتن اینکه چی غیر ممکنه؛ دشواره چون رویای دیروز؛ امید امروز و واقعیت فرداست!
👆📹ابراهیم هامادتو؛ بازیکن تیم ملی پارالمپیک مصر که دو دست خود را از کتف در یک حادثه از دست داده است!
@ThinkThenMove
⭕️✍تثلیث غیرممکن؛ مرور یک اصل اقتصاد پولی
1⃣مقدمه اول:
🔶اگر ترازنامه ی یک بانک مرکزی را این گونه فرض کنیم:
✅دارایی ها:
1👈اوراق قرضه (B)
2👈ذخیره ارزی (F)
✅بدهی ها:
3👈ذخیره بانک های تجاری
4👈پول در گردش
(3+4= پایه پولی Monetary Base و یا MB)
بنابراین👈MB=B+F
✅در شرایط فشار منجر به کاهش بهای پول ملی👈 بانک مرکزی F را می فروشد👈 ارزش F کاهش پیدا می کند👈 پایه پولی کاهش پیدا می کند👈عرضه پول کاهش پیدا می کند.
✅در شرایط فشار منجر به افزایش بهای پول ملی👈بانک مرکزی F را می خرد👈ارزش F افزایش پیدا می کند👈پایه پولی افزایش پیدا می کند👈عرضه پول افزایش پیدا می کند.
📌نکته: دخالت استریلیزه شده: اگر بانک مرکزی بخواهد میزان عرضه پول را ثابت نگه دارد، آنگاه وقتی F را می خرد👈 B را می فروشد، و یا وقتی F را می فروشد👈 B را می خرد؛ که این عملیات به دخالت استریلیزه شده بانک مرکزی معروف است.
2⃣مقدمه دوم:
🔶رژیم نرخ ثابت و شناور ارز
به طور کلی، یک بانک مرکزی یکی از این دو رژیم را باید انتخاب کند که هر کدام عواقب خود را به شرح ذیل خواهد داشت:
1. در رژیم نرخ ثابت ارز؛ هدف بانک مرکزی ثابت نگه داشتن نرخ ارز است که در نتیجه👈میزان عرضه پول و نرخ بهره متعاقبا تعیین می شود. 👈در این شرایط سیاست پولی بانک مرکزی؛ غیر مستقل است.
♨️ایرادات رژیم نرخ ثابت ارز:
سخت بودن انطباق نرخ ارز با شرایط عدم تعادل و شوک های ارزی، آسیب پذیری در برابر حملات سفته جویانه، بی اثری سیاست های پولی، بالا بردن نرخ بهره و احتمالا ایجاد رکود برای دفاع از بهای ارز ملی
💢فواید رژیم نرخ ثابت ارز:
تسهیل تجارت و سرمایه گذاری، اعتبار برای مبارزه با تورم و اصلاح اقتصادی
2. در رژیم نرخ شناور ارز؛ هدف بانک مرکزی تعیین میزان عرضه پول و یا نرخ بهره است که در نتیجه👈نرخ ارز تعیین می شود.👈در این شرایط سیاست پولی بانک مرکزی؛ مستقل است.
♨️ایرادات رژیم نرخ شناور ارز:
انطباق نرخ ارز با شرایط عدم تعادل و شوک های ارزی، آسیب پذیری کمتر در برابر حملات سفته جویانه، اثربخشی سیاست های پولی، عدم نیاز به بالا بردن نرخ بهره و ایجاد رکود برای دفاع از بهای ارز ملی
💢فواید رژیم نرخ شناور ارز:
مشکل بودن تجارت و سرمایه گذاری به دلیل عدم اطمینان به آینده، سخت تر بودن امکان کنترل و یا کاهش تورم
🔲تثلیث غیرممکن یا Trilemma
بنابراین؛ یک بانک مرکزی نمی تواند به طور همزمان به هر سه هدف زیر دسترسی پیدا کند:
👈گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها (Free Capital Flow)
👈رژیم نرخ ارز ثابت ( Fixed Exchange Rate Regime)
👈سیاست پولی مستقل (Independent/Sovereign Monetary Policy)
بلکه در یک زمان می تواند تنها به دو هدف رسیده و یک هدف را باید فدا کند!☝️
به عنوان مثال، همانگونه که در تصویر زیر👇👇👇 می بینید؛ اگر بانک مرکزی:
✅گزینه a را انتخاب کند، به اهداف گردش آزاد سرمایه و نرخ ارز ثابت رسیده، اما استقلال سیاست پولی خود را از دست می دهد!
✅اگر b را انتخاب کند، یعنی در صدد است استقلال سیاست پولی و گردش آزاد سرمایه با بازارهای جهانی را حفظ کرده و دیگر نظام نرخ ارز ثابت را نمی تواند داشته باشد.
✅و اگر c را انتخاب کند، یعنی در صدد است که استقلال سیاست پولی و تثبیت نرخ ارز را برای خود حفظ کرده و دیگر گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها را نمی تواند داشته باشد!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://s4.uupload.ir/files/2021-09-07_13.57.55_9lx.png
1⃣مقدمه اول:
🔶اگر ترازنامه ی یک بانک مرکزی را این گونه فرض کنیم:
✅دارایی ها:
1👈اوراق قرضه (B)
2👈ذخیره ارزی (F)
✅بدهی ها:
3👈ذخیره بانک های تجاری
4👈پول در گردش
(3+4= پایه پولی Monetary Base و یا MB)
بنابراین👈MB=B+F
✅در شرایط فشار منجر به کاهش بهای پول ملی👈 بانک مرکزی F را می فروشد👈 ارزش F کاهش پیدا می کند👈 پایه پولی کاهش پیدا می کند👈عرضه پول کاهش پیدا می کند.
✅در شرایط فشار منجر به افزایش بهای پول ملی👈بانک مرکزی F را می خرد👈ارزش F افزایش پیدا می کند👈پایه پولی افزایش پیدا می کند👈عرضه پول افزایش پیدا می کند.
📌نکته: دخالت استریلیزه شده: اگر بانک مرکزی بخواهد میزان عرضه پول را ثابت نگه دارد، آنگاه وقتی F را می خرد👈 B را می فروشد، و یا وقتی F را می فروشد👈 B را می خرد؛ که این عملیات به دخالت استریلیزه شده بانک مرکزی معروف است.
2⃣مقدمه دوم:
🔶رژیم نرخ ثابت و شناور ارز
به طور کلی، یک بانک مرکزی یکی از این دو رژیم را باید انتخاب کند که هر کدام عواقب خود را به شرح ذیل خواهد داشت:
1. در رژیم نرخ ثابت ارز؛ هدف بانک مرکزی ثابت نگه داشتن نرخ ارز است که در نتیجه👈میزان عرضه پول و نرخ بهره متعاقبا تعیین می شود. 👈در این شرایط سیاست پولی بانک مرکزی؛ غیر مستقل است.
♨️ایرادات رژیم نرخ ثابت ارز:
سخت بودن انطباق نرخ ارز با شرایط عدم تعادل و شوک های ارزی، آسیب پذیری در برابر حملات سفته جویانه، بی اثری سیاست های پولی، بالا بردن نرخ بهره و احتمالا ایجاد رکود برای دفاع از بهای ارز ملی
💢فواید رژیم نرخ ثابت ارز:
تسهیل تجارت و سرمایه گذاری، اعتبار برای مبارزه با تورم و اصلاح اقتصادی
2. در رژیم نرخ شناور ارز؛ هدف بانک مرکزی تعیین میزان عرضه پول و یا نرخ بهره است که در نتیجه👈نرخ ارز تعیین می شود.👈در این شرایط سیاست پولی بانک مرکزی؛ مستقل است.
♨️ایرادات رژیم نرخ شناور ارز:
انطباق نرخ ارز با شرایط عدم تعادل و شوک های ارزی، آسیب پذیری کمتر در برابر حملات سفته جویانه، اثربخشی سیاست های پولی، عدم نیاز به بالا بردن نرخ بهره و ایجاد رکود برای دفاع از بهای ارز ملی
💢فواید رژیم نرخ شناور ارز:
مشکل بودن تجارت و سرمایه گذاری به دلیل عدم اطمینان به آینده، سخت تر بودن امکان کنترل و یا کاهش تورم
🔲تثلیث غیرممکن یا Trilemma
بنابراین؛ یک بانک مرکزی نمی تواند به طور همزمان به هر سه هدف زیر دسترسی پیدا کند:
👈گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها (Free Capital Flow)
👈رژیم نرخ ارز ثابت ( Fixed Exchange Rate Regime)
👈سیاست پولی مستقل (Independent/Sovereign Monetary Policy)
بلکه در یک زمان می تواند تنها به دو هدف رسیده و یک هدف را باید فدا کند!☝️
به عنوان مثال، همانگونه که در تصویر زیر👇👇👇 می بینید؛ اگر بانک مرکزی:
✅گزینه a را انتخاب کند، به اهداف گردش آزاد سرمایه و نرخ ارز ثابت رسیده، اما استقلال سیاست پولی خود را از دست می دهد!
✅اگر b را انتخاب کند، یعنی در صدد است استقلال سیاست پولی و گردش آزاد سرمایه با بازارهای جهانی را حفظ کرده و دیگر نظام نرخ ارز ثابت را نمی تواند داشته باشد.
✅و اگر c را انتخاب کند، یعنی در صدد است که استقلال سیاست پولی و تثبیت نرخ ارز را برای خود حفظ کرده و دیگر گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها را نمی تواند داشته باشد!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://s4.uupload.ir/files/2021-09-07_13.57.55_9lx.png
⭕️✍آی بی سی شانگهای و توسعه زیرساخت های ایران
خبر مهم این روزها؛ عضویت کشورمان در سازمان همکاری های شانگهای است که از امروز ٢۶ شهریور ١۴٠٠؛ ایران رسما نهمین عضو اصلی این سازمان راهبردی سیاسی، اقتصادی و امنیتی گردید.
این دستاورد مهم که حاصل سالیان متمادی مذاکرات و نهایتا یک توافق جامع میان ایران و عمدتا غول های اقتصادی آسيا یعنی هند و چین و روسیه می باشد، می تواند قدرت چانه زنی کشورمان که چالش اصلی آن مسائل اقتصادی و مالی است را بالا ببرد تا از این فرصت عضویت برای جذب اعتماد بین المللی برای سرمایه گذاری در پروژه های زیرساختی خود بهره ببرد.
💰کنسرسیوم بین بانکی سازمان همکاری های شانگهای
👈این کنسرسیوم که از آن به شکل خلاصه SCO IBC نام برده می شود؛ یک پلتفرم است برای سرمایه گذاری مشترک اعضا در پروژه های توسعه ای یکدیگر. ماموریت اصلی این کنسرسیوم که ١۶ سال پیش توسط شورای سران این سازمان تاسیس گردید؛ این است که تحت "پیمان همکاری بین بانکی در محدوده کشورهای عضو" با ایجاد مکانیسم های مناسب، به لحاظ مالی از پروژه های کشورهای عضو حمایت کرده و به ارائه خدمات از جمله مشاوره و آموزش تکنیکی پرسنل نهادهای مالی اعضا پرداخته و همچنین با نهادهای مالی اعضای ناظر و شریک مانند قطر، ترکیه، مصر و عربستان در قالب شورای بیزینس سازمان به گفتگو و مذاکره بپردازد.
📌💵بانک های عضو این کنسرسیوم:
👈بانک توسعه قزاقستان
👈بانک آر اس کی قرقیزستان
👈شرکت تامین مالی زیرساخت هند
👈بانک توسعه چین
👈شرکت دولتی توسعه روسیه (رئیس کنسرسیوم)
👈بانک پس انداز جمهوری تاجیکستان
👈بانک ملی ازبکستان برای امور اقتصادی خارجی
👈بانک حبیب پاکستان
📌💴بانک های شریک سازمان
👈بانک توسعه اوراسیا
👈بانک پس انداز بلاروس
👈بانک توسعه مغولستان
🧷به نظر می رسد گام مورد انتظار بعدی ایران، معرفی یک بانک به این کنسرسیوم و ایجاد یک لینک مالی رسمی با ٨ عضو دیگر سازمان و همچنین اعضای ناظر و شرکای محاوره ای سازمان باشد.
⁉️البته با توجه به اینکه ٨٨ درصد تسویه حساب های تجارت جهانی با دلار آمریکا و ٧۵ درصد ذخایر بانک های مرکزی جهان به این واحد پولی می باشد، عملیاتی شدن و نتيجه بخش بودن این مکانیسم را کماکان با مسائل جدی مواجه کند که امید است با اهرم عضویت و مذاکرات حرفه ای بتوان مقدمتا و نقدا از فرصت خدمات آموزشی کنسرسیوم بهره مند شد و در قدم بعدی، شرکا را مجاب به ورود به سرمایه گذاری در اقتصاد ملی نمود.
📍در این میان؛ با توجه به قرارداد ٢۵ ساله ایران و چین و همچنین بلندپروازی های چین در طرح جهانی یک کمربند یک جاده یا OBOR و تفاهم های متعددی که میان دو دولت به ویژه با کمیسیون اصلاح و توسعه چین یا NDRC برای فایننس طرح های زیرساختی ایران معلق مانده، شاید الحاق مالی ایران به این کنسرسیوم، فرصتهای جدی تری را برای این دو عضو فراهم آورد.
👈و در پایان اشاره به جمله معروف جک ما؛ موسس علی بابا شایان ذکر است...
📌Wars Start when trade stops!
هرکجا تجارت متوقف شود، جنگ آغاز می شود...
👈و به عبارت دیگر؛ بهترین راه امنیت و پایداری یک اقتصاد، درگیر و سهیم کردن اقتصادهای دیگر با اقتصاد خود است...☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانالاندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
خبر مهم این روزها؛ عضویت کشورمان در سازمان همکاری های شانگهای است که از امروز ٢۶ شهریور ١۴٠٠؛ ایران رسما نهمین عضو اصلی این سازمان راهبردی سیاسی، اقتصادی و امنیتی گردید.
این دستاورد مهم که حاصل سالیان متمادی مذاکرات و نهایتا یک توافق جامع میان ایران و عمدتا غول های اقتصادی آسيا یعنی هند و چین و روسیه می باشد، می تواند قدرت چانه زنی کشورمان که چالش اصلی آن مسائل اقتصادی و مالی است را بالا ببرد تا از این فرصت عضویت برای جذب اعتماد بین المللی برای سرمایه گذاری در پروژه های زیرساختی خود بهره ببرد.
💰کنسرسیوم بین بانکی سازمان همکاری های شانگهای
👈این کنسرسیوم که از آن به شکل خلاصه SCO IBC نام برده می شود؛ یک پلتفرم است برای سرمایه گذاری مشترک اعضا در پروژه های توسعه ای یکدیگر. ماموریت اصلی این کنسرسیوم که ١۶ سال پیش توسط شورای سران این سازمان تاسیس گردید؛ این است که تحت "پیمان همکاری بین بانکی در محدوده کشورهای عضو" با ایجاد مکانیسم های مناسب، به لحاظ مالی از پروژه های کشورهای عضو حمایت کرده و به ارائه خدمات از جمله مشاوره و آموزش تکنیکی پرسنل نهادهای مالی اعضا پرداخته و همچنین با نهادهای مالی اعضای ناظر و شریک مانند قطر، ترکیه، مصر و عربستان در قالب شورای بیزینس سازمان به گفتگو و مذاکره بپردازد.
📌💵بانک های عضو این کنسرسیوم:
👈بانک توسعه قزاقستان
👈بانک آر اس کی قرقیزستان
👈شرکت تامین مالی زیرساخت هند
👈بانک توسعه چین
👈شرکت دولتی توسعه روسیه (رئیس کنسرسیوم)
👈بانک پس انداز جمهوری تاجیکستان
👈بانک ملی ازبکستان برای امور اقتصادی خارجی
👈بانک حبیب پاکستان
📌💴بانک های شریک سازمان
👈بانک توسعه اوراسیا
👈بانک پس انداز بلاروس
👈بانک توسعه مغولستان
🧷به نظر می رسد گام مورد انتظار بعدی ایران، معرفی یک بانک به این کنسرسیوم و ایجاد یک لینک مالی رسمی با ٨ عضو دیگر سازمان و همچنین اعضای ناظر و شرکای محاوره ای سازمان باشد.
⁉️البته با توجه به اینکه ٨٨ درصد تسویه حساب های تجارت جهانی با دلار آمریکا و ٧۵ درصد ذخایر بانک های مرکزی جهان به این واحد پولی می باشد، عملیاتی شدن و نتيجه بخش بودن این مکانیسم را کماکان با مسائل جدی مواجه کند که امید است با اهرم عضویت و مذاکرات حرفه ای بتوان مقدمتا و نقدا از فرصت خدمات آموزشی کنسرسیوم بهره مند شد و در قدم بعدی، شرکا را مجاب به ورود به سرمایه گذاری در اقتصاد ملی نمود.
📍در این میان؛ با توجه به قرارداد ٢۵ ساله ایران و چین و همچنین بلندپروازی های چین در طرح جهانی یک کمربند یک جاده یا OBOR و تفاهم های متعددی که میان دو دولت به ویژه با کمیسیون اصلاح و توسعه چین یا NDRC برای فایننس طرح های زیرساختی ایران معلق مانده، شاید الحاق مالی ایران به این کنسرسیوم، فرصتهای جدی تری را برای این دو عضو فراهم آورد.
👈و در پایان اشاره به جمله معروف جک ما؛ موسس علی بابا شایان ذکر است...
📌Wars Start when trade stops!
هرکجا تجارت متوقف شود، جنگ آغاز می شود...
👈و به عبارت دیگر؛ بهترین راه امنیت و پایداری یک اقتصاد، درگیر و سهیم کردن اقتصادهای دیگر با اقتصاد خود است...☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانالاندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍درس هایی از یک کیف 26 هزار دلاری
✅چندی پیش به یک کیف مجلسی زنانه برخورد کردم که قیمت آن حدود 26 هزار دلار (حدود 700 میلیون تومان) بود. با نگاهی دقیق تر متوجه شدم جنس آن چرم طبیعی و دست دوز است. هر چه فکر کردم دیدم کیف 100 درصد چرم دست دوز کالای خاصی حساب نمی شود که مشتری حاضر باشد تا این اندازه پول برای آن بدهد. علاوه بر آن متوجه شدم برای خرید آن باید 4 سال در انتظار بود! وقتی دلیل این ماجرا را جویا شدم مالک آن به نکته جالبی اشاره کرد که بیانگر راز و رمز داستان بود. "این کیف تا زمانی که دست من است و یا دست مالک های بعدی باشد؛ هر مشکلی نظیر خش خوردگی، پارگی یا... برای آن پیش بیاید با مراجعه به هر یک از شعب آن در سراسر جهان، با یک کیف نو و با همین رنگ و طرح تعویض می گردد! علاوه بر آن، پس از خرید این کیف قیمت آن هر سال حدود 12 درصد رشد دارد. بنابراین این یک سرمایه گذاری در دارایی است نه در بدهی!"☝️
📌I'm Not Rich Enough to Buy Cheap Things.👤Proverb
👈من به اندازه کافی ثروتمند نیستم تا چیزهای ارزان بخرم! ضرب المثل
✅با شنیدن صحبت های مالک کیف؛ یاد رابرت کیوساکی افتادم که در کتاب "پدر پولدار، پدر بی پول" در فصل های آغازین تلاش می کند به خواننده فرق میان دارایی و بدهی را یاد بدهد! مفهومی که اگر خیلی از انسان ها آنرا درک کنند، بدون شک اوضاع اقتصادی و مالیشان بسی بهتر می شود.👈 دارایی چیزی است که ایجاد درآمد کرده و پس از مدتی به ارزش آن افزوده می گردد و بدهی چیزی است که باید برای نگه داشتن آن هزینه کرده و پس از مدتی از ارزش آن کاسته می شود! خانه ای که در سال 10 درصد رشد قیمت داشته و طی سال می توان اجاره از آن کسب کرد یک دارایی است و ماشینی که باید مرتب برای داشتن آن هزینه نظیر بنزین، صافکاری، ...پرداخت و در پایان سال از ارزش آن کاسته می شود؛ جزو بدهی ها محسوب می گردد!
✅بگذریم و برگردیم به کیف! با کمی تامل متوجه این واقعیت می شویم که دلیل اصلی منحصر بفرد بودن کیف داستان ما بروز بودن و نو بودن آن تا ابد (زمانی که شرکت سازنده وجود داشته باشد) است و جنس و طرح و دست دوز بودن و افزایش قیمت سالیانه آن همه فرع است! و مارک و برند آن همه مدیون این اصل مهم الزام شرکت به بروز و نو نگه داشتن کیف است!
✅به نظر می رسد، هر کسی در هر رشته و تخصصی که هست تا زمانی دارای مزیت رقابتی نسبی یا مطلق است که خود را مطابق آخرین یافته ها و نو آوری های جهانی در رشته و تخصصش بروز نگه دارد. به عنوان مثال؛ کسی که از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل می شود، نفس فارغ التحصیلی از این دانشگاه برای او یک مزیت رقابتی نسبی و گاهی مطلق محسوب می شود و تا زمانی می تواند این مزیت رقابتی را برای خود حفظ کند که بروز و تازه بماند و اگر بعد از گذشت چند سال نتواند مقاله تولید کند، کتاب بنویسد، اختراع کند و خود را بروز نگه دارد، دیگر دارای آن مزیت رقابتی نخواهد بود!
🎯و سخن آخر اینکه؛ دموده شدن و کهنگی افکار و روش ها، برای افراد، شرکت ها و سازمان هایی که تمامی تلاش و تمرکز خود را صرفا روی کسب درآمد بیشتر و رقابت پولی می گذارند و فرصتی به خود و نیروی های خود برای آموزش و بروز شدن نمی دهند؛ بزرگترین تهدید محسوب می شود چرا که مدت زمان اعتبار حضور آنها در بازارهای داخلی و جهانی؛ دارای تاریخ انقضای زودهنگام است.
📌Anyone who stops learning is old, whether at twenty or eighty. Anyone who keeps learning stays young. The greatest thing in life is to keep your mind young. 👤Henry Ford
👈هر کس دست از آموختن بکشد پیر است چه بیست و چه هشتاد ساله باشد! هرکس به آموختن ادامه می دهد، جوان می ماند. بزرگتررین کار در زندگی این است که ذهن خود را جوان نگه دارید!
(ترجمه همون حرف حکیم فردوسی که گفت: توانا بود هر که دانا بود، زدانش دل پیر برنا بود!)☝️
👤هنری فورد
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت
@ThinkThenMove
✅چندی پیش به یک کیف مجلسی زنانه برخورد کردم که قیمت آن حدود 26 هزار دلار (حدود 700 میلیون تومان) بود. با نگاهی دقیق تر متوجه شدم جنس آن چرم طبیعی و دست دوز است. هر چه فکر کردم دیدم کیف 100 درصد چرم دست دوز کالای خاصی حساب نمی شود که مشتری حاضر باشد تا این اندازه پول برای آن بدهد. علاوه بر آن متوجه شدم برای خرید آن باید 4 سال در انتظار بود! وقتی دلیل این ماجرا را جویا شدم مالک آن به نکته جالبی اشاره کرد که بیانگر راز و رمز داستان بود. "این کیف تا زمانی که دست من است و یا دست مالک های بعدی باشد؛ هر مشکلی نظیر خش خوردگی، پارگی یا... برای آن پیش بیاید با مراجعه به هر یک از شعب آن در سراسر جهان، با یک کیف نو و با همین رنگ و طرح تعویض می گردد! علاوه بر آن، پس از خرید این کیف قیمت آن هر سال حدود 12 درصد رشد دارد. بنابراین این یک سرمایه گذاری در دارایی است نه در بدهی!"☝️
📌I'm Not Rich Enough to Buy Cheap Things.👤Proverb
👈من به اندازه کافی ثروتمند نیستم تا چیزهای ارزان بخرم! ضرب المثل
✅با شنیدن صحبت های مالک کیف؛ یاد رابرت کیوساکی افتادم که در کتاب "پدر پولدار، پدر بی پول" در فصل های آغازین تلاش می کند به خواننده فرق میان دارایی و بدهی را یاد بدهد! مفهومی که اگر خیلی از انسان ها آنرا درک کنند، بدون شک اوضاع اقتصادی و مالیشان بسی بهتر می شود.👈 دارایی چیزی است که ایجاد درآمد کرده و پس از مدتی به ارزش آن افزوده می گردد و بدهی چیزی است که باید برای نگه داشتن آن هزینه کرده و پس از مدتی از ارزش آن کاسته می شود! خانه ای که در سال 10 درصد رشد قیمت داشته و طی سال می توان اجاره از آن کسب کرد یک دارایی است و ماشینی که باید مرتب برای داشتن آن هزینه نظیر بنزین، صافکاری، ...پرداخت و در پایان سال از ارزش آن کاسته می شود؛ جزو بدهی ها محسوب می گردد!
✅بگذریم و برگردیم به کیف! با کمی تامل متوجه این واقعیت می شویم که دلیل اصلی منحصر بفرد بودن کیف داستان ما بروز بودن و نو بودن آن تا ابد (زمانی که شرکت سازنده وجود داشته باشد) است و جنس و طرح و دست دوز بودن و افزایش قیمت سالیانه آن همه فرع است! و مارک و برند آن همه مدیون این اصل مهم الزام شرکت به بروز و نو نگه داشتن کیف است!
✅به نظر می رسد، هر کسی در هر رشته و تخصصی که هست تا زمانی دارای مزیت رقابتی نسبی یا مطلق است که خود را مطابق آخرین یافته ها و نو آوری های جهانی در رشته و تخصصش بروز نگه دارد. به عنوان مثال؛ کسی که از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل می شود، نفس فارغ التحصیلی از این دانشگاه برای او یک مزیت رقابتی نسبی و گاهی مطلق محسوب می شود و تا زمانی می تواند این مزیت رقابتی را برای خود حفظ کند که بروز و تازه بماند و اگر بعد از گذشت چند سال نتواند مقاله تولید کند، کتاب بنویسد، اختراع کند و خود را بروز نگه دارد، دیگر دارای آن مزیت رقابتی نخواهد بود!
🎯و سخن آخر اینکه؛ دموده شدن و کهنگی افکار و روش ها، برای افراد، شرکت ها و سازمان هایی که تمامی تلاش و تمرکز خود را صرفا روی کسب درآمد بیشتر و رقابت پولی می گذارند و فرصتی به خود و نیروی های خود برای آموزش و بروز شدن نمی دهند؛ بزرگترین تهدید محسوب می شود چرا که مدت زمان اعتبار حضور آنها در بازارهای داخلی و جهانی؛ دارای تاریخ انقضای زودهنگام است.
📌Anyone who stops learning is old, whether at twenty or eighty. Anyone who keeps learning stays young. The greatest thing in life is to keep your mind young. 👤Henry Ford
👈هر کس دست از آموختن بکشد پیر است چه بیست و چه هشتاد ساله باشد! هرکس به آموختن ادامه می دهد، جوان می ماند. بزرگتررین کار در زندگی این است که ذهن خود را جوان نگه دارید!
(ترجمه همون حرف حکیم فردوسی که گفت: توانا بود هر که دانا بود، زدانش دل پیر برنا بود!)☝️
👤هنری فورد
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت
@ThinkThenMove
⭕️✍تکرار چینی بحران آمریکایی؟
📑منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد؛ 10 مهر 1400
مقایسه نکردن اِوِرگرند (Evergrande) با لیمن برادرز (Leman Brothers) سخت و دشوار است. دقیقاً ١٣ سال پیش در اواسط ماه سپتامبر، لیمن؛ چهارمین بانک سرمایهگذاری بزرگ آمریکا، اعلام ورشکستگی کرد و به دلیل قرار گرفتن در معرض املاک و مستغلات از طریق سرمایهگذاری در وامهای درجه دو و یا دون اعتبار و ریسکی، با خاک یکسان شد و این فروپاشی، ایالات متحده و جهان را وارد بحران مالی جهانی کرد. امروز اورگرند؛ دومین توسعهدهنده بزرگ املاک چین به سمت نکول در حال تلوتلو خوردن است. بیشتر از قرار گرفتن در معرض املاک، این اهرم و تکیه بر بدهی است که ریشه مشکلات هر دو شرکت است. به طور کلی همدستی بدهی و املاک به نظر میرسد در هر نقطهای از جهان رخ بدهد، مستعد اشتعال و احتراق است!
مشکلات اورگرند واقعاً بزرگ است. ٣٠٠ میلیارد دلار بدهی و بیش از ١٠٠ میلیون دلار پرداخت کوپن/ بهره دارد که فوراً باید پرداخت شود و خیلی آشکار است که هرگز امکان پرداخت آنرا ندارد. دو شرکت تابعه آن قبلاً در پرداختهایشان نکول کردهاند. نسبت به سال گذشته، سهام اورگرند هنگکنگ ٨۵ درصد کاهش یافته و اوراق قرضه دلاری آن در حدود ۳۰ سنت به دلار فروخته میشود. حدود ۷.۴ میلیارد دلار و ٩.٨ میلیارد دلار بدهی در سال ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ سررسید میشود. همه اینها به دلیل احتمال ایجاد مشکلات سیستمیک اهمیت دارد. با بیش از ٢٠٠٠ شرکت تابعه در صنایع مختلف و ترازنامه ٢ تریلیون یوانی برآورد میشود که این شرکت به تنهایی معادل ٢ درصد تولید ناخالص داخلی چین و ١۶ درصد اوراق قرضه دلاری چین با بازده بالا را به خود اختصاص داده است. استقراضهای آن از بیش از ١٢٠ صندوق یا موسسه مالی است و به این لحاظ؛ مشمول مواد و بندهای نکول قابل تسری است. از آنجا که املاک و مستغلات به عنوان بخشی از کل اقتصاد چین ٢۵ درصد آنرا تشکیل میدهد، بنابراین؛ اندازه و حجم مشکل واقعا بزرگ است و شکست میتواند واقعاً فاجعهآمیز باشد.
مشکلات اورگرند که مدتی است در حال خودنمایی است، زمانی آغاز شد که دولت وامهای بانکی به شرکتهای املاک را محدود کرد چرا که بازار املاک و مستغلات چین که به دلیل تزریق بدهی متورم و حبابی شده، سیاستگذاران این کشور را به وضوح نگران کرده است. از قضا، خود این مقررات که موجب وقوع چنین اوضاعی شده، الان قرار است در راستای حل مسئله بکار گرفته شود!
در خارج از چین، نگرانی اصلی سرایت کردن این بحران است. برملا شدن این رخداد در زمانی واقع شده که به دلایل مختلف، محیط اقتصادی جهان در برابر شوکها بسیار آسیبپذیر است.
دلیل اول؛ افزایش بیش از حد بدهی است. به لطف سیاستهای پولی نامناسب بانکهای مرکزی، بدهی جهانی به ٣٠٠ تریلیون دلار نزدیک شده و چین با اختصاص تقریباً ٢٠ درصد از آن به خود؛ بعد از ایالات متحده در جایگاه دوم جهان قرار دارد. بدهی چین به تولید ناخالص داخلی نزدیک به ٣٣٠ درصد است. این رشد تغذیه شده با بدهی؛ تا کنون شاهد چندین انفجار مالی بوده است، Huarong؛ یک شرکت مدیریت دارایی با بدهی عظیم و ضررهای عظیم و یا China Fortune Land؛ توسعهدهندهای که اخیراً شکست خوردهاند و چندین نمونه دیگر از آنها هستند.
ثانیاً، افزایش تورم با قیمت مصرفکننده در بالاترین سطح ١۵ ساله اخیر در ایالات متحده و اروپا، که تا حدی ناشی از شوکهای عرضه و قیمت انرژی است و بازارها تاب شوکهای بیشتر را ندارند.
سوم، پس از سالها پول آسان و نرخ بهره مصنوعی پایین، سختگیری قریبالوقوع بر رشد تأثیر میگذارد و تغییر این رژیم پولی به خودی خود میتواند بسیار بیثباتکننده باشد. تنش مخروطی سال ٢٠١٣ را به یاد بیاورید.
و نهایتا اینکه؛ درآمدهای انباشتهای که ایالات متحده و دیگر شرکتها گزارش دادهاند و شاخصهای سهام را در بالاترین سطح نگه داشته است، به پایان میرسد. به نظر میرسد سودها در حال کمرنگ شدن بوده و برآورد حاشیه سود برای بسیاری از شرکتهایS&P500 کاهش مییابد.
بنابراین سقوط اورگرند برای اقتصاد جهانی که به دلیل ویروس همهگیر کرونا اکنون مصیبت زده است و در حال تقلا برای بهبودی است؛ هرگز زمان مناسبی نیست. به نظر میرسد انتظار بازار جهانی از دولت چین این است که وضعیت اورگرند را با دقت مدیریت کند و اگر نمیتواند مانع سرایت بحران به خارج از مرزها شود، آن را به حداقل برساند. اما گفتن این موضوع از انجام دادن آن آسانتراست.
ادامه... 👇👇👇
📑منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد؛ 10 مهر 1400
مقایسه نکردن اِوِرگرند (Evergrande) با لیمن برادرز (Leman Brothers) سخت و دشوار است. دقیقاً ١٣ سال پیش در اواسط ماه سپتامبر، لیمن؛ چهارمین بانک سرمایهگذاری بزرگ آمریکا، اعلام ورشکستگی کرد و به دلیل قرار گرفتن در معرض املاک و مستغلات از طریق سرمایهگذاری در وامهای درجه دو و یا دون اعتبار و ریسکی، با خاک یکسان شد و این فروپاشی، ایالات متحده و جهان را وارد بحران مالی جهانی کرد. امروز اورگرند؛ دومین توسعهدهنده بزرگ املاک چین به سمت نکول در حال تلوتلو خوردن است. بیشتر از قرار گرفتن در معرض املاک، این اهرم و تکیه بر بدهی است که ریشه مشکلات هر دو شرکت است. به طور کلی همدستی بدهی و املاک به نظر میرسد در هر نقطهای از جهان رخ بدهد، مستعد اشتعال و احتراق است!
مشکلات اورگرند واقعاً بزرگ است. ٣٠٠ میلیارد دلار بدهی و بیش از ١٠٠ میلیون دلار پرداخت کوپن/ بهره دارد که فوراً باید پرداخت شود و خیلی آشکار است که هرگز امکان پرداخت آنرا ندارد. دو شرکت تابعه آن قبلاً در پرداختهایشان نکول کردهاند. نسبت به سال گذشته، سهام اورگرند هنگکنگ ٨۵ درصد کاهش یافته و اوراق قرضه دلاری آن در حدود ۳۰ سنت به دلار فروخته میشود. حدود ۷.۴ میلیارد دلار و ٩.٨ میلیارد دلار بدهی در سال ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ سررسید میشود. همه اینها به دلیل احتمال ایجاد مشکلات سیستمیک اهمیت دارد. با بیش از ٢٠٠٠ شرکت تابعه در صنایع مختلف و ترازنامه ٢ تریلیون یوانی برآورد میشود که این شرکت به تنهایی معادل ٢ درصد تولید ناخالص داخلی چین و ١۶ درصد اوراق قرضه دلاری چین با بازده بالا را به خود اختصاص داده است. استقراضهای آن از بیش از ١٢٠ صندوق یا موسسه مالی است و به این لحاظ؛ مشمول مواد و بندهای نکول قابل تسری است. از آنجا که املاک و مستغلات به عنوان بخشی از کل اقتصاد چین ٢۵ درصد آنرا تشکیل میدهد، بنابراین؛ اندازه و حجم مشکل واقعا بزرگ است و شکست میتواند واقعاً فاجعهآمیز باشد.
مشکلات اورگرند که مدتی است در حال خودنمایی است، زمانی آغاز شد که دولت وامهای بانکی به شرکتهای املاک را محدود کرد چرا که بازار املاک و مستغلات چین که به دلیل تزریق بدهی متورم و حبابی شده، سیاستگذاران این کشور را به وضوح نگران کرده است. از قضا، خود این مقررات که موجب وقوع چنین اوضاعی شده، الان قرار است در راستای حل مسئله بکار گرفته شود!
در خارج از چین، نگرانی اصلی سرایت کردن این بحران است. برملا شدن این رخداد در زمانی واقع شده که به دلایل مختلف، محیط اقتصادی جهان در برابر شوکها بسیار آسیبپذیر است.
دلیل اول؛ افزایش بیش از حد بدهی است. به لطف سیاستهای پولی نامناسب بانکهای مرکزی، بدهی جهانی به ٣٠٠ تریلیون دلار نزدیک شده و چین با اختصاص تقریباً ٢٠ درصد از آن به خود؛ بعد از ایالات متحده در جایگاه دوم جهان قرار دارد. بدهی چین به تولید ناخالص داخلی نزدیک به ٣٣٠ درصد است. این رشد تغذیه شده با بدهی؛ تا کنون شاهد چندین انفجار مالی بوده است، Huarong؛ یک شرکت مدیریت دارایی با بدهی عظیم و ضررهای عظیم و یا China Fortune Land؛ توسعهدهندهای که اخیراً شکست خوردهاند و چندین نمونه دیگر از آنها هستند.
ثانیاً، افزایش تورم با قیمت مصرفکننده در بالاترین سطح ١۵ ساله اخیر در ایالات متحده و اروپا، که تا حدی ناشی از شوکهای عرضه و قیمت انرژی است و بازارها تاب شوکهای بیشتر را ندارند.
سوم، پس از سالها پول آسان و نرخ بهره مصنوعی پایین، سختگیری قریبالوقوع بر رشد تأثیر میگذارد و تغییر این رژیم پولی به خودی خود میتواند بسیار بیثباتکننده باشد. تنش مخروطی سال ٢٠١٣ را به یاد بیاورید.
و نهایتا اینکه؛ درآمدهای انباشتهای که ایالات متحده و دیگر شرکتها گزارش دادهاند و شاخصهای سهام را در بالاترین سطح نگه داشته است، به پایان میرسد. به نظر میرسد سودها در حال کمرنگ شدن بوده و برآورد حاشیه سود برای بسیاری از شرکتهایS&P500 کاهش مییابد.
بنابراین سقوط اورگرند برای اقتصاد جهانی که به دلیل ویروس همهگیر کرونا اکنون مصیبت زده است و در حال تقلا برای بهبودی است؛ هرگز زمان مناسبی نیست. به نظر میرسد انتظار بازار جهانی از دولت چین این است که وضعیت اورگرند را با دقت مدیریت کند و اگر نمیتواند مانع سرایت بحران به خارج از مرزها شود، آن را به حداقل برساند. اما گفتن این موضوع از انجام دادن آن آسانتراست.
ادامه... 👇👇👇
⭕️✍تکرار چینی بحران آمریکایی؟
ادامه...
بله، اقتصاد چین به شدت تحت کنترل و مقررات است، اما همانطور که تجربه قبلی در جاهای دیگر نشان میدهد، حصارکشی دور شکست یک شرکت بزرگ و کنترل عواقب آن هرگز آسان نیست. مخصوصاً یکی با ردپایی به بزرگی اورگرند.
هنگامی که صدها وامدهنده و طلبکار وجود دارد، مانند همین مورد، مانع اصلی برای حل و فصل مناسب، انگیزه دارندگان بدهی است تا دیگران را به جلو بیاندازند به این منظور که هر چه میتوانند از سهم خود را بدست آورند و فرار کنند. اتفاقا بندها و مواد مربوط به قانون سرایتپذیری نکول؛ این کار را آسان تر میکند. برخلاف دارندگان حقوق صاحبان سهام که چارهای جز مذاکره با صبر و حوصله در مورد تجدید ساختار بدهیهای شرکت ندارند، طلبکاران در صورت بروز شوکهای نامطلوب به سمت خروج یورش میبرند. حتی اگر دولت بتواند به بانکها تکیه کند، مدیریت تک تک مشتریان، سرمایهگذاران، تامینکنندگان، عرضهکنندگان و بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری مشترک که سهام و اوراق قرضه شرکت را در اختیار دارند، کار آسانی نخواهد بود. عوامل غیرقابل کنترل زیادی وجود دارد. هنگامی که یک صندوق سرمایهگذاری مشترک یا صندوق پوشش ریسک با ابزارهای غیر نقد اورگرند تلاش میکند تا داراییهای دیگر آنرا برای جبران برداشتها تخلیه کند، یک آبشار شروع میشود. هنگامی که تأمینکنندهای که فاکتورهای پرداخت نشده دارد مجبور است در پرداختهای خود نکول کند، باز هم آبشار بیشتری رخ میدهد. این نوع جریان آبشاری است که منجر به وقوع بهمن و یک بحران تمام عیار بالقوه میشود.
طرفداران سرسخت مدل اقتصادی چین ممکن است تمایل داشته باشند به اپیزود اورگرند بعنوان یک رویداد غیرمحتمل محلی نگاه کنند. آنها به قدرت مالی عظیم چین و این واقعیت که بدهی چین، هرچند بزرگ اما عمدتا داخلی است، اشاره میکنند. در حالی که هیچ تردیدی در توان مالی چین وجود ندارد، چنین تفکری تاریخ را نادیده میگیرد. چین امروزه در جایی قرار دارد که ژاپن کمی قبل از آن بود. ژاپن در حال رونق بود، بر تجارت جهانی تسلط داشت و صنایع را یکی پس از دیگری فتح میکرد. همه اینها زمانی به پایان رسید که ژاپن اجازه ساخت یک بدهی عظیم را داد که باعث ایجاد حباب املاک و مستغلات شد. آن حباب در دسامبر ١٩٨٩ منفجر شد و در دو دهه بعدی، ژاپنی که هیچ کار اشتباهی نمیتوانست انجام دهد، تبدیل به ژاپنی شد که نمیتوانست چیزی را درست انجام دهد. اتفاقا بدهی ژاپن نیز تقریباً تماماً داخلی بود، آن زمان همانقدر شکستناپذیر به نظر میرسید که چین امروز به نظر میرسد. تاریخ مملو از ملتهای بزرگی است که از فشار بدهی سر به زیر شدهاند. سابقه سیاستگذاری چین تا کنون خوب، خردمندانه همراه با آیندهنگری خوب و اقدامات پیشگیرانه بوده است. این که آیا آنها میتوانند این حباب را بدون ترکیدن آن تخلیه کنند، باید نظارهگر بود. به هر حال، برای بازارهای مالی جهان، تازه علامت کمربند ایمنی روشن شده است و تلاطم و آشفتگی در پیش است و نمیتوان گفت که چقدر بد خواهد بود.
سخن پایانی اینکه، همانگونه که اشاره شد پیوند بی مهابای بازار بدهی و مسکن؛ مستعد اشتعال و انفجار است و تکرار این تجربه که در بازار آمریکا و ژاپن و اکنون چین نتایج فاجعهباری داشته، به جز خلق بحران و تضییع اموال عمومی برای نجات موسسات مالی متخلف بسیار بزرگ چیز دیگری به ارمغان نمیآورد.
از سوی دیگر، بازار املاک و مستغلات ایران، تا کنون نتوانسته از یک نظام ساختارمند مدرن و مبتنی بر اوراق بهادار از جنس بازار سرمایه بهرهمند شود چرا که به جهت رویکرد سنتی بانکمحور اقتصاد کشور، تا کنون به شکل بسیار محافظه کارانهای تامین مالی خرید مسکن از بازار پول و آن هم برای اشخاص حقیقی صورت پذیرفته و میپذیرد. حال آنکه پتانسیل بسیار بالایی در بازار سرمایه برای رونق مسکن بدون افزایش پایه پولی و خلق نقدینگی وجود دارد به شرط اینکه راه پیموده شده توسط بازارهای توسعه یافته را با اصلاحاتی که منجر به ممانعت از سفته بازی و حباب میگردد بومیسازی و پیاده کنیم. دولت محترم که اکنون برنامه جدی برای ساخت یک میلیون واحد مسکونی دارد میتواند با تاسیس یک صندوق ویژه برای تامین مالی این مگاپروژه ملی از بازار سرمایه و با مشارکت مردمی هم در پیشپرداخت و هم شرکت در پذیرهنویسی اوراقی مانند استصناع با ارزش اسمی کوچک بهرهمند شود.
⭕️✍عبیدالله پاشا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
https://www.google.com/amp/s/www.donya-e-eqtesad.com/fa/amp/news-3803628
@ThinkThenMove
ادامه...
بله، اقتصاد چین به شدت تحت کنترل و مقررات است، اما همانطور که تجربه قبلی در جاهای دیگر نشان میدهد، حصارکشی دور شکست یک شرکت بزرگ و کنترل عواقب آن هرگز آسان نیست. مخصوصاً یکی با ردپایی به بزرگی اورگرند.
هنگامی که صدها وامدهنده و طلبکار وجود دارد، مانند همین مورد، مانع اصلی برای حل و فصل مناسب، انگیزه دارندگان بدهی است تا دیگران را به جلو بیاندازند به این منظور که هر چه میتوانند از سهم خود را بدست آورند و فرار کنند. اتفاقا بندها و مواد مربوط به قانون سرایتپذیری نکول؛ این کار را آسان تر میکند. برخلاف دارندگان حقوق صاحبان سهام که چارهای جز مذاکره با صبر و حوصله در مورد تجدید ساختار بدهیهای شرکت ندارند، طلبکاران در صورت بروز شوکهای نامطلوب به سمت خروج یورش میبرند. حتی اگر دولت بتواند به بانکها تکیه کند، مدیریت تک تک مشتریان، سرمایهگذاران، تامینکنندگان، عرضهکنندگان و بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری مشترک که سهام و اوراق قرضه شرکت را در اختیار دارند، کار آسانی نخواهد بود. عوامل غیرقابل کنترل زیادی وجود دارد. هنگامی که یک صندوق سرمایهگذاری مشترک یا صندوق پوشش ریسک با ابزارهای غیر نقد اورگرند تلاش میکند تا داراییهای دیگر آنرا برای جبران برداشتها تخلیه کند، یک آبشار شروع میشود. هنگامی که تأمینکنندهای که فاکتورهای پرداخت نشده دارد مجبور است در پرداختهای خود نکول کند، باز هم آبشار بیشتری رخ میدهد. این نوع جریان آبشاری است که منجر به وقوع بهمن و یک بحران تمام عیار بالقوه میشود.
طرفداران سرسخت مدل اقتصادی چین ممکن است تمایل داشته باشند به اپیزود اورگرند بعنوان یک رویداد غیرمحتمل محلی نگاه کنند. آنها به قدرت مالی عظیم چین و این واقعیت که بدهی چین، هرچند بزرگ اما عمدتا داخلی است، اشاره میکنند. در حالی که هیچ تردیدی در توان مالی چین وجود ندارد، چنین تفکری تاریخ را نادیده میگیرد. چین امروزه در جایی قرار دارد که ژاپن کمی قبل از آن بود. ژاپن در حال رونق بود، بر تجارت جهانی تسلط داشت و صنایع را یکی پس از دیگری فتح میکرد. همه اینها زمانی به پایان رسید که ژاپن اجازه ساخت یک بدهی عظیم را داد که باعث ایجاد حباب املاک و مستغلات شد. آن حباب در دسامبر ١٩٨٩ منفجر شد و در دو دهه بعدی، ژاپنی که هیچ کار اشتباهی نمیتوانست انجام دهد، تبدیل به ژاپنی شد که نمیتوانست چیزی را درست انجام دهد. اتفاقا بدهی ژاپن نیز تقریباً تماماً داخلی بود، آن زمان همانقدر شکستناپذیر به نظر میرسید که چین امروز به نظر میرسد. تاریخ مملو از ملتهای بزرگی است که از فشار بدهی سر به زیر شدهاند. سابقه سیاستگذاری چین تا کنون خوب، خردمندانه همراه با آیندهنگری خوب و اقدامات پیشگیرانه بوده است. این که آیا آنها میتوانند این حباب را بدون ترکیدن آن تخلیه کنند، باید نظارهگر بود. به هر حال، برای بازارهای مالی جهان، تازه علامت کمربند ایمنی روشن شده است و تلاطم و آشفتگی در پیش است و نمیتوان گفت که چقدر بد خواهد بود.
سخن پایانی اینکه، همانگونه که اشاره شد پیوند بی مهابای بازار بدهی و مسکن؛ مستعد اشتعال و انفجار است و تکرار این تجربه که در بازار آمریکا و ژاپن و اکنون چین نتایج فاجعهباری داشته، به جز خلق بحران و تضییع اموال عمومی برای نجات موسسات مالی متخلف بسیار بزرگ چیز دیگری به ارمغان نمیآورد.
از سوی دیگر، بازار املاک و مستغلات ایران، تا کنون نتوانسته از یک نظام ساختارمند مدرن و مبتنی بر اوراق بهادار از جنس بازار سرمایه بهرهمند شود چرا که به جهت رویکرد سنتی بانکمحور اقتصاد کشور، تا کنون به شکل بسیار محافظه کارانهای تامین مالی خرید مسکن از بازار پول و آن هم برای اشخاص حقیقی صورت پذیرفته و میپذیرد. حال آنکه پتانسیل بسیار بالایی در بازار سرمایه برای رونق مسکن بدون افزایش پایه پولی و خلق نقدینگی وجود دارد به شرط اینکه راه پیموده شده توسط بازارهای توسعه یافته را با اصلاحاتی که منجر به ممانعت از سفته بازی و حباب میگردد بومیسازی و پیاده کنیم. دولت محترم که اکنون برنامه جدی برای ساخت یک میلیون واحد مسکونی دارد میتواند با تاسیس یک صندوق ویژه برای تامین مالی این مگاپروژه ملی از بازار سرمایه و با مشارکت مردمی هم در پیشپرداخت و هم شرکت در پذیرهنویسی اوراقی مانند استصناع با ارزش اسمی کوچک بهرهمند شود.
⭕️✍عبیدالله پاشا
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
https://www.google.com/amp/s/www.donya-e-eqtesad.com/fa/amp/news-3803628
@ThinkThenMove
روزنامه دنیای اقتصاد
تکرار چینی بحران آمریکایی؟
مقایسه نکردن اورگرند (Evergrande) با لیمن برادرز (Leman Brothers) سخت و دشوار است. دقیقا ١٣سال پیش در اواسطماه سپتامبر، لیمن؛ چهارمین بانک سرمایهگذاری بزرگ آمریکا، اعلام ورشکستگی کرد و بهدلیل قرار گرفتن در معرض املاک و مستغلات از طریق سرمایهگذاری در…
⭕✍️گذر از دوران نرخ ارز ثابت
📌به مناسبت پنجاهمین سالگرد فروپاشی سیستم پولی برتون وودز
⭕✍️عبیدالله پاشا
⭕✍️امیرعباس زینت بخش
📄منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد، یکشنبه 25 مهر 1400
50 سال پیش در تاریخ 15 آگوست 1971، رئیس جمهور نیکسون؛ پایان تبدیل پذیری دلار آمریکا به طلا تحت سیستم پولی برتون وودز (Bretton Woods Monetary System)را اعلام کرد. این اعلامیه دنیای مالی را تکان داد و به طور موثری به سیستم برتون وودز خاتمه بخشید.
بعد از جنگ جهانی دوم خیلی واضح بود که جهان نیاز به یک نظام مالی جدید دارد. با اینکه استاندارد طلا خیلی سفت و سخت بود اما باید راهی برای کنترل کشورها در خصوص عدم دستکاری واحد پولی خود و کاهش آن به منظور تقویت صادرات به اجرا گذاشته می شد. به همین منظور 44 کشور در سال 1944 نمایندگان خود را به برتون وودز نیوهمپشایر ایالات متحده فرستادند. آمریکا به علت در اختیار داشتن دو سوم ذخایر طلای دنیا؛ با نفوذترین عضو این پیمان بود و نهایتا همه توافق کردند که واحد پول خود را به دلار آمریکا متصل کرده و دلار هم به طلا متصل گردد. همچنین در راستای رفع این دغدغه که اگر یک اقتصاد دچار بحران شود چگونه بدون کاهش ارزش واحد پولی خود خواهد توانست از آن بحران خارج شود، اعضا توافق کردند که دو موسسه تاسیس شود: "صندوق بین المللی پول" به منظور قرض دادن پول به اعضایی که امکان جذب تامین مالی از منابع دیگر را نداشتند و برای کمک به کشورها برای ایجاد موازنه موقت پرداخت ها و تعادل تجاری و جلوگیری از کاهش دستوری ارزش پول آنها و "بانک بین المللی بازسازی و توسعه" که اکنون نام آن "بانک جهانی" است و هدف از تاسیس آن کمک به کشورهای کمتر توسعه یافته بود.
او مثل سایر سیاستمدارانی که شکست می خورند ، به یک دشمن نامرئی اشاره کرد و با اشاره به توطئه، دلالان را مسئول مشکلات ارزی خود دانست. چیزی که او نگفت این بود که ایالات متحده آنقدر دلار برای تأمین نیازهای داخلی خود و به ویژه جنگ ویتنام چاپ کرده که دیگر برابری طلا و دلار آمریکا از بین رفته و دیگر تبدیل آن (با نرخ توافقی 35 دلاربرای هر اونس) ممکن نیست!
سیستم برتون وودز آخرین سری از رژیم های نرخ ارز ثابت بر پایه طلا بود که توسط ایالات متحده و بریتانیا با پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد. این ایده به منظور ایجاد نرخ ارز ثابت و با هدف ایجاد اطمینان برای تجارت بین المللی با ریسک کمتر و در نتیجه تقویت تجارت جهانی شکل گرفت چرا که به نظر می رسید از آنجا که تجارت بین المللی منجر به رفاه و تنعم می شود، می تواند مانع وقوع جنگ ویرانگر دیگری شود. دلار آمریکا با اتکا به طلا و با ارزش 35 دلار برای هر اونس خلق می شد و دلار دقیقا با همان نرخ، به طور کامل قابل تبدیل بود. نرخ مبادله سایر ارزها با توجه به پشتوانه طلای آنها در برابر دلار آمریکا ثابت شد، که بر اساس میزان ذخایر طلای نگهداری شده و عرضه پولی مشخص تعیین می شد. همانطور که هر ارز در برابر دلار آمریکا ثابت بود، همه ارزها عملاً در برابر یکدیگر ثابت شدند. کشورها می توانستند ذخایر خود را به طلا یا دلار آمریکا نگه دارند.
مزیت کلیدی سیستم های نرخ ثابت ارز در مقابل طلا ، انضباط پولی بود که به دولت ها تحمیل می کرد. دولت ها نمی توانستند عرضه پول خود را فراتر از میزان افزایش ذخایر طلای خود افزایش دهند. هرگونه افزایشی فراتر از آن، برابری طلا را از بین می برد و به مرور زمان باعث کاهش ارزش پول می شد که چنین امری می توانست از نظر اقتصادی و سیاسی دردناک باشد. نقطه ضعف این مزیت؛ مهمترین نقص سیستم بود، زیرا دولت ها را در تنگنا قرار داد چرا که انعطاف پذیری سیاست های پولی داخلی، در صورت وجود؛ حداقل بود. بنابراین، دولت ها نمی توانستند به راحتی سیاست های ضد چرخه ای را بدون خطر انحراف جدی از برابری واحد پول خود و دلار-طلا اتخاذ کنند. بماند که گرایش چرخه ای boom & bust سیستم، چرخه های اقتصادی را شدیدتر می کند و رونق و رکود را بدتر می کند.
همانطور که رژیم های قبلی نرخ ارز ثابت به جهت عدم پایبندی ارز لنگر به قوانین توافقی سقوط کرده بودند، در اینجا هم با بازشدن اتصال دلار از طلا همان اتفاق رخ داد. دلار آمریکا آنقدر بیشتر از برابری توافقی بود که تا پایان سال 1973 ، از 35 دلار به تقریبا 200 دلار در هر اونس رسیده بود و البته این دهه را با 800 دلار در هر اونس به پایان رسانید و در نهایت، سیستم برتون مرد و دفن شد. از آن زمان به بعد، جهان بر روی مجموعه ای از سیستم ها قرار گرفته است ، طیفی از میخکوب های ثابت در یک طرف تا نظام های شناور آزاد از طرفی دیگر. بسیاری از کشورها با اشکال مختلفی میان این دو حالت افراطی قرار گرفتند با شکل های مختلفی از شناورمدیریت شده.
📌به مناسبت پنجاهمین سالگرد فروپاشی سیستم پولی برتون وودز
⭕✍️عبیدالله پاشا
⭕✍️امیرعباس زینت بخش
📄منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد، یکشنبه 25 مهر 1400
50 سال پیش در تاریخ 15 آگوست 1971، رئیس جمهور نیکسون؛ پایان تبدیل پذیری دلار آمریکا به طلا تحت سیستم پولی برتون وودز (Bretton Woods Monetary System)را اعلام کرد. این اعلامیه دنیای مالی را تکان داد و به طور موثری به سیستم برتون وودز خاتمه بخشید.
بعد از جنگ جهانی دوم خیلی واضح بود که جهان نیاز به یک نظام مالی جدید دارد. با اینکه استاندارد طلا خیلی سفت و سخت بود اما باید راهی برای کنترل کشورها در خصوص عدم دستکاری واحد پولی خود و کاهش آن به منظور تقویت صادرات به اجرا گذاشته می شد. به همین منظور 44 کشور در سال 1944 نمایندگان خود را به برتون وودز نیوهمپشایر ایالات متحده فرستادند. آمریکا به علت در اختیار داشتن دو سوم ذخایر طلای دنیا؛ با نفوذترین عضو این پیمان بود و نهایتا همه توافق کردند که واحد پول خود را به دلار آمریکا متصل کرده و دلار هم به طلا متصل گردد. همچنین در راستای رفع این دغدغه که اگر یک اقتصاد دچار بحران شود چگونه بدون کاهش ارزش واحد پولی خود خواهد توانست از آن بحران خارج شود، اعضا توافق کردند که دو موسسه تاسیس شود: "صندوق بین المللی پول" به منظور قرض دادن پول به اعضایی که امکان جذب تامین مالی از منابع دیگر را نداشتند و برای کمک به کشورها برای ایجاد موازنه موقت پرداخت ها و تعادل تجاری و جلوگیری از کاهش دستوری ارزش پول آنها و "بانک بین المللی بازسازی و توسعه" که اکنون نام آن "بانک جهانی" است و هدف از تاسیس آن کمک به کشورهای کمتر توسعه یافته بود.
او مثل سایر سیاستمدارانی که شکست می خورند ، به یک دشمن نامرئی اشاره کرد و با اشاره به توطئه، دلالان را مسئول مشکلات ارزی خود دانست. چیزی که او نگفت این بود که ایالات متحده آنقدر دلار برای تأمین نیازهای داخلی خود و به ویژه جنگ ویتنام چاپ کرده که دیگر برابری طلا و دلار آمریکا از بین رفته و دیگر تبدیل آن (با نرخ توافقی 35 دلاربرای هر اونس) ممکن نیست!
سیستم برتون وودز آخرین سری از رژیم های نرخ ارز ثابت بر پایه طلا بود که توسط ایالات متحده و بریتانیا با پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد. این ایده به منظور ایجاد نرخ ارز ثابت و با هدف ایجاد اطمینان برای تجارت بین المللی با ریسک کمتر و در نتیجه تقویت تجارت جهانی شکل گرفت چرا که به نظر می رسید از آنجا که تجارت بین المللی منجر به رفاه و تنعم می شود، می تواند مانع وقوع جنگ ویرانگر دیگری شود. دلار آمریکا با اتکا به طلا و با ارزش 35 دلار برای هر اونس خلق می شد و دلار دقیقا با همان نرخ، به طور کامل قابل تبدیل بود. نرخ مبادله سایر ارزها با توجه به پشتوانه طلای آنها در برابر دلار آمریکا ثابت شد، که بر اساس میزان ذخایر طلای نگهداری شده و عرضه پولی مشخص تعیین می شد. همانطور که هر ارز در برابر دلار آمریکا ثابت بود، همه ارزها عملاً در برابر یکدیگر ثابت شدند. کشورها می توانستند ذخایر خود را به طلا یا دلار آمریکا نگه دارند.
مزیت کلیدی سیستم های نرخ ثابت ارز در مقابل طلا ، انضباط پولی بود که به دولت ها تحمیل می کرد. دولت ها نمی توانستند عرضه پول خود را فراتر از میزان افزایش ذخایر طلای خود افزایش دهند. هرگونه افزایشی فراتر از آن، برابری طلا را از بین می برد و به مرور زمان باعث کاهش ارزش پول می شد که چنین امری می توانست از نظر اقتصادی و سیاسی دردناک باشد. نقطه ضعف این مزیت؛ مهمترین نقص سیستم بود، زیرا دولت ها را در تنگنا قرار داد چرا که انعطاف پذیری سیاست های پولی داخلی، در صورت وجود؛ حداقل بود. بنابراین، دولت ها نمی توانستند به راحتی سیاست های ضد چرخه ای را بدون خطر انحراف جدی از برابری واحد پول خود و دلار-طلا اتخاذ کنند. بماند که گرایش چرخه ای boom & bust سیستم، چرخه های اقتصادی را شدیدتر می کند و رونق و رکود را بدتر می کند.
همانطور که رژیم های قبلی نرخ ارز ثابت به جهت عدم پایبندی ارز لنگر به قوانین توافقی سقوط کرده بودند، در اینجا هم با بازشدن اتصال دلار از طلا همان اتفاق رخ داد. دلار آمریکا آنقدر بیشتر از برابری توافقی بود که تا پایان سال 1973 ، از 35 دلار به تقریبا 200 دلار در هر اونس رسیده بود و البته این دهه را با 800 دلار در هر اونس به پایان رسانید و در نهایت، سیستم برتون مرد و دفن شد. از آن زمان به بعد، جهان بر روی مجموعه ای از سیستم ها قرار گرفته است ، طیفی از میخکوب های ثابت در یک طرف تا نظام های شناور آزاد از طرفی دیگر. بسیاری از کشورها با اشکال مختلفی میان این دو حالت افراطی قرار گرفتند با شکل های مختلفی از شناورمدیریت شده.
همانطور که در مورد همه مسائل اقتصادی، انتخاب یک گزینه مستلزم سبک سنگین کردن و مصالحه می باشد، نرخ های ارز میخکوب شده یا ثابت، ضامن ثبات واحد پول داخلی در برابر ارزی که به آن میخکوب شده می گردد، اما هزینه آن؛ از دست دادن استقلال پولی داخلی خواهد بود و به عبارتی؛ باید تسلیم تصمیمات خارج از کشور بود وهرگونه تلاش برای استقلال پولی مشکلات جدی ایجاد خواهد کرد همانگونه که در مورد آرژانتین و در سال 2002 اتفاق افتاد. در نقطه مقابل؛ نرخ ارز شناور آزاد؛ به معنی تغییرات جزئی دائمی در نرخ ارز و استقلال کامل سیاست پولی می باشد.
به جای انتخاب یکی از دو سوی سیاست پولی یعنی ثابت یا شناور، نرخ های شناور مدیریت شده سعی می کنند کمی از هر دو را داشته باشند؛ هم به نحوی ثبات نرخ ارز و هم کمی از استقلال سیاست پولی. این امر از طریق مدیریت ارز داخلی برای شناور شدن در محدوده بالا و پایین یک پهنه انجام می شود. مدیریت بازار هر زمان که نرخ ارز از محدوده مورد نظر خارج شود ، مداخله می کند و هرچه پهنه نوسان عریض تر باشد ، انعطاف پذیری سیاست های پولی بیشتر است و بالعکس.
اگرچه این روزها کمتراز آن سخن گفته می شود، از زمان فروپاشی برتون وودز؛ نیاز به یک معماری جدید مالی برای جهان امری ضروری به نظر می رسد؛ آن هم معماری که در هسته خود یک رژیم جدید نرخ ارز داشته باشد.
با این حال چرا پس از نیم قرن هنوز چنین چیزی عملیاتی نشده و نمی شود؟ در پاسخ به این سوال، به سه دلیل عمده اشاره می گردد.
اولاً ، تجربه در حوزه تنظیم نرخ ارز موفق نبوده است. حداقل سه سیستم مبتنی بر طلا در تاریخ اخیر سقوط کرده است. زیرا هر بار، دولتی که ارز آن لنگر شده، مانند ایالات متحده تحت سیستم برتون وودز، در قوانین تقلب کرده است. حتی ترتیبات ارزی منطقه ای مانند سیستم پولی اروپا (EMS) که پیش از این اتحادیه ارزی، یورو وجود داشت ، با درگیری بین اعضا از هم پاشید. بحران استرلینگ 1993 و خروج بریتانیا از EMS به دنبال نزاع با آلمان را به یاد بیاورید؛ وقایعی که مستقیماً منجر به حمله مفتضحانه سفته بازان به پوند و ضررهای هنگفت بانک انگلستان شد.
دلیل دوم این واقعیت است که چنین ترتیبی همواره مستلزم تسلیم اولویت های داخلی به دستورات خارجی است که برای اکثر دولتهای معاصر، از نظر اقتصادی و سیاسی خوشایند نبوده و نخواهد بود.
به جای انتخاب یکی از دو سوی سیاست پولی یعنی ثابت یا شناور، نرخ های شناور مدیریت شده سعی می کنند کمی از هر دو را داشته باشند؛ هم به نحوی ثبات نرخ ارز و هم کمی از استقلال سیاست پولی. این امر از طریق مدیریت ارز داخلی برای شناور شدن در محدوده بالا و پایین یک پهنه انجام می شود. مدیریت بازار هر زمان که نرخ ارز از محدوده مورد نظر خارج شود ، مداخله می کند و هرچه پهنه نوسان عریض تر باشد ، انعطاف پذیری سیاست های پولی بیشتر است و بالعکس.
اگرچه این روزها کمتراز آن سخن گفته می شود، از زمان فروپاشی برتون وودز؛ نیاز به یک معماری جدید مالی برای جهان امری ضروری به نظر می رسد؛ آن هم معماری که در هسته خود یک رژیم جدید نرخ ارز داشته باشد.
با این حال چرا پس از نیم قرن هنوز چنین چیزی عملیاتی نشده و نمی شود؟ در پاسخ به این سوال، به سه دلیل عمده اشاره می گردد.
اولاً ، تجربه در حوزه تنظیم نرخ ارز موفق نبوده است. حداقل سه سیستم مبتنی بر طلا در تاریخ اخیر سقوط کرده است. زیرا هر بار، دولتی که ارز آن لنگر شده، مانند ایالات متحده تحت سیستم برتون وودز، در قوانین تقلب کرده است. حتی ترتیبات ارزی منطقه ای مانند سیستم پولی اروپا (EMS) که پیش از این اتحادیه ارزی، یورو وجود داشت ، با درگیری بین اعضا از هم پاشید. بحران استرلینگ 1993 و خروج بریتانیا از EMS به دنبال نزاع با آلمان را به یاد بیاورید؛ وقایعی که مستقیماً منجر به حمله مفتضحانه سفته بازان به پوند و ضررهای هنگفت بانک انگلستان شد.
دلیل دوم این واقعیت است که چنین ترتیبی همواره مستلزم تسلیم اولویت های داخلی به دستورات خارجی است که برای اکثر دولتهای معاصر، از نظر اقتصادی و سیاسی خوشایند نبوده و نخواهد بود.
دلیل سوم مربوط به تغییرات در فناوری است که باعث شده جریان و سایز سرمایه های فرامرزی سریعتر و بسیار بزرگتر از زمانهای قبل باشد. یک معضل معروف در ادبیات مالی بین المللی وجود دارد که حکم می کند نرخ ثابت ارز و استقلال سیاست پولی در حضور جریان سرمایه آزاد به سادگی امکان پذیر نیست.
در اینجا مناسب است به یک قانون هم در اقتصاد پولی اشاره کنیم. "تثلیث غیرممکن" یا "Trilemma" که می گوید: یک بانک مرکزی نمی تواند به طور همزمان به هر سه هدف زیر دسترسی پیدا کند:
گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها (Free Capital Flow)
رژیم نرخ ارز ثابت ( Fixed Exchange Rate Regime)
سیاست پولی مستقل (Independent/Sovereign Monetary Policy)
بلکه در یک زمان می تواند تنها به دو هدف رسیده و یک هدف را باید فدا کند!
بنابر این اگر هدف بانک مرکزی گردش آزاد سرمایه و نرخ ارز ثابت باشد، استقلال سیاست پولی خود را از دست می دهد!
و یا اگر هدف آن، استقلال سیاست پولی و گردش آزاد سرمایه با بازارهای جهانی باشد، دیگر نظام نرخ ارز ثابت را نمی تواند داشته باشد.
و یا اگر هدف آن استقلال سیاست پولی و تثبیت نرخ ارز باشد، دیگر گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها را نمی تواند داشته باشد!
ما حصل کلام اینکه رژیم های نرخ ارز ثابت، حتی رژیم های دارای پشتوانه طلا؛ علاج کار نیستند. لازم به ذکر است که برخی از بزرگترین حملات سفته جویانه تحت سیستم های ارزی ثابت یا انواع آن مانند شناورهای مدیریت شده بوده است. انگلستان 1993 ، بحران ارز آسیایی 1997/98 و آرژانتین 2002 ، نمونه های اخیر آن هستند. در چنین سیستم هایی حتی انحرافات کوچک در سیاست ، می تواند به مرور زمان باعث ایجاد ناهمترازی (انحراف نرخ واقعی ارز از سطح تعادلی آن) جدی شود و چنین ناهمترازی هایی است که دلالان به دنبال سوء استفاده از آن هستند. به یاد داشته باشیم که نرخ ارز ثابت یا هدف گذاری شده، عملاً یک گزینه یک طرفه ی حق اختیار فروش با ریسک نزولی کم به سفته بازان ارائه می کند. از سوی دیگر؛ طرفداران سیستم های برابری طلا با نرخ ارز ثابتممکن است استدلال کنند که با ارزهای فیات (پول بدون پشتوانه) و کاهش محدودیت انتشار پول برای دولت ها، کنترل کمی می توان روی کاهش ارزش پول ملی یک اقتصاد داشت که در پاسخ به آنها باید گفت؛ توانایی بازار برای نظم بخشیدن به دولتها را نباید نادیده انگاشت. اگرچه ممکن است فوری نباشد اما نظم بخشیدن بازار به بدرفتاری دولت ها می تواند بسیار خشن هم باشد. بحران استرلینگ ، آرژانتین ، یونان ، بحران مالی آسیا و حتی بحران مالی جهانی؛ نمونه های اخیر آن هستند. تاریخ بارها و بارها نشان داده است که وقتی سیاست های بد منجر به تعادل بد می شوند ، نیروهای نظم دهنده ای در بازار به راه می افتند که حتی قدرتمندترین کشورها را می توان به زانو در آورند.
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://www.donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/3807685-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA
در اینجا مناسب است به یک قانون هم در اقتصاد پولی اشاره کنیم. "تثلیث غیرممکن" یا "Trilemma" که می گوید: یک بانک مرکزی نمی تواند به طور همزمان به هر سه هدف زیر دسترسی پیدا کند:
گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها (Free Capital Flow)
رژیم نرخ ارز ثابت ( Fixed Exchange Rate Regime)
سیاست پولی مستقل (Independent/Sovereign Monetary Policy)
بلکه در یک زمان می تواند تنها به دو هدف رسیده و یک هدف را باید فدا کند!
بنابر این اگر هدف بانک مرکزی گردش آزاد سرمایه و نرخ ارز ثابت باشد، استقلال سیاست پولی خود را از دست می دهد!
و یا اگر هدف آن، استقلال سیاست پولی و گردش آزاد سرمایه با بازارهای جهانی باشد، دیگر نظام نرخ ارز ثابت را نمی تواند داشته باشد.
و یا اگر هدف آن استقلال سیاست پولی و تثبیت نرخ ارز باشد، دیگر گردش آزاد سرمایه با سایر بازارها را نمی تواند داشته باشد!
ما حصل کلام اینکه رژیم های نرخ ارز ثابت، حتی رژیم های دارای پشتوانه طلا؛ علاج کار نیستند. لازم به ذکر است که برخی از بزرگترین حملات سفته جویانه تحت سیستم های ارزی ثابت یا انواع آن مانند شناورهای مدیریت شده بوده است. انگلستان 1993 ، بحران ارز آسیایی 1997/98 و آرژانتین 2002 ، نمونه های اخیر آن هستند. در چنین سیستم هایی حتی انحرافات کوچک در سیاست ، می تواند به مرور زمان باعث ایجاد ناهمترازی (انحراف نرخ واقعی ارز از سطح تعادلی آن) جدی شود و چنین ناهمترازی هایی است که دلالان به دنبال سوء استفاده از آن هستند. به یاد داشته باشیم که نرخ ارز ثابت یا هدف گذاری شده، عملاً یک گزینه یک طرفه ی حق اختیار فروش با ریسک نزولی کم به سفته بازان ارائه می کند. از سوی دیگر؛ طرفداران سیستم های برابری طلا با نرخ ارز ثابتممکن است استدلال کنند که با ارزهای فیات (پول بدون پشتوانه) و کاهش محدودیت انتشار پول برای دولت ها، کنترل کمی می توان روی کاهش ارزش پول ملی یک اقتصاد داشت که در پاسخ به آنها باید گفت؛ توانایی بازار برای نظم بخشیدن به دولتها را نباید نادیده انگاشت. اگرچه ممکن است فوری نباشد اما نظم بخشیدن بازار به بدرفتاری دولت ها می تواند بسیار خشن هم باشد. بحران استرلینگ ، آرژانتین ، یونان ، بحران مالی آسیا و حتی بحران مالی جهانی؛ نمونه های اخیر آن هستند. تاریخ بارها و بارها نشان داده است که وقتی سیاست های بد منجر به تعادل بد می شوند ، نیروهای نظم دهنده ای در بازار به راه می افتند که حتی قدرتمندترین کشورها را می توان به زانو در آورند.
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://www.donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-116/3807685-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA
روزنامه دنیای اقتصاد
گذر از دوران نرخ ارز ثابت
پنجاه سال پیش در تاریخ 15 آگوست 1971، نیکسون، رئیسجمهور آمریکا، پایان تبدیل دلار آمریکا به طلا تحت «سیستم پولی برتون وودز» (Bretton Woods Monetary System) را اعلام کرد. این اعلامیه، دنیای مالی را تکان داد و بهطور موثری به «سیستم برتون وودز» خاتمه بخشید.
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍حکمت های سهامی!
اگه قصد ورود به بازار سهام دارید و یا تازه وارد شده اید یادتون باشه "بازار سهام پره از آدمایی که قیمت همه چیو میدونن و ارزش هیچ چیو نمیدونن! 👤وارن بافت
✅اگه ریسک پذیر نیستید، بهتره وارد نشید!
در شرایط عادی، قیمت یه سهم؛ منعکس کننده اوضاع یه بیزینس واقعیه و یه بیزینس واقعی، آپ اند داون و نوسان داره و قرار نیست همش سود بده چونMother Nature تا بوده، همین بوده...خشکسالی و تر سالی، تابستون و زمستون داره... و یادمون باشه؛ ابزار مالی که در هر شرایطی تضمین سود میده دیگه سهام نیست و البته ابزاری خطرناک و بحران آفرینه چون با Mother Nature سر نبرد داره! و شغلی که همیشه درآمد داره، کارمندیه نه کارآفرینی!
👈تا زمانی که چنین آدمی نیستید که اگه پورتفوی شما 50 درصد ریخت و وحشت زده نشدید، نباید توی بازار سهام باشید! 👤وارن بافت
✅اینقدر به توصیه های این و اون گوش ندید!
👈اگه به توصیه های شبکه مالی CNBC گوش داده بودم، الان باید یه میلیون دلار پول میداشتم...به شرطی که با چند صد میلیون دلار شروع کرده بودم!👤جان استوارت
✅نگاهت به شاخص کل و هموزن نباشه!
شاخص میره بالا میخره، میاد پایین میفروشه! اینجوری سهم رو بالا میخره و وقتی ریخت، پایین میفروشه!
👈بازی رو اونایی میبرن که روی زمین بازی زوم میکنن نه تابلو امتیازات!👤وارن بافت
📌یکی از چیزای خنده دار درباره بازار سهام اینه که هر بار یکی میفروشه یکی دیگه میخره و هردوشون خودشون رو زیرک میدونن!👤ویلیام فیدر
✅صبور تر بودن؛ مهمتر از باهوش تر بودنه!
مهمترین کاراکتر یه سرمایه گذار حرفه ای در بازار بورس اینه که خیلی منضبط و با دیسیپلینه! اونی که به خلق و خوی خودش مسلطه و در مقابل وسوسه خرید و فروش های پی در پی مقاومت میکنه نه اونی که نسبت به دیگری فقط آی کیو بالاتری داره! نه اونی که هر روز ده بار پورتفوشو نگاه میکنه!
👈بزرگترین مشکل و حتی بدترین دشمن یه سرمایه گذار، خودشه!👤گراهام
👈وال استریت با خرید و فروشهای پی در پی شما پول در میاره و شما با خرید و فروش نکردن!
👈اگه برنامت این نیست که یه سهم رو برا ده سال نگه داری، به مالکیتش حتی برا ده دقیقه هم فکر نکن!
👈نامیدن کسی که فعالانه در بازار خرید و فروش میکنه به عنوان سرمایه گذار، مثل این میمونه یکیو که هر روز با یکی دوست میشه رو عاشق بنامیم!👤وارن بافت
👈سرمایه گذاری بیشتر باید مثل تماشای درب رنگ شده تا خشک شدنش و یا علف تا بزرگ شدنش باشه! اگه دنبال هیجان هستی، 800 دلار بردار برو لاس وگاس👤پاول سموئلسون
👈اگه سرمایه گذاری برات یه تفریحه و داری باهاش حال میکنی، احتمالا پولی در نمیاری...سرمایه گذاری خوب، ملال آوره!👤جورج سوروس
✅واقع گرا باش
👈سرمایه گذار باهوش؛ یه واقع گراست که به خوش بین میفروشه و از بدبین میخره!👤وارن بافت
✅اینقدر پورتفوت رو متنوع نکن!
👈تنوع بخشی به پورتفو وقتی لازمه که سرمایه گذار نمیدونه داره چیکار میکنه!👤وارن بافت
🔴✅و سخن آخر اینکه چهار کلمه بسیار خطرناک در سرمایه گذاری اینا هستن: این دفعه فرق می کنه!👤تمپلتون
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
اگه قصد ورود به بازار سهام دارید و یا تازه وارد شده اید یادتون باشه "بازار سهام پره از آدمایی که قیمت همه چیو میدونن و ارزش هیچ چیو نمیدونن! 👤وارن بافت
✅اگه ریسک پذیر نیستید، بهتره وارد نشید!
در شرایط عادی، قیمت یه سهم؛ منعکس کننده اوضاع یه بیزینس واقعیه و یه بیزینس واقعی، آپ اند داون و نوسان داره و قرار نیست همش سود بده چونMother Nature تا بوده، همین بوده...خشکسالی و تر سالی، تابستون و زمستون داره... و یادمون باشه؛ ابزار مالی که در هر شرایطی تضمین سود میده دیگه سهام نیست و البته ابزاری خطرناک و بحران آفرینه چون با Mother Nature سر نبرد داره! و شغلی که همیشه درآمد داره، کارمندیه نه کارآفرینی!
👈تا زمانی که چنین آدمی نیستید که اگه پورتفوی شما 50 درصد ریخت و وحشت زده نشدید، نباید توی بازار سهام باشید! 👤وارن بافت
✅اینقدر به توصیه های این و اون گوش ندید!
👈اگه به توصیه های شبکه مالی CNBC گوش داده بودم، الان باید یه میلیون دلار پول میداشتم...به شرطی که با چند صد میلیون دلار شروع کرده بودم!👤جان استوارت
✅نگاهت به شاخص کل و هموزن نباشه!
شاخص میره بالا میخره، میاد پایین میفروشه! اینجوری سهم رو بالا میخره و وقتی ریخت، پایین میفروشه!
👈بازی رو اونایی میبرن که روی زمین بازی زوم میکنن نه تابلو امتیازات!👤وارن بافت
📌یکی از چیزای خنده دار درباره بازار سهام اینه که هر بار یکی میفروشه یکی دیگه میخره و هردوشون خودشون رو زیرک میدونن!👤ویلیام فیدر
✅صبور تر بودن؛ مهمتر از باهوش تر بودنه!
مهمترین کاراکتر یه سرمایه گذار حرفه ای در بازار بورس اینه که خیلی منضبط و با دیسیپلینه! اونی که به خلق و خوی خودش مسلطه و در مقابل وسوسه خرید و فروش های پی در پی مقاومت میکنه نه اونی که نسبت به دیگری فقط آی کیو بالاتری داره! نه اونی که هر روز ده بار پورتفوشو نگاه میکنه!
👈بزرگترین مشکل و حتی بدترین دشمن یه سرمایه گذار، خودشه!👤گراهام
👈وال استریت با خرید و فروشهای پی در پی شما پول در میاره و شما با خرید و فروش نکردن!
👈اگه برنامت این نیست که یه سهم رو برا ده سال نگه داری، به مالکیتش حتی برا ده دقیقه هم فکر نکن!
👈نامیدن کسی که فعالانه در بازار خرید و فروش میکنه به عنوان سرمایه گذار، مثل این میمونه یکیو که هر روز با یکی دوست میشه رو عاشق بنامیم!👤وارن بافت
👈سرمایه گذاری بیشتر باید مثل تماشای درب رنگ شده تا خشک شدنش و یا علف تا بزرگ شدنش باشه! اگه دنبال هیجان هستی، 800 دلار بردار برو لاس وگاس👤پاول سموئلسون
👈اگه سرمایه گذاری برات یه تفریحه و داری باهاش حال میکنی، احتمالا پولی در نمیاری...سرمایه گذاری خوب، ملال آوره!👤جورج سوروس
✅واقع گرا باش
👈سرمایه گذار باهوش؛ یه واقع گراست که به خوش بین میفروشه و از بدبین میخره!👤وارن بافت
✅اینقدر پورتفوت رو متنوع نکن!
👈تنوع بخشی به پورتفو وقتی لازمه که سرمایه گذار نمیدونه داره چیکار میکنه!👤وارن بافت
🔴✅و سخن آخر اینکه چهار کلمه بسیار خطرناک در سرمایه گذاری اینا هستن: این دفعه فرق می کنه!👤تمپلتون
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️👤ایلان ماسک ٣٠٢ میلیارد دلاری
بر مبنای شاخص میلیاردرهای بلومبرگ، پنجشنبه گذشته، ثروت جناب ایلان؛ سلطان خودروهای برقی جهان با برند Teslaو همچنین موسسSpaceX و NeuralinkوOpenAIو...؛ به ٣٠٢ میلیارد دلار رسید و همون روز، در چارچوب بسته سیاستی داخلی دولت بایدن صحبت از اخذ مالیات ویژه از ٧٠٠ میلیاردر آمریکا مطرح شد(در صورت تصویب، او باید ۵٠ میلیارد دلار بده!)که واکنشش این بود:
🤛فراموشش(ولش) کن! برنامه من اینه که با این پول، مردم رو ببرم مریخ تا نور آگاهی حفظ بشه!☝️
📌در این کارزار، اونی که هم و غم و تمرکزش روی کندنه؛ هرگز حریف طرفی نمیشه که تمرکز و هدفش، کندن مردم از زمین و بردنشون به فضا و رشد دادنشونه! ☝️
✅اولی ته آرزوش ۵٠میلیارد دلاره و دومی آرزوش ته نداره و ۵٠میلیارد دلار خمس مالشم نمیشه!
✅اولی تمرکزش روی کمبوده و دومی تمرکزش روی فراوانی و وفور نعمته!
✅اولی از کسری بودجه و خوردن کفگیر به ته دیگ میترسه و دومی ترس در وجودش نیست و میگه کل مالم رو برای اهدافم بدم و صفر بشم مهم نیست... دوباره بهترشو میسازم!
✅اولی هدفش پوله و دومی پول در خدمت هدفشه!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
بر مبنای شاخص میلیاردرهای بلومبرگ، پنجشنبه گذشته، ثروت جناب ایلان؛ سلطان خودروهای برقی جهان با برند Teslaو همچنین موسسSpaceX و NeuralinkوOpenAIو...؛ به ٣٠٢ میلیارد دلار رسید و همون روز، در چارچوب بسته سیاستی داخلی دولت بایدن صحبت از اخذ مالیات ویژه از ٧٠٠ میلیاردر آمریکا مطرح شد(در صورت تصویب، او باید ۵٠ میلیارد دلار بده!)که واکنشش این بود:
🤛فراموشش(ولش) کن! برنامه من اینه که با این پول، مردم رو ببرم مریخ تا نور آگاهی حفظ بشه!☝️
📌در این کارزار، اونی که هم و غم و تمرکزش روی کندنه؛ هرگز حریف طرفی نمیشه که تمرکز و هدفش، کندن مردم از زمین و بردنشون به فضا و رشد دادنشونه! ☝️
✅اولی ته آرزوش ۵٠میلیارد دلاره و دومی آرزوش ته نداره و ۵٠میلیارد دلار خمس مالشم نمیشه!
✅اولی تمرکزش روی کمبوده و دومی تمرکزش روی فراوانی و وفور نعمته!
✅اولی از کسری بودجه و خوردن کفگیر به ته دیگ میترسه و دومی ترس در وجودش نیست و میگه کل مالم رو برای اهدافم بدم و صفر بشم مهم نیست... دوباره بهترشو میسازم!
✅اولی هدفش پوله و دومی پول در خدمت هدفشه!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://www.donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3-6/3820006-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
⭕✍️وقتی بدهی، حجاب سهام به تن می کند!
📖یادداشت بنده و پروفسور عصمت پاشا در روزنامه دنیای اقتصاد؛ امروز یکشنبه ٧ آذر ١۴٠٠
📌با عبور بازار بدهی جهانی از مرزهای متعارف و نزدیک شدن مقیاس آن به حجم 300 تریلیون دلار (حدود 5/3 برابر تولید ناخالص داخلی) که بیش از 3 برابر اندازه بازار سهام جهان است، این سوال مطرح میشود که چرا تا این حد انتشار اوراق قرضه و وام مورد استقبال قرار گرفته و نسبت به سهام، بیشتر مورد استقبال ناشران است. در این خصوص میتوان به 4دلیل عمده آن اشاره کرد.
1️⃣عدمرقیقشدگی مالکیت
بزرگترین مزیت وام و اوراق قرضه نسبت به سهام برای قرضگیرنده این است که موجب رقیقشدگی (Dilution) مالکیت و درآمدهای آتی نمیشود. به همین جهت شرکتهایی که داراییهای متمرکز فراوان دارند، تمایل به اهرم مالی بالاتر داشته و به همین دلیل است که شرکتها برای تامین مالی پروژههایی با ریسک پایین و سود بالا از وام یا اوراق قرضه استفاده کرده و برای پروژههای با ریسک بالا اوراق سهام منتشر میکنند، چراکه سهام به جهت دائمی بودن و نداشتن سررسید، موجب رقیقشدگی دائمی مالکیت سهامداران (تا انحلال شرکت) شده و سهامداران؛ مالک داراییهای آزاد و دور از دسترس سایر طلبکاران هستند. این در حالی است که در اوراق قرضه یا وام، میزان مطالبه قرضدهنده و زمان مطالبه ثابت و از پیش تعیین شده است.
2️⃣پشتیبانی نظام مالیاتی
اوراق قرضه از حمایت نظام مالیاتی بهره میبرند. همانطور که اشاره شد، به جهت عدممشارکت در ریسک پروژه، اوراق قرضه ارزانتر است. اما تنها ارزانتر بودن، آنها را مطلوب نمیکند. در حقیقت مطلوبیت آنها زمانی است که مالیات وارد معادله شده و اوراق بدهی معاف از مالیات راه خود را از اوراق سهام جدا میکنند. اهرم شرکتهای قرضگیرنده به منظور برخورداری از چتر حمایتی مالیاتی دولتها یک آربیتراژ مالیاتی ایجاد میکند که در آن دولتها مالیات اخذ شده را به آنها باز میگردانند. به همین جهت است که در تئوری مدیگلیانی و میلر (Modigliani & Miller or MM) ارزش شرکتهایی که اوراق قرضه منتشر میکنند به جهت برخورداری از حمایت مالیاتی دولت، بالا میرود. در تحلیل MM تفاوت ارزش شرکت دارای اهرم یا بدون اهرم؛ منوط به ارزش کنونی مقدار حمایت و معافیت مالیاتی آینده است.
3️⃣افزایش نرخ بازدهی حقوق صاحبان سهام
یکی دیگر از دلایل استفاده شرکتها از اوراق بدهی یا وام این است که اهرم مالی موجب بالا رفتن نرخ بازده حقوق صاحبان سهام یا ROE میشود. دلیل آن این است که سهامداران در عایدی و درآمد کل داراییهای شرکت حتی آن داراییهایی که با قرض تامین مالی شدهاند، سهیم هستند. بنابراین ROE شرکتی که دارای اهرم مالی است، از شرکتی که دارای اهرم مالی نیست، بالاتر است. البته شرکتی که دارای اهرم مالی بالاتر است، از ریسک بالاتری نیز برخوردار بوده و سهامداران در کنار کسب سود بیشتر، متعهد و مجبور به دقت در عملیات پروژه و نیز پرداختن دیون و بدهیها در زمانهای مقرر هستند.
4️⃣کاهش تعارض منافع و هزینه نمایندگی
در حاکمیت شرکتی مدرن، مالکیت از مدیریت شرکتها جدا شده و مالکان با استخدام افراد متبحر و با تجربه، عنان مدیریت شرکت خود را به دست آنها سپرده و هر کسی به ایفای نقش تخصصی و قانونی خود میپردازد. مساله تعارض منافع (Conflict of Interest) و مشکل نمایندگی (Agency Problem) از همین نقطه آغاز میشود. در شرکتهای بدون اهرم یا دارای اهرم مالی کم، جریان نقدینگی آزاد زیادتری (نسبت به شرکتهای دارای اهرم) در دسترس مدیران قرار میگیرد و به جهت عدمتعهدات مالی نسبت به قرضدهندگان خارج از شرکت، دست آنها در مصرف منابع نقدی بازتر است و احتمال سوءاستفاده از آن بالاتر میرود. سهامداران این شرکتها، برای کنترل و کاهش ریسک تخلفات و اتلاف منابع مالی توسط مدیران اجرایی، از تامین مالی توسط اوراق قرضه یا وام و متعهد کردن مدیران به پرداخت اصل و سود، بهره میگیرند. از طرف دیگر، شرکتهایی که دارای اهرم مالی بالا هستند، همچنان تمایل به افزایش اهرم مالی دارند چراکه علاوه بر ایجاد محدودیت برای مدیران اجرایی، میزان ریسک ضرر آنها محدود به میزان سرمایه و سهم آنها در شرکت بوده و از طرف دیگر در سود کل داراییها از جمله آنهایی که با اوراق قرضه تامین مالی شدهاند، سهیم هستند.
⭕✍️وقتی بدهی، حجاب سهام به تن می کند!
📖یادداشت بنده و پروفسور عصمت پاشا در روزنامه دنیای اقتصاد؛ امروز یکشنبه ٧ آذر ١۴٠٠
📌با عبور بازار بدهی جهانی از مرزهای متعارف و نزدیک شدن مقیاس آن به حجم 300 تریلیون دلار (حدود 5/3 برابر تولید ناخالص داخلی) که بیش از 3 برابر اندازه بازار سهام جهان است، این سوال مطرح میشود که چرا تا این حد انتشار اوراق قرضه و وام مورد استقبال قرار گرفته و نسبت به سهام، بیشتر مورد استقبال ناشران است. در این خصوص میتوان به 4دلیل عمده آن اشاره کرد.
1️⃣عدمرقیقشدگی مالکیت
بزرگترین مزیت وام و اوراق قرضه نسبت به سهام برای قرضگیرنده این است که موجب رقیقشدگی (Dilution) مالکیت و درآمدهای آتی نمیشود. به همین جهت شرکتهایی که داراییهای متمرکز فراوان دارند، تمایل به اهرم مالی بالاتر داشته و به همین دلیل است که شرکتها برای تامین مالی پروژههایی با ریسک پایین و سود بالا از وام یا اوراق قرضه استفاده کرده و برای پروژههای با ریسک بالا اوراق سهام منتشر میکنند، چراکه سهام به جهت دائمی بودن و نداشتن سررسید، موجب رقیقشدگی دائمی مالکیت سهامداران (تا انحلال شرکت) شده و سهامداران؛ مالک داراییهای آزاد و دور از دسترس سایر طلبکاران هستند. این در حالی است که در اوراق قرضه یا وام، میزان مطالبه قرضدهنده و زمان مطالبه ثابت و از پیش تعیین شده است.
2️⃣پشتیبانی نظام مالیاتی
اوراق قرضه از حمایت نظام مالیاتی بهره میبرند. همانطور که اشاره شد، به جهت عدممشارکت در ریسک پروژه، اوراق قرضه ارزانتر است. اما تنها ارزانتر بودن، آنها را مطلوب نمیکند. در حقیقت مطلوبیت آنها زمانی است که مالیات وارد معادله شده و اوراق بدهی معاف از مالیات راه خود را از اوراق سهام جدا میکنند. اهرم شرکتهای قرضگیرنده به منظور برخورداری از چتر حمایتی مالیاتی دولتها یک آربیتراژ مالیاتی ایجاد میکند که در آن دولتها مالیات اخذ شده را به آنها باز میگردانند. به همین جهت است که در تئوری مدیگلیانی و میلر (Modigliani & Miller or MM) ارزش شرکتهایی که اوراق قرضه منتشر میکنند به جهت برخورداری از حمایت مالیاتی دولت، بالا میرود. در تحلیل MM تفاوت ارزش شرکت دارای اهرم یا بدون اهرم؛ منوط به ارزش کنونی مقدار حمایت و معافیت مالیاتی آینده است.
3️⃣افزایش نرخ بازدهی حقوق صاحبان سهام
یکی دیگر از دلایل استفاده شرکتها از اوراق بدهی یا وام این است که اهرم مالی موجب بالا رفتن نرخ بازده حقوق صاحبان سهام یا ROE میشود. دلیل آن این است که سهامداران در عایدی و درآمد کل داراییهای شرکت حتی آن داراییهایی که با قرض تامین مالی شدهاند، سهیم هستند. بنابراین ROE شرکتی که دارای اهرم مالی است، از شرکتی که دارای اهرم مالی نیست، بالاتر است. البته شرکتی که دارای اهرم مالی بالاتر است، از ریسک بالاتری نیز برخوردار بوده و سهامداران در کنار کسب سود بیشتر، متعهد و مجبور به دقت در عملیات پروژه و نیز پرداختن دیون و بدهیها در زمانهای مقرر هستند.
4️⃣کاهش تعارض منافع و هزینه نمایندگی
در حاکمیت شرکتی مدرن، مالکیت از مدیریت شرکتها جدا شده و مالکان با استخدام افراد متبحر و با تجربه، عنان مدیریت شرکت خود را به دست آنها سپرده و هر کسی به ایفای نقش تخصصی و قانونی خود میپردازد. مساله تعارض منافع (Conflict of Interest) و مشکل نمایندگی (Agency Problem) از همین نقطه آغاز میشود. در شرکتهای بدون اهرم یا دارای اهرم مالی کم، جریان نقدینگی آزاد زیادتری (نسبت به شرکتهای دارای اهرم) در دسترس مدیران قرار میگیرد و به جهت عدمتعهدات مالی نسبت به قرضدهندگان خارج از شرکت، دست آنها در مصرف منابع نقدی بازتر است و احتمال سوءاستفاده از آن بالاتر میرود. سهامداران این شرکتها، برای کنترل و کاهش ریسک تخلفات و اتلاف منابع مالی توسط مدیران اجرایی، از تامین مالی توسط اوراق قرضه یا وام و متعهد کردن مدیران به پرداخت اصل و سود، بهره میگیرند. از طرف دیگر، شرکتهایی که دارای اهرم مالی بالا هستند، همچنان تمایل به افزایش اهرم مالی دارند چراکه علاوه بر ایجاد محدودیت برای مدیران اجرایی، میزان ریسک ضرر آنها محدود به میزان سرمایه و سهم آنها در شرکت بوده و از طرف دیگر در سود کل داراییها از جمله آنهایی که با اوراق قرضه تامین مالی شدهاند، سهیم هستند.
روزنامه دنیای اقتصاد
وقتی بدهی، لباس سهام به تن میکند!
با عبور بازار بدهی جهانی از مرزهای متعارف و نزدیک شدن مقیاس آن به حجم 300 تریلیون دلار (حدود 5/ 3 برابر تولید ناخالص داخلی) که بیش از 3 برابر اندازه بازار سهام جهان است، این سوال مطرح میشود که چرا تا این حد انتشار اوراق قرضه و وام مورد استقبال قرار گرفته…
👈با توجه به موارد فوق؛ طبیعی است که اولا رشد بازار بدهی ادامهدار باشد و همچنان سیطره و استیلای این بازار بر بازار سهام برقرار باشد و دوم اینکه در چنین شرایطی؛ توسعه هر نوع ابزار مالی؛ چه با پسوند و چه بدون پسوند اسلامی مبتنی بر تسهیم ریسک در ساختارهای شبیه سهام، کاری چالشی خواهد بود!
در این میان؛ نظام مالی اسلامی هم میتواند راهی برای برونرفت از مشکلات کنونی ناشی از بحران بدهی به جهان ارائه دهد. قراردادهای مشارکت در ریسک یعنی مضاربه و مشارکت؛ جایگزینهای مناسبی برای تامین مالی با بدهی ارائه میکنند. نظام مالی متعارف بر دو رکن اصلی، بدهی و سهام استوار است. در حالی که مالی اسلامی با فلسفه زیربنایی تامین مالی با ابزار سهام که در واقع تسهیم ریسک است، مشکلی ندارد، اما بدهی که در آن ریسک کار و کسب به وامگیرنده منتقل میشود و بازده آن به عنوان سود ثابت و مستقل از بازده کار و کسب از پیش تعیین شده است، ناعادلانه و ممنوع تلقی میشود. با این حال، با نگاهی به آنچه در حال انجام است، اینکه بگوییم مالی اسلامی از ابزارهای بدهیمحور اجتناب میکند، دشوار است. بانکداری اسلامی مدتهاست به دلیل اتکا به قراردادهای بدهی برای تامین مالی مورد انتقاد قرار گرفته است، اما به نظر میرسد این موضوع در فضای بازار سرمایه نیز صادق است.
صکوک؛ ابزارهای بازار سرمایه منطبق با شریعت بوده که در واقع گواهی سرمایهگذاری هستند. صکوک بر اساس قراردادهایی مانند اوراق مرابحه و اجاره از اوراق قرضه تقلید میکند. یک صکوک اجاره با نرخ ثابت و با قیمت بازخرید از پیش تعیین شده میتواند یک جریان نقدی دقیقا مشابه یک اوراق قرضه که اصل و سود آن تضمین میشود و در فواصل مشخص کوپن میپردازد، داشته باشد. با این حال، یک صکوک که بر اساس قراردادهای تسهیم ریسک مانند مضاربه یا مشارکت ساختار یافته است، از ساختار سهام تقلید میکند؛ با این تفاوت که به لحاظ انقضا، پایانپذیر است، در حالی که سهام، تاریخ انقضا یا سررسید ندارد.
بهرغم وجود گزینههای جایگزین، اکثریت قریب به اتفاق صکوک تسویه نشده متعلق به دسته بدهی است. با توجه به موارد چهارگانه که در ابتدای این نوشتار ذکر شد و همچنین به دلیل پذیرش بازار، سهولت ساختار، سهولت در قیمتگذاری، سهولت در رتبهبندی و...، این نوع صکوک در بازار بر سایر ساختارها غلبه کرده است. چیزی که واقعا ناراحتکننده است این است که حتی اگر انتشار صکوک مبتنی بر تسهیم ریسک حداقل است، آنها اغلب دارای ویژگیهایی هستند که تسهیم ریسک را از بین میبرند یا مانع آن میشوند و به طور موثر آنها را به ابزارهای بدهی مانند تبدیل میکنند.
📌یک مطالعه اخیر در دانشگاه بینالمللی مالی-اسلامی اینسیف مالزی در مورد کلیه صکوک شرکتی صادر شده در این کشور طی یک دوره 15 ساله نشان داد که از 900 مورد، تنها 86 صکوک تحت ساختار مشارکت یا تسهیم ریسک است. در حالی که تمام این صکوکها از نظر شکل و ظاهر؛ منطبق با شریعت بودند، اینکه آیا آنها واقعا از نظر ماهیت دارای خاصیت تسهیم ریسک هستند یا خیر، هدف مطالعه بود. متاسفانه، با وجود برچسب مضاربه یا مشارکت، حتی یک صکوک هم یافت نشد که واقعا ریسک به اشتراک گذاشته شود.
همه دارای بندهایی بودند که ویژگی اشتراک ریسک را از بین میبرد و ویژگیهایی را معرفی میکرد که محدودیتهای الزامآور بدهی را داشت. به عنوان مثال، از طریق استفاده از الزامات بازپرداخت سرمایه ثابت از جمله ارزش اسمی، مشخص کردن پیشپرداخت سود، استفاده از حسابهای ذخیره برای هموارسازی پرداختها و ارائه وثیقه؛ منجر به این میشود که ابزار تسهیم ریسک همچون ابزار بدهی رفتار کند. حدود 97درصد آنها ناشر را ملزم به بازخرید صکوک به ارزش اسمی آن در سررسید میکردند، دقیقا مانند اوراق قرضه!
آشکارترین مورد؛ استفاده از ویژگی موسوم به تنازل بود که به موجب آن سرمایهگذاران صکوک موافقت میکنند از بازدهی بالاتر از آستانه از پیش تعیینشده چشمپوشی کرده و در ازای آن، ناشر متعهد شد که هرگونه کسری سود زیر آستانه مورد انتظار را جبران کند. 93درصد صکوک نمونه بررسی شده دارای این ویژگی تنازل بود. چنین پیکربندی مجددی، با منطق شرع مبنی بر اینکه بازده باید وابسته به درآمد کسبوکار اصلی باشد و نباید از آن جدا باشد، در تعارض است.
⁉️پس چرا این اتفاق میافتد؟ توضیح اینکه چرا یک صکوک باید بر اساس یک قرارداد مبتنی بر ساختار سهام (مضاربه/ مشارکت) ساخته شود، تا پس از آن تحت محدودیتهایی قرار گیرد که آن را شبیه بدهی میکند، دشوار است.
در این میان؛ نظام مالی اسلامی هم میتواند راهی برای برونرفت از مشکلات کنونی ناشی از بحران بدهی به جهان ارائه دهد. قراردادهای مشارکت در ریسک یعنی مضاربه و مشارکت؛ جایگزینهای مناسبی برای تامین مالی با بدهی ارائه میکنند. نظام مالی متعارف بر دو رکن اصلی، بدهی و سهام استوار است. در حالی که مالی اسلامی با فلسفه زیربنایی تامین مالی با ابزار سهام که در واقع تسهیم ریسک است، مشکلی ندارد، اما بدهی که در آن ریسک کار و کسب به وامگیرنده منتقل میشود و بازده آن به عنوان سود ثابت و مستقل از بازده کار و کسب از پیش تعیین شده است، ناعادلانه و ممنوع تلقی میشود. با این حال، با نگاهی به آنچه در حال انجام است، اینکه بگوییم مالی اسلامی از ابزارهای بدهیمحور اجتناب میکند، دشوار است. بانکداری اسلامی مدتهاست به دلیل اتکا به قراردادهای بدهی برای تامین مالی مورد انتقاد قرار گرفته است، اما به نظر میرسد این موضوع در فضای بازار سرمایه نیز صادق است.
صکوک؛ ابزارهای بازار سرمایه منطبق با شریعت بوده که در واقع گواهی سرمایهگذاری هستند. صکوک بر اساس قراردادهایی مانند اوراق مرابحه و اجاره از اوراق قرضه تقلید میکند. یک صکوک اجاره با نرخ ثابت و با قیمت بازخرید از پیش تعیین شده میتواند یک جریان نقدی دقیقا مشابه یک اوراق قرضه که اصل و سود آن تضمین میشود و در فواصل مشخص کوپن میپردازد، داشته باشد. با این حال، یک صکوک که بر اساس قراردادهای تسهیم ریسک مانند مضاربه یا مشارکت ساختار یافته است، از ساختار سهام تقلید میکند؛ با این تفاوت که به لحاظ انقضا، پایانپذیر است، در حالی که سهام، تاریخ انقضا یا سررسید ندارد.
بهرغم وجود گزینههای جایگزین، اکثریت قریب به اتفاق صکوک تسویه نشده متعلق به دسته بدهی است. با توجه به موارد چهارگانه که در ابتدای این نوشتار ذکر شد و همچنین به دلیل پذیرش بازار، سهولت ساختار، سهولت در قیمتگذاری، سهولت در رتبهبندی و...، این نوع صکوک در بازار بر سایر ساختارها غلبه کرده است. چیزی که واقعا ناراحتکننده است این است که حتی اگر انتشار صکوک مبتنی بر تسهیم ریسک حداقل است، آنها اغلب دارای ویژگیهایی هستند که تسهیم ریسک را از بین میبرند یا مانع آن میشوند و به طور موثر آنها را به ابزارهای بدهی مانند تبدیل میکنند.
📌یک مطالعه اخیر در دانشگاه بینالمللی مالی-اسلامی اینسیف مالزی در مورد کلیه صکوک شرکتی صادر شده در این کشور طی یک دوره 15 ساله نشان داد که از 900 مورد، تنها 86 صکوک تحت ساختار مشارکت یا تسهیم ریسک است. در حالی که تمام این صکوکها از نظر شکل و ظاهر؛ منطبق با شریعت بودند، اینکه آیا آنها واقعا از نظر ماهیت دارای خاصیت تسهیم ریسک هستند یا خیر، هدف مطالعه بود. متاسفانه، با وجود برچسب مضاربه یا مشارکت، حتی یک صکوک هم یافت نشد که واقعا ریسک به اشتراک گذاشته شود.
همه دارای بندهایی بودند که ویژگی اشتراک ریسک را از بین میبرد و ویژگیهایی را معرفی میکرد که محدودیتهای الزامآور بدهی را داشت. به عنوان مثال، از طریق استفاده از الزامات بازپرداخت سرمایه ثابت از جمله ارزش اسمی، مشخص کردن پیشپرداخت سود، استفاده از حسابهای ذخیره برای هموارسازی پرداختها و ارائه وثیقه؛ منجر به این میشود که ابزار تسهیم ریسک همچون ابزار بدهی رفتار کند. حدود 97درصد آنها ناشر را ملزم به بازخرید صکوک به ارزش اسمی آن در سررسید میکردند، دقیقا مانند اوراق قرضه!
آشکارترین مورد؛ استفاده از ویژگی موسوم به تنازل بود که به موجب آن سرمایهگذاران صکوک موافقت میکنند از بازدهی بالاتر از آستانه از پیش تعیینشده چشمپوشی کرده و در ازای آن، ناشر متعهد شد که هرگونه کسری سود زیر آستانه مورد انتظار را جبران کند. 93درصد صکوک نمونه بررسی شده دارای این ویژگی تنازل بود. چنین پیکربندی مجددی، با منطق شرع مبنی بر اینکه بازده باید وابسته به درآمد کسبوکار اصلی باشد و نباید از آن جدا باشد، در تعارض است.
⁉️پس چرا این اتفاق میافتد؟ توضیح اینکه چرا یک صکوک باید بر اساس یک قرارداد مبتنی بر ساختار سهام (مضاربه/ مشارکت) ساخته شود، تا پس از آن تحت محدودیتهایی قرار گیرد که آن را شبیه بدهی میکند، دشوار است.