Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍یلدا یعنی...
✅یلدا یعنی ولادت و تولد و زایش، چرا که فردای این شب؛ خورشید یا مهر یا میترای شکست ناپذیر دوباره زاده شده، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی فزونی مییابد!
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شـب یلدا نرود
👤سعدی
✅یلدا یعنی پیروزی نور بر ظلمت و یعنی؛ پایان شب سیه و سختی ها هر چقدر هم که طولانی و طاقت فرسا باشند، سپیدی و آسانی است!
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شـب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
👤حافظ
✅یلدا یعنی انس با ادبیات و موسیقی که مجالس به خواندن دیوان حافظ، مثنوی معنوی مولانا، شاهنامه فردوسی، بوستان و گلستان سعدی و... مزین گشته و با موسیقی شاد؛ مقدم آفتاب گرمی بخش تا طلوع آن گرامی داشته می شود!
✅یلدا یعنی برای مبارزه با بدی، پلیدی و سیاهی باید از خوبی، نیکی و سفیدی بهره برد!
Darkness cannot drive out darkness; only light can do that. Hate cannot drive out hate; only love can do that.👤Martin Luther King, Jr
تاریکی نمی تونه تاریکی رو بیرون کنه؛ فقط نور می تونه! تنفر هم نمی تونه تنفر رو بیرون کنه؛ فقط عشق می تونه!☝️
✅یلدا یعنی شب فراوانی و تنعم که در آن مردم میوه ها و تنقلاتی را که به خاطر ترس و وحشت از آینده کم نور و تاریک! انبار کرده اند را روی دایره ریخته، با هم می خورند و ریشه این سخاوتمندی؛ امیدواری به فردای روشن تر و روزگاران پر نعمتی است که با کاشت هر دانه پس از گذراندن چله بزرگ (اول دی تا 10 بهمن) و چله کوچک (10 بهمن تا 20 اسفند) چند صد برابر آنرا در زیر نور مهربان خورشید برداشت می کنند!
...و بالاخره اینکه
✅یلدا یعنی سرمایه بزرگ اجتماعی که در آن اقوام و اعضای خانواده دور بزرگ خاندان جمع شده، به اصل و ریشه خود احترام گذاشته، دیدارها تازه، دلها شاد و عمرها پر برکت تر و طولانی تر می شود!
یلدا و تولد دوباره روشنی و امید در وجودتان مبارک🙏🌺
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
✅یلدا یعنی ولادت و تولد و زایش، چرا که فردای این شب؛ خورشید یا مهر یا میترای شکست ناپذیر دوباره زاده شده، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی فزونی مییابد!
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شـب یلدا نرود
👤سعدی
✅یلدا یعنی پیروزی نور بر ظلمت و یعنی؛ پایان شب سیه و سختی ها هر چقدر هم که طولانی و طاقت فرسا باشند، سپیدی و آسانی است!
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شـب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
👤حافظ
✅یلدا یعنی انس با ادبیات و موسیقی که مجالس به خواندن دیوان حافظ، مثنوی معنوی مولانا، شاهنامه فردوسی، بوستان و گلستان سعدی و... مزین گشته و با موسیقی شاد؛ مقدم آفتاب گرمی بخش تا طلوع آن گرامی داشته می شود!
✅یلدا یعنی برای مبارزه با بدی، پلیدی و سیاهی باید از خوبی، نیکی و سفیدی بهره برد!
Darkness cannot drive out darkness; only light can do that. Hate cannot drive out hate; only love can do that.👤Martin Luther King, Jr
تاریکی نمی تونه تاریکی رو بیرون کنه؛ فقط نور می تونه! تنفر هم نمی تونه تنفر رو بیرون کنه؛ فقط عشق می تونه!☝️
✅یلدا یعنی شب فراوانی و تنعم که در آن مردم میوه ها و تنقلاتی را که به خاطر ترس و وحشت از آینده کم نور و تاریک! انبار کرده اند را روی دایره ریخته، با هم می خورند و ریشه این سخاوتمندی؛ امیدواری به فردای روشن تر و روزگاران پر نعمتی است که با کاشت هر دانه پس از گذراندن چله بزرگ (اول دی تا 10 بهمن) و چله کوچک (10 بهمن تا 20 اسفند) چند صد برابر آنرا در زیر نور مهربان خورشید برداشت می کنند!
...و بالاخره اینکه
✅یلدا یعنی سرمایه بزرگ اجتماعی که در آن اقوام و اعضای خانواده دور بزرگ خاندان جمع شده، به اصل و ریشه خود احترام گذاشته، دیدارها تازه، دلها شاد و عمرها پر برکت تر و طولانی تر می شود!
یلدا و تولد دوباره روشنی و امید در وجودتان مبارک🙏🌺
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍داستان مشاور هتل از ژاپن
✅قسمت اول...
گروه هتل های تاج هندوستان از آقای "ماسایی ایمای" از کشور ژاپن دعوت کرد که برای کارکنان خود یک کارگاه آموزشی برگزار کند. کارکنان خیلی مردد بودند چرا که: وضع کار و کسب هتل عالیه و این آقا هیچ تجربه عملی در صنعت هتل نداره، او دقیقا می خواد چی یاد ما بده؟
به هر حال، طبق برنامه، همه راس ساعت 9 صبح برای کارگاه در سالن کنفرانس جمع شدند...
آقای ماسایی به کارکنان معرفی شد- یه شخصیت نه چندان تاثیرگذار، و با یه انگلیسی ضعیف به طوریکه وقتی حرف می زد انگار داره جملات رو در ذهنش به ژاپنی فرمول بندی می کنه و بعد به یه انگلیسیِ دست و پا شکسته بر می گردونه.
🖐"صبح بخیر! اجازه بدید کار رو شروع کنیم. به من گفتند که این یه کارگاهه اما من نه کار و نه گاه می بینم. بزارید ببینیم کار کجا جریان داره. اجازه بدید از اتاق اول در طبقه اول شروع کنیم."
آقای ماسایی، با مدیریت ارشد هتل، شرکت کنندگان، گروه فیلم برداران، به صورت دسته جمعی از اتاق کنفرانس خارج شدند و به سوی مقصد حرکت کردند. اون اتاق اتفاقا اتاق خشک شویی هتل بود. آقای ماسایی وارد اتاق شد و کنار پنجره ایستاد و گفت: "منظره زیباییه"
کارکنان اینو می دونستند، اونا نیاز به دعوت از یه مشاور ژاپنی نداشتند که همینو بگه.
آقای ماسایی ادامه داد: "یه اتاق با چشم انداز به این قشنگی نباید به عنوان اتاق خشکشویی تلف بشه. ماشین خشک شویی رو به زیر زمین ببرید و این اتاق رو تبدیل به اتاق میهمان کنید."
آهاه! الان دیگه معلوم شد که هیچ کس تا حالا به این کار فکر نکرده بود!
مدیر: "بله، می تونیم این کار رو انجام بدیم."
آقای ماسایی: "خوب، اجازه بدید انجامش بدیم!"
مدیر: "بله قربان، در این خصوص یادداشتی بر می دارم و در گزارشی که از کارگاه آماده خواهد شد، قرار می دیم."
آقای ماسایی: "معذرت می خوام، اما این چیزی نیست که بخواهیم دربارش یادداشت برداریم، بیایید انجامش بدیم، همین الان!"
مدیر:"همین الان؟"
آقای ماسایی: "بله، درباره اتاق طبقه همکف یا زیرزمین تصمیمیتون رو بگیرید و چیزا رو از این اتاق همین الان جابجا کنید." و سپس پرسید: "این کار تنها به چند ساعت زمان نیاز داره، درسته؟"
مدیر: "بله"
آقای ماسایی: "اجازه بدید ما تا قبل از ظهر برگردیم همین جا، تا اون موقع این چیزا جابجا شدند و اتاق با فرش، موبلمان و ... آماده شده. و از امروز برای هر شب چند هزار (روپیه) با شارژ کردن مشتریاتون در میارید."
مدیر که هیچ انتخابی نداشت گفت : "بله آقا"
مقصد بعدی، آبدارخونه بود. گروه وارد شدند. دم ورودی، دو تا سینک بزرگ پر از بشقاب که باید شسته می شدند، بود. آقای ماسایی، جاکتشو در آورد و شروع به شستن ظرفها کرد.
مدیر که نمی دونست چی بگه و چکار کنه، گفت: "قربان.. لطفا... دارید چیکار می کنید؟"
آقای ماسایی: "چرا؟ مشکل چیه؟ دارم بشقابا رو می شورم."
مدیر: "اما قربان، اینجا کارکنانی هستند که این کار رو انجام بدن"
آقای ماسایی شستن رو ادامه داد و گفت:" فکر می کنم سینک برای شستن بشقاباست، پایه هایی که اینجاست برای نگهداشتن بشقابا.و بشقابا باید برن توی این پایه ها."
همه مقامات هتل متعجب شدند، آیا اونا به یه مشاور نیاز داشتند که اینو بهشون بگه؟
بعد از تموم کردن کار شستن، آقای ماسایی پرسید: "چند تا بشقاب دارید؟"
مدیر: "خیلی زیاد، به حدی که هیچ وقت کم و کسر نمیاریم."
⭕️✍سانجانا هاتِتُوا
✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
✅ادامه در قسمت دوم👇👇👇
✅قسمت اول...
گروه هتل های تاج هندوستان از آقای "ماسایی ایمای" از کشور ژاپن دعوت کرد که برای کارکنان خود یک کارگاه آموزشی برگزار کند. کارکنان خیلی مردد بودند چرا که: وضع کار و کسب هتل عالیه و این آقا هیچ تجربه عملی در صنعت هتل نداره، او دقیقا می خواد چی یاد ما بده؟
به هر حال، طبق برنامه، همه راس ساعت 9 صبح برای کارگاه در سالن کنفرانس جمع شدند...
آقای ماسایی به کارکنان معرفی شد- یه شخصیت نه چندان تاثیرگذار، و با یه انگلیسی ضعیف به طوریکه وقتی حرف می زد انگار داره جملات رو در ذهنش به ژاپنی فرمول بندی می کنه و بعد به یه انگلیسیِ دست و پا شکسته بر می گردونه.
🖐"صبح بخیر! اجازه بدید کار رو شروع کنیم. به من گفتند که این یه کارگاهه اما من نه کار و نه گاه می بینم. بزارید ببینیم کار کجا جریان داره. اجازه بدید از اتاق اول در طبقه اول شروع کنیم."
آقای ماسایی، با مدیریت ارشد هتل، شرکت کنندگان، گروه فیلم برداران، به صورت دسته جمعی از اتاق کنفرانس خارج شدند و به سوی مقصد حرکت کردند. اون اتاق اتفاقا اتاق خشک شویی هتل بود. آقای ماسایی وارد اتاق شد و کنار پنجره ایستاد و گفت: "منظره زیباییه"
کارکنان اینو می دونستند، اونا نیاز به دعوت از یه مشاور ژاپنی نداشتند که همینو بگه.
آقای ماسایی ادامه داد: "یه اتاق با چشم انداز به این قشنگی نباید به عنوان اتاق خشکشویی تلف بشه. ماشین خشک شویی رو به زیر زمین ببرید و این اتاق رو تبدیل به اتاق میهمان کنید."
آهاه! الان دیگه معلوم شد که هیچ کس تا حالا به این کار فکر نکرده بود!
مدیر: "بله، می تونیم این کار رو انجام بدیم."
آقای ماسایی: "خوب، اجازه بدید انجامش بدیم!"
مدیر: "بله قربان، در این خصوص یادداشتی بر می دارم و در گزارشی که از کارگاه آماده خواهد شد، قرار می دیم."
آقای ماسایی: "معذرت می خوام، اما این چیزی نیست که بخواهیم دربارش یادداشت برداریم، بیایید انجامش بدیم، همین الان!"
مدیر:"همین الان؟"
آقای ماسایی: "بله، درباره اتاق طبقه همکف یا زیرزمین تصمیمیتون رو بگیرید و چیزا رو از این اتاق همین الان جابجا کنید." و سپس پرسید: "این کار تنها به چند ساعت زمان نیاز داره، درسته؟"
مدیر: "بله"
آقای ماسایی: "اجازه بدید ما تا قبل از ظهر برگردیم همین جا، تا اون موقع این چیزا جابجا شدند و اتاق با فرش، موبلمان و ... آماده شده. و از امروز برای هر شب چند هزار (روپیه) با شارژ کردن مشتریاتون در میارید."
مدیر که هیچ انتخابی نداشت گفت : "بله آقا"
مقصد بعدی، آبدارخونه بود. گروه وارد شدند. دم ورودی، دو تا سینک بزرگ پر از بشقاب که باید شسته می شدند، بود. آقای ماسایی، جاکتشو در آورد و شروع به شستن ظرفها کرد.
مدیر که نمی دونست چی بگه و چکار کنه، گفت: "قربان.. لطفا... دارید چیکار می کنید؟"
آقای ماسایی: "چرا؟ مشکل چیه؟ دارم بشقابا رو می شورم."
مدیر: "اما قربان، اینجا کارکنانی هستند که این کار رو انجام بدن"
آقای ماسایی شستن رو ادامه داد و گفت:" فکر می کنم سینک برای شستن بشقاباست، پایه هایی که اینجاست برای نگهداشتن بشقابا.و بشقابا باید برن توی این پایه ها."
همه مقامات هتل متعجب شدند، آیا اونا به یه مشاور نیاز داشتند که اینو بهشون بگه؟
بعد از تموم کردن کار شستن، آقای ماسایی پرسید: "چند تا بشقاب دارید؟"
مدیر: "خیلی زیاد، به حدی که هیچ وقت کم و کسر نمیاریم."
⭕️✍سانجانا هاتِتُوا
✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
✅ادامه در قسمت دوم👇👇👇
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍داستان مشاور هتل از ژاپن
✅قسمت دوم...
⭕️آقای ماسایی گفت: " ما یه کلمه در زبان ژاپنی داریم می گیم: مودا (Muda)، مودا یعنی تاخیر، مودا یعنی هزینه بی مورد. یه درسی که باید آموخت اینه که از هر دوتاش پرهیز کنیم. اگه تعداد زیادی بشقاب داشته باشید، در تمیز کردنشون تاخیر ایجاد می شه. قدم اول برای اصلاح اینه که همه بشقابای زیادی رو جمع کنیم."
مدیر: " بله، ما همینو در گزارش منعکس می کنیم."
آقای ماسایی: "نه، تلف کردن وقت ما با نوشتن گزارش، مجددا یه نمونه از موداست. ما باید همین الان بشقابای اضافی رو در یه جعبه بسته بندی کنیم و برای جاهایی از هتل که نیاز به اونا هست بفرستیم. در طول کارگاه آموزشی، مودا های مخفی رو پیدا خواهیم کرد."
سپس در هر نقطه و جلسه ای، کارکنان مشتاقانه منتظر بودند موداها رو پیدا کنند و بیاموزند که چگونه از آن اجتناب کنند.
و در روز آخر، آقای ماسایی یه داستان گفت.
👈" یه ژاپنی و یه آمریکایی، که هر دو عاشق شکار بودند، در یه جنگل به هم برخوردند. آنها به عمق جنگل وارد شدند و یه مرتبه متوجه شدند که گلوله هاشون تموم شده. در همین حین، اونا صدای غرش شیر رو شنیدند. هر دو شروع به دویدن کردند. اما ژاپنیه یه لحظه ایستاد تا کفشای ورزشی خودشو بپوشه.
آمریکاییه گفت: داری چکار می کنی؟ ما باید اول خودمونو به ماشین برسونیم.
ژاپنیه گفت: نه، من فقط باید مطمئن بشم که از تو جلو می زنم."
(همه شرکت کنندگانی که جذب شنیدن داستان شده بودند، ناگهان متوجه شدند بعد از اینکه شیر اولین قربانی خودشو بگیره، دیگه توقف می کنه و اون یکی دیگه رو تعقیب نمی کنه.)
⭕️👈در پایان آقای ماسایی این گونه نتیجه گیری کرد: "درس اینه، رقابت در دنیای امروز خیلی شدید و بی رحمه، به همین خاطره که جلو بودن از یکی دیگه ولو با چند قدم، مهمه. و شما چنین کشور پهناور و پر از موهبت های طبیعی دارید. اگر به یاد داشته باشید که هزینه های تولیدتون رو کاهش بدید، وهمیشه بهترین کیفیت رو ارائه کنید، در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان شما چندین مایل جلوتر خواهید بود."☝️👌
"Be the change that you wish to see in the world!"👤Mahatama Gandhi
همان تغییری باش که آرزو می کنی آنرا در جهان ببینی!
⭕️✍سانجانا هاتِتُوا
✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
✅قسمت دوم...
⭕️آقای ماسایی گفت: " ما یه کلمه در زبان ژاپنی داریم می گیم: مودا (Muda)، مودا یعنی تاخیر، مودا یعنی هزینه بی مورد. یه درسی که باید آموخت اینه که از هر دوتاش پرهیز کنیم. اگه تعداد زیادی بشقاب داشته باشید، در تمیز کردنشون تاخیر ایجاد می شه. قدم اول برای اصلاح اینه که همه بشقابای زیادی رو جمع کنیم."
مدیر: " بله، ما همینو در گزارش منعکس می کنیم."
آقای ماسایی: "نه، تلف کردن وقت ما با نوشتن گزارش، مجددا یه نمونه از موداست. ما باید همین الان بشقابای اضافی رو در یه جعبه بسته بندی کنیم و برای جاهایی از هتل که نیاز به اونا هست بفرستیم. در طول کارگاه آموزشی، مودا های مخفی رو پیدا خواهیم کرد."
سپس در هر نقطه و جلسه ای، کارکنان مشتاقانه منتظر بودند موداها رو پیدا کنند و بیاموزند که چگونه از آن اجتناب کنند.
و در روز آخر، آقای ماسایی یه داستان گفت.
👈" یه ژاپنی و یه آمریکایی، که هر دو عاشق شکار بودند، در یه جنگل به هم برخوردند. آنها به عمق جنگل وارد شدند و یه مرتبه متوجه شدند که گلوله هاشون تموم شده. در همین حین، اونا صدای غرش شیر رو شنیدند. هر دو شروع به دویدن کردند. اما ژاپنیه یه لحظه ایستاد تا کفشای ورزشی خودشو بپوشه.
آمریکاییه گفت: داری چکار می کنی؟ ما باید اول خودمونو به ماشین برسونیم.
ژاپنیه گفت: نه، من فقط باید مطمئن بشم که از تو جلو می زنم."
(همه شرکت کنندگانی که جذب شنیدن داستان شده بودند، ناگهان متوجه شدند بعد از اینکه شیر اولین قربانی خودشو بگیره، دیگه توقف می کنه و اون یکی دیگه رو تعقیب نمی کنه.)
⭕️👈در پایان آقای ماسایی این گونه نتیجه گیری کرد: "درس اینه، رقابت در دنیای امروز خیلی شدید و بی رحمه، به همین خاطره که جلو بودن از یکی دیگه ولو با چند قدم، مهمه. و شما چنین کشور پهناور و پر از موهبت های طبیعی دارید. اگر به یاد داشته باشید که هزینه های تولیدتون رو کاهش بدید، وهمیشه بهترین کیفیت رو ارائه کنید، در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان شما چندین مایل جلوتر خواهید بود."☝️👌
"Be the change that you wish to see in the world!"👤Mahatama Gandhi
همان تغییری باش که آرزو می کنی آنرا در جهان ببینی!
⭕️✍سانجانا هاتِتُوا
✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
📋امروز؛ اولین صفحه نانوشته ی یه کتاب ٣۶۵ صفحه ای است...
✍سعی کنیم یه چیز خوب بنویسیم! ☝️
👤بردپیلسی
☕️آغاز سال ٢٠٢٣ بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد💐
@ThinkThenMove
✍سعی کنیم یه چیز خوب بنویسیم! ☝️
👤بردپیلسی
☕️آغاز سال ٢٠٢٣ بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد💐
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍شما نمی توانید شرکت های عالی را بدون آدمهای عالی بسازید!
✅👤پیتر کاربنارا؛ نویسنده مطرح بیزینس ویک، فورچون و مانی می نویسد:
"طی سالیان گذشته، تعدادی شرکت در گستره وسیعی از صنایع - از هواپیمایی گرفته تا فولاد، کامپیوتر و هتل - از خود پرسیده اند که چه چیزی برندگان آنها را از بازندگانشان، و استخدام های خوب را از بد متمایز می کند و همه به یک پاسخ رسیده اند:
What people know is less important than who they are!
💢آنچه آدمها می دانند کم اهمیت تر است از اینکه آنها چه کسی هستند!☝️
آنها معتقدند استخدام؛ موضوع پیدا کردن آدمهای دارای تجربیات درست نیست، بلکه موضوع پیدا کردن آدمهای با نگرش درست می باشد. این شرکت ها آدمها را با معیار "نگرش، ذهنیت و رویکرد درست" استخدام کرده و سپس به آنها مهارت ها را می آموزند!"
📌آنها در حقیقت اصل خدایی "تزکیه مقدم بر تعلیم است" را رعایت می کنند!
✅همچنین 👤هِرب کِلِهِر؛ موسس و مدیر ارشد اجرایی سابق خطوط هواپیمایی جنوب غرب آمریکا می گوید:
You don't hire for skills, You hire for attitude!
You can always teach skills !
"شما آدمها را نه به خاطر مهارت ها، بلکه به خاطر نگرش و طرز فکر شان استخدام می کنید! (چراکه) همیشه می توانید مهارت ها را به آنها بیاموزید."
📌وقتی آدمها رو استخدام می کنم، برایم نگرش و طرز فکر عالی آنها مهم است، نه مدرک MBA و یا PhD شان! 👤رابرت کوک؛ ثروتمندترین مرد مالزی
✅جالب اینجاست که 👤خانم پرفسور کرول دوِک؛ استاد دانشگاه استنفورد که تمامی مطالعات خود را به موضوع رابطه "نگرش" و "کارایی" اختصاص داده به این نتیجه می رسد که "نگرش، رویکرد و ذهنیت" درست در مقایسه با "هوش و IQ" پیش بینی کننده بهتری برای موفقیت یک فرد است!☝️
✅👤وارن بافت هم وقتی تاکید می کند برای استخدام یا شراکت سه معیار درستکاری، هوش و انرژی را در نظر داشته باشید و تاکید می کند اگر طرف شما اولین ویژگی را نداشته باشد، با دو تای بعدی شما را نابود خواهد کرد، دقیقا دغدغه نگرش و طرز فکر را دارد!
او هم به خوبی می داند:
چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا !
👤سنایی، دیوان اشعار
و می داند کارمند، مدیر یا شریکی که با هوش و توان خستگی ناپذیر وارد همکاری شده اما نگرش او این است که باید طی یک سال بار صد ساله را بست، یا معتقد است کار مال آدم نیست، یا به محض برخورد با اولین مانع تسلیم می شود، یا معتقد است همه سرمایه دارها حریص و دزد هستند، یا...به محض رسیدن به پول و یا دلسرد شدن از کسب پول، همه چیز را فراموش کرده و دیگر هیچ تعهدی به کارفرما و شریک خود ندارد و هر کاری می تواند علیه شرکت انجام دهد!
👈بنابراین وقتی
👤ادیسون؛ مالک 1093 حق اختراع که اولین لامپ را بعد از ده هزار بار شکست روشن کرد، می گفت:
"Invention is one percent inspiration and ninety-nine percent perspiration." Edison
"اختراع؛ یک درصد الهام است و نود و نه درصد عرق ریختن"!👌
و یا 👤مایکل جردن؛ اسطوره بسکتبال می گفت:
I've missed more than 9000 shots in my career. I've lost almost 300 games. 26 times, I've been trusted to take the game winning shot and missed. I've failed over and over and over again in my life. And that is why I succeed." Michael Jordan
"بیش از 9000 شوتم به خطا رفت، تقریبا 300 بازی را باختم، 26 بار منتخب زدن شوت نهایی شدم و خطا کردم. من بارها و بارها در زندگیم شکست خورده ام و به همین خاطر است که پیروز شدم"!✌️
...اگر دارای نگرش درستی نبودند، هرگز هوش سرشار و توان جسمی فوق العاده؛ آنها را در تاریخ ماندگار نمی کرد!
🎯سخن آخر اینکه وقت آن رسیده که رویکرد شرکت ها در جذب منابع انسانی از لحاظ کردن صِرف IQ و تخصص و سابقه کار به سوی سلامت نفس و دارا بودن نگرش و طرز فکر درست چرخش کند چرا که مهارت ها آموختنی هستند! و البته یکی از لوازم موفقیت شرکت ها در جمع کردن آدمهای عالی، داشتن مدیران عالی با طرز فکر و نگرش عالی می باشد!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
✅👤پیتر کاربنارا؛ نویسنده مطرح بیزینس ویک، فورچون و مانی می نویسد:
"طی سالیان گذشته، تعدادی شرکت در گستره وسیعی از صنایع - از هواپیمایی گرفته تا فولاد، کامپیوتر و هتل - از خود پرسیده اند که چه چیزی برندگان آنها را از بازندگانشان، و استخدام های خوب را از بد متمایز می کند و همه به یک پاسخ رسیده اند:
What people know is less important than who they are!
💢آنچه آدمها می دانند کم اهمیت تر است از اینکه آنها چه کسی هستند!☝️
آنها معتقدند استخدام؛ موضوع پیدا کردن آدمهای دارای تجربیات درست نیست، بلکه موضوع پیدا کردن آدمهای با نگرش درست می باشد. این شرکت ها آدمها را با معیار "نگرش، ذهنیت و رویکرد درست" استخدام کرده و سپس به آنها مهارت ها را می آموزند!"
📌آنها در حقیقت اصل خدایی "تزکیه مقدم بر تعلیم است" را رعایت می کنند!
✅همچنین 👤هِرب کِلِهِر؛ موسس و مدیر ارشد اجرایی سابق خطوط هواپیمایی جنوب غرب آمریکا می گوید:
You don't hire for skills, You hire for attitude!
You can always teach skills !
"شما آدمها را نه به خاطر مهارت ها، بلکه به خاطر نگرش و طرز فکر شان استخدام می کنید! (چراکه) همیشه می توانید مهارت ها را به آنها بیاموزید."
📌وقتی آدمها رو استخدام می کنم، برایم نگرش و طرز فکر عالی آنها مهم است، نه مدرک MBA و یا PhD شان! 👤رابرت کوک؛ ثروتمندترین مرد مالزی
✅جالب اینجاست که 👤خانم پرفسور کرول دوِک؛ استاد دانشگاه استنفورد که تمامی مطالعات خود را به موضوع رابطه "نگرش" و "کارایی" اختصاص داده به این نتیجه می رسد که "نگرش، رویکرد و ذهنیت" درست در مقایسه با "هوش و IQ" پیش بینی کننده بهتری برای موفقیت یک فرد است!☝️
✅👤وارن بافت هم وقتی تاکید می کند برای استخدام یا شراکت سه معیار درستکاری، هوش و انرژی را در نظر داشته باشید و تاکید می کند اگر طرف شما اولین ویژگی را نداشته باشد، با دو تای بعدی شما را نابود خواهد کرد، دقیقا دغدغه نگرش و طرز فکر را دارد!
او هم به خوبی می داند:
چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا !
👤سنایی، دیوان اشعار
و می داند کارمند، مدیر یا شریکی که با هوش و توان خستگی ناپذیر وارد همکاری شده اما نگرش او این است که باید طی یک سال بار صد ساله را بست، یا معتقد است کار مال آدم نیست، یا به محض برخورد با اولین مانع تسلیم می شود، یا معتقد است همه سرمایه دارها حریص و دزد هستند، یا...به محض رسیدن به پول و یا دلسرد شدن از کسب پول، همه چیز را فراموش کرده و دیگر هیچ تعهدی به کارفرما و شریک خود ندارد و هر کاری می تواند علیه شرکت انجام دهد!
👈بنابراین وقتی
👤ادیسون؛ مالک 1093 حق اختراع که اولین لامپ را بعد از ده هزار بار شکست روشن کرد، می گفت:
"Invention is one percent inspiration and ninety-nine percent perspiration." Edison
"اختراع؛ یک درصد الهام است و نود و نه درصد عرق ریختن"!👌
و یا 👤مایکل جردن؛ اسطوره بسکتبال می گفت:
I've missed more than 9000 shots in my career. I've lost almost 300 games. 26 times, I've been trusted to take the game winning shot and missed. I've failed over and over and over again in my life. And that is why I succeed." Michael Jordan
"بیش از 9000 شوتم به خطا رفت، تقریبا 300 بازی را باختم، 26 بار منتخب زدن شوت نهایی شدم و خطا کردم. من بارها و بارها در زندگیم شکست خورده ام و به همین خاطر است که پیروز شدم"!✌️
...اگر دارای نگرش درستی نبودند، هرگز هوش سرشار و توان جسمی فوق العاده؛ آنها را در تاریخ ماندگار نمی کرد!
🎯سخن آخر اینکه وقت آن رسیده که رویکرد شرکت ها در جذب منابع انسانی از لحاظ کردن صِرف IQ و تخصص و سابقه کار به سوی سلامت نفس و دارا بودن نگرش و طرز فکر درست چرخش کند چرا که مهارت ها آموختنی هستند! و البته یکی از لوازم موفقیت شرکت ها در جمع کردن آدمهای عالی، داشتن مدیران عالی با طرز فکر و نگرش عالی می باشد!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍متقلبان خُرد یا متقلبان کلان؟ کدام مخرب ترند!؟
✅دَن آریلی؛ دانشمند اقتصاد رفتاری دانشگاه دوک، در ابتدای سال 2002 یک آزمون برگزار کرد به نام "آزمایش های ماتریسی" که در آن بیش از 40,000 نفر شرکت کردند.
به شرکتکنندگان 20 سوال ریاضی داده شد. هر کدام از سوال ها؛ ماتریسی از اعداد بود که افراد باید اعدادی که جمع آنها مساوی 10 میشد را انتخاب و دور آنها خط میکشیدند.
مسلما این یک عملیات ساده ای بود که همه افراد میتوانستند به همه سوالات پاسخ دهند، اما به آنها فرصت کافی داده نشده بود! قرار به این ترتیب بود که شرکت کنندگان بعد از 5 دقیقه مداد خود را زمین گذاشته، تعداد پاسخ های صحیح خود را شمرده و روی کاغذ دیگری بنویسند (اظهار کنند) و سپس برگهی آزمون خود را در دستگاه کاغذ خردکن قرار دهند و به ازای هر پاسخ صحیح (اظهار شده)، یک دلار دریافت کنند.
چیزی که آنها نمیدانستند این بود که دستگاه بعد از گرفتن کاغذ، آنها را به طور کامل خرد نمیکند و قسمت اصلی کاغذ سالم باقی میماند!
✅نتایج آزمون:
• On average, people solved four problems but reported solving six.
• Nearly 70% cheated.
• Only 20 out of the 40,000 were “big cheaters”, people who claimed to have solved all 20 problems. They cost the experiment $400.
• We also found more than 28,000 “little cheaters” who cost the experiment $50,000!
👈افرادی که به طور متوسط به 4 سوال پاسخ صحیح داده بودند، 6 سوال صحیح را گزارش (اظهار) کرده بودند.
👈حدود 70% افراد تقلب کردند.
👈از میان 40,000 شرکتکننده، 20 تقلبکار بزرگ وجود داشت که گفته بودند به تمام 20 سوال پاسخ درست دادهاند و در واقع 400 دلار تقلب کردند.
👈28,000 تقلبکار کوچک وجود داشت که 50,000 دلار دزدی کردند!
🔳✔️به نظر می رسد این آزمایش، انعکاس تقریبا درستی از دنیای واقعی ماست؛ همانگونه که دکتر آریلی نتیجه می گیرد:
🔴متقلبان بزرگ؛ تعدادشان کم و اثر تخریبی آنها روی یک اقتصاد؛ کم و در نقطه مقابل؛ متقلبان کوچک، تعدادشان زیاد و اثر تخریبی آنها روی اقتصاد وحشتناک زیاد است!
🎞"در همین رابطه؛ فیلم مستند
(Dis)Honesty: The Truth About Lies
کاری از خانم یِل مِلامند است که با الهام از اندیشه های دَن آریلی؛ در صدد کشف حقایق پیچیده و مخفی پشت دروغ ها می باشد."
✅در تایید یافته دکتر آریلی؛ دارِن هاردی؛ نویسنده سرشناس در زمینه های موفقیت و کار آفرینی کتابی دارد به نام "اثر مرکب" که لب پیام کتاب این است:
👈به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین☝️
مثال خواندنی اثر مرکب را در سکه جادویی می توانیم مشاهده کنیم. اگر بین ۳ میلیون دلار پول نقد یا ۱ سکه ۱ سنتی که در ۳۱ روز آینده هر روز ارزشش دو برابر شود، حق انتخاب بگذاریم، فکر می کنم اکثر مردم همان ۳ میلیون دلار نقد را انتخاب کنند! اما در واقع پیشنهاد دوم بهتر است. در روز پنجم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم تنها ۱۶ سنت! در روز بیستم انتخاب اول همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم ۵۲۳۴ دلار! اما جادوی اثر مرکب آنجاست که در روز سی و یکم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار مانده است و انتخاب دوم ۱۰٫۷۳۴٫۱۸۰ دلار می شود یعنی بیش از سه برابر انتخاب اول!
این است جادوی "اثر مرکب"! گرچه مسیر دوم زمان بر تر است و پایداری می خواهد اما نتیجه اش به ثروت و موفقیت بیشتری منتهی می شود!👌
🎯به نظر می رسد دروغ ها، تقلب ها، اختلاس ها و دزدی های خُرد و ناچیز هم از همین اصل"اثر مرکب" پیروی کرده که اثر تخریبی آنها به مراتب شدید تر از دروغ ها، تقلب ها و اختلاس ها و دزدی های کلان و بزرگ می شود!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
✅دَن آریلی؛ دانشمند اقتصاد رفتاری دانشگاه دوک، در ابتدای سال 2002 یک آزمون برگزار کرد به نام "آزمایش های ماتریسی" که در آن بیش از 40,000 نفر شرکت کردند.
به شرکتکنندگان 20 سوال ریاضی داده شد. هر کدام از سوال ها؛ ماتریسی از اعداد بود که افراد باید اعدادی که جمع آنها مساوی 10 میشد را انتخاب و دور آنها خط میکشیدند.
مسلما این یک عملیات ساده ای بود که همه افراد میتوانستند به همه سوالات پاسخ دهند، اما به آنها فرصت کافی داده نشده بود! قرار به این ترتیب بود که شرکت کنندگان بعد از 5 دقیقه مداد خود را زمین گذاشته، تعداد پاسخ های صحیح خود را شمرده و روی کاغذ دیگری بنویسند (اظهار کنند) و سپس برگهی آزمون خود را در دستگاه کاغذ خردکن قرار دهند و به ازای هر پاسخ صحیح (اظهار شده)، یک دلار دریافت کنند.
چیزی که آنها نمیدانستند این بود که دستگاه بعد از گرفتن کاغذ، آنها را به طور کامل خرد نمیکند و قسمت اصلی کاغذ سالم باقی میماند!
✅نتایج آزمون:
• On average, people solved four problems but reported solving six.
• Nearly 70% cheated.
• Only 20 out of the 40,000 were “big cheaters”, people who claimed to have solved all 20 problems. They cost the experiment $400.
• We also found more than 28,000 “little cheaters” who cost the experiment $50,000!
👈افرادی که به طور متوسط به 4 سوال پاسخ صحیح داده بودند، 6 سوال صحیح را گزارش (اظهار) کرده بودند.
👈حدود 70% افراد تقلب کردند.
👈از میان 40,000 شرکتکننده، 20 تقلبکار بزرگ وجود داشت که گفته بودند به تمام 20 سوال پاسخ درست دادهاند و در واقع 400 دلار تقلب کردند.
👈28,000 تقلبکار کوچک وجود داشت که 50,000 دلار دزدی کردند!
🔳✔️به نظر می رسد این آزمایش، انعکاس تقریبا درستی از دنیای واقعی ماست؛ همانگونه که دکتر آریلی نتیجه می گیرد:
🔴متقلبان بزرگ؛ تعدادشان کم و اثر تخریبی آنها روی یک اقتصاد؛ کم و در نقطه مقابل؛ متقلبان کوچک، تعدادشان زیاد و اثر تخریبی آنها روی اقتصاد وحشتناک زیاد است!
🎞"در همین رابطه؛ فیلم مستند
(Dis)Honesty: The Truth About Lies
کاری از خانم یِل مِلامند است که با الهام از اندیشه های دَن آریلی؛ در صدد کشف حقایق پیچیده و مخفی پشت دروغ ها می باشد."
✅در تایید یافته دکتر آریلی؛ دارِن هاردی؛ نویسنده سرشناس در زمینه های موفقیت و کار آفرینی کتابی دارد به نام "اثر مرکب" که لب پیام کتاب این است:
👈به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین☝️
مثال خواندنی اثر مرکب را در سکه جادویی می توانیم مشاهده کنیم. اگر بین ۳ میلیون دلار پول نقد یا ۱ سکه ۱ سنتی که در ۳۱ روز آینده هر روز ارزشش دو برابر شود، حق انتخاب بگذاریم، فکر می کنم اکثر مردم همان ۳ میلیون دلار نقد را انتخاب کنند! اما در واقع پیشنهاد دوم بهتر است. در روز پنجم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم تنها ۱۶ سنت! در روز بیستم انتخاب اول همان ۳ میلیون دلار است و انتخاب دوم ۵۲۳۴ دلار! اما جادوی اثر مرکب آنجاست که در روز سی و یکم انتخاب اول هنوز همان ۳ میلیون دلار مانده است و انتخاب دوم ۱۰٫۷۳۴٫۱۸۰ دلار می شود یعنی بیش از سه برابر انتخاب اول!
این است جادوی "اثر مرکب"! گرچه مسیر دوم زمان بر تر است و پایداری می خواهد اما نتیجه اش به ثروت و موفقیت بیشتری منتهی می شود!👌
🎯به نظر می رسد دروغ ها، تقلب ها، اختلاس ها و دزدی های خُرد و ناچیز هم از همین اصل"اثر مرکب" پیروی کرده که اثر تخریبی آنها به مراتب شدید تر از دروغ ها، تقلب ها و اختلاس ها و دزدی های کلان و بزرگ می شود!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEG6-2r7zzfexrO6BQ
⭕️✍بیخیال دکمه های قرمز شویم!☝️
✅طی آزمایشی کبوتر ها در دو قفس قرار داده شدند که در هر یک از قفس ها یک دکمه سبز و یک دکمه قرمز تعبیه شده بود.
👈در یک قفس، اگر کبوترها به دکمه سبز نوک می زدند، از آن فورا دانه بیرون می آمد در حالی که در قفس دیگر، دکمه سبز گاه گاهی شانسی دانه می داد و این کار نیاز به تلاش و استقامت داشت. البته دکمه قرمز در هر دو قفس هیچ چیزی نمی داد که هر دو دسته کبوتر ها خیلی سریع از روی تجربه آموختند باید بی خیال دکمه قرمز شده و اینکه چگونه باید دانه را با نوک زدن به دکمه سبز بدست آورند!
✔️مشکل زمانی آغاز شد که کبوتر های قفسی که در آن با نوک زدن به دکمه سبز به راحتی دانه بدست می آوردند را به قفس دیگر منتقل کردند. این کبوترها نتوانستند با محیط و شرایط جدید خود را تطبیق بدهند و با ناکامی مواجه شدند. آنها به هر چیز که می دیدند نوک می زدند و سر خود را وحشیانه به قفس می کوبیدند!
🔳🎯در این مطالعه دو درس ارزشمند وجود دارد:
1️⃣ کبوترها خیلی سریع از روی تجربه آموختند که نباید وقت خود را تلف دکمه قرمز کنند چرا که این کار بیهوده و بی نتیجه است!
تعداد زیادی از مردم روی این کره خاکی هستند که می توانند بسیار خوشحالتر ، راحت تر و آرام تر زندگی کنند به شرطی که بی خیال فشار وارد کردن روی دکمه های قرمز (مثل باورها، عادات و روابط نادرست کهنه و رسوخ کرده) در زندگی خود بشوند! دکمه هایی که نه تنها هیچ از آنها در نمی آید که وقت و انرژی زیادی را از انسان تلف کرده و موجب درجازدگی و گاهی سقوط می گردند!☝️
2️⃣ کبوترهایی که عادت کردند دانه راحت بدست آورند، کبوترهای تنبل و لوس شدند چرا که در ذهن خود یک مستمری، حقوق ثابت، آب باریکه،... جا افتاد و این ذهنیت در شرایط جدید کار دست آنها داد و آنها نتوانستند با محیط جدید دست و پنجه نرم کنند. آنها در صورتی نجات می یافتند که سخت تر کار می کردند!
برخی آدمها داستانشان مشابه همین کبوترهاست! آنها در مواجهه با شرایط جدید که نیازمند استقامت، سماجت ، پایداری و خلاقیت می باشد نمی توانند دوام بیاورند!☝️
👈بخشی از عقلانیت و مسئولیت پذیری این است که از تجربه بیاموزیم قدردان فواید سرسختی و استقامت در جایی که لازم و منطقی است بوده و حکمت اجتناب از کارها و الگو های رفتاری بیهوده، بی فایده، مضر و مخرب را بپذیریم!👌
⭕️✍️مایکل جوزفسون
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
✅طی آزمایشی کبوتر ها در دو قفس قرار داده شدند که در هر یک از قفس ها یک دکمه سبز و یک دکمه قرمز تعبیه شده بود.
👈در یک قفس، اگر کبوترها به دکمه سبز نوک می زدند، از آن فورا دانه بیرون می آمد در حالی که در قفس دیگر، دکمه سبز گاه گاهی شانسی دانه می داد و این کار نیاز به تلاش و استقامت داشت. البته دکمه قرمز در هر دو قفس هیچ چیزی نمی داد که هر دو دسته کبوتر ها خیلی سریع از روی تجربه آموختند باید بی خیال دکمه قرمز شده و اینکه چگونه باید دانه را با نوک زدن به دکمه سبز بدست آورند!
✔️مشکل زمانی آغاز شد که کبوتر های قفسی که در آن با نوک زدن به دکمه سبز به راحتی دانه بدست می آوردند را به قفس دیگر منتقل کردند. این کبوترها نتوانستند با محیط و شرایط جدید خود را تطبیق بدهند و با ناکامی مواجه شدند. آنها به هر چیز که می دیدند نوک می زدند و سر خود را وحشیانه به قفس می کوبیدند!
🔳🎯در این مطالعه دو درس ارزشمند وجود دارد:
1️⃣ کبوترها خیلی سریع از روی تجربه آموختند که نباید وقت خود را تلف دکمه قرمز کنند چرا که این کار بیهوده و بی نتیجه است!
تعداد زیادی از مردم روی این کره خاکی هستند که می توانند بسیار خوشحالتر ، راحت تر و آرام تر زندگی کنند به شرطی که بی خیال فشار وارد کردن روی دکمه های قرمز (مثل باورها، عادات و روابط نادرست کهنه و رسوخ کرده) در زندگی خود بشوند! دکمه هایی که نه تنها هیچ از آنها در نمی آید که وقت و انرژی زیادی را از انسان تلف کرده و موجب درجازدگی و گاهی سقوط می گردند!☝️
2️⃣ کبوترهایی که عادت کردند دانه راحت بدست آورند، کبوترهای تنبل و لوس شدند چرا که در ذهن خود یک مستمری، حقوق ثابت، آب باریکه،... جا افتاد و این ذهنیت در شرایط جدید کار دست آنها داد و آنها نتوانستند با محیط جدید دست و پنجه نرم کنند. آنها در صورتی نجات می یافتند که سخت تر کار می کردند!
برخی آدمها داستانشان مشابه همین کبوترهاست! آنها در مواجهه با شرایط جدید که نیازمند استقامت، سماجت ، پایداری و خلاقیت می باشد نمی توانند دوام بیاورند!☝️
👈بخشی از عقلانیت و مسئولیت پذیری این است که از تجربه بیاموزیم قدردان فواید سرسختی و استقامت در جایی که لازم و منطقی است بوده و حکمت اجتناب از کارها و الگو های رفتاری بیهوده، بی فایده، مضر و مخرب را بپذیریم!👌
⭕️✍️مایکل جوزفسون
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍اندیشه هایی از جنس انگیزش☝️
📌A single rose can be my garden,... a single friend my world!
👤Leo Buscaglia
👈یه گل رز؛ میتونه باغ من و یه دوست؛ دنیای من باشه!
📌You don't choose your family. They are God's gift to you as you are to them!
👤Desmond Tutu
👈تو خانواده ات رو انتخاب نمیکنی...اونا هدیه خدا به تو اند، همانگونه که تو هدیه خدا به اونایی!
📌A kiss is a lovely trick designed by nature to stop speech when words become superfluous!
👤Ingrid Bergman
👈یه بوسه، یه ترفند دوست داشتنیه که توسط طبیعت طراحی شده تا جلو حرفهای اضافه رو بگیره!
📌Fall seven times and stand up eight!
👤Japanese Proverb
👈هفت بار بیفت و هشت بار پاشو!
📌You can't blame gravity for falling in love!
👤Einstein
👈نمیتونی برای افتادن توی عشق (عاشق شدن)، نیروی جاذبه رو ملامت کنی!
📌Honesty is the first chapter in the book of wisdom!
👤Jefferson
👈صداقت؛ فصل اول کتاب عقلانیته!
📌The world is my country, all mankind are my brethren, and to do good is my religion!
👤T. Paine
👈جهان؛ کشور منه، همه بشریت؛ برادرانم هستند و انجام کارهای خوب؛ دین منه!
📌Don't let the fear of losing be greater than the excitement of winning!
👤Robert Kiyosaki
👈نذار ترس از دست دادن، بیشتر از هیجان برنده شدنت بشه!
📌In order to succeed, your desire for success should be greater than your fear of failure!
👤Bill Cosby
👈برای اینکه موفق بشی، آرزوی تو برای موفقیت باید بیشتر از ترس تو از شکست باشه!
📌I owe my success to having listened respectfully to the very best advice, and then going away and doing the exact opposite!
👤Chesterton
👈موفقیتم رو مدیون شنیدن (نه گوش دادن) محترمانه بهترین نصیحت ها و دور شدن و انجام کار کاملا خلاف اون نصیحت ها میدونم!
📌There are two types of people who will tell you that you cannot make a difference in this world: those who are afraid to try and those who are afraid you will succeed!
👤Ray Goforth
👈دو دسته آدمها هستند که بهت میگن تو نمیتونی تفاوتی در جهان ایجاد کنی: اونایی که خودشون میترسن این کارو بکنن و اونایی که میترسن تو در این کار موفق بشی!
📌Try not to become a man of success. Rather become a man of value!
👤Albert Einstein
👈سعی نکن آدم موفقی بشی، بجاش سعی کن آدم ارزشمندی بشی...برای موفق شدن؛ دست به هر کاری نزن!
📌The successful warrior is the average man, with laser-like focus!
👤Bruce Lee
👈یه جنگجوی موفق، آدم متوسطیه با تمرکز شبیه لیزر!
📌If you really want to do something, you'll find a way. If you don't, you'll find an excuse!
👤Jim Rohn
👈اگه واقعا بخوای کاری رو انجام بدی، راهی پیدا میکنی وگرنه بهانه ای!
📌Success is not the key to happiness. Happiness is the key to success. If you love what you are doing, you will be successful!
👤Albert Schweitzer
👈موفقیت کلید خوشبختی نیست بلکه خوشبختی کلید موفقیته! اگه عاشق کاری که میکنی باشی، موفق میشی!
📌A successful man is one who can lay a firm foundation with the bricks that other throw at him!
👤David Brinkley
👈یه آدم موفق کسیه که با آجرهایی که به سمتش پرتاب میشه یه بنای خیلی مستحکم میسازه!
📌I will not follow where the path may lead, but I will go where there is no path, and I will leave a trail!
👤Muriel Strode
👈من جایی که مسیر؛ ممکنه به اونجا منتهی بشه رو دنبال نخواهم کرد، بلکه جایی خواهم رفت که راهی وجود نداشته باشه و رد پایی از خودم بجا خواهم گذاشت!
📌It is better to fail in originality than to succeed in imitation!
👤Herman Melville
👈شکست در اصالت؛ بهتر از موفقیت در تقلیده!
📌In three words I can sum up everything I've learned about life: it goes on!
👤Robert Frost
👈همه چیزایی که درباره زندگی آموخته ام رو در سه کلمه خلاصه میکنم: زندگی ادامه داره!
⭕️✍کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
📌A single rose can be my garden,... a single friend my world!
👤Leo Buscaglia
👈یه گل رز؛ میتونه باغ من و یه دوست؛ دنیای من باشه!
📌You don't choose your family. They are God's gift to you as you are to them!
👤Desmond Tutu
👈تو خانواده ات رو انتخاب نمیکنی...اونا هدیه خدا به تو اند، همانگونه که تو هدیه خدا به اونایی!
📌A kiss is a lovely trick designed by nature to stop speech when words become superfluous!
👤Ingrid Bergman
👈یه بوسه، یه ترفند دوست داشتنیه که توسط طبیعت طراحی شده تا جلو حرفهای اضافه رو بگیره!
📌Fall seven times and stand up eight!
👤Japanese Proverb
👈هفت بار بیفت و هشت بار پاشو!
📌You can't blame gravity for falling in love!
👤Einstein
👈نمیتونی برای افتادن توی عشق (عاشق شدن)، نیروی جاذبه رو ملامت کنی!
📌Honesty is the first chapter in the book of wisdom!
👤Jefferson
👈صداقت؛ فصل اول کتاب عقلانیته!
📌The world is my country, all mankind are my brethren, and to do good is my religion!
👤T. Paine
👈جهان؛ کشور منه، همه بشریت؛ برادرانم هستند و انجام کارهای خوب؛ دین منه!
📌Don't let the fear of losing be greater than the excitement of winning!
👤Robert Kiyosaki
👈نذار ترس از دست دادن، بیشتر از هیجان برنده شدنت بشه!
📌In order to succeed, your desire for success should be greater than your fear of failure!
👤Bill Cosby
👈برای اینکه موفق بشی، آرزوی تو برای موفقیت باید بیشتر از ترس تو از شکست باشه!
📌I owe my success to having listened respectfully to the very best advice, and then going away and doing the exact opposite!
👤Chesterton
👈موفقیتم رو مدیون شنیدن (نه گوش دادن) محترمانه بهترین نصیحت ها و دور شدن و انجام کار کاملا خلاف اون نصیحت ها میدونم!
📌There are two types of people who will tell you that you cannot make a difference in this world: those who are afraid to try and those who are afraid you will succeed!
👤Ray Goforth
👈دو دسته آدمها هستند که بهت میگن تو نمیتونی تفاوتی در جهان ایجاد کنی: اونایی که خودشون میترسن این کارو بکنن و اونایی که میترسن تو در این کار موفق بشی!
📌Try not to become a man of success. Rather become a man of value!
👤Albert Einstein
👈سعی نکن آدم موفقی بشی، بجاش سعی کن آدم ارزشمندی بشی...برای موفق شدن؛ دست به هر کاری نزن!
📌The successful warrior is the average man, with laser-like focus!
👤Bruce Lee
👈یه جنگجوی موفق، آدم متوسطیه با تمرکز شبیه لیزر!
📌If you really want to do something, you'll find a way. If you don't, you'll find an excuse!
👤Jim Rohn
👈اگه واقعا بخوای کاری رو انجام بدی، راهی پیدا میکنی وگرنه بهانه ای!
📌Success is not the key to happiness. Happiness is the key to success. If you love what you are doing, you will be successful!
👤Albert Schweitzer
👈موفقیت کلید خوشبختی نیست بلکه خوشبختی کلید موفقیته! اگه عاشق کاری که میکنی باشی، موفق میشی!
📌A successful man is one who can lay a firm foundation with the bricks that other throw at him!
👤David Brinkley
👈یه آدم موفق کسیه که با آجرهایی که به سمتش پرتاب میشه یه بنای خیلی مستحکم میسازه!
📌I will not follow where the path may lead, but I will go where there is no path, and I will leave a trail!
👤Muriel Strode
👈من جایی که مسیر؛ ممکنه به اونجا منتهی بشه رو دنبال نخواهم کرد، بلکه جایی خواهم رفت که راهی وجود نداشته باشه و رد پایی از خودم بجا خواهم گذاشت!
📌It is better to fail in originality than to succeed in imitation!
👤Herman Melville
👈شکست در اصالت؛ بهتر از موفقیت در تقلیده!
📌In three words I can sum up everything I've learned about life: it goes on!
👤Robert Frost
👈همه چیزایی که درباره زندگی آموخته ام رو در سه کلمه خلاصه میکنم: زندگی ادامه داره!
⭕️✍کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍️رقیب اصلی من کیست؟!؟
"...در واقع کسانی که خود را در حال مسابقه با دیگران میبینند، به این امر توجه ندارند که زمانی که عدهای با هم مسابقه میدهند در لحظهای که سوت داور به صدا در میآید در یک مکان ایستادهاند؛ و در واقع مسابقهها، به این معنا مسابقهاند که آغاز مسابقه، هم به لحاظ زمانی، و هم به لحاظ مکانی از یك جا شروع شود.
به عنوان مثال اگر فرض کنیم که در مسابقهای شخصی صد متر جلوتر ایستاده باشد و شخص دیگری یک کیلومتر عقبتر، این که مسابقه نمیشود؛ و مسئله بر سر این است که ما انسانها زمانی که بدنیا میآییم در یک جایگاه نایستادهایم. ما نه به لحاظ جسمانی در شرایط واحدی بدنیا میآییم و نه به لحاظ ذهنی در شرایط واحدی بدنیا میآییم و نه به لحاظ روانی. بنابراین هر گاه من خود را با شما مقایسه کنم، چون در بدو تولد در یک نقطه نایستاده بودهایم، نتیجه مسابقه هر چه باشد به ضرر من خواهد بود؛ و دلیل این امر این است كه اگر من خودم را با شما مقایسه كنم و شما از لحاظ موقعیتی از من عقبتر باشید، جلوتر بودن خود را حمل بر تلاش و كوششم تلقی خواهم كرد، كه نادرست است و از طرف دیگر هم، اگر در هنگام مقایسه من از شما عقبتر باشم، عقبماندگی خود را بر اثر كاهلی خود میگذارم، كه این هم نادرست است.
انسانهایی كه از لحاظ جسمانی، ذهنی و روانی در یك مختصات قرار نگرفتهاند، نمیتوانند خود را با دیگران مقایسه كنند، و نكته در اینجا است كه هیچ دو انسانی در مختصات جسمانی، ذهنی، روانی یكسان یافت نمیشود. بنابراین تنها انسانی كه میتوانیم با خودمان مقایسه كنیم خودمان است. بدین ترتیب كه در هر لحظه به خودمان بگوییم، آیا میتوانم از این موقعیتی كه در آن قرار دارم و از این چیزی كه هستم، جلوتر و بهتر باشم یا نه، و اگر میتوانم به آن سمت حركت كنم."👤استاد مصطفی ملکیان
👈پس می توان گفت که این "رقابت با خود" نه "با دیگران" است که رمز "بهبود مستمر" در حال و روز انسان می باشد:
I am in competition with no one. I run my own race. I have no desire to play the game of being better than anyone, in any way, shape or form. I just aim to improve, to be better than I was before. That’s me and I am free.👤Jenny G. Perry
من در رقابت با هیچکس نیستم. من با خودم مسابقه میدهم! من به "بازی بهتر بودن از دیگران" به هر فرم و شکلی که باشد، هیچ علاقه ای ندارم. هدف من فقط بهبود و بهتر بودن از گذشته ام است. این منم و من آزادم!
👈👤بیل گیتس هم مقایسه خود با دیگران؛ که ریشه رقابت با آنهاست را توهین به خود می داند:
Don't compare yourself with anyone in this world...if you do so, you are insulting yourself!
و در ادامه می گوید:
I am not in competition with anyone but myself. My goal is to improve myself continuously.
من با هیچکس جز خودم در رقابت نیستم! هدفم بهبود مستمر خودم می باشد!
👈و در نظر👤مارک تواین؛ مقایسه خود با دیگران یعنی مرگ لذت!
Comparison is the death of joy!☝️
👈علاوه بر همه، خوب میدانیم اوّل کسی که خودش را با دیگری مقایسه کرد و به رقابت پرداخت؛شیطان بود که گفت: من ازآتش خلق شده ام وانسان ازگِلی لجن...من بر او سجده نمیکنم!☝️
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه باشد در نبشتن شیر و شیر
👤مولانا
بنابراین وقتی👤مردان خدا می گفتند:
One whose two days are equal is a loser!
هرکس دو روزش مساوی باشد، کلاه سرش رفته؛
اصل رقابت را میان انسان و خود او می دانسته اند!
✅پس رقیب اصلی من؛ خود دیروزی من است!
🎯و سخن آخر اینکه انسان های فوق العاده موفق؛ با تمرکز روی شناخت درست از استعدادها و ظرفیت های خود، و صرفه جویی در هدر دادن انرژی برای رقابت و مسابقه با دیگران، حسادت، خود بزرگ بینی و یا خود کم بینی؛ همیشه با خود دیروزشان در رقابت بوده و بهترین هایشان را به نمایش می گذارند.✌️
Always remember that you are absolutely unique! Just like everyone else!👤Margaret Mead
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
"...در واقع کسانی که خود را در حال مسابقه با دیگران میبینند، به این امر توجه ندارند که زمانی که عدهای با هم مسابقه میدهند در لحظهای که سوت داور به صدا در میآید در یک مکان ایستادهاند؛ و در واقع مسابقهها، به این معنا مسابقهاند که آغاز مسابقه، هم به لحاظ زمانی، و هم به لحاظ مکانی از یك جا شروع شود.
به عنوان مثال اگر فرض کنیم که در مسابقهای شخصی صد متر جلوتر ایستاده باشد و شخص دیگری یک کیلومتر عقبتر، این که مسابقه نمیشود؛ و مسئله بر سر این است که ما انسانها زمانی که بدنیا میآییم در یک جایگاه نایستادهایم. ما نه به لحاظ جسمانی در شرایط واحدی بدنیا میآییم و نه به لحاظ ذهنی در شرایط واحدی بدنیا میآییم و نه به لحاظ روانی. بنابراین هر گاه من خود را با شما مقایسه کنم، چون در بدو تولد در یک نقطه نایستاده بودهایم، نتیجه مسابقه هر چه باشد به ضرر من خواهد بود؛ و دلیل این امر این است كه اگر من خودم را با شما مقایسه كنم و شما از لحاظ موقعیتی از من عقبتر باشید، جلوتر بودن خود را حمل بر تلاش و كوششم تلقی خواهم كرد، كه نادرست است و از طرف دیگر هم، اگر در هنگام مقایسه من از شما عقبتر باشم، عقبماندگی خود را بر اثر كاهلی خود میگذارم، كه این هم نادرست است.
انسانهایی كه از لحاظ جسمانی، ذهنی و روانی در یك مختصات قرار نگرفتهاند، نمیتوانند خود را با دیگران مقایسه كنند، و نكته در اینجا است كه هیچ دو انسانی در مختصات جسمانی، ذهنی، روانی یكسان یافت نمیشود. بنابراین تنها انسانی كه میتوانیم با خودمان مقایسه كنیم خودمان است. بدین ترتیب كه در هر لحظه به خودمان بگوییم، آیا میتوانم از این موقعیتی كه در آن قرار دارم و از این چیزی كه هستم، جلوتر و بهتر باشم یا نه، و اگر میتوانم به آن سمت حركت كنم."👤استاد مصطفی ملکیان
👈پس می توان گفت که این "رقابت با خود" نه "با دیگران" است که رمز "بهبود مستمر" در حال و روز انسان می باشد:
I am in competition with no one. I run my own race. I have no desire to play the game of being better than anyone, in any way, shape or form. I just aim to improve, to be better than I was before. That’s me and I am free.👤Jenny G. Perry
من در رقابت با هیچکس نیستم. من با خودم مسابقه میدهم! من به "بازی بهتر بودن از دیگران" به هر فرم و شکلی که باشد، هیچ علاقه ای ندارم. هدف من فقط بهبود و بهتر بودن از گذشته ام است. این منم و من آزادم!
👈👤بیل گیتس هم مقایسه خود با دیگران؛ که ریشه رقابت با آنهاست را توهین به خود می داند:
Don't compare yourself with anyone in this world...if you do so, you are insulting yourself!
و در ادامه می گوید:
I am not in competition with anyone but myself. My goal is to improve myself continuously.
من با هیچکس جز خودم در رقابت نیستم! هدفم بهبود مستمر خودم می باشد!
👈و در نظر👤مارک تواین؛ مقایسه خود با دیگران یعنی مرگ لذت!
Comparison is the death of joy!☝️
👈علاوه بر همه، خوب میدانیم اوّل کسی که خودش را با دیگری مقایسه کرد و به رقابت پرداخت؛شیطان بود که گفت: من ازآتش خلق شده ام وانسان ازگِلی لجن...من بر او سجده نمیکنم!☝️
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه باشد در نبشتن شیر و شیر
👤مولانا
بنابراین وقتی👤مردان خدا می گفتند:
One whose two days are equal is a loser!
هرکس دو روزش مساوی باشد، کلاه سرش رفته؛
اصل رقابت را میان انسان و خود او می دانسته اند!
✅پس رقیب اصلی من؛ خود دیروزی من است!
🎯و سخن آخر اینکه انسان های فوق العاده موفق؛ با تمرکز روی شناخت درست از استعدادها و ظرفیت های خود، و صرفه جویی در هدر دادن انرژی برای رقابت و مسابقه با دیگران، حسادت، خود بزرگ بینی و یا خود کم بینی؛ همیشه با خود دیروزشان در رقابت بوده و بهترین هایشان را به نمایش می گذارند.✌️
Always remember that you are absolutely unique! Just like everyone else!👤Margaret Mead
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍جای خالی صندوق های درآمد ثابت ارزی
یکی از چالش های جدی امروز کارآفرینانی که با بازارهای بین المللی کار می کنند، صعوبت دسترسی به منابع ارزی جهت توسعه کار و کسب می باشد.
از سوی دیگر؛ در شرایط تورمی که به امری عادی تبدیل شده است، حفظ قدرت خرید؛ از مهمترین دغدغه های سرمایه گذاران خرد و کلان می باشد و به این جهت، تبدیل ریال به ارز و یا طلا و سایر دارایی ها امری طبیعی و یا ناگزیر می باشد.
از یک طرف؛ منابع ارزی عمدتا خرید و نگهداری (Buy & Hold) شده و عملا بجز روش های سنتی بانکی، مکانیسمی جایگزین و پویا جهت هدایت این منابع به سمت تولید و تجارت دیده نمی شود و از طرف دیگر؛ فرصت های عدیده ای در تجارت بین الملل و ارز آوری در حال سوختن می باشد.
👈یکی از ابزارهای موثر جهت جذب و هدایت منابع ارزی سرمایه گذاران به سمت کاروکسب ها و تجارت؛ صندوق های درآمد ثابت ارزی یا
Foreign Currency Fix Income Fund (FCFIF)
است که محل شکل گیری و تولد آن در بازار سرمایه می باشد.
📌روش کار (modus operandi) می تواند به شرح ذیل باشد:
1⃣انعقاد قرارداد با رکن ضامن جهت ضمانت اصل سرمایه
2⃣انعقاد قراداد کلی با سرمایه پذیر و انعقاد قرارداد مرابحه مبتنی بر پیش فاکتور (PI)
3⃣فروش واحدهای سرمایه گذاری به سرمایه گذاران
4⃣دریافت وجوه ارزی یا ریالی معادل نرخ روز بازار آزاد
5⃣انتقال وجوه به حساب (معرفی شده توسط) سرمایه پذیر بعد از دریافت بارنامه (BL)
6⃣دریافت سود در فواصل زمانی مشخص شده از سرمایه پذیر
7⃣پرداخت سود به سرمایه گذاران
✅جهت پیشگیری از تمایلات سفته جویانه و آربیتراژ، واحدها در مقابل دریافت نقدی ارز و یا ریال معادل ارز آزاد با نرخ اعلام شده توسط سامانه بازار متشکل ارزی به فروش می رسد.
✅جهت کاهش ریسک نکول، منابع حتما باید به شکل ارزی سرمایه گذاری گردد و به هیچ وجه نباید امکان تبدیل آن به ریال برای سرمایه پذیر فراهم باشد.
✅همچنین وجوه در مقابل دریافت بیزینس پلن واقعی مبتنی بر تجربه و Track Record مستند، قرارداد مشخص با طرف خارجی و پیش فاکتور (PI) و بارنامه (BL) در اختیار سرمایه پذیر قرار می گیرد.
✅تسویه با ارز نقدی و یا ریال معادل بازار آزاد صورت می پذیرد.
✅حداقل دوره سرمایه گذاری می تواند 3 ماهه باشد.
✅میزان سود می تواند متوسط تورم جهانی + درصدی در نظر گرفته شود.
✅این صندوق ها می تواند به صورت Open Ended تاسیس گردد تا امکان تامین مالی بیشتر برای تعداد بیشتری از درخواست ها فراهم باشد.
The biggest risk of all is not taking one! 👤Mellody Hobson
👈بزرگترین ریسک از میان همه ریسک ها اینه که هیچ ریسکی نکنیم!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
یکی از چالش های جدی امروز کارآفرینانی که با بازارهای بین المللی کار می کنند، صعوبت دسترسی به منابع ارزی جهت توسعه کار و کسب می باشد.
از سوی دیگر؛ در شرایط تورمی که به امری عادی تبدیل شده است، حفظ قدرت خرید؛ از مهمترین دغدغه های سرمایه گذاران خرد و کلان می باشد و به این جهت، تبدیل ریال به ارز و یا طلا و سایر دارایی ها امری طبیعی و یا ناگزیر می باشد.
از یک طرف؛ منابع ارزی عمدتا خرید و نگهداری (Buy & Hold) شده و عملا بجز روش های سنتی بانکی، مکانیسمی جایگزین و پویا جهت هدایت این منابع به سمت تولید و تجارت دیده نمی شود و از طرف دیگر؛ فرصت های عدیده ای در تجارت بین الملل و ارز آوری در حال سوختن می باشد.
👈یکی از ابزارهای موثر جهت جذب و هدایت منابع ارزی سرمایه گذاران به سمت کاروکسب ها و تجارت؛ صندوق های درآمد ثابت ارزی یا
Foreign Currency Fix Income Fund (FCFIF)
است که محل شکل گیری و تولد آن در بازار سرمایه می باشد.
📌روش کار (modus operandi) می تواند به شرح ذیل باشد:
1⃣انعقاد قرارداد با رکن ضامن جهت ضمانت اصل سرمایه
2⃣انعقاد قراداد کلی با سرمایه پذیر و انعقاد قرارداد مرابحه مبتنی بر پیش فاکتور (PI)
3⃣فروش واحدهای سرمایه گذاری به سرمایه گذاران
4⃣دریافت وجوه ارزی یا ریالی معادل نرخ روز بازار آزاد
5⃣انتقال وجوه به حساب (معرفی شده توسط) سرمایه پذیر بعد از دریافت بارنامه (BL)
6⃣دریافت سود در فواصل زمانی مشخص شده از سرمایه پذیر
7⃣پرداخت سود به سرمایه گذاران
✅جهت پیشگیری از تمایلات سفته جویانه و آربیتراژ، واحدها در مقابل دریافت نقدی ارز و یا ریال معادل ارز آزاد با نرخ اعلام شده توسط سامانه بازار متشکل ارزی به فروش می رسد.
✅جهت کاهش ریسک نکول، منابع حتما باید به شکل ارزی سرمایه گذاری گردد و به هیچ وجه نباید امکان تبدیل آن به ریال برای سرمایه پذیر فراهم باشد.
✅همچنین وجوه در مقابل دریافت بیزینس پلن واقعی مبتنی بر تجربه و Track Record مستند، قرارداد مشخص با طرف خارجی و پیش فاکتور (PI) و بارنامه (BL) در اختیار سرمایه پذیر قرار می گیرد.
✅تسویه با ارز نقدی و یا ریال معادل بازار آزاد صورت می پذیرد.
✅حداقل دوره سرمایه گذاری می تواند 3 ماهه باشد.
✅میزان سود می تواند متوسط تورم جهانی + درصدی در نظر گرفته شود.
✅این صندوق ها می تواند به صورت Open Ended تاسیس گردد تا امکان تامین مالی بیشتر برای تعداد بیشتری از درخواست ها فراهم باشد.
The biggest risk of all is not taking one! 👤Mellody Hobson
👈بزرگترین ریسک از میان همه ریسک ها اینه که هیچ ریسکی نکنیم!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️⁉️نمیشه با ۹تا زن باردار؛ بچهای رو یه ماهه به دنیا آورد!
👈مهم نیست چقدر باهوش و پرتلاشید! بعضی چیزا بدست آوردنشون زمانبره...باید صبر کنید...فاکتور اصلی و حیاتی برای کسب سود و موفقیت در هر سرمایه گذاری (نه سفته بازی) به ویژه در بازار سهام؛ صبره! دیسیپلینه! دائما خرید و فروش نکردنه! خویشتنداریه! فاصله گرفتن از اخبار و حرکت های گله ایه! با مطالعه، بررسی، مشاوره و وسواس خرید کردن و سپس رها کردنه! ...که ربطی به آی کیو و 24 ساعته بازار رو پاییدن و تحلیل کردن نداره!
🔴پس اگه نتونید احساسات و هیجانات خودتون رو کنترل کنید و برای دیدن بچه عجله کنید؛ هم جنین ناقص متولد میشه و هم کار دست اون مادری (شرکتی) میدید که نیاز به زمان داره تا بچش کامل بشه و زایمان (تولید و سود آوری) کنه!☝
📌و دو سخن دیگه از جناب اوراکل اوماها اینکه:
👈تنوع بخشی؛ یه نوع حفاظه در مقابل نادونی! اونایی که میدونن دارن چکار میکنن این حرف براشون معنی خاصی نداره!
👈چیزی که از تاریخ (تجربه دیگران) می آموزیم اینه که مردم از تاریخ نمی آموزن(...و دوست دارن خودشون همه چیو دوباره تجربه کنن!)☝
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
👈مهم نیست چقدر باهوش و پرتلاشید! بعضی چیزا بدست آوردنشون زمانبره...باید صبر کنید...فاکتور اصلی و حیاتی برای کسب سود و موفقیت در هر سرمایه گذاری (نه سفته بازی) به ویژه در بازار سهام؛ صبره! دیسیپلینه! دائما خرید و فروش نکردنه! خویشتنداریه! فاصله گرفتن از اخبار و حرکت های گله ایه! با مطالعه، بررسی، مشاوره و وسواس خرید کردن و سپس رها کردنه! ...که ربطی به آی کیو و 24 ساعته بازار رو پاییدن و تحلیل کردن نداره!
🔴پس اگه نتونید احساسات و هیجانات خودتون رو کنترل کنید و برای دیدن بچه عجله کنید؛ هم جنین ناقص متولد میشه و هم کار دست اون مادری (شرکتی) میدید که نیاز به زمان داره تا بچش کامل بشه و زایمان (تولید و سود آوری) کنه!☝
📌و دو سخن دیگه از جناب اوراکل اوماها اینکه:
👈تنوع بخشی؛ یه نوع حفاظه در مقابل نادونی! اونایی که میدونن دارن چکار میکنن این حرف براشون معنی خاصی نداره!
👈چیزی که از تاریخ (تجربه دیگران) می آموزیم اینه که مردم از تاریخ نمی آموزن(...و دوست دارن خودشون همه چیو دوباره تجربه کنن!)☝
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from گاهنامه مدیر (مهدی صانعی)
⭕️✍️"چرا" یا "چگونه"؟ کدام مقدم است؟
👤دارن هاردی، نویسنده و مربی موفقیت داستانی را نقل می کند به این مضمون که "در رشته کوه های آند، دو قبیله متخاصم وجود داشتند. روزی افراد قبیله ساکن در کوه به قبیله پایین کوه حمله کرده، اموال را به تاراج برده و همچنین یک کودک را با خود می برند.
مشکل اینجا بود که مردم قبیله پایین کوه مسیرهای عبوری که کوه نشینان از آن استفاده می کردند را نمی شناختند و حتی نمی دانستند کجا باید آنها را پیدا کنند. بالاخره روز بعد با سازماندهی بهترین جنگجویان خود برای بازگرداندن کودک عازم کوه می شوند. مردان قوی هیکل پس از چند روز تلاش ناموفق، کم کم احساس نا امیدی و درماندگی کرده و تصمیم می گیرند به روستا برگردند.
@gahname_modir
زمانی که آنها کوله پشتی های خود را بسته و آماده بازگشت شدند، دیدند مادر بچه از کوهی که آنها نمی توانستند از آن بالا بروند در حالی که بچه خود را به کمرش بسته دارد پایین می آید. نمی توانستند باور کنند که این آیا مادر کودک است...یکی از آنها به استقبالش رفت و گفت: با این که ما مردانی بسیار قوی و توانا هستیم، نتوانستیم از این کوه بالا برویم. تو چطور توانستی این کار را انجام دهی؟ مادر در چشمان مرد نگاه کرد و گفت: "چون این کودک شما نیست!"☝️
✅بنابراین مشکل از زمانی شروع می شود که بدون عبور از مرحله سخت چرایی و کشف انگیزه و دلیل، سریعا و مستقیما به مرحله چگونگی وارد می شویم، این در حالی است که اگر ابتدا چرایی انجام یک کار حل شود و به آن پاسخ درست داده شود؛ چگونگی انجام آن متعاقبا و به آسانی حل خواهد شد و هر چه پاسخ به چرایی؛ والاتر، ارزشمند تر و حیاتی تر باشد، چگونگی؛ آسان تر و ممکن تر خواهد بود!
✅پس وقتی فیلیپ سیدنی گفت:
Either I will find a way or I will make one!
👈یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت،
یقینا از مرحله سخت چرایی و پاسخ به اینکه چرا آن کار را می خواهد انجام دهد عبور کرده و در مرحله آسان تر یعنی چگونگی انجام آن کار بوده است!
@gahname_modir
✅البته دلیل سخت بودن کشف چرایی و عبور از این مرحله؛ سخت بودن فکر کردن است که به قول جرج برنارد شاو؛ نمایش نامه نویس مشهور ایرلندی دو درصد از مردم واقعا فکر می کنند، سه درصد فکر می کنند که فکر می کنند و نود و پنج درصد آنها ترجیح می دهند بمیرند تا فکر کنند! همان دو درصدی که برای انجام هر کاری و یا در مقابل انجام شدن کارها در جوامع، یک علامت سوال بزرگ سوال❓گذاشته اند و تمامی اختراعات، پیشرفت ها و تحولات بشری مدیون پرداختن آنها به "چرا"هاست!
👈کسی که در زندگیش "چرایی" برای انجام دادن کاری دارد، می تواند از پس هر "چگونگی" برآید!✌️👤نیچه
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت
👤دارن هاردی، نویسنده و مربی موفقیت داستانی را نقل می کند به این مضمون که "در رشته کوه های آند، دو قبیله متخاصم وجود داشتند. روزی افراد قبیله ساکن در کوه به قبیله پایین کوه حمله کرده، اموال را به تاراج برده و همچنین یک کودک را با خود می برند.
مشکل اینجا بود که مردم قبیله پایین کوه مسیرهای عبوری که کوه نشینان از آن استفاده می کردند را نمی شناختند و حتی نمی دانستند کجا باید آنها را پیدا کنند. بالاخره روز بعد با سازماندهی بهترین جنگجویان خود برای بازگرداندن کودک عازم کوه می شوند. مردان قوی هیکل پس از چند روز تلاش ناموفق، کم کم احساس نا امیدی و درماندگی کرده و تصمیم می گیرند به روستا برگردند.
@gahname_modir
زمانی که آنها کوله پشتی های خود را بسته و آماده بازگشت شدند، دیدند مادر بچه از کوهی که آنها نمی توانستند از آن بالا بروند در حالی که بچه خود را به کمرش بسته دارد پایین می آید. نمی توانستند باور کنند که این آیا مادر کودک است...یکی از آنها به استقبالش رفت و گفت: با این که ما مردانی بسیار قوی و توانا هستیم، نتوانستیم از این کوه بالا برویم. تو چطور توانستی این کار را انجام دهی؟ مادر در چشمان مرد نگاه کرد و گفت: "چون این کودک شما نیست!"☝️
✅بنابراین مشکل از زمانی شروع می شود که بدون عبور از مرحله سخت چرایی و کشف انگیزه و دلیل، سریعا و مستقیما به مرحله چگونگی وارد می شویم، این در حالی است که اگر ابتدا چرایی انجام یک کار حل شود و به آن پاسخ درست داده شود؛ چگونگی انجام آن متعاقبا و به آسانی حل خواهد شد و هر چه پاسخ به چرایی؛ والاتر، ارزشمند تر و حیاتی تر باشد، چگونگی؛ آسان تر و ممکن تر خواهد بود!
✅پس وقتی فیلیپ سیدنی گفت:
Either I will find a way or I will make one!
👈یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت،
یقینا از مرحله سخت چرایی و پاسخ به اینکه چرا آن کار را می خواهد انجام دهد عبور کرده و در مرحله آسان تر یعنی چگونگی انجام آن کار بوده است!
@gahname_modir
✅البته دلیل سخت بودن کشف چرایی و عبور از این مرحله؛ سخت بودن فکر کردن است که به قول جرج برنارد شاو؛ نمایش نامه نویس مشهور ایرلندی دو درصد از مردم واقعا فکر می کنند، سه درصد فکر می کنند که فکر می کنند و نود و پنج درصد آنها ترجیح می دهند بمیرند تا فکر کنند! همان دو درصدی که برای انجام هر کاری و یا در مقابل انجام شدن کارها در جوامع، یک علامت سوال بزرگ سوال❓گذاشته اند و تمامی اختراعات، پیشرفت ها و تحولات بشری مدیون پرداختن آنها به "چرا"هاست!
👈کسی که در زندگیش "چرایی" برای انجام دادن کاری دارد، می تواند از پس هر "چگونگی" برآید!✌️👤نیچه
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت
‼️مشکل اصلی در ارتباطات:
👈بیشتر مردم به حرفهای طرف مقابلشون نه با این نیت که او را بفهمند بلکه با قصد پاسخ دادن؛ گوش می دهند!☝️
👤استفان کاوی؛
نویسنده، مربی و بیزینسمن
@ThinkThenMove
👈بیشتر مردم به حرفهای طرف مقابلشون نه با این نیت که او را بفهمند بلکه با قصد پاسخ دادن؛ گوش می دهند!☝️
👤استفان کاوی؛
نویسنده، مربی و بیزینسمن
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍دایره طلایی؛
💢👈رمز گشایی سایمون سینِک از کد رهبران عالی برای الهام بخشی!
❓چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟
❓چرا فقط 👤مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟
❓چرا در میان این همه تیم، فقط 👤👤برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟
📌👤سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده 5 کتاب پرفروش شامل"با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود.
همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" (تصویر زیر) کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!
👈هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم!
📌برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و...
✔️شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و...
✔️خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و...
همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند!
✅اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن!
🔴یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!
People don’t buy what you do, they buy why you do it!
📌به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد!
📍آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود!
🔴🎯دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کاروکسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
goo.gl/ANLSbk
💢👈رمز گشایی سایمون سینِک از کد رهبران عالی برای الهام بخشی!
❓چرا شرکت اَپل از سایر رقبا خلاق تر است در حالی که مانند سایرین یک شرکت کامپیوتری است و به همان استعدادها، عوامل فروش، رسانه ها و منابع مالی دسترسی دارد که دیگران دارند؟
❓چرا فقط 👤مارتین لوتر کینگ رهبر جنبش مسالمت آمیز حمایت از حقوق مدنی آمریکا شد در حالی که سایرین هم چیزی از او کم نداشتند؟
❓چرا در میان این همه تیم، فقط 👤👤برادران رایت موفق به اختراع اولین هواپیمای قابل کنترل موتوردار شدند در حالی که رقبای آنها تیم های باهوش تر و دارای منابع مالی بهتر بودند؟
📌👤سایمون سینِک؛ سخنران انگیزشی، مشاور سازمانی و نویسنده 5 کتاب پرفروش شامل"با چرا شروع کنید" در جمع مدیران شرکت های مطرح آمریکایی سخنرانی مهمی ایراد کرد که به چکیده آن اشاره می شود.
همه اینها یعنی اَپل، مارتین لوتر کینگ، برادران رایت و سایر شرکت ها و شخصیت های ممتاز دنیا از یک راه و کد پیروی می کنند و آن هم دقیقا حرکت در مسیر عکس آنچه در میان رقبای آنهاست! من آنرا با عنوان "دایره طلایی" (تصویر زیر) کد گذاری کرده ام که این ایده ساده می گوید چرا یک شرکت یا یک رهبر می تواند با الهام بخشی، بازی را تغییر دهد!
👈هر فرد و شرکتی روی این کره خاکی می داند "چه" تولید می کند و "چه" می کند، برخی می دانند "چگونه" یک کار را انجام می دهند، اما تعداد اندکی می دانند "چرا" یک کاری را انجام می دهند! با "چرا" منظورم؛ هدف، اعتقاد، نتایج کار، فلسفه وجودی است. چارچوب و چیدمان ذهنی رهبران تاثیرگذار جوامع و بازارها؛ فکر، عمل و ارتباط برقرار کردن از چرا (Why) به چه (What) یا به عبارتی from inside out است! اما اکثر ما عادت داریم از واضح ترین ها (What) به گنگ ترین ها (Why) یا به عبارتی from outside in حرکت کنیم!
📌برای مثال دوباره از اَپل نام می برم. اگر آنها مثل سایرین عمل می کردند در مرحله بازاریابی می گفتند: ما کامپیوترهای عالی می سازیم، خیلی زیبا طراحی شده و کاربر پسند هستند و...
✔️شرکت حقوقی می گوید: این شرکت حقوقی ماست، ما بهترین وکلا را داریم و آنها بهترین خدمات را ارائه می کنند و...
✔️خودرو ساز هم می گوید: ما خودرو تولید می کنیم و خودروهای ما کمترین مصرف بنزین را دارند و صندلی هایشان چرمی است و...
همه اینها یک ایراد دارند و آن هم اینکه الهام بخش نیستند!
✅اپل اینگونه ارتباط برقرار می کند: هر کاری ما انجام می دهیم معتقدیم وضع موجود را به چالش می کشد، چگونه وضع موجود را به چالش می کشیم؟ با طراحی زیبای محصولاتمان و کاربرپسند کردن آن!
🔴یادتان باشد: مردم برای آنچه انجام می دهید پول نمی دهند، بلکه برای چرایی انجام کار و تولیدات شما پول می دهند!
People don’t buy what you do, they buy why you do it!
📌به عنوان مثال؛ چند سال پیش شرکت Dell برخی محصولاتی که اپل تولید می کند را با کیفیت و طراحی عالی تولید کرد و نتوانست بفروشد!
📍آنچه می گویم ریشه اش نه در روانشناسی بلکه در بیولوژی و ساختار زیستی ماست! مغز انسان دارای سه لایه است که دقیقا دایره طلایی منطبق بر آن است! کورتکس یا قشر مغز با لایه What انطباق دارد و با کارهای فکری و منطقی و زبان سروکار دارد، و قسمت لیمبیک یا سامانه عصبی احساسی مغز که با اعتماد، وفاداری، رفتار و تصمیم گیری سروکار دارد با لایه How و Why تناظر دارد! وقتی با مشتری و یا مردم از دایره داخلی یعنی از Why و How ارتباط برقرار می کنیم مستقیما با سامانه عصبی احساسی آنها ارتباط برقرار می کنیم و وقتی تمرکز ما برای برقراری ارتباط بر عکس می شود، یعنی روی واقعیات و مشخصات محصول متمرکز می شویم، در واقع سراغ لایه کورتکس مغز مخاطب رفته ایم که منجر به ایجاد حس اعتماد سازی و وفاداری نمی شود!
🔴🎯دایره طلایی سایمون کاربرد وسیعی در پیشگیری یا حل بسیاری مشکلات امروز بنگاه های اقتصادی ما دارد. پاسخ به سوال حیاتی چرایی انجام کاری که انجام می دهیم، کالایی که تولید می کنیم یا قرار است تولید کنیم و به طور کلی؛ فلسفه وجودی ما، هر چه الهام بخش تر برای شرکا، کارکنان، مشتریان، محیط زیست و اجتماع؛ یعنی همه ذینفعان باشد، به معنی ارتباط ریشه دارتر با سامانه عصبی - احساسی، اعتماد و وفاداری آنها با کاروکسب ماست. هر چه عمق چرایی انجام کار سطحی تر باشد، شانس برای موفقیت، کسب سهم بازار مناسب و احیانا زنده ماندن کمتر خواهد بود! چرا که به قول خود سایمون؛ امروزه دیگر هدف؛ بیزینس با کسانی نیست که به آنچه شما دارید (فرصت شغلی، پول) نیاز دارند، بلکه هدف؛ بیزینس با کسانی است که به آنچه شما اعتقاد دارید، اعتقاد دارند و اینها هستند که با تمام وجود پای کار می ایستند و شرکت را از گردنه های بحرانی عبور می دهند و یا آنرا به اوج می رسانند!☝️
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
goo.gl/ANLSbk
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍"بانک زمان" در سوئیس
✅یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله!
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد!👈من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم!
🔲این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند!
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد! وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
✔️در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند!
👈صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد!
✔️اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است!
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
او به محض بهبودی، دوباره مشغول کار مراقبت از دیگران شد و گفت که می خواهد برای روزهای پیری زمان سپرده گذاری کند!✌️
🔵🎯مسلما پیاده شدن چنین ایده ای در کشورمان که جمعیت سالمند آن نزدیک 10 درصد بوده و با شتاب به سمت 30 درصد شدن در حال حرکت است!، نه تنها هزینه های بیمه و مراقبت در دوران سالمندی را کاهش می دهد، بلکه موجب تقویت اتحاد و همبستگی میان نسل ها شده که در سایر طرح های پولی موجود نظیر خانه سالمندان و پرستار خانگی کمتر دیده می شود!
📌ایده "بانک زمان" یا "بانک مراقبت از سالمندان" اولین بار در سال 2012 و در شهر اس تی گلن سوئیس که جوانترین جمعیت را دارد، مطرح و پیاده شد و طبق گزارش دولتی که قصد دارد "فرهنگ زیبای روستایی مراقبت از یکدیگر" را به شهرهای مدرن بیاورد؛ بیش از نیمی از جوانان از این طرح استقبال کرده اند!☝️
👈استقبال جوانان از چنین طرحی و همجواری، همزبانی و همدلی با سالمندان؛ یعنی ترکیب خامی و پختگی و کسب تجربه فراوان برای جوانان، زنده ماندن اخلاق و احترام به اصل و ریشه در جامعه و همچنین روشن شدن چراغ امید در دل سالمندان!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
✅یک دانشجوی خارجی که برای ادامه تحصیل به سوئیس رفته می نویسد: در زمان تحصیل، نزدیک دانشگاه یک خانه اجاره کردم. صاحبخانه یک خانم 67 ساله بود که با شغل معلمی بازنشست شده بود. طرح های بازنشستگی در سوئیس آنقدر قوی هستند که بازنشستگان هیچ نگرانی برای خورد و خوراک ندارند.
به این جهت؛ یک روز از اینکه متوجه شدم او کار پیدا کرده متعجب شدم! مراقبت از یک پیرمرد 87 ساله!
از او پرسیدم آیا برای نیاز به پول این کار را می کند، پاسخش من را متحیر کرد!👈من برای پول کار نمی کنم، بلکه "زمان" خودم را در "بانک زمان" سپرده می کنم تا در زمانی که (مثل این پیرمرد) توان حرکت ندارم، آنرا از بانک بیرون بکشم!
🔲این اولین بار بود که درباره مفهوم "بانک زمان" می شنیدم! وقتی بیشتر درباره آن تحقیق کردم، متوجه شدم "بانک زمان" یک طرح بازنشستگی برای مراقبت از سالمندان است که توسط وزارت تامین اجتماعی فدرال سوئیس تدوین و توسعه داده شده است.
داوطلبان، زمان مراقبت از سالمندان را در حساب شخصی شان در "سیستم امنیت اجتماعی" پس انداز کرده تا وقتی خود؛ پیر ناتوان شدند یا نیاز به مراقبت داشته باشند، از آن برداشت کنند!
طبق قرارداد؛ یک سال بعد از انقضای خدمات متقاضی (سپرده گذاری زمان)، بانک زمان میزان ساعات خدمات را محاسبه کرده و به او یک "کارت بانک زمان" می دهد! وقتی او هم نیاز به کمک یک نفر دیگر دارد، می تواند با استفاده از آن کارت؛ "زمان و بهره" آنرا برداشت کند. بعد از تایید، بانک زمان داوطلبانی را برای مراقبت از او در بیمارستان و یا منزل تعیین می کند!
✔️در ضمن، متقاضیان سپرده گذاری "زمان"، باید سالم و تندرست، دارای مهارت های ارتباطی خوب و پر از عشق و علاقه به همنوعان باشند!
👈صاحبخانه ام هفته ای دو بار برای مراقبت از پیرمرد سرکار می رفت و هر بار هم دو ساعت وقت برای خرید، تمیز کردن اتاق، آفتاب گرفتن پیرمرد و گپ زدن با او سرمایه گذاری می کرد!
✔️اتفاقا یک روز دانشگاه بودم که تماس گرفت و گفت در حالی که شیشه اتاق منزل خودش را تمیز می کرده از چهارپایه افتاده! من فورا مرخصی گرفتم و او را به بیمارستان رساندم. مچ پای او شکسته بود و برای مدتی نیاز داشت روی تخت بماند. داشتم کارهای تقاضا برای مرخصی جهت مراقبت خانگی را انجام می دادم که به من گفت جای نگرانی نیست چرا که برای برداشت از بانک زمان درخواست داده است!
ظرف کمتر از دو ساعت بانک زمان یک داوطلب فرستاد که به مدت یک ماه هر روز با گپ زدن و پختن غذاهای لذیذ از او مراقبت می کرد.
او به محض بهبودی، دوباره مشغول کار مراقبت از دیگران شد و گفت که می خواهد برای روزهای پیری زمان سپرده گذاری کند!✌️
🔵🎯مسلما پیاده شدن چنین ایده ای در کشورمان که جمعیت سالمند آن نزدیک 10 درصد بوده و با شتاب به سمت 30 درصد شدن در حال حرکت است!، نه تنها هزینه های بیمه و مراقبت در دوران سالمندی را کاهش می دهد، بلکه موجب تقویت اتحاد و همبستگی میان نسل ها شده که در سایر طرح های پولی موجود نظیر خانه سالمندان و پرستار خانگی کمتر دیده می شود!
📌ایده "بانک زمان" یا "بانک مراقبت از سالمندان" اولین بار در سال 2012 و در شهر اس تی گلن سوئیس که جوانترین جمعیت را دارد، مطرح و پیاده شد و طبق گزارش دولتی که قصد دارد "فرهنگ زیبای روستایی مراقبت از یکدیگر" را به شهرهای مدرن بیاورد؛ بیش از نیمی از جوانان از این طرح استقبال کرده اند!☝️
👈استقبال جوانان از چنین طرحی و همجواری، همزبانی و همدلی با سالمندان؛ یعنی ترکیب خامی و پختگی و کسب تجربه فراوان برای جوانان، زنده ماندن اخلاق و احترام به اصل و ریشه در جامعه و همچنین روشن شدن چراغ امید در دل سالمندان!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍️استیو جابز؛ اسطوره داستانسرایی در دنیای کاروکسب!
✅ارتباط برقرار کردن با سایر انسان ها یکی از بالاترین اَشکال اجتماعی بودن انسان است و هسته اصلی آن داستانسرایی و قصه گویی است. وقتی یکی داستان می گوید، مخاطبانش درگیر آن شده و موج ذهنی آنها با داستانسرا یکی می شود!
👈در دنیای کاروکسب تا کنون داستانسرا برتر از استیو جابز نیامده است! جابز یک شومن واقعی بود که با اجرای تئاتر گونه؛ و با همان سه پرده که در قلب فیلم های هالیودی می بینیم یعنی مقدمه چینی، تقابل و نتیجه گیری؛ در نحوه معرفی یک محصول جدید تحولی بزرگ ایجاد کرد.
📌در پرده اول یک حادثه هیجان انگیز رخ داده و در پرده دوم؛ یک قهرمان جهانی که تقلا می کند با فائق آمدن بر موانع به هدف خود رسیده و در پرده سوم قهرمان داستان بر اشرار پیروز شده و جهان را به جایی بهتر تبدیل می کند!
✅حالا برگردیم به 24 ژانویه 1984 یعنی روزی که جابز برای اولین بار "مکینتاش" را معرفی کرد:
✔️"مقدمه چینی: الان سال 1958 است. آی بی ام شانس خریدن یک شرکت جوان و نوپا که یک تکنولوژی جدید به نام زیروگرافی (زیراکس) اختراع کرده را از دست داده و دو سال بعد شرکت زیراکس متولد شد. آی بی ام برای همیشه از این اتفاق پشیمان است! حالا ده سال بعد است. آی بی ام ایده کامپیوترهای کوچک را رد می کند چرا که معتقد است اینها کوچک تر از آن هستند که بتوانند محاسبات جدی ریز را انجام دهند؛ پس برای کاروکسب شان مهم نیستند!
✔️تقابل: الان سال 1984 است. آی بی ام دنبال قبضه کل بازار است. معامله گران از آینده ی تحت سیطره و کنترل آی بی ام می ترسند. آنها به شکل فزاینده ای به اپل به عنوان تنها نیروی تضمین کننده آزادی آینده ی آنها روی می آورند. از آنجا که آی بی ام همه چیز را برای خود می خواهد، سر تفنگ خود را به سوی آخرین مانع کنترل بازار خود می گیرد: 👈اپل
✔️نتیجه گیری: جابز به سوی مرکز صحنه رفته و از قهرمان پرده برداری می کند؛ 👈اولین مکینتاش. او یک فلاپی دیسک از جیب خود بیرون آورده ، در کامپیوتر وارد کرده و اجازه می دهد مکینتاش برای خودش حرف بزند! با معرفی مکینتاش جهان می بیند چرا 1984 نمی تواند مثل 1984 باشد!"👤کارمین گالو
✅ظاهرا به دلیل همین استعداد ویژه داستانسرایی او بود که پس از اخراج از اپل در سال 1985؛ شرکت پیکسار که ترکیبی از دانش کامپیوتر-انیمیشن و داستان سرایی بود را هدف قرار داد، عمده سهام آنرا خرید و مدیر عامل آن شد و حتی تصمیم گرفت از آن هم پیشی بگیرد!
📌"در تابستان 1994 در شرکت نِکست کار می کردم. با دو تا از همکارانم در اتاق استراحت بودیم که جابز وارد شد و از ما پرسید: قدرتمندترین فرد جهان کیست؟ هر کسی پاسخی داد و من هم گفتم: ماندلا چرا که من یک ناظر بین المللی در انتخابات آفریقای جنوبی بوده ام. او با اعتماد بنفس مخصوص خودش گفت: خیر! همه اشتباه می کنید! قدرتمندترین انسان در جهان؛ داستانسرا است! و ادامه داد: قصه گو چشم انداز، ارزش ها و برنامه های تمام نسلی را که قرار است بیاید را تنظیم می کند و دیسنی در کاروکسب قصه گویی دارای انحصار است. یک چیز را می دانید؟ من از این اوضاع مسخره خسته شده ام و می خواهم داستانسرای بعدی جهان باشم...و رفت."👤 توماس هیگبِی
✅در سال 1997 با خریده شدن نکست توسط اپل، جابز مجددا مدیرعامل اپل شد و تا آخرین سال زندگی، با قدرت ویژه داستانسرایی که آنرا به شدت در پیکسار و معرفی محصولات دیسنی تقویت کرده بود و با همین سبک سه مرحله ای به رونمایی از محصولات جدید اپل می پرداخت. تصور کنید در سال 2003 با وجود پدیده هایی بنام نَپستر و کازا که اینترنت را برای تحویل مجانی موزیک معرفی می کردند، ماموریت (غیر ممکن) داشت با معرفی ITUNE مشتریان خود را راضی کند برای هر موزیک 99 سنت پرداخت کنند که البته آنرا با موفقیت تمام به انجام رساند!
🔴❓بنابراین سوال اصلی این است: آیا برای معرفی محصول جدید و یا فرصت های سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذار (خارجی) داستان جذاب و داستانسرای ماهری داریم که با هوش هیجانی بالا و ارائه تئاترگونه، فصیحانه، فیلسوفانه، جامعه شناسانه و روانشناسانه چشم، گوش، هوش و دل خریداران، مصرف کنندگان، معامله گران و سرمایه گذاران را برباید؟! و داستانش با تحلیل وضع موجود، برای مشکل کنونی و آینده مخاطبان راه حل جایگزین و جذاب ارائه کند!
✅شرکت هایی که از این حقیقت غفلت می ورزند، توجه خود را صرفا روی ارائه (پرزنتیشن) های خشک، بی روح و پر از گراف، اعداد و ارقام متمرکز می کنند. ارائه کننده نه در ابتدای جلسه توان و یا بهتر است بگوییم جرات جوک و داستان کوتاه گفتن دارد تا جلسه را گرم کرده و ارتباط برقرار کند و نه در حین ارائه می تواند با قدم زدن از تریبون و لپ تاپ دور شده و با مخاطبان ارتباط برقرار کند!
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
✅ارتباط برقرار کردن با سایر انسان ها یکی از بالاترین اَشکال اجتماعی بودن انسان است و هسته اصلی آن داستانسرایی و قصه گویی است. وقتی یکی داستان می گوید، مخاطبانش درگیر آن شده و موج ذهنی آنها با داستانسرا یکی می شود!
👈در دنیای کاروکسب تا کنون داستانسرا برتر از استیو جابز نیامده است! جابز یک شومن واقعی بود که با اجرای تئاتر گونه؛ و با همان سه پرده که در قلب فیلم های هالیودی می بینیم یعنی مقدمه چینی، تقابل و نتیجه گیری؛ در نحوه معرفی یک محصول جدید تحولی بزرگ ایجاد کرد.
📌در پرده اول یک حادثه هیجان انگیز رخ داده و در پرده دوم؛ یک قهرمان جهانی که تقلا می کند با فائق آمدن بر موانع به هدف خود رسیده و در پرده سوم قهرمان داستان بر اشرار پیروز شده و جهان را به جایی بهتر تبدیل می کند!
✅حالا برگردیم به 24 ژانویه 1984 یعنی روزی که جابز برای اولین بار "مکینتاش" را معرفی کرد:
✔️"مقدمه چینی: الان سال 1958 است. آی بی ام شانس خریدن یک شرکت جوان و نوپا که یک تکنولوژی جدید به نام زیروگرافی (زیراکس) اختراع کرده را از دست داده و دو سال بعد شرکت زیراکس متولد شد. آی بی ام برای همیشه از این اتفاق پشیمان است! حالا ده سال بعد است. آی بی ام ایده کامپیوترهای کوچک را رد می کند چرا که معتقد است اینها کوچک تر از آن هستند که بتوانند محاسبات جدی ریز را انجام دهند؛ پس برای کاروکسب شان مهم نیستند!
✔️تقابل: الان سال 1984 است. آی بی ام دنبال قبضه کل بازار است. معامله گران از آینده ی تحت سیطره و کنترل آی بی ام می ترسند. آنها به شکل فزاینده ای به اپل به عنوان تنها نیروی تضمین کننده آزادی آینده ی آنها روی می آورند. از آنجا که آی بی ام همه چیز را برای خود می خواهد، سر تفنگ خود را به سوی آخرین مانع کنترل بازار خود می گیرد: 👈اپل
✔️نتیجه گیری: جابز به سوی مرکز صحنه رفته و از قهرمان پرده برداری می کند؛ 👈اولین مکینتاش. او یک فلاپی دیسک از جیب خود بیرون آورده ، در کامپیوتر وارد کرده و اجازه می دهد مکینتاش برای خودش حرف بزند! با معرفی مکینتاش جهان می بیند چرا 1984 نمی تواند مثل 1984 باشد!"👤کارمین گالو
✅ظاهرا به دلیل همین استعداد ویژه داستانسرایی او بود که پس از اخراج از اپل در سال 1985؛ شرکت پیکسار که ترکیبی از دانش کامپیوتر-انیمیشن و داستان سرایی بود را هدف قرار داد، عمده سهام آنرا خرید و مدیر عامل آن شد و حتی تصمیم گرفت از آن هم پیشی بگیرد!
📌"در تابستان 1994 در شرکت نِکست کار می کردم. با دو تا از همکارانم در اتاق استراحت بودیم که جابز وارد شد و از ما پرسید: قدرتمندترین فرد جهان کیست؟ هر کسی پاسخی داد و من هم گفتم: ماندلا چرا که من یک ناظر بین المللی در انتخابات آفریقای جنوبی بوده ام. او با اعتماد بنفس مخصوص خودش گفت: خیر! همه اشتباه می کنید! قدرتمندترین انسان در جهان؛ داستانسرا است! و ادامه داد: قصه گو چشم انداز، ارزش ها و برنامه های تمام نسلی را که قرار است بیاید را تنظیم می کند و دیسنی در کاروکسب قصه گویی دارای انحصار است. یک چیز را می دانید؟ من از این اوضاع مسخره خسته شده ام و می خواهم داستانسرای بعدی جهان باشم...و رفت."👤 توماس هیگبِی
✅در سال 1997 با خریده شدن نکست توسط اپل، جابز مجددا مدیرعامل اپل شد و تا آخرین سال زندگی، با قدرت ویژه داستانسرایی که آنرا به شدت در پیکسار و معرفی محصولات دیسنی تقویت کرده بود و با همین سبک سه مرحله ای به رونمایی از محصولات جدید اپل می پرداخت. تصور کنید در سال 2003 با وجود پدیده هایی بنام نَپستر و کازا که اینترنت را برای تحویل مجانی موزیک معرفی می کردند، ماموریت (غیر ممکن) داشت با معرفی ITUNE مشتریان خود را راضی کند برای هر موزیک 99 سنت پرداخت کنند که البته آنرا با موفقیت تمام به انجام رساند!
🔴❓بنابراین سوال اصلی این است: آیا برای معرفی محصول جدید و یا فرصت های سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذار (خارجی) داستان جذاب و داستانسرای ماهری داریم که با هوش هیجانی بالا و ارائه تئاترگونه، فصیحانه، فیلسوفانه، جامعه شناسانه و روانشناسانه چشم، گوش، هوش و دل خریداران، مصرف کنندگان، معامله گران و سرمایه گذاران را برباید؟! و داستانش با تحلیل وضع موجود، برای مشکل کنونی و آینده مخاطبان راه حل جایگزین و جذاب ارائه کند!
✅شرکت هایی که از این حقیقت غفلت می ورزند، توجه خود را صرفا روی ارائه (پرزنتیشن) های خشک، بی روح و پر از گراف، اعداد و ارقام متمرکز می کنند. ارائه کننده نه در ابتدای جلسه توان و یا بهتر است بگوییم جرات جوک و داستان کوتاه گفتن دارد تا جلسه را گرم کرده و ارتباط برقرار کند و نه در حین ارائه می تواند با قدم زدن از تریبون و لپ تاپ دور شده و با مخاطبان ارتباط برقرار کند!
⭕️✍️امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍️جسارت عمل سنگ های زیرین آسیاب...
می گویند وقتی کریستف کلمب از سفر معروف و پر ماجرایش برگشت، ملکه اسپانیا به افتخارش مهمانی مفصلی ترتیب داد. درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کرده ای هیچ کار مهمی نیست! ما نیز همه می دانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش بر می گردی. ملکه اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست.
کریستف تخم مرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد و گفت: این را بر قاعده بنشان...! او نتوانست. تخم مرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن ابا کرد. گفتند: تو خودت اگر می توانی این کار را بکن!
کریستف ته تخم مرغ را بر سطح میز کوبید، ته آن شکست و تخم مرغ به حالت ایستاده ایستاد. همگی زدند زیر خنده که: ما هم این را می دانستیم!
گفت: آری، شاید می دانستید، اما انجام ندادید، من می دانستم و عمل کردم!
Well done is better than well said!👤Benjamin Franklin
📌کاری که خوب انجام بشه، بهتر از حرفیه که خوب گفته بشه!
✅و داستان اصلاح و به قاعده نشاندن اقتصاد و بازار مملکت هم همین است!
🔴مسئله؛ نبودن دانش نیست بلکه نبودن جرات و جسارت عملیاتی کردن آن است که یا با کمبود تجربه مواجهیم و گاهی با مدرک دکترای اقتصاد و بازرگانی از اداره یک بیزینس کوچک ناتوانیم، یا اگر تجربه هست؛ وامدار گروه های ذی نفوذ و گرفتار تعارض منافع شخصی و ملی هستیم!
📌من که ماجرای توسعه ایران را در بازه ای 200 ساله دنبال کردم، به این رسیدم که ایران قهرمان لازم ندارد! ایران سنگهای زیرین آسیاب کم دارد؛ یعنی آنهایی که بی ادعا کسب صلاحیت و دانش می کنند و بی ادعا و بی سروصدا با تمام وجود آن را در اختیار مصالح اجتماعی قرار می دهند!👤مرحوم عالی نسب (اقتصاددان و صنعتگر)
...و به قول کریستوف؛ انجام دادن چیزی که می دانیم، احتیاج به شهامتی دارد که هر کسی از عهده آن بر نمی آید!☝️
دعوی مکن که برترم از دیگران به علم
چون کبر کردی از همه دونان فروتری
از من بگوی عالم تفسیرگوی را
گر در عمل نکوشی نادان مفسری
بار درخت علم ندانم مگر عمل
با علم اگر عمل نکنی شاخ بیبری!
👤سعدی
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
می گویند وقتی کریستف کلمب از سفر معروف و پر ماجرایش برگشت، ملکه اسپانیا به افتخارش مهمانی مفصلی ترتیب داد. درباریان که سر میز ناهار حاضر بودند با تمسخر گفتند: کاری که تو کرده ای هیچ کار مهمی نیست! ما نیز همه می دانستیم که زمین گرد است و از هر سویی بروی و به رفتن ادامه دهی، از آن سوی دیگرش بر می گردی. ملکه اسپانیا پاسخ را از کریستف کلمب خواست.
کریستف تخم مرغی را از سر میز برداشت و به شخص کناری خود داد و گفت: این را بر قاعده بنشان...! او نتوانست. تخم مرغ دست به دست مجلس را دور زد و از راست ایستادن و بر قاعده نشستن ابا کرد. گفتند: تو خودت اگر می توانی این کار را بکن!
کریستف ته تخم مرغ را بر سطح میز کوبید، ته آن شکست و تخم مرغ به حالت ایستاده ایستاد. همگی زدند زیر خنده که: ما هم این را می دانستیم!
گفت: آری، شاید می دانستید، اما انجام ندادید، من می دانستم و عمل کردم!
Well done is better than well said!👤Benjamin Franklin
📌کاری که خوب انجام بشه، بهتر از حرفیه که خوب گفته بشه!
✅و داستان اصلاح و به قاعده نشاندن اقتصاد و بازار مملکت هم همین است!
🔴مسئله؛ نبودن دانش نیست بلکه نبودن جرات و جسارت عملیاتی کردن آن است که یا با کمبود تجربه مواجهیم و گاهی با مدرک دکترای اقتصاد و بازرگانی از اداره یک بیزینس کوچک ناتوانیم، یا اگر تجربه هست؛ وامدار گروه های ذی نفوذ و گرفتار تعارض منافع شخصی و ملی هستیم!
📌من که ماجرای توسعه ایران را در بازه ای 200 ساله دنبال کردم، به این رسیدم که ایران قهرمان لازم ندارد! ایران سنگهای زیرین آسیاب کم دارد؛ یعنی آنهایی که بی ادعا کسب صلاحیت و دانش می کنند و بی ادعا و بی سروصدا با تمام وجود آن را در اختیار مصالح اجتماعی قرار می دهند!👤مرحوم عالی نسب (اقتصاددان و صنعتگر)
...و به قول کریستوف؛ انجام دادن چیزی که می دانیم، احتیاج به شهامتی دارد که هر کسی از عهده آن بر نمی آید!☝️
دعوی مکن که برترم از دیگران به علم
چون کبر کردی از همه دونان فروتری
از من بگوی عالم تفسیرگوی را
گر در عمل نکوشی نادان مفسری
بار درخت علم ندانم مگر عمل
با علم اگر عمل نکنی شاخ بیبری!
👤سعدی
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
Forwarded from اندیشه و حرکت
⭕️✍واژگان آنتی فروش!
✅خریدار بیشتر احساسی عمل می کند تا منطقی و هر فروشنده ای که به این اصل واقف است و نبض احساسات خریدار را در دست دارد، در کار خود بسیار موفق و استاد است! به همین دلیل است که می گویند اگر می خواهید مشتری را به محصول یا خدمات خود وفادار کنید، باید روی حافظه بلند مدت او کار کنید و فرمول ماندگار کردن چیزی در ذهن انسان این است: اطلاعاتی که او در خصوص محصول یا خدمات (قیمت، جنس،ساخت کجا، گارانتی...) دریافت میکند باید همراه با احساسات و هیجانات مثبتی باشد که در ذهن او ایجاد می کنید.
گذشته از اوضاع ویترین های مجازی (سایت، وبلاگ، اینساگرام،...) و فیزیکی (طرز لباس پوشیدن، حالت بدن، رنگ و لعاب فروشگاه و...)، و چهار P؛ آمیخته بازاریابی و... 🗣طرز بیان حضوری یا تلفنی شمای فروشنده؛ یکی از مهمترین فاکتورهای ایجاد احساس و هیجان در خریدار است که اگر اصولی و عالی باشد، منجر به احساس و هیجان عالی در او میشود!
👤دَن لُک؛ کارآفرین و استاد فروش به برخی از شایعترین واژگانی اشاره میکند که در فروش ایجاد اختلال کرده و فروشنده را ناکام می گذارد!
1⃣راستشو بخواهید...صادقانه عرض می کنم که...
👈برداشت مشتری از بکاربردن چنین کلماتی اینه که تا الان هرچی شنیده صادقانه نبوده و دروغ بوده!
2⃣به من اعتماد کنید...
👈اگه آدم قابل اعتمادی هستید آیا لازمه به طرف بگید به من اعتماد کن؟ قطعا این کلمه مخل اعتمادسازیه! یادتون باشه صدای رفتارتون بلندتر از کلماتیه که بکار میبرید.
3⃣ببخشید که مزاحمتون میشم!
👈تلفن رو جواب میدی فروشنده میگه ببخشید مزاحمتون میشم! خوب مزاحم نشو، چرا اگه میخوای مزاحمم بشی تلفن میکنی و وقت منو تلف میکنی؟!
📌یادتون باشه قبل از بسته شدن معامله، فروشنده در جایگاه پایین تری قرار داره و با عذرخواهی جایگاه خودش رو تضعیف میکنه! حال آنکه هنر در جابجا کردن موقعیته و دست بالا داشتنه! یادت باشه زمان توی فروشنده به اندازه زمان خریدار ارزشمنده! اینکه قراره به شما پولی بده و جنس رو بخره به معنی مهمتر بودن او و وقتش نیست!
اگه به آنچه انجام میدید اعتقاد دارید، عذرخواهی معنی نداره. محصول و خدمات شما قراره مشکلی از مشکلات خریدار رو حل کنه! یک ارزشی با پول قراره معامله بشه، پس گدایی نکنید!
4⃣پیگیر صحبتی که قبلا داشتیم...
پیرو صحبتی که 3 ماه پیش داشتیم...خواستم موضوع فروش ...را پیگیری کنم!
👈مشکل این کلمات اینه که طرف خریدار با خودش فورا فکر میکنه ای بابا این فروشنده قبلا نتونست من رو متقاعد کنه دوباره داره برا همون موضوع وقت منو میگیره!
5⃣از شما خبری نشد!
بعد از آخرین دیدار و گفتگویی که داشتیم دیگه از شما خبری نشد!
👈اگرچه خیلیا این رو بکار میبرن اما یادتون باشه خبر ندادن و یا عدم پاسخ به ایمیل شما رو خریدار میدونه! چرا چیزی که طرف میدونه رو میگید؟! این کار مقاومت طرف رو زیادتر میکنه چرا که به او حس گناهکار و خطاکار بودن میده. بجاش کاری کنید که به رابطه تان ارزش بیفزاید.
6⃣بخرید!
👈هرچند آدما عاشق خرید کردن هستند اما کلمه خریدن هزینه کردن را در ذهن خریدار تداعی کرده و اون رو پس میزنه چرا که ایجاد تنش میکنه! میخواهید این ماشین لوکس رو بخرید؟ نه نمیخوام!
✔️بجاش بگید میخواهید این ماشین لوکس مال شما باشه؟! این ماشین رو با خودتون ببرید...مال شما! در این خانه سرمایه گذاری کنید!
7⃣قرارداد!
آیا حاضرید برای این معامله با من قرارداد امضا کنید؟!
👈خریدار با خودش میگه وای قرارداد... یعنی 20 صفحه شرط و بند و امضای اون یعنی دردسر برای انجام تعهدات تا آخر عمر! بجاش بگید توافق نامه! یا بگید بیا برای این معامله کاغذبازی رو بزاریم کنار! نتیجه؟ همون قراردادی که طرف ازش فراریه رو امضا میکنید و تمومش میکنید!
8⃣فرد!
میدونم شما فرد پرمشغله یا مهمی هستید!
👈آیا با دوست و یا همسرتون اینگونه حرف میزنید؟ این یک کلمه سرد و بی روحه، بکار نبرید!
9⃣ما بهتر از...هستیم!
اونها مشکلات زیادی دارن و قابل مقایسه با ما نیستند!
👈شما قرار نیست فروشتان را از راه تخریب رقبا پیش ببرید، بجای این کار خودتون رو با ارائه راه حل ها اثبات کنید...
🔟امیدوارم...
محصول ما برای شما مفید باشه!
👈نسبت به چیزی که می فروشید و حرفی که میزنید باید مطئن و محکم باشید. امیدواریم یعنی شک دارم!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
✅خریدار بیشتر احساسی عمل می کند تا منطقی و هر فروشنده ای که به این اصل واقف است و نبض احساسات خریدار را در دست دارد، در کار خود بسیار موفق و استاد است! به همین دلیل است که می گویند اگر می خواهید مشتری را به محصول یا خدمات خود وفادار کنید، باید روی حافظه بلند مدت او کار کنید و فرمول ماندگار کردن چیزی در ذهن انسان این است: اطلاعاتی که او در خصوص محصول یا خدمات (قیمت، جنس،ساخت کجا، گارانتی...) دریافت میکند باید همراه با احساسات و هیجانات مثبتی باشد که در ذهن او ایجاد می کنید.
گذشته از اوضاع ویترین های مجازی (سایت، وبلاگ، اینساگرام،...) و فیزیکی (طرز لباس پوشیدن، حالت بدن، رنگ و لعاب فروشگاه و...)، و چهار P؛ آمیخته بازاریابی و... 🗣طرز بیان حضوری یا تلفنی شمای فروشنده؛ یکی از مهمترین فاکتورهای ایجاد احساس و هیجان در خریدار است که اگر اصولی و عالی باشد، منجر به احساس و هیجان عالی در او میشود!
👤دَن لُک؛ کارآفرین و استاد فروش به برخی از شایعترین واژگانی اشاره میکند که در فروش ایجاد اختلال کرده و فروشنده را ناکام می گذارد!
1⃣راستشو بخواهید...صادقانه عرض می کنم که...
👈برداشت مشتری از بکاربردن چنین کلماتی اینه که تا الان هرچی شنیده صادقانه نبوده و دروغ بوده!
2⃣به من اعتماد کنید...
👈اگه آدم قابل اعتمادی هستید آیا لازمه به طرف بگید به من اعتماد کن؟ قطعا این کلمه مخل اعتمادسازیه! یادتون باشه صدای رفتارتون بلندتر از کلماتیه که بکار میبرید.
3⃣ببخشید که مزاحمتون میشم!
👈تلفن رو جواب میدی فروشنده میگه ببخشید مزاحمتون میشم! خوب مزاحم نشو، چرا اگه میخوای مزاحمم بشی تلفن میکنی و وقت منو تلف میکنی؟!
📌یادتون باشه قبل از بسته شدن معامله، فروشنده در جایگاه پایین تری قرار داره و با عذرخواهی جایگاه خودش رو تضعیف میکنه! حال آنکه هنر در جابجا کردن موقعیته و دست بالا داشتنه! یادت باشه زمان توی فروشنده به اندازه زمان خریدار ارزشمنده! اینکه قراره به شما پولی بده و جنس رو بخره به معنی مهمتر بودن او و وقتش نیست!
اگه به آنچه انجام میدید اعتقاد دارید، عذرخواهی معنی نداره. محصول و خدمات شما قراره مشکلی از مشکلات خریدار رو حل کنه! یک ارزشی با پول قراره معامله بشه، پس گدایی نکنید!
4⃣پیگیر صحبتی که قبلا داشتیم...
پیرو صحبتی که 3 ماه پیش داشتیم...خواستم موضوع فروش ...را پیگیری کنم!
👈مشکل این کلمات اینه که طرف خریدار با خودش فورا فکر میکنه ای بابا این فروشنده قبلا نتونست من رو متقاعد کنه دوباره داره برا همون موضوع وقت منو میگیره!
5⃣از شما خبری نشد!
بعد از آخرین دیدار و گفتگویی که داشتیم دیگه از شما خبری نشد!
👈اگرچه خیلیا این رو بکار میبرن اما یادتون باشه خبر ندادن و یا عدم پاسخ به ایمیل شما رو خریدار میدونه! چرا چیزی که طرف میدونه رو میگید؟! این کار مقاومت طرف رو زیادتر میکنه چرا که به او حس گناهکار و خطاکار بودن میده. بجاش کاری کنید که به رابطه تان ارزش بیفزاید.
6⃣بخرید!
👈هرچند آدما عاشق خرید کردن هستند اما کلمه خریدن هزینه کردن را در ذهن خریدار تداعی کرده و اون رو پس میزنه چرا که ایجاد تنش میکنه! میخواهید این ماشین لوکس رو بخرید؟ نه نمیخوام!
✔️بجاش بگید میخواهید این ماشین لوکس مال شما باشه؟! این ماشین رو با خودتون ببرید...مال شما! در این خانه سرمایه گذاری کنید!
7⃣قرارداد!
آیا حاضرید برای این معامله با من قرارداد امضا کنید؟!
👈خریدار با خودش میگه وای قرارداد... یعنی 20 صفحه شرط و بند و امضای اون یعنی دردسر برای انجام تعهدات تا آخر عمر! بجاش بگید توافق نامه! یا بگید بیا برای این معامله کاغذبازی رو بزاریم کنار! نتیجه؟ همون قراردادی که طرف ازش فراریه رو امضا میکنید و تمومش میکنید!
8⃣فرد!
میدونم شما فرد پرمشغله یا مهمی هستید!
👈آیا با دوست و یا همسرتون اینگونه حرف میزنید؟ این یک کلمه سرد و بی روحه، بکار نبرید!
9⃣ما بهتر از...هستیم!
اونها مشکلات زیادی دارن و قابل مقایسه با ما نیستند!
👈شما قرار نیست فروشتان را از راه تخریب رقبا پیش ببرید، بجای این کار خودتون رو با ارائه راه حل ها اثبات کنید...
🔟امیدوارم...
محصول ما برای شما مفید باشه!
👈نسبت به چیزی که می فروشید و حرفی که میزنید باید مطئن و محکم باشید. امیدواریم یعنی شک دارم!
⭕️✍امیرعباس زینت بخش
💢کانال اندیشه و حرکت👈
@ThinkThenMove
⭕️✍جدایی غرب از چین؛ فرصتی عالی برای اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه
حداقل برای دو دهه گذشته، حضور در چین توسط شرکت های غربی به عنوان یک مزیت رقابتی متمایز نسبت به همتایان خود تلقی می شد. اکنون، به نظر می رسد همه چیز در حال تغییر است. بدگمانی آمریکا و اروپا نسبت به چین در حالی افزایش یافته است که چین به دنبال کنترل سرنوشت فناوری خود است. تا زمانی که چین یک تولیدکننده کم هزینه و با ارزش افزوده کم کالاهای اساسی بود، مناسب نیازهای غرب برای تولید محصولات مصرفی ارزان بود. اما زمانی که چین زنجیره ارزش را افزایش داد و قصد خود را برای تسلط و بومی سازی فناوری پیشرفته تحت سیاست ساخت چین ٢٠٢۵ اعلام کرد، واکنشهای غرب را به دنبال داشت. چینی که به دنبال برابری فناوری با غرب است، به ویژه در صنایع کلیدی مانند هوش مصنوعی، 5G، نیمه هادی ها، هوافضا و بیوتکنولوژی؛ برای سیاست گذاران غربی به سادگی قابل قبول نبود. آنچه با اعمال تعرفه ها آغاز شد، به تحریم های آشکار، به ویژه علیه غول های فناوری چینی مانند ZTE و هواوی تبدیل شد.
👈این استیو بنن، استراتژیست سابق دونالد ترامپ بود که در سال ٢٠١٨ اظهار داشت از آنجایی که ایالات متحده بیش از حد به تجارت با چین وابسته است، باید به دنبال "جدا شدن" باشد. امروز با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، روایت جدایی از چین با پیوستن اروپاییها به گروه کُر آمريکا، جان تازه ای به خود گرفته است. برای بازارهای نوظهور جهان، این جداسازی اگر کشش پیدا کند، نویدبخش تغییرات تکتونیکی و ژئوپولیتیک است. اعداد و ارقام و در نتیجه سهم ها، بسیار بزرگ است.
در سال ٢٠٢٠، کل تجارت بین ایالات متحده و چین ۶١۵ میلیارد دلار بود در حالی که صادرات آمریکا به چین حدود ١۶۵ میلیارد دلار و واردات آن از چین ۴۵٠ میلیارد دلار بود که تقریباً سه برابر بیشتر بود.
مجموع تجارت چین و اتحادیه اروپا در همان سال ٧٠٩ میلیارد دلار بود. از سال ٢٠٢٠، چین به عنوان شریک تجاری اصلی اتحادیه اروپا جایگزین ایالات متحده شده است.
با توجه به این اعداد، هر گونه چینش مجدد می تواند منافع زیادی برای بازارهای نوظهور و در حال توسعه، به ویژه بازارهای آسیایی به همراه داشته باشد.
📌عوامل بیشماری وجود دارد، هم فشاری و هم کششی، که پدیده جداسازی را هدایت میکند.
✔️عوامل کششی مانند شوک های زنجیره تامین که به ویژه برای شرکت های غربی با تولید چین محور بد بود، قانون چیپس ایالات متحده ( CHIPS and Science Act که در تاریخ ٩ آگوست ٢٠٢٢ توسط بایدن امضا شد و به موجب آن ٢٨٠ میلیارد دلار به منظور تقویت تحقیقات داخلی و تولید نیمه هادی ها در آمریکا اختصاص یافت)، احتمال تحریم های بیشتر توسط دولت های غربی و نظارت دقیق تر بر روابط تجاری، به ویژه در فناوری های پیشرفته و زنجیره تامین؛
همه اینها دلایلی هستند که شرکت های چند ملیتی یا
(Multinational Corporations or
MNCs)
در استراتژی چین خود تجدید باید نظر کنند.
➕علاوه بر این، به نظر میرسد که خود چین نیز چندین عامل فشار ایجاد میکند. مدیریت دولت چین با سیاست کووید صفر و اختلال کار و کسب های ناشی از آن، راندن بیزینس ها با شعارهای ملی گرایانه به صورت تأکید فزاینده بر ایدئولوژی و امنیت و تاکید کمتر بر رشد اقتصادی، و همچنین شکار نخبگان تجاری و بیزنس های غربی تحت عنوان "شکوفایی مشترک"!
از سوی دیگر؛ سیاستهای اصلاح طلبانه ناشی از ایده های دنگ شیائو پینگ (١٩٠۴ تا ١٩٩٧ سیاستمدار و رهبر نخبگان نسل دوم جمهوری خلق چین) که همیشه عملگرا، بسیار معقول و مؤثر بوده اند، راه را برای مقررات سخت تر باز میکنند.
با توجه به سیاستهای هر دو طرف؛ یعنی چین و غرب، که بیشتر از هم فاصله میگیرند و سخت گیرانه تر هم میشوند، کار و کسب ها چاره ای جز بازنگری در استراتژی های خود ندارند. در حال حاضر به نظر می رسد که تفکر "هرجا به جز چین"
Anywhere but China
ممکن است در میان شرکت های غربی که به دنبال یافتن مکان های تولید جدید هستند، رواج یافته باشد.
✅بنابراین؛
1⃣برای بازارهای نوظهور که مدت هاست به نفع چین دور زده شده اند، این کار و کسب ها منبع عظیمی از سرمایه گذاری های جدید هستند زیرا از چین دور می شوند.
حداقل برای دو دهه گذشته، حضور در چین توسط شرکت های غربی به عنوان یک مزیت رقابتی متمایز نسبت به همتایان خود تلقی می شد. اکنون، به نظر می رسد همه چیز در حال تغییر است. بدگمانی آمریکا و اروپا نسبت به چین در حالی افزایش یافته است که چین به دنبال کنترل سرنوشت فناوری خود است. تا زمانی که چین یک تولیدکننده کم هزینه و با ارزش افزوده کم کالاهای اساسی بود، مناسب نیازهای غرب برای تولید محصولات مصرفی ارزان بود. اما زمانی که چین زنجیره ارزش را افزایش داد و قصد خود را برای تسلط و بومی سازی فناوری پیشرفته تحت سیاست ساخت چین ٢٠٢۵ اعلام کرد، واکنشهای غرب را به دنبال داشت. چینی که به دنبال برابری فناوری با غرب است، به ویژه در صنایع کلیدی مانند هوش مصنوعی، 5G، نیمه هادی ها، هوافضا و بیوتکنولوژی؛ برای سیاست گذاران غربی به سادگی قابل قبول نبود. آنچه با اعمال تعرفه ها آغاز شد، به تحریم های آشکار، به ویژه علیه غول های فناوری چینی مانند ZTE و هواوی تبدیل شد.
👈این استیو بنن، استراتژیست سابق دونالد ترامپ بود که در سال ٢٠١٨ اظهار داشت از آنجایی که ایالات متحده بیش از حد به تجارت با چین وابسته است، باید به دنبال "جدا شدن" باشد. امروز با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، روایت جدایی از چین با پیوستن اروپاییها به گروه کُر آمريکا، جان تازه ای به خود گرفته است. برای بازارهای نوظهور جهان، این جداسازی اگر کشش پیدا کند، نویدبخش تغییرات تکتونیکی و ژئوپولیتیک است. اعداد و ارقام و در نتیجه سهم ها، بسیار بزرگ است.
در سال ٢٠٢٠، کل تجارت بین ایالات متحده و چین ۶١۵ میلیارد دلار بود در حالی که صادرات آمریکا به چین حدود ١۶۵ میلیارد دلار و واردات آن از چین ۴۵٠ میلیارد دلار بود که تقریباً سه برابر بیشتر بود.
مجموع تجارت چین و اتحادیه اروپا در همان سال ٧٠٩ میلیارد دلار بود. از سال ٢٠٢٠، چین به عنوان شریک تجاری اصلی اتحادیه اروپا جایگزین ایالات متحده شده است.
با توجه به این اعداد، هر گونه چینش مجدد می تواند منافع زیادی برای بازارهای نوظهور و در حال توسعه، به ویژه بازارهای آسیایی به همراه داشته باشد.
📌عوامل بیشماری وجود دارد، هم فشاری و هم کششی، که پدیده جداسازی را هدایت میکند.
✔️عوامل کششی مانند شوک های زنجیره تامین که به ویژه برای شرکت های غربی با تولید چین محور بد بود، قانون چیپس ایالات متحده ( CHIPS and Science Act که در تاریخ ٩ آگوست ٢٠٢٢ توسط بایدن امضا شد و به موجب آن ٢٨٠ میلیارد دلار به منظور تقویت تحقیقات داخلی و تولید نیمه هادی ها در آمریکا اختصاص یافت)، احتمال تحریم های بیشتر توسط دولت های غربی و نظارت دقیق تر بر روابط تجاری، به ویژه در فناوری های پیشرفته و زنجیره تامین؛
همه اینها دلایلی هستند که شرکت های چند ملیتی یا
(Multinational Corporations or
MNCs)
در استراتژی چین خود تجدید باید نظر کنند.
➕علاوه بر این، به نظر میرسد که خود چین نیز چندین عامل فشار ایجاد میکند. مدیریت دولت چین با سیاست کووید صفر و اختلال کار و کسب های ناشی از آن، راندن بیزینس ها با شعارهای ملی گرایانه به صورت تأکید فزاینده بر ایدئولوژی و امنیت و تاکید کمتر بر رشد اقتصادی، و همچنین شکار نخبگان تجاری و بیزنس های غربی تحت عنوان "شکوفایی مشترک"!
از سوی دیگر؛ سیاستهای اصلاح طلبانه ناشی از ایده های دنگ شیائو پینگ (١٩٠۴ تا ١٩٩٧ سیاستمدار و رهبر نخبگان نسل دوم جمهوری خلق چین) که همیشه عملگرا، بسیار معقول و مؤثر بوده اند، راه را برای مقررات سخت تر باز میکنند.
با توجه به سیاستهای هر دو طرف؛ یعنی چین و غرب، که بیشتر از هم فاصله میگیرند و سخت گیرانه تر هم میشوند، کار و کسب ها چاره ای جز بازنگری در استراتژی های خود ندارند. در حال حاضر به نظر می رسد که تفکر "هرجا به جز چین"
Anywhere but China
ممکن است در میان شرکت های غربی که به دنبال یافتن مکان های تولید جدید هستند، رواج یافته باشد.
✅بنابراین؛
1⃣برای بازارهای نوظهور که مدت هاست به نفع چین دور زده شده اند، این کار و کسب ها منبع عظیمی از سرمایه گذاری های جدید هستند زیرا از چین دور می شوند.