📝
حاکمان دستانی دراز دارند
کشیشان زبانی دراز
و مردم گوشهایی دراز ...!
👤 #هاینریش_هاینه
@ThinkTogether 🌱
حاکمان دستانی دراز دارند
کشیشان زبانی دراز
و مردم گوشهایی دراز ...!
👤 #هاینریش_هاینه
@ThinkTogether 🌱
📝
مرگ تمدن ها
زمانی فرا می رسد
که بزرگان مردم،
به پرسش های جدید آنها
پاسخ های کهنه میدهند...!
👤 #ویل_دورانت
@ThinkTogether 🌱
مرگ تمدن ها
زمانی فرا می رسد
که بزرگان مردم،
به پرسش های جدید آنها
پاسخ های کهنه میدهند...!
👤 #ویل_دورانت
@ThinkTogether 🌱
📝
بیل گیتس بعد از وصيت كردن براى بخشش کل ثروتش به خیریهها و گذاشتن ثروت اندكى براى فرزندانش گفت:"اونقدری براشون میذارم که فقر نکشن وباهاش کار کنن ولی اونقدری نمیذارم که دیگه هیچ کاری نکنن"
@ThinkTogether 🌱
بیل گیتس بعد از وصيت كردن براى بخشش کل ثروتش به خیریهها و گذاشتن ثروت اندكى براى فرزندانش گفت:"اونقدری براشون میذارم که فقر نکشن وباهاش کار کنن ولی اونقدری نمیذارم که دیگه هیچ کاری نکنن"
@ThinkTogether 🌱
📝
این که ما معابد خود را محترم و مقدس
میدانیم و معابد دیگران را جاهلانه
تنها به این دلیل است که در معابد خود
با احساس وارد می شویم
و در معابد دیگران با عقل!
👤 #دکتر_هلاکویی
@ThnikTogether 🌱
این که ما معابد خود را محترم و مقدس
میدانیم و معابد دیگران را جاهلانه
تنها به این دلیل است که در معابد خود
با احساس وارد می شویم
و در معابد دیگران با عقل!
👤 #دکتر_هلاکویی
@ThnikTogether 🌱
📝
ﻣﻮﺭﭼﮕﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی زنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺍﻧﻪ ﺟﻤﻊ می کنند.
ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی زنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺧﺎﻧﻪ می سازند.
ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی زنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ می روند.
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺏ حرف می زنند...
ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺟﻤﻊ می کنند،
ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻔﺮ می کنند!
براستی ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ
ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ !!!
👤 #ژان_پل_سارتر'
@ThnikTogether 🌱
ﻣﻮﺭﭼﮕﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی زنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺍﻧﻪ ﺟﻤﻊ می کنند.
ﺯﻧﺒﻮﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی زنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺧﺎﻧﻪ می سازند.
ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ نمی زنند،
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ می روند.
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺏ حرف می زنند...
ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺟﻤﻊ می کنند،
ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺳﻔﺮ می کنند!
براستی ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ
ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ !!!
👤 #ژان_پل_سارتر'
@ThnikTogether 🌱
📝
چه دلپذیراست،
اینکه گناهانمان پیدا نیستند!
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم.
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم.
و باز دلپذیر و نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند!
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم.
خدای رحیم ، تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.
#فدریکو_گارسیا_لورکا
@ThinkTogether 🌱
چه دلپذیراست،
اینکه گناهانمان پیدا نیستند!
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم.
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم.
و باز دلپذیر و نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند!
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم.
خدای رحیم ، تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.
#فدریکو_گارسیا_لورکا
@ThinkTogether 🌱
📝
سه چیز برای شاد بودن حیاتی است!
کاری برای انجام دادن
کسی برای دوست داشتن
و امید به فردای بهتر
👤 #ادیسون
@ThinkTogether 🌱
سه چیز برای شاد بودن حیاتی است!
کاری برای انجام دادن
کسی برای دوست داشتن
و امید به فردای بهتر
👤 #ادیسون
@ThinkTogether 🌱
📝
روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد. بعد از مدتی که خوب فحش داد، تولستوی کلاهش را از سر برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت: من لئو تولستوی هستم.
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت: چرا خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت: شما سخت مشغول معرفی خود بودید و من هم صبر کردم تا توضیحات شما تمام شود و من هم خودم را معرفی کردم.
وسعت دنیای هر کسی به اندازه تفکر اوست.
@ThinkTogether 🌱
روزی لئو تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد و بیراه گفتن کرد. بعد از مدتی که خوب فحش داد، تولستوی کلاهش را از سر برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت: من لئو تولستوی هستم.
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت: چرا خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت: شما سخت مشغول معرفی خود بودید و من هم صبر کردم تا توضیحات شما تمام شود و من هم خودم را معرفی کردم.
وسعت دنیای هر کسی به اندازه تفکر اوست.
@ThinkTogether 🌱
بزرگترین خیانتی که میتوانی در حق کسی کنی این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال حبساش کنی و بگذاری انتظار بکشد!
👤 #ژان_فرانسوا_لیوتار
@ThinkTogether 🌱
بزرگترین خیانتی که میتوانی در حق کسی کنی این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال حبساش کنی و بگذاری انتظار بکشد!
👤 #ژان_فرانسوا_لیوتار
@ThinkTogether 🌱
📝
سلامت فکری جامعه
تنها در گرو واکسیناسیون بر
ضد خرافات و جاهلیت است،
که عوارضش درست با نخستین
تب تعصب آشکار میشود.
👤 #احمد_شاملو
@ThinkTogether 🌱
سلامت فکری جامعه
تنها در گرو واکسیناسیون بر
ضد خرافات و جاهلیت است،
که عوارضش درست با نخستین
تب تعصب آشکار میشود.
👤 #احمد_شاملو
@ThinkTogether 🌱
📝
مردم حقیقت را نمی پذیرند ،
چون نمی خواهند به تخیلاتی که
تمام عمر بر اساس آن زندگی کرده اند ،
آسیبی وارد شود ...!
👤 #نیچه
@ThinkTogether 🌱
مردم حقیقت را نمی پذیرند ،
چون نمی خواهند به تخیلاتی که
تمام عمر بر اساس آن زندگی کرده اند ،
آسیبی وارد شود ...!
👤 #نیچه
@ThinkTogether 🌱
📝
هنگامی که خدا زن را آفرید به من گفت: این زن است. وقتی با او رو به رو شدی،مراقب باش که...
اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع کرد و چنین گفت: بله وقتی با زن رو به رو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی. سرت را به زیر افکن تا افسون افسانه گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین می بارند.گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحرانگیزش را نشنوی که مسحور شیطان می شوی. از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را بخوری که خدا در آتش قهرت می سوزاند و به چاه ویل سرنگونت می کند مراقب باش...
و من بی آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید،گفتم: به چشم.
شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که:خلقت زن به قصد امتحان تو بوده است و این از لطف خداست در حق تو.پس شکر کن و هیچ مگو...گفتم:به چشم.
در چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز زن را ندیدم،به چشمانش ننگریستم،و آوایش را نشنیدم.چقدر دوست می داشتم بر موجی که مرا به سوی او می خواند بنشینم،اما از خوف آتش قهر و چاه باز می گریختم.
هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشی از نیاز به چیزی یا کسی که نمی شناختم اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می کردم.دیگر تحمل نداشتم.پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم و گریستم.نمی دانستم چرا؟!!
قطره اشکی از چشمانم جاری شد و در پیش پایم به زمین نشست...به خدا نگاهی کردم مثل همیشه لبخندی با شکوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنکه حرفی بزنم و دردم را بگویم،می دانست.
با لبخند گفت: این زن است.وقتی با او رو به رو شدی مراقب باش که او داروی درد توست.بدون او،توغیرکاملی.مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشکنی که او بسیار شکننده است.من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم.نمی بینی که در بطن وجودش موجودی را می پرورد؟من آیات جمالم را در وجود او به نمایش درآورده ام.پس اگر تو تحمل و ظرفیت دیدار زیبایی مطلق را نداری به چشمانش نگاه نکن،گیسوانش را نظر مینداز،و حرمت حریم صوتش را حفظ کن تا خودم تو را مهیای این دیدار کنم...من اشک ریزان و حیران خدا را نگریستم.
پرسیدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه طویل تهدید کردی؟!خدا گفت:من؟!!
فریاد زدم:شیخ آن حرفها را زد و تو سکوت کردی.گفتم:خدایا اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟!!
خدا باز هم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت:من سکوت نکردم،اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا...و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرف های پیشینش را برای دیگری تکرار می کند!
@ThinkTogether 🌱
هنگامی که خدا زن را آفرید به من گفت: این زن است. وقتی با او رو به رو شدی،مراقب باش که...
اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع کرد و چنین گفت: بله وقتی با زن رو به رو شدی مراقب باش که به او نگاه نکنی. سرت را به زیر افکن تا افسون افسانه گیسوانش نگردی و مفتون فتنة چشمانش نشوی که از آنها شیاطین می بارند.گوشهایت را ببند تا طنین صدای سحرانگیزش را نشنوی که مسحور شیطان می شوی. از او حذر کن که یار و همدم ابلیس است. مبادا فریب او را بخوری که خدا در آتش قهرت می سوزاند و به چاه ویل سرنگونت می کند مراقب باش...
و من بی آنکه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفرید،گفتم: به چشم.
شیخ اندیشه ام را خواند و نهیبم زد که:خلقت زن به قصد امتحان تو بوده است و این از لطف خداست در حق تو.پس شکر کن و هیچ مگو...گفتم:به چشم.
در چشم بر هم زدنی هزاران سال گذشت و من هرگز زن را ندیدم،به چشمانش ننگریستم،و آوایش را نشنیدم.چقدر دوست می داشتم بر موجی که مرا به سوی او می خواند بنشینم،اما از خوف آتش قهر و چاه باز می گریختم.
هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشی از نیاز به چیزی یا کسی که نمی شناختم اما حضورش را و نیاز به وجودش را حس می کردم.دیگر تحمل نداشتم.پاهایم سست شد بر زمین زانو زدم و گریستم.نمی دانستم چرا؟!!
قطره اشکی از چشمانم جاری شد و در پیش پایم به زمین نشست...به خدا نگاهی کردم مثل همیشه لبخندی با شکوه بر لب داشت و مثل همیشه بی آنکه حرفی بزنم و دردم را بگویم،می دانست.
با لبخند گفت: این زن است.وقتی با او رو به رو شدی مراقب باش که او داروی درد توست.بدون او،توغیرکاملی.مبادا قدرش را ندانی و حرمتش را بشکنی که او بسیار شکننده است.من او را آیت پروردگاریم برای تو قرار دادم.نمی بینی که در بطن وجودش موجودی را می پرورد؟من آیات جمالم را در وجود او به نمایش درآورده ام.پس اگر تو تحمل و ظرفیت دیدار زیبایی مطلق را نداری به چشمانش نگاه نکن،گیسوانش را نظر مینداز،و حرمت حریم صوتش را حفظ کن تا خودم تو را مهیای این دیدار کنم...من اشک ریزان و حیران خدا را نگریستم.
پرسیدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه طویل تهدید کردی؟!خدا گفت:من؟!!
فریاد زدم:شیخ آن حرفها را زد و تو سکوت کردی.گفتم:خدایا اگر راضی به گفته هایش نبودی چرا حرفی نزدی؟!!
خدا باز هم صبورانه و با لبخند همیشگی گفت:من سکوت نکردم،اما تو ترجیح دادی صدای شیخ را بشنوی و نه آوای مرا...و من در گوشه ای دیدم شیخ دارد همچنان حرف های پیشینش را برای دیگری تکرار می کند!
@ThinkTogether 🌱
📝
با چنان عشقی زندگی کن،
که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی،
خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند.
👤 #پائولو_کوئلیو
@ThinkTogether 🌱
با چنان عشقی زندگی کن،
که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی،
خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند.
👤 #پائولو_کوئلیو
@ThinkTogether 🌱
📝
هرچه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود. هرچه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت، بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهائیمان بیشتر خواهد شد.
👤 #فالاچی
📚 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
@ThinkTogether 🌱
هرچه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود. هرچه بیشتر دوست بداریم بیشتر غصه خواهیم داشت، بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهائیمان بیشتر خواهد شد.
👤 #فالاچی
📚 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
@ThinkTogether 🌱
بعضی ها هر کجا که می روند
باعث خوشحالی می شوند،
و بعضی ها هر زمان که می روند.
👤 #اسکار_وایلد
@ThinkTogether 🌱
باعث خوشحالی می شوند،
و بعضی ها هر زمان که می روند.
👤 #اسکار_وایلد
@ThinkTogether 🌱
یک شرکت انگلیسی "عروسک های معلول" تولید میکنه.این عروسک ها نقض عضو، ماه گرفتگی و... دارند بعضی هاشون هم از سمعک استفاده میکنن که برای روحیه دادن به بچه های معلول ساخته شدن
@Thinktogether 🌱
@Thinktogether 🌱
📝
شازده کوچولو پرسید:
از کی اوضاع بهتر میشه ؟
روباه گفت:
از وقتی بفهمی
همه چیز به خودت بستگی داره!!
👤 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
@ThnikTogether 🌱
شازده کوچولو پرسید:
از کی اوضاع بهتر میشه ؟
روباه گفت:
از وقتی بفهمی
همه چیز به خودت بستگی داره!!
👤 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
@ThnikTogether 🌱
📝
فرمولِ زندگیِ من خیلی ساده است!
صبح ها از خواب بیدار می شوم و شب ها به تخت خوابم برمی گردم. در این بین، سعی می کنم بهترین باشم.
👤 #کری_گرانت
@ThinkTogether 🌱
فرمولِ زندگیِ من خیلی ساده است!
صبح ها از خواب بیدار می شوم و شب ها به تخت خوابم برمی گردم. در این بین، سعی می کنم بهترین باشم.
👤 #کری_گرانت
@ThinkTogether 🌱