📝
اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید ندارید!
اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن احساس دلسوزی می کنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند ....
اغلب بحثهای بسیار تند، آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند.
شکنجه در الهیات به کار می رود، نه در ریاضیات زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید
احتمالا با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید...!
👤 #برتراند_راسل
@ThinkTogether 🌱
اگر عقیده مخالف، شما را عصبانی میکند نشانه آن است که شما ناخودآگاه میدانید که دلیل مناسبی برای آنچه فکر می کنید ندارید!
اگر کسی مدعی باشد که دو بعلاوه دو میشود پنج، یا این که ایسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن احساس دلسوزی می کنید، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که این حرفها در افکار شما تزلزل ایجاد کند ....
اغلب بحثهای بسیار تند، آنهایی هستند که طرفین درباره موضوع مورد بحث دلایل کافی ندارند.
شکنجه در الهیات به کار می رود، نه در ریاضیات زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد، اما در الاهیات تنها عقیده وجود دارد بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید، مراقب باشید
احتمالا با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید...!
👤 #برتراند_راسل
@ThinkTogether 🌱
📝
هنگامی که از"يوهان تتزل" کشیش قرون وسطی پرسیده شد آیا گناهان آینده را نیزمیتواند با پول پاک کرد؟
او گفت بله؛
سوال كننده هم پول را به وی داد و او را مفصل کتک زد و گفت: گناهم همین بود!
@ThinkTogether 🌱
هنگامی که از"يوهان تتزل" کشیش قرون وسطی پرسیده شد آیا گناهان آینده را نیزمیتواند با پول پاک کرد؟
او گفت بله؛
سوال كننده هم پول را به وی داد و او را مفصل کتک زد و گفت: گناهم همین بود!
@ThinkTogether 🌱
📝
با عاشقی" غریب" زیاد، "آشنا" کم است
آهــَن زیاد و نــُقره زیاد و طلا کم است
در شهرمان قدم به قدم مسجد است، آه
در دل ولی محبت و عشق خدا کم است
ریش بلند و ریشه ی کوتاه و ساقه، خشک!
مومــِـن نــَـما زیاد، ولی بی ریا کم است
خَــیـِّــر زیاد و مدرسه و مسجد و ... ولی،
"خالص"، "فقط برای خدا"، "در خفا" کم است
عاشق شدن به ذکر و به تسبیح و مهر نیست
از "من من" و "منیت" و از "خود" رها کم است ...
✍ #منوره_سادات_نمایی
@ThinkTogether 🌱
با عاشقی" غریب" زیاد، "آشنا" کم است
آهــَن زیاد و نــُقره زیاد و طلا کم است
در شهرمان قدم به قدم مسجد است، آه
در دل ولی محبت و عشق خدا کم است
ریش بلند و ریشه ی کوتاه و ساقه، خشک!
مومــِـن نــَـما زیاد، ولی بی ریا کم است
خَــیـِّــر زیاد و مدرسه و مسجد و ... ولی،
"خالص"، "فقط برای خدا"، "در خفا" کم است
عاشق شدن به ذکر و به تسبیح و مهر نیست
از "من من" و "منیت" و از "خود" رها کم است ...
✍ #منوره_سادات_نمایی
@ThinkTogether 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مستند_کوتاه
جزیره ای در شمال اقیانوس آرام، ۲۰۰۰ کیلومتر دورتر ازخط ساحلی.
هیچکس جز پرندگان در آن زندگی نمیکند؛ بااین وجود، شما آنچه رابه چشم خودمی بینید باورنیمکنید!!
@ThinkTogether 🌱
جزیره ای در شمال اقیانوس آرام، ۲۰۰۰ کیلومتر دورتر ازخط ساحلی.
هیچکس جز پرندگان در آن زندگی نمیکند؛ بااین وجود، شما آنچه رابه چشم خودمی بینید باورنیمکنید!!
@ThinkTogether 🌱
📝
آن بالا كه بودم، فقط سه پیشنهاد بود،
اول گفتند زنی از اهالی جورجیا همسرم باشد، خوشگل و پولدار، قرار بود خانه ای
در سواحل فلوریدا داشته باشیم. تنها اشکال اش این بود كه زنم در چهل و سه سالگی سرطان سینه میگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم.
بعد موقعیت دیگری پیشنهاد كردند : پاریس ، خودم هنرپیشه می شدم و زنم مدل لباس! قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشیم. اما وقتی گفتند یكی از آنها نه سالگی در تصادفی كشته میشود، گفتم حرف اش را هم نزنید.
بعد قرار شد كلودیا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توی محله های پایین شهر ناپل زندگی كنیم. توی دخمه ای عینهو قبر! اما كسی تصادف نكند، كسی سرطان نگیرد، قبول كردم.
حالا كلودیا- همین كه كنارم ایستاده است - مدام می گوید خانه نور كافی ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، یخچال خالی است. اما من اهمیتی نمیدهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از این هم باشد. با سرطان و تصادف! كلودیا اما این چیزها را نمی داند. بچه ها هم نمیدانند.
✍ #مصطفی_مستور
@ThinkTogether 🌱
آن بالا كه بودم، فقط سه پیشنهاد بود،
اول گفتند زنی از اهالی جورجیا همسرم باشد، خوشگل و پولدار، قرار بود خانه ای
در سواحل فلوریدا داشته باشیم. تنها اشکال اش این بود كه زنم در چهل و سه سالگی سرطان سینه میگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم.
بعد موقعیت دیگری پیشنهاد كردند : پاریس ، خودم هنرپیشه می شدم و زنم مدل لباس! قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشیم. اما وقتی گفتند یكی از آنها نه سالگی در تصادفی كشته میشود، گفتم حرف اش را هم نزنید.
بعد قرار شد كلودیا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توی محله های پایین شهر ناپل زندگی كنیم. توی دخمه ای عینهو قبر! اما كسی تصادف نكند، كسی سرطان نگیرد، قبول كردم.
حالا كلودیا- همین كه كنارم ایستاده است - مدام می گوید خانه نور كافی ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، یخچال خالی است. اما من اهمیتی نمیدهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از این هم باشد. با سرطان و تصادف! كلودیا اما این چیزها را نمی داند. بچه ها هم نمیدانند.
✍ #مصطفی_مستور
@ThinkTogether 🌱
📝
یک روز
بر گونه ی این مملکت یک بوسه
و بالای سرش یک یادداشت می گذارم و می روم:
"آنچنان زیبا خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم..."
👤 #عزیز_نسین
@ThinkTogether 🌱
یک روز
بر گونه ی این مملکت یک بوسه
و بالای سرش یک یادداشت می گذارم و می روم:
"آنچنان زیبا خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم..."
👤 #عزیز_نسین
@ThinkTogether 🌱
📝
مهم ترین درسی
که از مادربزرگم آموختم این بود:
اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی ...
آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد...!
📚 #شیر_سیاه
✍ #اليف_شافاک
@ThinkTogether 🌱
مهم ترین درسی
که از مادربزرگم آموختم این بود:
اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی ...
آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد...!
📚 #شیر_سیاه
✍ #اليف_شافاک
@ThinkTogether 🌱
آنچه از همه دردناک تر است،
فقر و بیماری نیست...
بلکه بی رحمی مردم
نسبت به یکدیگر است!!
👤 #رومن_رولان
@ThinkTogether 🌱
فقر و بیماری نیست...
بلکه بی رحمی مردم
نسبت به یکدیگر است!!
👤 #رومن_رولان
@ThinkTogether 🌱
📝
شازده کوچولو از گل پرسید : آدمها کجان؟
گل گفت : باد به اینور و آنورشان میبرد، " این بی ریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده! "
👤 #دوسنت_اگزوپری
📚 #شازده_کوچولو
@ThinkTogether 🌱
شازده کوچولو از گل پرسید : آدمها کجان؟
گل گفت : باد به اینور و آنورشان میبرد، " این بی ریشگی حسابی اسباب دردسرشان شده! "
👤 #دوسنت_اگزوپری
📚 #شازده_کوچولو
@ThinkTogether 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چالش لباهنگ با
#جیمی_فالون و #اما_استون
این ویدئو، پربازدیدترین ویدئوی این چالش در یوتیوب و بهترین قسمت این مجموعه است.
@ThinkTogether 🌱
#جیمی_فالون و #اما_استون
این ویدئو، پربازدیدترین ویدئوی این چالش در یوتیوب و بهترین قسمت این مجموعه است.
@ThinkTogether 🌱
📝
مهمترین چیز در زندگی چیست؟
اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت: "غذا"
اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت: "گرما"
و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت: "مصاحبت آدمها"
ولی هنگامی که این نیاز های اولیه برآورده شد، آیا چیزی می ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟!!
فیلسوفان می گویند، بلی!
و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم؟
📚 #دنیای_سوفی
✍ #یوستین_گردر
@ThinkTogether 🌱
مهمترین چیز در زندگی چیست؟
اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت: "غذا"
اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت: "گرما"
و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت: "مصاحبت آدمها"
ولی هنگامی که این نیاز های اولیه برآورده شد، آیا چیزی می ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟!!
فیلسوفان می گویند، بلی!
و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم؟
📚 #دنیای_سوفی
✍ #یوستین_گردر
@ThinkTogether 🌱
📝
اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است!!
مربی همیشه میگوید: بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب ...
شرط اول، همان دست و پا نزدن است؛ گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست ...
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد؛
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند ...
«شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی، بی خفگی»
📚 #اتوبوسی_به_نام_هوس
✍ #تنسی_ویلیامز
@ThinkTogether 🌱
اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است!!
مربی همیشه میگوید: بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب ...
شرط اول، همان دست و پا نزدن است؛ گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست ...
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد؛
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند ...
«شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی، بی خفگی»
📚 #اتوبوسی_به_نام_هوس
✍ #تنسی_ویلیامز
@ThinkTogether 🌱
📝
شیخی طماع، بهلول را گفت؛
بهشت جای فرزانگان باشد،
نه دیوانگانی چون تو !
بهلول گفت
من دیوانگی خود را قدر می نهم
که مانعی باشد برای ورود به بهشتی که
فرزانه ایی چون تو در آن آید !
@ThinkTogether 🌱
شیخی طماع، بهلول را گفت؛
بهشت جای فرزانگان باشد،
نه دیوانگانی چون تو !
بهلول گفت
من دیوانگی خود را قدر می نهم
که مانعی باشد برای ورود به بهشتی که
فرزانه ایی چون تو در آن آید !
@ThinkTogether 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انیمیشن کوتاه «Maker»
📝 شرح مختصر: این انیمیشن با رویکردی معرفت شناسانه به این مهم می پردازد که می بایست از ثانیه ثانیه زندگی بهره برد و دوست داشت...
@ThinkTogether 🌱
📝 شرح مختصر: این انیمیشن با رویکردی معرفت شناسانه به این مهم می پردازد که می بایست از ثانیه ثانیه زندگی بهره برد و دوست داشت...
@ThinkTogether 🌱
تمام داستان دهقان فداکار این بود:
غروب یکی از روزهای سرد پاییزی جان ده ها نفر رو نجات داد و در یک غروب سرد پاییزی هم آسمونی شد ...
#یادش_گرامی
@ThinkTogether 🌱
غروب یکی از روزهای سرد پاییزی جان ده ها نفر رو نجات داد و در یک غروب سرد پاییزی هم آسمونی شد ...
#یادش_گرامی
@ThinkTogether 🌱
📝
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.استاد به او گفت که تو دیگر واقعا استاد شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم .
آن شاگرد نیز فکری به سرش رسید و سه روز تمام وقت صرف کرد و یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد و مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند
غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد و از وی گله مند شد و استاد شرح ماجرا را پرسید و او دقیقا بازگو کرد و استاد به او گفت آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد
اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: تو همه چیز را آموخته ای.
این راهم بدان که:
همه ی انسانها قدرت انتقاد و حرف زدن درباره ی هرچیزی که حتی از آن سررشته ای ندارند را دارند ولی "جرات اصلاح نه".
@ThinkTogether 🌱
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.استاد به او گفت که تو دیگر واقعا استاد شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم .
آن شاگرد نیز فکری به سرش رسید و سه روز تمام وقت صرف کرد و یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد و مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند
غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد و از وی گله مند شد و استاد شرح ماجرا را پرسید و او دقیقا بازگو کرد و استاد به او گفت آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد
اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: تو همه چیز را آموخته ای.
این راهم بدان که:
همه ی انسانها قدرت انتقاد و حرف زدن درباره ی هرچیزی که حتی از آن سررشته ای ندارند را دارند ولی "جرات اصلاح نه".
@ThinkTogether 🌱
📝
... یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.
" عادت کرده بودند مزیت فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر".
انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود.
نوشته بود "عطر حس هایي را در آدم بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است".
📚 #رويای_تبت
✍ #فریبا_وفی
@ThinkTogether 🌱
... یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر".
از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که "فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند.
" عادت کرده بودند مزیت فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر".
انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود.
نوشته بود "عطر حس هایي را در آدم بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است".
📚 #رويای_تبت
✍ #فریبا_وفی
@ThinkTogether 🌱
📝
مردم فراموش خواهند کرد که شما چه گفتهاید، فراموش خواهند کرد که چه کردهاید؛
اما هرگز فراموش نمیکنند که چه حسی در آنها ایجاد کردهاید...
👤 #مایا_آنجلو
@ThinkTogether 🌱
مردم فراموش خواهند کرد که شما چه گفتهاید، فراموش خواهند کرد که چه کردهاید؛
اما هرگز فراموش نمیکنند که چه حسی در آنها ایجاد کردهاید...
👤 #مایا_آنجلو
@ThinkTogether 🌱
مادرم میگفت برای زندگی توی این دنیا یا باید خیلی زرنگ باشی یا خیلی دلپذیر!!
من سی سال زرنگ زندگی کردم؛ دلپذیر بودن رو پیشنهاد میکنم!
#Harvey
@ThinkTogether 🌱
من سی سال زرنگ زندگی کردم؛ دلپذیر بودن رو پیشنهاد میکنم!
#Harvey
@ThinkTogether 🌱