سلما یطوری واسش سواله که چرا از شخصیتهای وحشی خوشش میاد انگار خودش فرق داره باهاشون....
لعنتی اگه باهاشون توی یه مدرسه بودی معلما توی یه گروه میذاشتنتون که کسی رو اذیت نکنید....
لعنتی اگه باهاشون توی یه مدرسه بودی معلما توی یه گروه میذاشتنتون که کسی رو اذیت نکنید....
Forwarded from ℌ𝔞𝔲𝔰 𝔡𝔢𝔰 𝔗𝔬𝔡𝔢𝔰 (Princess Koriand'r)
این دیگه حقیقتا اغراقآمیز بود، کی گفته من اینقدر وحشی ام
ℌ𝔞𝔲𝔰 𝔡𝔢𝔰 𝔗𝔬𝔡𝔢𝔰
این دیگه حقیقتا اغراقآمیز بود، کی گفته من اینقدر وحشی ام
تو چشمای من زل بزن و تکرارش کن 0-0
تو با یه وویس اشک چند نفر رو همزمان در اوردی لم
تو با یه وویس اشک چند نفر رو همزمان در اوردی لم
مهمونی در صورتی خوبه که یک ماه درمیون باشه
اونم فقط برای چندساعت و شب نمونن لطفا ~
و بچه نداشته باشن و اگه هم داشته باشن بلد باشه چطوری دهنشو ببنده و صداش در نیاد
اونم فقط برای چندساعت و شب نمونن لطفا ~
و بچه نداشته باشن و اگه هم داشته باشن بلد باشه چطوری دهنشو ببنده و صداش در نیاد
دلم میخواست
صبح بیدار شم.
دوش بگیرم و وسایلمو جمع کنم و برم کافه.
با یکی صبحونه بخورم و بعد همونجا به جای حرف زدن باهم درس بخونیم.
برای ناهار میتونیم برگردیم خونه یا همونجا یه چیز سبک سفارش بدیم و تموم که شد قدم بزنیم.
برگردم خونه و به گربههام برسم و باهاشون بازی کنم.
یه آهنگ آروم بذارم و خونه رو یکم مرتب کنم.
و بعدش یه کاسه چیپس بردارم و سریال موردعلاقهمو ببینم... یا شاید کیک درست کنم.
صبح بیدار شم.
دوش بگیرم و وسایلمو جمع کنم و برم کافه.
با یکی صبحونه بخورم و بعد همونجا به جای حرف زدن باهم درس بخونیم.
برای ناهار میتونیم برگردیم خونه یا همونجا یه چیز سبک سفارش بدیم و تموم که شد قدم بزنیم.
برگردم خونه و به گربههام برسم و باهاشون بازی کنم.
یه آهنگ آروم بذارم و خونه رو یکم مرتب کنم.
و بعدش یه کاسه چیپس بردارم و سریال موردعلاقهمو ببینم... یا شاید کیک درست کنم.
Fu Inlé
دلم میخواست صبح بیدار شم. دوش بگیرم و وسایلمو جمع کنم و برم کافه. با یکی صبحونه بخورم و بعد همونجا به جای حرف زدن باهم درس بخونیم. برای ناهار میتونیم برگردیم خونه یا همونجا یه چیز سبک سفارش بدیم و تموم که شد قدم بزنیم. برگردم خونه و به گربههام برسم…
دلم یه همچین زندگیای میخواد
یه چیزی که بهم آرامش بده
یه چیزی که بهم آرامش بده