تیام: اوکی، از یک تا ده چقد دلت میخواد منو بکشی؟
سمن: یه لحظه اجازه بده. الان یه جایی بین سی تا سی و پنجم
سمن: یه لحظه اجازه بده. الان یه جایی بین سی تا سی و پنجم
کیا: دیشب دقیقا تا چه حد مست بودیم
سلما: نمیدونم ولی شلوارم هنوز پامه پس اوکیه
کیا:
سلما:
کیا: اون شلوار تو نیست
سلما: نمیدونم ولی شلوارم هنوز پامه پس اوکیه
کیا:
سلما:
کیا: اون شلوار تو نیست
تیام: واقعا خنده دار نبود
شایان: بودا..
تیام: کدومش؟ این که وسط خاکسپاری یاد یه میم تو توییتر افتادی و مث خر خندیدی یا خود میم؟
شایان:
شایان: جفتش...؟
شایان: بودا..
تیام: کدومش؟ این که وسط خاکسپاری یاد یه میم تو توییتر افتادی و مث خر خندیدی یا خود میم؟
شایان:
شایان: جفتش...؟
سلما: حافظهی من از همتون قویتره.
تیام: نه...؟
سلما: یه چیزی رو بگو که یادم رفته باشه.
تیام: هفتهی پیش وسط مرکزخرید منو جا گذاشتی
سلما: اون از عمد بود. دوباره تلاش کن.
تیام:
تیام:
تیام: نه...؟
سلما: یه چیزی رو بگو که یادم رفته باشه.
تیام: هفتهی پیش وسط مرکزخرید منو جا گذاشتی
سلما: اون از عمد بود. دوباره تلاش کن.
تیام:
تیام:
فاطمه: میشه یکم مهربون تر باشی؟
مص: بیشتر از این؟
فاطمه: یارو رو با چاقو تهدید کردی...
مص: آره ولی نزدمش!
فاطمه:
مص: بیشتر از این؟
فاطمه: یارو رو با چاقو تهدید کردی...
مص: آره ولی نزدمش!
فاطمه:
تیام: *نور گوشیشو زیر تختش میگیره*
تیام: آمادهای دوباره با آدما ارتباط برقرار کنی؟
لاله: *با تمام وجودش جیغ میزنه*
تیام: متوجهم. شبت بخیر.
تیام: آمادهای دوباره با آدما ارتباط برقرار کنی؟
لاله: *با تمام وجودش جیغ میزنه*
تیام: متوجهم. شبت بخیر.
تیام: میشه نمکدون رو بهم بدی؟
آرین: *نمکدون رو از پنجره پرت میکنه بیرون*
تیام:
آرین: ببخشید تموم کردیم
آرین: *نمکدون رو از پنجره پرت میکنه بیرون*
تیام:
آرین: ببخشید تموم کردیم
آرین: هی به نظرت یه نفر چقد میتونه توی ماشین لباسشویی روشن زنده بمونه؟
رضا: چطور؟
آرین:
رضا:
آرین:
رضا: تیام کجاست...
رضا: چطور؟
آرین:
رضا:
آرین:
رضا: تیام کجاست...
سلما: داری چه غلطی میکنی؟
تیام: *نشسته رو میز ناهارخوری* خونمه پولشو دادم هرجا دلم بخواد میشینم
سلما:
تیام:
سلما: باشه. سوسکه کجاست؟
تیام: زیر کابینته میشه تو رو خدا....
تیام: *نشسته رو میز ناهارخوری* خونمه پولشو دادم هرجا دلم بخواد میشینم
سلما:
تیام:
سلما: باشه. سوسکه کجاست؟
تیام: زیر کابینته میشه تو رو خدا....