Forwarded from توییتر فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینکه بشینی کنار جانی دپ و اون گیتار بزنه بورینگه؟؟؟ چجوری ممکنه همچین چیزی بورینگ باشه من حاضرم بیستو چهار ساعت روزمو همینکارو بکنم...
× darya_aymr ×
@OfficialPersianTwitter
× darya_aymr ×
@OfficialPersianTwitter
توییتر فارسی
اینکه بشینی کنار جانی دپ و اون گیتار بزنه بورینگه؟؟؟ چجوری ممکنه همچین چیزی بورینگ باشه من حاضرم بیستو چهار ساعت روزمو همینکارو بکنم... × darya_aymr × @OfficialPersianTwitter
میشه وقتی داره آهنگ میزنه موهاش رو هم ببنده؟ :(
*پام میخوره به لیوان زنجیل میفته میریزه*
مغزم در ثانیه: ببخشید زنجبیلاتون فرشی شد
مغزم در ثانیه: ببخشید زنجبیلاتون فرشی شد
Fu Inlé
Secret Garden – Sleep Song
۱۵ سالم بود.
تا شیش صبح بیدار میموندم و کتاب میخوندم.
گوشهی تختم جمع میشدم و درحالی که پتومو بغل زدم و فقط یه نور کم نارنجی اتاقم رو از تاریکی کامل خارج میکرد صفحات کتاب موردعلاقهم رو ورق میزدم.
کت رویال
آرتمیس فاول
نبرد با شیاطین
گرگ و میش
و خیلی چیزهای دیگه
یه وبلاگ داشتم که نوشتههای کوتاهم رو میذاشتم و توی اون سن فکر میکردم چقدر خوب مینویسم. و همیشه قالب وبلاگم ساده و با تم مشکی انتخاب میکردم.
و همیشه و همیشه توی تمامی این مواقع این آهنگ توی گوشم بود با اینکه اون زمان هیچ درکی از معنیش نداشتم و حتی متوجه نمیشدم چی میگه.
آره این آهنگ بیشتر از خیلی از آدمهای زندگیم کنارم بوده.
تا شیش صبح بیدار میموندم و کتاب میخوندم.
گوشهی تختم جمع میشدم و درحالی که پتومو بغل زدم و فقط یه نور کم نارنجی اتاقم رو از تاریکی کامل خارج میکرد صفحات کتاب موردعلاقهم رو ورق میزدم.
کت رویال
آرتمیس فاول
نبرد با شیاطین
گرگ و میش
و خیلی چیزهای دیگه
یه وبلاگ داشتم که نوشتههای کوتاهم رو میذاشتم و توی اون سن فکر میکردم چقدر خوب مینویسم. و همیشه قالب وبلاگم ساده و با تم مشکی انتخاب میکردم.
و همیشه و همیشه توی تمامی این مواقع این آهنگ توی گوشم بود با اینکه اون زمان هیچ درکی از معنیش نداشتم و حتی متوجه نمیشدم چی میگه.
آره این آهنگ بیشتر از خیلی از آدمهای زندگیم کنارم بوده.
Fu Inlé
۱۵ سالم بود. تا شیش صبح بیدار میموندم و کتاب میخوندم. گوشهی تختم جمع میشدم و درحالی که پتومو بغل زدم و فقط یه نور کم نارنجی اتاقم رو از تاریکی کامل خارج میکرد صفحات کتاب موردعلاقهم رو ورق میزدم. کت رویال آرتمیس فاول نبرد با شیاطین گرگ و میش و خیلی چیزهای…
الان که یادم افتاد من سوپرنچرال رو هم توی همون اتاق دیدم. یکی از اتاقهای موردعلاقهم بود. لپ تاپم رو میذاشتم وسط و یه عالمه خوراکی دورم میچیدم و یه بالش میگرفتم بغلم.
و یهو به خودم میومدم و میدیدم ۱۰ ساعت گذشته.
کسی هم نبود بخواد جلومو بگیره یا غر بزنه. مامانم اون تایم سرکارش بود و کلا آدمی نبود که بخواد زیادی برای همچین موضوعاتی بهم گیر بده. فقط بعضی وقتا دم در اتاقم وایمیساد میگفت کور میشی یه روز و میرفت.
چقدر دلم تنگ شده برای اون موقع
و یهو به خودم میومدم و میدیدم ۱۰ ساعت گذشته.
کسی هم نبود بخواد جلومو بگیره یا غر بزنه. مامانم اون تایم سرکارش بود و کلا آدمی نبود که بخواد زیادی برای همچین موضوعاتی بهم گیر بده. فقط بعضی وقتا دم در اتاقم وایمیساد میگفت کور میشی یه روز و میرفت.
چقدر دلم تنگ شده برای اون موقع