Fu Inlé
Secret Garden – Sleep Song
۱۵ سالم بود.
تا شیش صبح بیدار میموندم و کتاب میخوندم.
گوشهی تختم جمع میشدم و درحالی که پتومو بغل زدم و فقط یه نور کم نارنجی اتاقم رو از تاریکی کامل خارج میکرد صفحات کتاب موردعلاقهم رو ورق میزدم.
کت رویال
آرتمیس فاول
نبرد با شیاطین
گرگ و میش
و خیلی چیزهای دیگه
یه وبلاگ داشتم که نوشتههای کوتاهم رو میذاشتم و توی اون سن فکر میکردم چقدر خوب مینویسم. و همیشه قالب وبلاگم ساده و با تم مشکی انتخاب میکردم.
و همیشه و همیشه توی تمامی این مواقع این آهنگ توی گوشم بود با اینکه اون زمان هیچ درکی از معنیش نداشتم و حتی متوجه نمیشدم چی میگه.
آره این آهنگ بیشتر از خیلی از آدمهای زندگیم کنارم بوده.
تا شیش صبح بیدار میموندم و کتاب میخوندم.
گوشهی تختم جمع میشدم و درحالی که پتومو بغل زدم و فقط یه نور کم نارنجی اتاقم رو از تاریکی کامل خارج میکرد صفحات کتاب موردعلاقهم رو ورق میزدم.
کت رویال
آرتمیس فاول
نبرد با شیاطین
گرگ و میش
و خیلی چیزهای دیگه
یه وبلاگ داشتم که نوشتههای کوتاهم رو میذاشتم و توی اون سن فکر میکردم چقدر خوب مینویسم. و همیشه قالب وبلاگم ساده و با تم مشکی انتخاب میکردم.
و همیشه و همیشه توی تمامی این مواقع این آهنگ توی گوشم بود با اینکه اون زمان هیچ درکی از معنیش نداشتم و حتی متوجه نمیشدم چی میگه.
آره این آهنگ بیشتر از خیلی از آدمهای زندگیم کنارم بوده.
Fu Inlé
۱۵ سالم بود. تا شیش صبح بیدار میموندم و کتاب میخوندم. گوشهی تختم جمع میشدم و درحالی که پتومو بغل زدم و فقط یه نور کم نارنجی اتاقم رو از تاریکی کامل خارج میکرد صفحات کتاب موردعلاقهم رو ورق میزدم. کت رویال آرتمیس فاول نبرد با شیاطین گرگ و میش و خیلی چیزهای…
الان که یادم افتاد من سوپرنچرال رو هم توی همون اتاق دیدم. یکی از اتاقهای موردعلاقهم بود. لپ تاپم رو میذاشتم وسط و یه عالمه خوراکی دورم میچیدم و یه بالش میگرفتم بغلم.
و یهو به خودم میومدم و میدیدم ۱۰ ساعت گذشته.
کسی هم نبود بخواد جلومو بگیره یا غر بزنه. مامانم اون تایم سرکارش بود و کلا آدمی نبود که بخواد زیادی برای همچین موضوعاتی بهم گیر بده. فقط بعضی وقتا دم در اتاقم وایمیساد میگفت کور میشی یه روز و میرفت.
چقدر دلم تنگ شده برای اون موقع
و یهو به خودم میومدم و میدیدم ۱۰ ساعت گذشته.
کسی هم نبود بخواد جلومو بگیره یا غر بزنه. مامانم اون تایم سرکارش بود و کلا آدمی نبود که بخواد زیادی برای همچین موضوعاتی بهم گیر بده. فقط بعضی وقتا دم در اتاقم وایمیساد میگفت کور میشی یه روز و میرفت.
چقدر دلم تنگ شده برای اون موقع
از بدیای توی روستا زندگی کردن اینه که وقتی توی حمومی اگه فقط یه نفر یه جای دیگه یه لحظه آب رو باز کنه آب روی سر تو اول سرد و بعد کلا قطع میشه
Forwarded from کیدراما تـراپـی .
برید تو گوگل/پینترست اسمتون + anime سرچ کنید. چیزی که میاد تصویرتون تو دنیای انیمه ـست.