Forwarded from نارنجستان با یه پرتقال (Alone Knight)
تیام، تیام، تیام
تو خیلی برای من خاصی دختر و وقتی میگم تو مثل خواهری هستی که هیچوقت نداشتم این یه حس واقعیه.
اون حس راحتیای که همیشه باهات داشتم و دارم.
اون حس نگرانیای که همیشه درموردت دارم وقتی باید یه تصمیمی بگیری و یه کاری بکنی.
اون حس خوشحالیای که برات دارم هر وقت که خوشحالی و اون حس ناراحتی که هست هروقت دلت بگیره.
چون تو واقعا عضوی از خانواده منی، نمیدونم کی انقدر نزدیک شدیم به هم ولی فکر کنم از اولش هم بنا بود همینجوری باشه، از همون شیش سال پیش.
یادمه هنوزم که هر وقت چیزایی بود که میخواستم خوشحالیمو با کسی قسمت کنم پیش تو اومدم و هر وقت مشکلی بود که نمیتونستم جایی بگمش به تو گفتم.
خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتیم خیلی سالها رو و خیلی آدما رو یا سادهتر بگم خیلی زندگی کردیم، خیلی عوض شدن دیدیم، خیلی بزرگتر شدن دیدیم.
شاید خیلی وقتا درگیر زندگی و مشکلاتش و افکارم باشم و خیلی حرف نزنم(فالواقع شایان باشم) ولی میدونم که میدونی.
میدونی که برام مهمی.
میدونی که چقدر خوشحالیت و آرامشت برام ارزشمنده.
و میدونی که تا همیشه و هر وقت که زنده باشم هستم.
تولدت مبارک تیام.
ببخشید که امسال نشد کنارت باشم، امیدوارم سال دیگه کنار هم تولدتو جشن بگیریم.
تو خیلی برای من خاصی دختر و وقتی میگم تو مثل خواهری هستی که هیچوقت نداشتم این یه حس واقعیه.
اون حس راحتیای که همیشه باهات داشتم و دارم.
اون حس نگرانیای که همیشه درموردت دارم وقتی باید یه تصمیمی بگیری و یه کاری بکنی.
اون حس خوشحالیای که برات دارم هر وقت که خوشحالی و اون حس ناراحتی که هست هروقت دلت بگیره.
چون تو واقعا عضوی از خانواده منی، نمیدونم کی انقدر نزدیک شدیم به هم ولی فکر کنم از اولش هم بنا بود همینجوری باشه، از همون شیش سال پیش.
یادمه هنوزم که هر وقت چیزایی بود که میخواستم خوشحالیمو با کسی قسمت کنم پیش تو اومدم و هر وقت مشکلی بود که نمیتونستم جایی بگمش به تو گفتم.
خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتیم خیلی سالها رو و خیلی آدما رو یا سادهتر بگم خیلی زندگی کردیم، خیلی عوض شدن دیدیم، خیلی بزرگتر شدن دیدیم.
شاید خیلی وقتا درگیر زندگی و مشکلاتش و افکارم باشم و خیلی حرف نزنم(فالواقع شایان باشم) ولی میدونم که میدونی.
میدونی که برام مهمی.
میدونی که چقدر خوشحالیت و آرامشت برام ارزشمنده.
و میدونی که تا همیشه و هر وقت که زنده باشم هستم.
تولدت مبارک تیام.
ببخشید که امسال نشد کنارت باشم، امیدوارم سال دیگه کنار هم تولدتو جشن بگیریم.
نارنجستان با یه پرتقال
تیام، تیام، تیام تو خیلی برای من خاصی دختر و وقتی میگم تو مثل خواهری هستی که هیچوقت نداشتم این یه حس واقعیه. اون حس راحتیای که همیشه باهات داشتم و دارم. اون حس نگرانیای که همیشه درموردت دارم وقتی باید یه تصمیمی بگیری و یه کاری بکنی. اون حس خوشحالیای که…
ولی یادتون نره شایان همیشه یه قسمت از قلبم رو داره.
He's family ^^
He's family ^^
Forwarded from Nonstandard (V)
بعد این همه سال و اتفاقهای مختلف و تغییر کردن همهچیز، دوستیمون پا بر جا مونده و حتی بهتر و کاملتر شده و تونستیم دفعات بیشتری همدیگه رو از نزدیک ببینیم. هنوزم میخوام کلی ازت تشکر کنم که چند روز پیش اومدی غرفه و غافلگیرم کردی و خیلی خیلی برام ارزشمند بود هیچوقت این لطفت رو فراموش نمیکنم. امیدوارم که تا جای ممکن برات اتفاقهای خوب بیفته و زندگی برات لذتبخش باشه و حس خوب داشته باشی چون خودت همیشه پر از حس خوبی و اینو به بقیه منتقل میکنی. تولدت مبارک تیام❤️
Forwarded from mohammad EVD
دوستان منم به نوبه خود تولد تیامو تبریک میگم ولی مث اینا سوسولی نیستم
فردا دهنشو میخوام سرویس کنم
فردا دهنشو میخوام سرویس کنم
هوف خب...واو... واقعا سال سختی بود.
تغییرات زیادی داشتم و خیلیاشون رو مدیون شرایطی بودم که ناخواسته توش قرار گرفتم.
بخوام توصیفش کنم.
بالا
پایین
بالا
پایین
پایین
پایین
یه همچین روندی داشت و بعضی وقتا فقط میتونستم بپرسم یعنی واقعا این سیر نزولی تموم میشه؟
ولی...
هرچقدر بدی داشت آدمهای دورم رو پیدا کردم. با کسایی آشنا شدم که تونستن وارد دایرهی امنی که برای خودم ساخته بودم بشم و کنارم بشینن.
و خدا میدونه چقدر ازشون ممنونم.
و برای امسال....
به نظرم ۲۲ سالگیم قراره خیلی خیلی بهتر باشه!
حس خوبی به این سن دارم و میدونم که باید ازش استفاده کنم. برای خودم وقت بذارم. کارایی که دوست دارم رو انجام بدم و با کسایی که دوست دارم وقت بگذرونم.
و امیدوارم ۲۲ سالگیم هم توی همراهیم کنه^^
تغییرات زیادی داشتم و خیلیاشون رو مدیون شرایطی بودم که ناخواسته توش قرار گرفتم.
بخوام توصیفش کنم.
بالا
پایین
بالا
پایین
پایین
پایین
یه همچین روندی داشت و بعضی وقتا فقط میتونستم بپرسم یعنی واقعا این سیر نزولی تموم میشه؟
ولی...
هرچقدر بدی داشت آدمهای دورم رو پیدا کردم. با کسایی آشنا شدم که تونستن وارد دایرهی امنی که برای خودم ساخته بودم بشم و کنارم بشینن.
و خدا میدونه چقدر ازشون ممنونم.
و برای امسال....
به نظرم ۲۲ سالگیم قراره خیلی خیلی بهتر باشه!
حس خوبی به این سن دارم و میدونم که باید ازش استفاده کنم. برای خودم وقت بذارم. کارایی که دوست دارم رو انجام بدم و با کسایی که دوست دارم وقت بگذرونم.
و امیدوارم ۲۲ سالگیم هم توی همراهیم کنه^^
پسره اومده میگه فال بخر
میگم نمیخوام
تو تخم چشمام زل میزنه میگه برو گمشو عینکی
میگم نمیخوام
تو تخم چشمام زل میزنه میگه برو گمشو عینکی