Fu Inlé – Telegram
هوف خب...واو... واقعا سال سختی بود.
تغییرات زیادی داشتم و خیلیاشون رو مدیون شرایطی بودم که ناخواسته توش قرار گرفتم.
بخوام توصیفش کنم.
بالا
پایین
بالا
پایین
پایین
پایین
یه همچین روندی داشت و بعضی وقتا فقط می‌تونستم بپرسم یعنی واقعا این سیر نزولی تموم می‌شه؟
ولی...
هرچقدر بدی داشت آدم‌های دورم رو پیدا کردم. با کسایی آشنا شدم که تونستن وارد دایره‌ی امنی که برای خودم ساخته بودم بشم و کنارم بشینن.
و خدا می‌دونه چقدر ازشون ممنونم.
و برای امسال....
به نظرم ۲۲ سالگیم قراره خیلی خیلی بهتر باشه!
حس خوبی به این سن دارم و می‌دونم که باید ازش استفاده کنم. برای خودم وقت بذارم. کارایی که دوست دارم رو انجام بدم و با کسایی که دوست دارم وقت بگذرونم.
و امیدوارم ۲۲ سالگیم هم توی همراهیم کنه^^
Night Night Yall 🌙
صبح بخیر
Wide Awake
Katy Perry
پسره اومده می‌گه فال بخر
می‌گم نمی‌خوام
تو تخم چشمام زل می‌زنه می‌گه برو گمشو عینکی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتش‌نشانی چه غلطی می‌کنه اینجا😭😂
No Messiah
Bad Wolves
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولدم همیشه واسم روز مهمی بوده.
روزیه که فقط برای من و درمورد منه. و من واقعا دوست ندارم این روز تنها باشم.
تنهایی همیشه یکی از ترس‌هایی بوده که هیچ وقت باهاش کنار نیومدم و توی این روز اونقدر شدید می‌شه که همیشه کسی رو کنار خودم دارم.
و امسال....
امسال فکر می‌کردم قراره توی خونه با پنج تا گربه تنها باشم. روی مبل بشینم و درحالی که سعی می‌کنم به تنها بودنم فکر نکنم آهنگ گوش بدم و یا سرم رو گرم کنم که ناخوداگاه اشک‌هام نریزن.
ولی اینطور پیش نرفت.
محمد منو کشوند بیرون. برام بابل تی خرید و از برنامه‌هایی که برای امسال دارم صحبت کرد. و من گفتم خب، خوشحالم تنها نیستم. و ازش ممنونم که اجازه نداد همچین حسی داشته باشم.

و بعد... وقتی که هیچ انتظاری نداشتم و فقط حدس می‌زدم قراره یه ناهار خوب بخورم وحید، سمن و آنا رو دیدم. و تا به خودم اومدم دیدم که چشم‌هام تار می‌بینن و اوه! من دارم گریه می‌کنم.

و واقعا فکر می‌کردم فقط همین باشه. یه دورهمی با کسایی که دوستشون دارم و واقعا خوشحال بودم.

ولی همون لحظه شایان و لاله رو دیدم و خدای من تیام گریان باز هم کاری به جز اشک ریختن بلد نبود. (ولی با بغض تایپ می‌کند.)

مرسی شایان که با وجود مشکلاتی که داشتی از اصفهان فقط برای من اومدی و یکی از آرزوهام رو براورده کردی.

مرسی وحید که با وجود مسئولیت‌هات توی غرفه و دانشگاه و هزارتا چیز دیگه باز هم برای من وقت گذاشتی و حضورت رو بهم دادی.

مرسی لاله که من می‌دونم چقدر از هر طرف تحت فشاری و کارت چقدر سنگینه ولی باز هم برام کیکی که همیشه دلم می‌خواست رو درست کردی.

مرسی آوا که کیلومترها ازم فاصله داری ولی باز هم نشون دادی فاصله واقعا اونقدرها هم مهم نیست. نشون دادی هنوز هم می‌تونم بهت تکیه هم و هنوز هم مثل تمامی وقت‌های دیگه دوستت دارم‌.

مرسی سعیده که تک تک لحظات رو بامن بودی و نذاشتی نبودنت رو حتی برای یک لحظه حس کنم و تمام دقیقه‌ها رو همراهیم کردی.

مرسی آنا که همیشه وقتی که کمترین انتظار رو دارم غافلگیرم می‌کنی و بهم نشون می‌دی که نه، من اونقدر هم که به نظر میاد تنها نیستم.

مرسی سمن که ۱۴ سال تنهام نذاشتی و توی تمام مراحل زندگیم همراهیم کردی و همیشه فقط حمایت بودی و حمایت و حمایت.

و مرسی محمد. مرسی که نشون دادی تنها نیستم. مرسی که بهترین تولد این ۲۲ سال زندگیم رو ساختی. مرسی که صبوری کردی و مرسی که جاهایی که خطا کردم نادیده گرفتی. مرسی که یکی از دوست‌هامی و مرسی که کم نمی‌ذاری.

و همه‌تون.
فقط می‌تونم بگم مرسی، ممنونم، متشکرم.
من امروز یکی از بهترین روزای زندگیم رو داشتم.
Oh boy I feel loved ~
Forwarded from پیله🪻 (Prometheus)
خب خب، با وجود تأخیر و از قبل چرت و پرت گفتن، در این ساعات و لحظات پایانی روز می‌خوام تولد جگرگوشه‌ام، زردِ آبی، آلیس کوچولوی مهربون و شیرینم رو تبریک بگم🥺💜

خوشگله، تولدت مبارک^-^
امسال برات آرزوی رسیدن و نزدیک شدن به بزرگ‌ترین خواسته‌هات و سالم در این راه قدم گذاشتن می‌کنم.

تو آدمی هستی که گاهی از مراقبت کردن از خودش غافل میشه، به سرماخوردگی‌های سختی دچار میشه یا حواسش به وعده‌های غذاییش و ساعت خوابش نیست. برای من این اذیت‌کننده‌ست که دوستم بیمار بشه یا حال بدی داشته باشه و من حتی نتونم از نزدیک سرش غر بزنم!😒 پس لطفاً امسال بیشتر مراقب خودت باش، اوکی؟!

امیدوارم امسال رو پر از موفقیت و خوشحالی بگذرونی؛ هیچ‌وقت از خودت ناامید نشی و خوب زندگی کنی. اینجا حتی زندگی کردن هم خیلی سخته، پس وقتی بتونی " خوب زندگی کنی " حتماً قوی و هنرمندی، هوم؟


تیام قشنگم، تو یکی از بهترین آدم‌هایی هستی که دیدم؛ کسی که کنارش جلوی خودم رو نمی‌گیرم و راحت اون جنون درونیم رو😂 بروز میدم. درسته که دور بودن اذیتم می‌کنه، اما اشکالی نداره. یه روز‌ می‌بینمت و در عوض تمام وقت‌هایی که به هم نیاز داشتیم و به خاطر فاصلهٔ بینمون نشد؛ محکم بغلت می‌کنم.

و.. اگر یه زمانی اوضاع واقعاً بهم ریخت، می‌تونی برای فرار کردن روم حساب کنی :)
مثلا روز تولدت لگز آپ شه
Fu Inlé
مثلا روز تولدت لگز آپ شه
چرا اینجا تموم ششششششششد نمی‌خوام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Fu Inlé
Ludovico Einaudi – Einaudi: Nuvole Bianche
اینطوری تمومش کنیم ^^