ولی من هنوز در حدی انرژی دارم که کل وسایلام رو مرتب کردم.... اصلا طبیعی نیست من از ساعت ده صبح بیرون بودم.....
همون لحظه که با حوله از حموم میای بیرون و باد سرد بهت میخوره و تا عمق وجودت یخ میزنه هزار بار تقدیم دشمنان حال و آیندهام باد
ریسک بزرگی کردم و مشکی پوشیدم
ایشالا که نمیمیرم و میتونم به زندگی عادیم ادامه بدم
ایشالا که نمیمیرم و میتونم به زندگی عادیم ادامه بدم
و وقتی رفتم پیش پلیس بهم گفت خب پولای نقد توش که مهم نیست کارتهات رو هم بسوزون *-*