پیله🪻
آتنا فکر کرد میخوام خودکشی کنم😭😂 بعد اون طرف داشتم تیام رو اذیت میکردم، بندهٔ خدا کلا ماجرا رو یادش رفت😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 غیر از ناروال و الهه فکر کنم اونهای دیگه هم رگ به رگ بشن😭😂
خب این نشون میده شعور نصفه نیمهت خیلی جاها داره کمکاری میکنه ~~~
Fu Inlé
در گوگل سرچ میکند: " آیا خجالت باعث مرگ میشود؟"
"چگونه دو ساعت گذشته را از مغز خود پاک کنیم"
تیام: رضا رضا رضا. میدونستی من میتونم از درختا بلندتر بپرم؟
رضا: ...؟؟؟؟
تیام: آره من میتونم بلندتر بپرم چون درختا نمیتونن بپرن
تیام: *از ذوق پاره میشه*
رضا: *هق میزنه*
رضا: ساعت چهار صبحه....
رضا: ...؟؟؟؟
تیام: آره من میتونم بلندتر بپرم چون درختا نمیتونن بپرن
تیام: *از ذوق پاره میشه*
رضا: *هق میزنه*
رضا: ساعت چهار صبحه....
سلما: میتونم اینجا بشینم؟
کیا: *پلک میزنه* جایی که اشاره کرده پای منه
سلما: اینم جواب سوالم نبود.
کیا:
کیا: *میمیره*
کیا: *پلک میزنه* جایی که اشاره کرده پای منه
سلما: اینم جواب سوالم نبود.
کیا:
کیا: *میمیره*
لاله: واقعا درمورد حس بدی دارم
محمد: حس بد؟
لاله: تاحالا شده بخوای یه کاری کنی و یه چیزی توی سرت بهت بگه انجامش نده عاقبت خوبی نداره؟
محمد: ...نه؟
لاله:...
لاله: *آه میکشه* حداقل دلیل کارات مشخص شد
محمد: حس بد؟
لاله: تاحالا شده بخوای یه کاری کنی و یه چیزی توی سرت بهت بگه انجامش نده عاقبت خوبی نداره؟
محمد: ...نه؟
لاله:...
لاله: *آه میکشه* حداقل دلیل کارات مشخص شد
شایان: *به دیوار اشاره میکنه* میشه بگید چه رنگیه؟
محمد: طوسی
رضا: طوسی
وحید: طوسی
شایان: *میچرخه سمت تیام* و تو! میشه بگی چه رنگیه؟
تیام: *بینیشو چین میده*
تیام: سفید تیره؟
محمد: طوسی
رضا: طوسی
وحید: طوسی
شایان: *میچرخه سمت تیام* و تو! میشه بگی چه رنگیه؟
تیام: *بینیشو چین میده*
تیام: سفید تیره؟
تیام: ناراحتم
رضا: *دستاشو واسه بغل باز میکنه*
محمد:
محمد: لاله، ناراحتم.
لاله: موووووووود
رضا: *دستاشو واسه بغل باز میکنه*
محمد:
محمد: لاله، ناراحتم.
لاله: موووووووود
*تیام و لاله نشستن روی نیمکت*
محمد: چتونه چرا ناراحتین.
لاله: بیا بشین تا بهت بگم
محمد: *میشینه کنارشون*
لاله: نیمکت تازه رنگ شده
محمد: چتونه چرا ناراحتین.
لاله: بیا بشین تا بهت بگم
محمد: *میشینه کنارشون*
لاله: نیمکت تازه رنگ شده