Fu Inlé
Strangers on a Train – A Million Kittens on Fire
انقد گلومو صاف کردم آهنگ بخونم همچین صدایی میدم
فکر نمیکردم به جایی برسم که یه روز اینو بگم
ولی انگار روز خوبیه واسه گفتنش
ولی انگار روز خوبیه واسه گفتنش
بعضی وقتا به خودم میام میبینم دارم توی ذهنم باهاش حرف میزنم. عربده میکشم و تمام عقدههای این ۲۲ سال رو خالی میکنم. جیغ میکشم و فحش میدم و قهقهه میزنم به حرفای مزخرفی که در جوابم پشت هم از دهنش در میاد. انقدر میگم و میگم تا مغزم خالی شه و دیگه هیچی برای گفتن بهش نباشه.
در حالی که در واقعیت دارم ویدیوهای یوتوب رو اسکرول میکنم و اشک میریزم. حتی نمیفهمم کی گریه کردم. حتی نمیفهمم کی صورتم خیس شد.
در حالی که در واقعیت دارم ویدیوهای یوتوب رو اسکرول میکنم و اشک میریزم. حتی نمیفهمم کی گریه کردم. حتی نمیفهمم کی صورتم خیس شد.
Forwarded from مملکته
فرزندم حسین رونقی در تاریخ ۵ آذر ۱۴۰۱ پس از ۶۴ روز اعتصاب غذا، به قید وثیقه آزاد شد. او برای درمان به بیمارستان منتقل شد
Ahmadronaghii
@mamlekate
Ahmadronaghii
@mamlekate