Forwarded from comfort crowd (not anymore) (hachiko)
اشرف مخلوقات اون ستارهی دریاییه نه منی که نمیتونم دندونم رو بکنم دوباره در بیاد این همه زجر نکشم!
بعضی وقتها فکر میکنم دارم از دوستام فاصله میگیرم. و یا اونا فکر میکنن دارم ازشون فاصله میگیرم.
ولی حقیقتش اینه که من فقط چیزی برای حرف زدن ندارم. حتی دیگه اتفاق بدی هم نمیفته که بخوام درموردش حرف بزنم.
درستتر بگم، هیچ اتفاقی نمیفته که بخوام درموردش حرف بزنم.
هیچ کار خاصی نمیکنم. هیچ کتاب جالبی نمیخونم و فیلم جالبی نمیبینم. اونایی که میبینم یا میخونم رو هم خیلیاشون اصلا آشنایی ندارن.
و خب.. حس بدی بهم میده.
دوست ندارم همچین چیزی رو.
نمیخوامش واقعا.
ولی تا اطلاع ثانوی هیچ کاری نمیتونم درموردش بکنم.
ولی حقیقتش اینه که من فقط چیزی برای حرف زدن ندارم. حتی دیگه اتفاق بدی هم نمیفته که بخوام درموردش حرف بزنم.
درستتر بگم، هیچ اتفاقی نمیفته که بخوام درموردش حرف بزنم.
هیچ کار خاصی نمیکنم. هیچ کتاب جالبی نمیخونم و فیلم جالبی نمیبینم. اونایی که میبینم یا میخونم رو هم خیلیاشون اصلا آشنایی ندارن.
و خب.. حس بدی بهم میده.
دوست ندارم همچین چیزی رو.
نمیخوامش واقعا.
ولی تا اطلاع ثانوی هیچ کاری نمیتونم درموردش بکنم.