Fu Inlé – Telegram
We all carry our own suitcase filled with trauma
از ساعت هشت دارم تلاش می‌کنم وویس بفرستم
فقط تلفظ چهارتا کلمه‌ست ابگوشت مادربزرگمو بار نذاشتم که آپلود شو لعنتی چرا مقاومت می‌کنی
Fu Inlé
Photo
بین پاهام زندانی شده و توی نگاهش "گیر عجب آدم خری افتادم" و "احمقو ببینا" موج می‌زنه.
یه کاریو با راوی دارم انجام می‌دم و خوشحالم ~
مامانم یه گونی هویج واسم خرید.
از امروز برنامه غذاییم فقط هویجه.
حداقلش اینه وقتی حوصله‌م سر می‌ره می‌تونم از خونه برم بیرون، زیر پایی و کتابم رو بردارم و وسط کوه زیر آفتاب بشینم.
ولی ضد آفتاب نزدم و قراره پاره شم
There are a thousand responses to trauma, so when someone chooses killing, it is a choice.
می‌خوام هدیه رو ببرم توی گنجه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from HED̆̈YE
یلوییش سونبه‌نیم ستاره‌ی صبحِ شب‌پر ستاره‌ی منه~