بیست دقیقه خوابیدم.
بدترین کابوس عمرم رو دیدم.
و وقتی بیدار شدم توی یه کابوس دیگه بودم.
و تمام مدت میدونستم خوابم.
و تلاش میکردم هرطوری شده خودمو بیدار کنم.
و وقتی بیدار شدم از ترساینگه یه کابوس دیگه باشه انگشتهای دستمو شمردم که ببینم واقعا بیدارم یا نه.
و الان بیدارم و از ترس نزدیکه بالا بیارم.
بدترین کابوس عمرم رو دیدم.
و وقتی بیدار شدم توی یه کابوس دیگه بودم.
و تمام مدت میدونستم خوابم.
و تلاش میکردم هرطوری شده خودمو بیدار کنم.
و وقتی بیدار شدم از ترساینگه یه کابوس دیگه باشه انگشتهای دستمو شمردم که ببینم واقعا بیدارم یا نه.
و الان بیدارم و از ترس نزدیکه بالا بیارم.
🎃1
و تمام اتفاقات اون دوتا کابوس توی همین اتاقی که خوابم اتفاق افتاد. دقیقا قبل از اینکه خوابم ببره.
Fu Inlé
Photo
قبلا درمورد پیشگویی رگناروک و نقش کلیدی فنریر و فرزندانش توی اون اتفاق حرف زدم. ولی وقتی آیسیر [Æsir]، خدایان اوسگاردور، این پیشگویی رو شنیدن برای مقابله باهاش چه کاری رو انجام دادن؟
تلاش اول: Lædingr
زنجیر اولی که ساخته شد انگار بیشتر برای سنجش قدرت فنریر بود تا زندانی شدنش. آیسیر دستور ساخت این زنجیر رو دادن و به فنریر گفتن که اگه بتونه بشکنش و ازش آزاد بشه مردم تشویقش میکنن و میتونه قدرتش رو نشون بده. پس فنریر اجازه داد زنجیر رو بهش ببندن و به راحتی خردش کرد.
تلاش دوم: Drómi
مدتی بعد زنجیر دوم ساخته شد. چیزی که همه میگفتن از قبلی بهتره و میتونه گرگ خشمگین و تنهای لوکی رو نگهداره. پس آیسیر فنریر رو به زنجیر کشید و بهش گفت برای قدرتنمایی باید از زنجیر آزاد بشه. اگه بتونه از بین ببرش آوازهش توی تمام آوسگاردور میپیچه. پس فنریر بعد از کمی تلاش جلوی چشم همهشون، زنجیر رو شکشت.
تلاش آخر: Gleipnir
بعد از شکست تلاش دوم برای حبس فنریر، این بار اسکیرنیر [Skírnir با تلفظ آرام "د" بین دو سیلاب اسکیر و نیر] به جنگل الفهای سیاه فرستاده شد تا فلزی شکست ناپذیر براشون بسازن تا بتونه گرگ رو نگهداره.
طبق گفتهی اسنوری استورلوسون [Snorri Sturluson تشدید روی "ر" در "اسنوری" و تلفظ آرام "د" بعد از "استور"] نویسندهی کتاب Prose Edda، زنجیر از شش چیز ساخته شد.
- صدای قدمهای گربه.
- ریش زن.
- نفس ماهی.
- ریشههای سنگ.
- تاندونهای خرس.
- بزاق دهان پرنده.
زنجیری که ساخته شد به لطفات ابریشم و نرمی پر و بیش از اندازه قوی بود.
آیسیر پیش فنریر رفتن و همون درخواست قبلی رو تکرار کردن. و برای اینکه نشون بدن قویتر از چیزیه که به نظر میرسه هرکدوم با قدرت خودشون امتحانش کردن و موفق نشدن. فنریر اول مخالفت کرد. ولی آیسیر گفتن که اگه نتونه بشکنش، پس یعنی تهدیدی برای اونها نیست و میتونن آزادش کنن. پس گرگ قبول کرد ، فقط به یک شرط، که موقع شکوندنش دست یکی از آیسیر بین دهانش باشه. تنها کسی که قبول کرد تیر [Týr] بود. و به محض اینکه جلو رفت و دستش رو سمت دهن فنریر برد. در همون لحظه گرگ دهنش رو بست و حمله کرد. ولی زنجیر دورش محکمتر شد و با هربار تقلا زنجیر محکمتر و محکمتر میشد تا حدی که نفس رو براش سخت کرد.
تیر دستش رو از دست داد و آیسیر بالاخره تونست فنریر رو به زنجیر بکشه.
#Mythology
تلاش اول: Lædingr
زنجیر اولی که ساخته شد انگار بیشتر برای سنجش قدرت فنریر بود تا زندانی شدنش. آیسیر دستور ساخت این زنجیر رو دادن و به فنریر گفتن که اگه بتونه بشکنش و ازش آزاد بشه مردم تشویقش میکنن و میتونه قدرتش رو نشون بده. پس فنریر اجازه داد زنجیر رو بهش ببندن و به راحتی خردش کرد.
تلاش دوم: Drómi
مدتی بعد زنجیر دوم ساخته شد. چیزی که همه میگفتن از قبلی بهتره و میتونه گرگ خشمگین و تنهای لوکی رو نگهداره. پس آیسیر فنریر رو به زنجیر کشید و بهش گفت برای قدرتنمایی باید از زنجیر آزاد بشه. اگه بتونه از بین ببرش آوازهش توی تمام آوسگاردور میپیچه. پس فنریر بعد از کمی تلاش جلوی چشم همهشون، زنجیر رو شکشت.
تلاش آخر: Gleipnir
بعد از شکست تلاش دوم برای حبس فنریر، این بار اسکیرنیر [Skírnir با تلفظ آرام "د" بین دو سیلاب اسکیر و نیر] به جنگل الفهای سیاه فرستاده شد تا فلزی شکست ناپذیر براشون بسازن تا بتونه گرگ رو نگهداره.
طبق گفتهی اسنوری استورلوسون [Snorri Sturluson تشدید روی "ر" در "اسنوری" و تلفظ آرام "د" بعد از "استور"] نویسندهی کتاب Prose Edda، زنجیر از شش چیز ساخته شد.
- صدای قدمهای گربه.
- ریش زن.
- نفس ماهی.
- ریشههای سنگ.
- تاندونهای خرس.
- بزاق دهان پرنده.
زنجیری که ساخته شد به لطفات ابریشم و نرمی پر و بیش از اندازه قوی بود.
آیسیر پیش فنریر رفتن و همون درخواست قبلی رو تکرار کردن. و برای اینکه نشون بدن قویتر از چیزیه که به نظر میرسه هرکدوم با قدرت خودشون امتحانش کردن و موفق نشدن. فنریر اول مخالفت کرد. ولی آیسیر گفتن که اگه نتونه بشکنش، پس یعنی تهدیدی برای اونها نیست و میتونن آزادش کنن. پس گرگ قبول کرد ، فقط به یک شرط، که موقع شکوندنش دست یکی از آیسیر بین دهانش باشه. تنها کسی که قبول کرد تیر [Týr] بود. و به محض اینکه جلو رفت و دستش رو سمت دهن فنریر برد. در همون لحظه گرگ دهنش رو بست و حمله کرد. ولی زنجیر دورش محکمتر شد و با هربار تقلا زنجیر محکمتر و محکمتر میشد تا حدی که نفس رو براش سخت کرد.
تیر دستش رو از دست داد و آیسیر بالاخره تونست فنریر رو به زنجیر بکشه.
#Mythology
اگه تو این خراب شده شکر قهوهای پیدا شه فردا کوکی یا رول دارچین درست میکنم هق.
چرا من هنوز توی روابط اجتماعی دنیای واقعیم انقدر ضعیفم و استرس میگیرم؟ جدا همچین مواقعی حالم از خودم بهم میخوره. یعنی خب لعنتی ۲۲ سالته جمع کن خودتو گازت نمیگیرن که.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاملا غیرمنتظره بود و بنده هیچ دخالتی نداشتم... ولی دوسش دارم هی هی ~
Fu Inlé
Bear McCreary – Outlander - The Skye Boat Song (Extended) (feat. Raya Yarbrough)
Sing me a song of a lass that is gone
Say, could that lass be I?
Say, could that lass be I?
فکرم در حدی شلوغه و به قدری کسلم که نیاز دارم یه فیلم ببینم که بتونم بزنمش جلو و همچنان متوجه جریان و داستانش بشم.