Fu Inlé
برنامه امروزم: ورزش کنم✅ داکتر هو ببینم✅ وان پیس ببینم✅ اون کی دراما چرت و پرته رو بیینم(هرچند واقعا لازم نیست نمیدونم چرا دارم نگاهش میکنم اصلا.)✅ کار سمن و آنا رو بنویسم ✅ زبان بخونم✅ سعی کنم سمت آشپزخونه نرم ✅ کتاب بخونم✅
هونلی آیدل رو دراپ میکنم این حجم از چرت و پرت رو نمیتونم تحمل کنم واقعا ~
قبایل اسلاویک هم مثل بیشتر قبایل دیگه از حیوانات به عنوان توتم [Totem] استفاده میکردن. و معمولا اسم قبیله از اسم همون توتم گرفته میشد. خوردن و کشتن و آسیب رسوندن به اون حیوون تابو حساب شده و جزاش مرگ بود (به جز مراسمهای دینی خاص).
و هر عضو قبیله حیوانِ همراه [Animal Twin] خودش رو داشت که مرگ حیوان به مرگ اون فرد ختم میشد.
#Mythology
و هر عضو قبیله حیوانِ همراه [Animal Twin] خودش رو داشت که مرگ حیوان به مرگ اون فرد ختم میشد.
#Mythology
Fu Inlé
قبایل اسلاویک هم مثل بیشتر قبایل دیگه از حیوانات به عنوان توتم [Totem] استفاده میکردن. و معمولا اسم قبیله از اسم همون توتم گرفته میشد. خوردن و کشتن و آسیب رسوندن به اون حیوون تابو حساب شده و جزاش مرگ بود (به جز مراسمهای دینی خاص). و هر عضو قبیله حیوانِ…
اساطیر اسلاو هم مثل نورس یه درخت به عنوان دنیا به اسم [World Tree] دارن. که به سه بخش تقسیم میشه.
بخش اول: ریشه [Nawia/Nav]
بخش دوم: تنه [ Jawia/Yav]
بخش سوم: شاخه و برگ [Prawia/Prav]
#Mythology
بخش اول: ریشه [Nawia/Nav]
بخش دوم: تنه [ Jawia/Yav]
بخش سوم: شاخه و برگ [Prawia/Prav]
#Mythology
کاش میشد مثل هدیه خیلی کیوت و مظلوم اعتراض کنم ولی نه من واقعا کیرم تو این زندگیه
امیدوارم هیجان سال جدید رو داشته باشید. سفرههای هفت سینتون رو چیده و ماهیهاتون هنوز نمرده باشن. سبزههای خوشگلی داشته باشید و سنبلتون بنفش بمونه~
و امیدوارم روز آخر لبخند روی لبهاتون باشه حتی برای چند لحظهی کوتاه.
و امیدوارم دلتون آروم باشه. چشمهاتون از شادی برق بزنه و منتظر تحویل سال باشید.
و امیدوارم روز آخر لبخند روی لبهاتون باشه حتی برای چند لحظهی کوتاه.
و امیدوارم دلتون آروم باشه. چشمهاتون از شادی برق بزنه و منتظر تحویل سال باشید.
قدرت همیشه چیزی بود که به داشتنش افتخار میکردم. درمورد قدرت جسمی حرف نمیزنم چون واقعا اون حتی "هیچ" هم نیست.
قدرت بقا.
اینکه توی بدترین شرایط تیام، تیامه.
اینکه بالاخره یه طوری به یه نحوی یه راهی پیدا میکنه تا خودش رو نگهداره. چیزی که هست رو داشته باشه و از دستش نده.
یه راهی برای بودن پیدا کنه.
بچهای که بهش قول دادن پری دندون میاد و براش هدیه میاره پس با تمام وجودش از دندونش حفاظت میکنه.
کاری که من همیشه انجام دادم.
حفاظت از خودم و چیزی که هستم. کسی که هستم.
حتی ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ هم نتونست منو از خودم بگیره.
ولی ۱۴۰۱؟
تیام شکست.
تکه تکه شد، خرد شد.
هر روز یک قطعه بیشتر از پازلی که "تیام" رو تشکیل میداد کم میشد. گم میشد و مهم نبود چقدر بگرده، هیچ وقت پیداش نمیکرد.
تیام دیگه تیام نبود. مجسمهی تاکسیدرمی شدهای که با گچ قالب گرفتنش و پوستش رو روش کشیدن و گفتن حالا زندگی کن.
بعضی وقتا یه تیکه رو پیدا میکرد و خوشحال سعی میکرد به بقیه وصلش کنه ولی بعد از کلی تلاش میفهمید که اون یه قطعهی دیگه متعلق یه پازل دیگه از یه زندگی دیگهست.
و همه چی دوباره فرو میریخت.
و تیام فقط میتونست تنها بایسته و از دست دادن وجودش رو ببینه.
و هیچکس نفهمید. چون اون مجسمهی تاکسیدرمی شده هنوز پوست تیام روش بود.
اتفاقهای خوب وجود داشتن. آدمهای خوب وجود داشتن. رضا وجود داشت.
ولی....
امیدوارم بتونم تکههای پازلم رو پیدا کنم.
و امیدوارم شما تکهای رو از دست ندین.
۲۹ اسفند ۱۴۰۱
قدرت بقا.
اینکه توی بدترین شرایط تیام، تیامه.
اینکه بالاخره یه طوری به یه نحوی یه راهی پیدا میکنه تا خودش رو نگهداره. چیزی که هست رو داشته باشه و از دستش نده.
یه راهی برای بودن پیدا کنه.
بچهای که بهش قول دادن پری دندون میاد و براش هدیه میاره پس با تمام وجودش از دندونش حفاظت میکنه.
کاری که من همیشه انجام دادم.
حفاظت از خودم و چیزی که هستم. کسی که هستم.
حتی ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ هم نتونست منو از خودم بگیره.
ولی ۱۴۰۱؟
تیام شکست.
تکه تکه شد، خرد شد.
هر روز یک قطعه بیشتر از پازلی که "تیام" رو تشکیل میداد کم میشد. گم میشد و مهم نبود چقدر بگرده، هیچ وقت پیداش نمیکرد.
تیام دیگه تیام نبود. مجسمهی تاکسیدرمی شدهای که با گچ قالب گرفتنش و پوستش رو روش کشیدن و گفتن حالا زندگی کن.
بعضی وقتا یه تیکه رو پیدا میکرد و خوشحال سعی میکرد به بقیه وصلش کنه ولی بعد از کلی تلاش میفهمید که اون یه قطعهی دیگه متعلق یه پازل دیگه از یه زندگی دیگهست.
و همه چی دوباره فرو میریخت.
و تیام فقط میتونست تنها بایسته و از دست دادن وجودش رو ببینه.
و هیچکس نفهمید. چون اون مجسمهی تاکسیدرمی شده هنوز پوست تیام روش بود.
اتفاقهای خوب وجود داشتن. آدمهای خوب وجود داشتن. رضا وجود داشت.
ولی....
امیدوارم بتونم تکههای پازلم رو پیدا کنم.
و امیدوارم شما تکهای رو از دست ندین.
۲۹ اسفند ۱۴۰۱
قشنگترین چیزی که این سریال به من داد همین آهنگه و همین 01:24 ای که بارها اشکم رو در آورد.