Fu Inlé
اینطوری که: - وا مگه چی ازت خواستیم؟ سر کوچهست دیگه ببرش بیا. - یه سوپرمارکت میخوای بری بیایا این اداها چیه. - یه حساب نمیتونی باز کنی خودت؟ و مغز موقع انجام اون کارا: - اگه باهام حرف بزنن چی؟ - دارن نگاهم میکنن نمیتونم نفس بکشم. - نمیتونم باهاش حرف…
توی مسیر آهنگ گوش دادن با صدای بلند واقعا کمک میکرد و حتی به اطراف نگاهم نمیکردم و تمام مدت سرم پایین بود و فقط با ماسل مموری حرکت میکردم. برای همین بعضی وقتها ممکن بود توی محلهی خودمون گم بشم.
آه دوتا آهنگ دیگه مونده تا فرورودین تموم شه.
خوشحالم هر شب بخشی از من رو قبول کردید و آهنگهایی که فرستادم واستون به دلتون نشست. بیاید سال دیگه هم انجامش بدیم ^-^
خوشحالم هر شب بخشی از من رو قبول کردید و آهنگهایی که فرستادم واستون به دلتون نشست. بیاید سال دیگه هم انجامش بدیم ^-^
من واقعا میخوام باادب باشم فحش ندم و جملات قشنگ و کلمات سنگین استفاده کنم. ولی چرا نمیشه یعنی اصلا انگار یه چیزی کمه مفهموم خوب رسونده نمیشه طرف عمق حرفمو درک نمیکنه.
آهنگ امشب رو وقتی گوش میدید به نظر متن مهمی نداره و فقط سنگینی بدی روی قلبتون میاره که حتی دلیلش رو نمیدونید.
حالا، اگه دارید بهش گوش میدید متوقفش کنید.
"مادرش اونقدر که باید براش مادری نکرد. مثل بقیهی مادرهای دیگه نبود و اختلافات زیادش با پدرش هم چیزی رو بهتر نمیکرد. اونقدری از هم فاصله داشتن که حتی میتونست بگه مادرش رو نمیشناسه.
ولی بین همهی اون مشکلات، محبتهای اون زن چیزی بود که از یادش نمیرفت. طوری که صداش میزد جوری که نوازشش میکرد روشی که عشق میورزید.
تا وقتی که سرطان از پا درش آورد و پسر هر روز زجر کشیدنش رو میدید تا جایی که هیچ دارویی روش اثر نداشت.
و توی بیمارستان فقط به یه چیز فکر میکرد.
"قبل از اینکه بمیره باید بهش بگم دوستش دارم."
کنار نشست و گفت و گفت و گفت و گفت.
و بالاخره، مادرش جلوی چشمهاش مادرش مرد."
این آلبوم برای مادرش ساخته شده. از اسم روی آلبوم گرفته تا کاورش و آهنگی که براتون فرستادم.
و حالا میخوام آهنگ رو از اول پلی کنید به حرفهاشون گوش بدین.
حالا، اگه دارید بهش گوش میدید متوقفش کنید.
"مادرش اونقدر که باید براش مادری نکرد. مثل بقیهی مادرهای دیگه نبود و اختلافات زیادش با پدرش هم چیزی رو بهتر نمیکرد. اونقدری از هم فاصله داشتن که حتی میتونست بگه مادرش رو نمیشناسه.
ولی بین همهی اون مشکلات، محبتهای اون زن چیزی بود که از یادش نمیرفت. طوری که صداش میزد جوری که نوازشش میکرد روشی که عشق میورزید.
تا وقتی که سرطان از پا درش آورد و پسر هر روز زجر کشیدنش رو میدید تا جایی که هیچ دارویی روش اثر نداشت.
و توی بیمارستان فقط به یه چیز فکر میکرد.
"قبل از اینکه بمیره باید بهش بگم دوستش دارم."
کنار نشست و گفت و گفت و گفت و گفت.
و بالاخره، مادرش جلوی چشمهاش مادرش مرد."
این آلبوم برای مادرش ساخته شده. از اسم روی آلبوم گرفته تا کاورش و آهنگی که براتون فرستادم.
و حالا میخوام آهنگ رو از اول پلی کنید به حرفهاشون گوش بدین.
ولی من واقعا دارم زجر میکشم و واقعا به یه تراپیست نیاز دارم چون حتی جسمم رو هم درگیر میکنه سر چیزایی که اصلا منطقی نیست و کم کم داره آزار دهنده میشه.
حداقل یاد بگیرم کنترلش کنم.
حداقل بفهمم چمه دقیقا.
حداقل یاد بگیرم کنترلش کنم.
حداقل بفهمم چمه دقیقا.
Fu Inlé
Starset – My Demons
سلام.
پسردایی هفت سالهم داره اینو گوش میده و کاملا معلومه خوشش اومده.
خداحافظ.
پسردایی هفت سالهم داره اینو گوش میده و کاملا معلومه خوشش اومده.
خداحافظ.
ویلن موردعلاقهم 🌱