Fu Inlé – Telegram
من ساعت یازده شب خوابیدم
و شیش صبح بیدار شدم.
می‌تونستم همون موقع پاشم ولی انقدر دلم می‌خواست ادامه‌ی خوابمو ببینم که دوباره خوابیدم....
دارم زندگی جدید کرانک می‌بینم و دلم آب‌آلبالو خواست هق
کل این آرک وان پیس:
منم همینطور کارو، منم همینطور.
Fu Inlé
DIY Personality Test
ن...نه؟ :')

Lable Sticker Test
آره متاسفانه (تیام و سوال‌هاش)
Frequently Spoken Words Test
Fu Inlé
آره متاسفانه (تیام و سوال‌هاش) Frequently Spoken Words Test
(Unstoppable talking skill) yeah not sorry about that ~
Earth Personality Test
Fu Inlé
و دوباره.... خواب این دفعه حتی بهترم بود کز داشت جسپر داشت 🥹
وای بذارین یه تیکه‌شو تعریف کنم.
توی دنیایی که داستان شکل می‌گرفت. یه سری خیابون‌های موازی وجود داشت که به وسیله‌ی یه اتوبان بهم وصل می‌شدن.
به این شکل:

___|
___|
___|
___|

بعد این خیابون‌ها هرکدوم شرایط جوی و محیطی خاصی داشتن. مثلا یه خیابون کاملا غروب بود. یکی کاملا طلوع. یکی زمستون و یکی پاییز. ولی از طریق اتوبان نمی‌شد بهشون برسی. چون کلش رو مه گرفته بود و اونجا همیشه شب بود. و کسی نمی‌دونست توی مه چی چیزی زندگی می‌کنه.
به جاش یه سری درهای خاص بودن که توی یه موقعیت خاص می‌تونستی ازشون استفاده کنی. و یه شب اون درها بهم ریختن و همزمان همه‌شون شروع به فعالیت کردن.
و ما باید می‌فهمیدیم مشکل از کجاست.