Fu Inlé – Telegram
نیازمندی‌ها: دزدیدن کلاسورت. اخیرا اون‌قدر جذب سلتیک‌ شدم که توی خوابم یه سری به یه زبانی که مطمئن نبودم ایرلندیه یا اسکاتلندی‌گلیک یا ولزی. ولی مطمئن یکی از این سه‌تا بود، چون وقتی حرف می‌زد جملاتش توی هوا معلق می‌شدن.
در ضمن یه شنل سیاه و یه کلاغ هم داشت، تقریبا شبیه موریگان بود.
و خب:
Cú = dog = Irish
Cù = dog = Scottish
دو ماهه گالیک اسکاتلندی رو به صورت جدی شروع کردم و باید بگم یکی از زیباترین زبان‌هاییه که بهش برخوردم. نحوه‌ی تلفظ کلمات و املاشون و قواعدی که دارن تماما مثل یه بازی می‌مونه و از یادگیری‌ش فقط می‌شه لذت برد.
یادگیری دوتا زبان همزمان که هیچ ربطی بهم ندارن کار سختیه و باید یکی رو اولویت اصلی بذارم و وقت بیشتری رو به اون اختصاص بدم (در حالی که همزمان انگلیسی رو هم تقویت می‌کنم) ولی بهترین تصمیمیه که برای خودم و روانم گرفتم.
مربع کشیدن رو دوست دارم
خانواده تصمیم گرفتن امشب The Last Voyage of the Demeter ببینن.
قراره یه دیدار با دراکولا داشته باشیم.
قراره با سعیده شاهنامه بخونیم.
خوشحالم ~
خودکارم پیدا شد. لای مبل بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیام بی لایک:
Forwarded from کشوی شماره‌ی هفت (𝄢)
Fu Inlé
دلم برای پینگ پنگ تنگ شده
راکتم و توپاشو پیدا کردم :))
بریم هارتلس بخونیم ~
ولی لطفا اجازه ندید تا صبح بیدار بمونم تمومش کنم
Forwarded from Hidden Chat
می‌شه لطفا اسم کتاب‌ها و مجموعه‌های مورد علاقه‌ت رو بگی؟ می‌دونم اسم بردن سخته واسه همین تعداد خاصی تعیین نکردم، فقط هر چی به ذهنت اومد ^^
Hidden Chat
می‌شه لطفا اسم کتاب‌ها و مجموعه‌های مورد علاقه‌ت رو بگی؟ می‌دونم اسم بردن سخته واسه همین تعداد خاصی تعیین نکردم، فقط هر چی به ذهنت اومد ^^
من هرچقدر هم کتاب بخونم باز اونهایی نمی‌شن که بچگی و نوجوانیم رو باهاشون گذروندم. پس هر اسمی ببرم به همون دوران برمی‌گرده که خوندمشون.
-Earthsea
-Rowan of Rin
-Fire Thief
-The Lord of The Rings
-Artemis Fowl
-The Saga of Darren Shan
-Cat Royal
-Inkheart
-Deltora Quest
-The Chronicles of Narnia
-Hunger games
-The Secrets of the Immortal Nicholas Flamel
-The Demonata

و خیلیای دیگه که الان حضور ذهن ندارم
یادمه پنجم دبستان بودم هر روز دعا می‌کردم مدرسه تموم شه برم خونه آرتمیس و نبرد با شیاطین بخونم. تندخوان نبودم و همین باعث می‌شد ساعت‌های طولانی‌تری واسه‌ش بذارم (خود ده ساله‌م اگه ببینه توانایی خوندن هزار صفحه توی یک روز رو دارم از خوشحالی گریه می‌کنه). یادمه دیموناتا رو بغل می‌کردم می‌خوابیدم و همیشه دوست داشتم هالی شورتی باشم که آرتمیس داره.
کتاب‌هاش هاردکاور و خوشگل بودن و نسبت به کتاب‌های دیگه یکم کوچیک‌تر و تصویر داشتن و نقشه داشتن و هزاران بار پشت سر هم می‌خوندمشون.
Forwarded from Hidden Chat
در پاسخ این پیام نوشت:

خرکیف ^^
بعد مترجمش وقتی ازش پرسیدن چرا این شکلی ترجمه کردی، گفته من هر چی صلاح بدونم ترجمه می‌کنم و خواننده‌های این کتاب‌ها هم یا بچه‌ن یا آدم‌های سطحی و کوته‌فکرن، پس اهمیتی نداره.

چندجا هم گفت تغییر داده و می‌خواسته پایانم عوض کنه ولی ناشر گفته نه دیگه... :/