Fu Inlé – Telegram
Misery
Memphis May Fire
I had to die to find
What I've been missing
Breathing
Magnolia Park, nothing,nowhere.
Do you ever feel alone?
دوست دوران دبیرستانم بعد از دوسال بهم مسیج داد و هم خوشحالم هم ناراحت.
ناراحت بخاطر اینکه چرا این همه مدت سراغش رو نگرفتم. قول دادم به خودم یادم نره دیگه...
But I like feeling needed.
سلما داره با هر کلمه‌ای که از دهن من در میاد یکسال از عمرش رو از دست می‌ده
می‌خوام زبان اشاره یاد بگیرم
Forgive me, Father, for I am about to sin. 
داشتم کتاب می‌خوندم بحث میراث و وراثت بود و من حدود نیم ساعت داشتم فکر می‌کردم اگه کی با کی ازدواج کنه جز ورثه حساب می‌شه و طبق قانون باید بهش ارث برسه و یک دفعه یادم افتاد کتابی که دارم می‌خونم اتفاقاتش وسط آمریکا شکل گرفتن نه زاهدان.
Forwarded from پیله🪻 (智焱)
پیله🪻
Photo
⌜⭒𝐑𝐢𝐯𝐞𝐫: 𝐈 𝐜𝐚𝐧’𝐭 𝐥𝐞𝐭 𝐲𝐨𝐮 𝐝𝐢𝐞—
⭒𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐨𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐁𝐮𝐭 𝐈 𝐡𝐚𝐯𝐞 𝐭𝐨 𝐝𝐢𝐞!
⭒𝐑𝐢𝐯𝐞𝐫: 𝐒𝐡𝐮𝐭 𝐮𝐩! 𝐈 𝐜𝐚𝐧’𝐭 𝐥𝐞𝐭 𝐲𝐨𝐮 𝐝𝐢𝐞 𝐰𝐢𝐭𝐡𝐨𝐮𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰𝐢𝐧𝐠 𝐲𝐨𝐮 𝐚𝐫𝐞 𝐥𝐨𝐯𝐞𝐝. 𝐁𝐲 𝐬𝐨 𝐦𝐚𝐧𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐨 𝐦𝐮𝐜𝐡. 𝐀𝐧𝐝 𝐛𝐲 𝐧𝐨 𝐨𝐧𝐞 𝐦𝐨𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐚𝐧 𝐦𝐞.⌟

#DoctorWho
⌜⭒𝐑𝐢𝐯𝐞𝐫: 𝐈’𝐥𝐥 𝐬𝐮𝐟𝐟𝐞𝐫 𝐢𝐟 𝐈 𝐡𝐚𝐯𝐞 𝐭𝐨 𝐤𝐢𝐥𝐥 𝐲𝐨𝐮.
⭒𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐨𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐌𝐨𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐚𝐧 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐥𝐢𝐯𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐮𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞?!
⭒𝐑𝐢𝐯𝐞𝐫: 𝐘𝐞𝐬.⌟

#DoctorWho
⌜⭒𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐨𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐀𝐧𝐝 𝐲𝐨𝐮 𝐚𝐫𝐞 𝐟𝐨𝐫𝐠𝐢𝐯𝐞𝐧. 𝐀𝐥𝐰𝐚𝐲𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐥𝐲 𝐟𝐨𝐫𝐠𝐢𝐯𝐞𝐧⌟

#DoctorWho
The Young Elites🐺
کامیلا سیلویانو، از معشو‌ق‌های ملکه ژولیتا و تنها دختری که ژولیتا باهاش رابطه داره. در واقع وقتی که ژولیتا متوجه می‌شه کامیلا یک بازمانده‌ست و با قدرتش می‌تونه خون و در نتیجه بدن رو به فرمان خودش در بیاره، دختر خدمتکار رو گزینه خوبی برای خدمت به خودش می‌بینه.
ژولیتا می‌دونست فقط با تهدید نمی‌تونه کار رو پیش ببره، برای همین از نگاه‌های شیفته کامیلا به خودش استفاده کرد و ازش یک معشوق‌ شکنجه‌گر ساخت.
کامیلا بیشتر وقتش رو صرف خوندن کتاب‌های تاریخی می‌کرد تا در یافتن الگوی سیاسی برای موفقیت‌های ژولیتا، موفق‌تر بشه.
کامیلا قبل از تب‌خون، پوست تیره و چشم‌های آبی داشت، اما بعد پوستش کاملا رنگ‌پریده و چشم‌هاش خاکستری شدن. نشونه‌هاش چندان واضح محسوب نمی‌شدن و می‌تونست با لوازم آرایشی اون‌ها رو پنهان کنه‌.
کامیلا به شکل سمی‌ای، عاشق و مطیع ملکه ژولیتا بود‌ و مرگش باعث شد تنها خواسته‌ش، انتقام از آدلینا باشه.
وقتی که کامیلا به سراغ آدلینا می‌ره، آدلینا توهم چهره ژولیتا رو روی خودش اجرا می‌کنه و باعث می‌شه کامیلا هم مثل ترن، پیشش خلع سلاح شه.
آدلینا از کامیلا می‌خواد که بهش ملحق شه و کامیلا می‌گه ترجیح می‌ده بمیره؛ اما آدلینا حتی حبسش نمی‌کنه و فقط با توهم دائمی چهره ژولیتا احساساتش رو بهم می‌ریزه.
آدلینا بهش می‌گه یه موجود احمقه که با وجود قدرتش، تنها وظیفه خودش رو خدمت به ملکه‌ش می‌دیده و در حالی که اون ملکه چیزی جز یه سواستفاده‌گر نیست و قطعا عشقش نمی‌تونه واقعی باشه، وقتی که با همین راه چندین خدمتگذار وفادار برای خودش جمع می‌کنه.
آدلینا می‌دونست راه سست کردن کامیلا محبت و توجهه، کم‌کم چهره ژولیتا رو کنار می‌ذاره و سعی می‌کنه کامیلا رو نرم کنه. در واقع در تقلید از روش ژولیتا، این کار رو به شکل عاشقانه و جسمی پیش برد.
کامیلا آروم شد، اما مطیع و احمق نه. احساسات شدید اخیرش باعث می‌شن بخواد همه‌چیز رو کم‌تر حس کنه و بالاخره کامیلایی که خودش توانایی تصمیم گرفتن داره، به وجود میاد‌.
در واقع قصد آدلینا برعکس عمل کرد و خودش به کامیلا علاقمند شد، چون‌ خودش حتی بیشتر تشنه محبت و توجه بود. کامیلا رو درک می‌کرد و بهش می‌گفت لازم نیست حتی پیشش بمونه و تصمیم خودش مهمه، شخصیت خودش که سال‌ها پشت ژولیتا قایم شده، نباید همچنان مخفی بمونه.
کامیلا عاشق آدلینا شد اما این بار به شکلی طبیعی و واقع‌گرایانه. برای همین وقتی که آدلینا دیوونه می‌شه، کامیلا ترجیح می‌ده ترکش کنه. رفتنش، آدلینا رو می‌شکنه.
با این حال کامیلا چندان دور نمی‌شه و از دور‌ و‌ مخفیانه به‌ انجمن‌ رز نگاه می‌کنه و حتی گاهی در جنگ‌ها، به شکل ناشناس شرکت می‌کنه تا از آدلینا محافظت کنه.
بعد از مرگ آدلینا، صورت فلکی چهره‌ش رو تشخیص می‌ده. بیشتر از غم احساس آرامش داشت. آدلینا الان بین ستاره‌ها حالش بهتر بود، مگه نه؟

For Fire Dragon