⌜⭒𝐑𝐢𝐯𝐞𝐫: 𝐈’𝐥𝐥 𝐬𝐮𝐟𝐟𝐞𝐫 𝐢𝐟 𝐈 𝐡𝐚𝐯𝐞 𝐭𝐨 𝐤𝐢𝐥𝐥 𝐲𝐨𝐮.
⭒𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐨𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐌𝐨𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐚𝐧 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐥𝐢𝐯𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐮𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞?!
⭒𝐑𝐢𝐯𝐞𝐫: 𝐘𝐞𝐬.⌟
✎#DoctorWho
⭒𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐨𝐜𝐭𝐨𝐫: 𝐌𝐨𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐚𝐧 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐥𝐢𝐯𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐮𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞?!
⭒𝐑𝐢𝐯𝐞𝐫: 𝐘𝐞𝐬.⌟
✎#DoctorWho
Forwarded from ᵂᴿᴵᵀᴵᴺᴳ𝙘𝙝𝙖𝙡𝙡𝙚𝙣𝙜𝙚
The Young Elites🐺
کامیلا سیلویانو، از معشوقهای ملکه ژولیتا و تنها دختری که ژولیتا باهاش رابطه داره. در واقع وقتی که ژولیتا متوجه میشه کامیلا یک بازماندهست و با قدرتش میتونه خون و در نتیجه بدن رو به فرمان خودش در بیاره، دختر خدمتکار رو گزینه خوبی برای خدمت به خودش میبینه.
ژولیتا میدونست فقط با تهدید نمیتونه کار رو پیش ببره، برای همین از نگاههای شیفته کامیلا به خودش استفاده کرد و ازش یک معشوق شکنجهگر ساخت.
کامیلا بیشتر وقتش رو صرف خوندن کتابهای تاریخی میکرد تا در یافتن الگوی سیاسی برای موفقیتهای ژولیتا، موفقتر بشه.
کامیلا قبل از تبخون، پوست تیره و چشمهای آبی داشت، اما بعد پوستش کاملا رنگپریده و چشمهاش خاکستری شدن. نشونههاش چندان واضح محسوب نمیشدن و میتونست با لوازم آرایشی اونها رو پنهان کنه.
کامیلا به شکل سمیای، عاشق و مطیع ملکه ژولیتا بود و مرگش باعث شد تنها خواستهش، انتقام از آدلینا باشه.
وقتی که کامیلا به سراغ آدلینا میره، آدلینا توهم چهره ژولیتا رو روی خودش اجرا میکنه و باعث میشه کامیلا هم مثل ترن، پیشش خلع سلاح شه.
آدلینا از کامیلا میخواد که بهش ملحق شه و کامیلا میگه ترجیح میده بمیره؛ اما آدلینا حتی حبسش نمیکنه و فقط با توهم دائمی چهره ژولیتا احساساتش رو بهم میریزه.
آدلینا بهش میگه یه موجود احمقه که با وجود قدرتش، تنها وظیفه خودش رو خدمت به ملکهش میدیده و در حالی که اون ملکه چیزی جز یه سواستفادهگر نیست و قطعا عشقش نمیتونه واقعی باشه، وقتی که با همین راه چندین خدمتگذار وفادار برای خودش جمع میکنه.
آدلینا میدونست راه سست کردن کامیلا محبت و توجهه، کمکم چهره ژولیتا رو کنار میذاره و سعی میکنه کامیلا رو نرم کنه. در واقع در تقلید از روش ژولیتا، این کار رو به شکل عاشقانه و جسمی پیش برد.
کامیلا آروم شد، اما مطیع و احمق نه. احساسات شدید اخیرش باعث میشن بخواد همهچیز رو کمتر حس کنه و بالاخره کامیلایی که خودش توانایی تصمیم گرفتن داره، به وجود میاد.
در واقع قصد آدلینا برعکس عمل کرد و خودش به کامیلا علاقمند شد، چون خودش حتی بیشتر تشنه محبت و توجه بود. کامیلا رو درک میکرد و بهش میگفت لازم نیست حتی پیشش بمونه و تصمیم خودش مهمه، شخصیت خودش که سالها پشت ژولیتا قایم شده، نباید همچنان مخفی بمونه.
کامیلا عاشق آدلینا شد اما این بار به شکلی طبیعی و واقعگرایانه. برای همین وقتی که آدلینا دیوونه میشه، کامیلا ترجیح میده ترکش کنه. رفتنش، آدلینا رو میشکنه.
با این حال کامیلا چندان دور نمیشه و از دور و مخفیانه به انجمن رز نگاه میکنه و حتی گاهی در جنگها، به شکل ناشناس شرکت میکنه تا از آدلینا محافظت کنه.
بعد از مرگ آدلینا، صورت فلکی چهرهش رو تشخیص میده. بیشتر از غم احساس آرامش داشت. آدلینا الان بین ستارهها حالش بهتر بود، مگه نه؟
For Fire Dragon
کامیلا سیلویانو، از معشوقهای ملکه ژولیتا و تنها دختری که ژولیتا باهاش رابطه داره. در واقع وقتی که ژولیتا متوجه میشه کامیلا یک بازماندهست و با قدرتش میتونه خون و در نتیجه بدن رو به فرمان خودش در بیاره، دختر خدمتکار رو گزینه خوبی برای خدمت به خودش میبینه.
ژولیتا میدونست فقط با تهدید نمیتونه کار رو پیش ببره، برای همین از نگاههای شیفته کامیلا به خودش استفاده کرد و ازش یک معشوق شکنجهگر ساخت.
کامیلا بیشتر وقتش رو صرف خوندن کتابهای تاریخی میکرد تا در یافتن الگوی سیاسی برای موفقیتهای ژولیتا، موفقتر بشه.
کامیلا قبل از تبخون، پوست تیره و چشمهای آبی داشت، اما بعد پوستش کاملا رنگپریده و چشمهاش خاکستری شدن. نشونههاش چندان واضح محسوب نمیشدن و میتونست با لوازم آرایشی اونها رو پنهان کنه.
کامیلا به شکل سمیای، عاشق و مطیع ملکه ژولیتا بود و مرگش باعث شد تنها خواستهش، انتقام از آدلینا باشه.
وقتی که کامیلا به سراغ آدلینا میره، آدلینا توهم چهره ژولیتا رو روی خودش اجرا میکنه و باعث میشه کامیلا هم مثل ترن، پیشش خلع سلاح شه.
آدلینا از کامیلا میخواد که بهش ملحق شه و کامیلا میگه ترجیح میده بمیره؛ اما آدلینا حتی حبسش نمیکنه و فقط با توهم دائمی چهره ژولیتا احساساتش رو بهم میریزه.
آدلینا بهش میگه یه موجود احمقه که با وجود قدرتش، تنها وظیفه خودش رو خدمت به ملکهش میدیده و در حالی که اون ملکه چیزی جز یه سواستفادهگر نیست و قطعا عشقش نمیتونه واقعی باشه، وقتی که با همین راه چندین خدمتگذار وفادار برای خودش جمع میکنه.
آدلینا میدونست راه سست کردن کامیلا محبت و توجهه، کمکم چهره ژولیتا رو کنار میذاره و سعی میکنه کامیلا رو نرم کنه. در واقع در تقلید از روش ژولیتا، این کار رو به شکل عاشقانه و جسمی پیش برد.
کامیلا آروم شد، اما مطیع و احمق نه. احساسات شدید اخیرش باعث میشن بخواد همهچیز رو کمتر حس کنه و بالاخره کامیلایی که خودش توانایی تصمیم گرفتن داره، به وجود میاد.
در واقع قصد آدلینا برعکس عمل کرد و خودش به کامیلا علاقمند شد، چون خودش حتی بیشتر تشنه محبت و توجه بود. کامیلا رو درک میکرد و بهش میگفت لازم نیست حتی پیشش بمونه و تصمیم خودش مهمه، شخصیت خودش که سالها پشت ژولیتا قایم شده، نباید همچنان مخفی بمونه.
کامیلا عاشق آدلینا شد اما این بار به شکلی طبیعی و واقعگرایانه. برای همین وقتی که آدلینا دیوونه میشه، کامیلا ترجیح میده ترکش کنه. رفتنش، آدلینا رو میشکنه.
با این حال کامیلا چندان دور نمیشه و از دور و مخفیانه به انجمن رز نگاه میکنه و حتی گاهی در جنگها، به شکل ناشناس شرکت میکنه تا از آدلینا محافظت کنه.
بعد از مرگ آدلینا، صورت فلکی چهرهش رو تشخیص میده. بیشتر از غم احساس آرامش داشت. آدلینا الان بین ستارهها حالش بهتر بود، مگه نه؟
For Fire Dragon
شت من خودم چالش داشتم
یادم رفت کلا....
یادم بندازین این لطفا این چیزها رو من خیلی وقتها یادم میمونه باید چه کاری انجام میدادم.
یادم رفت کلا....
یادم بندازین این لطفا این چیزها رو من خیلی وقتها یادم میمونه باید چه کاری انجام میدادم.
واقعا حافظهم اذیتم میکنه. حتی بخاطرش دکتر هم رفتم ولی فعلا کاری نمیتونم واسهش بکنم. یادآور اتفاقات و کارهایی که باید انجام بدم خیلی واسهم سخت میشه و بعضی وقتها فقط چند ثانیه طول میکشه تا فراموشش کنم.
سعی کردم لیست برای خودم درست کنم ولی چندبار که وجود همون لیست رو هم یادم رفت بیخیالش شدم و لیست رو پرت کردم توی کشو =)
[-What’s wrong with you?
+If you want a full list we might be here a while.]
Happy birthday The Mad one 🌻
+If you want a full list we might be here a while.]
Happy birthday The Mad one 🌻
⌜⭒𝐋𝐮𝐜𝐚: 𝐀𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐲 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐅𝐚𝐥𝐜𝐨𝐧𝐞 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫𝐬 𝐬𝐚𝐧𝐞?
⭒ 𝐑𝐞𝐦𝐨: 𝐖𝐡𝐚𝐭 𝐢𝐬 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐝𝐞𝐟𝐢𝐧𝐢𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐬𝐚𝐧𝐢𝐭𝐲?⌟
✎#TwistedEmotions
⭒ 𝐑𝐞𝐦𝐨: 𝐖𝐡𝐚𝐭 𝐢𝐬 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐝𝐞𝐟𝐢𝐧𝐢𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐬𝐚𝐧𝐢𝐭𝐲?⌟
✎#TwistedEmotions