Fu Inlé
Proud ~
هنوز بعضی وقتها باورم نمیشه دیگه عینک ندارم. شبها موقع خواب ناخوداگاه دستم میره سمت چشمم که برش دارم و موقع فیلم میخوام بدمش عقب. برای خیلیا عینک چیز خاصی نیست ولی منی که نمرهی چشمم ۱۳ و ۱۱ بود واقعا زندگیم عوض شد.
از این به بعد کتاب فردام رو میدم شما انتخاب کنین. یعنی هر شب باهم تصمیم میگیریم که من فردا چی بخونم.
(لطفا نجاتم بدین.)
(لطفا نجاتم بدین.)
اولی که از اسمش مشخصه چیه. دومی هم درمورد زندگی مردم ایتالیا بعد از جنگ جهانی دوم و تاثیرات جنگ روی زندگیشونه.
من کلا از مهمون خوشم نمیاد خب؟ ولی مهمونی که ساعت ده صبح زنگ میزنه میگه ما تو راهیم رو باید چوب کرد تو ک-