Fu Inlé
Red Hot Chili Peppers – Californication
من واقعا جملهی اول این آهنگ رو دوست دارم. همین یک خط همراه با اسم آهنگ توضیح کاملیه درمورد اینکه چی توش قراره گفته بشه.
Psychic spies from China try to steal your mind’s elation.
Psychic spies from China try to steal your mind’s elation.
میرسیم به سال 1196, زمانی که William of Newburgh کتاب the History of English Affairs رو نوشت و دوسال بعدش هم مرد.
اولین استفاده از reveniens توی این کتاب بوده، به معنی بازگشت، برگشتن. و برای شرایط ماورالطبیعهای استفاده میشه که توش یک فرد از مرگ برمیگرده. و تقریبا تمام داستانهای خاص گفته شدهی توی این کتاب درمورد همینه.
اولین استفاده از reveniens توی این کتاب بوده، به معنی بازگشت، برگشتن. و برای شرایط ماورالطبیعهای استفاده میشه که توش یک فرد از مرگ برمیگرده. و تقریبا تمام داستانهای خاص گفته شدهی توی این کتاب درمورد همینه.
- داستان درمورد زنیه که شوهرش به تازگی فوت شده. و یک شب از مرگ میگرده و تلاش میکنه و توی تخت به زنش بپیونده و تقریبا با زن غیرطبیعیش زن رو له میکنه.
و این ملاقاتها همچنان ادامه داره. ولی نه فقط با همسرش، مرد به همسایههاشون هم سر میزنه و کم کم اونقدر قدرت پیدا میکنه که هر شب بدون اینکه براش مشکلی پیش بیاد توی کوچهها میچرخه.
و مردم مجبور میشن از کیششون بخوان که با پاپ تماس بگیره تا مشکل رو حل کنن.
پاپ دستور میده تابوت مرد باز بشه و Letter of Absolutionی که براش نوشته رو به سینهش بچسبونه و دوباره خاکش کنن.
حالا Letter of Absolution چیه؟ متنیه که برای آمرزش فرد فوت شده از تمامی گناهان و اشتباهاتی که انجام داده نوشته میشه و به صورتی زنجیر گناهی که اون فرد رو به دنیای زندهها پیوند میده قطع میکنه.
و بعد از اون دیگه هیچکس اون مرد رو ندید.
و این ملاقاتها همچنان ادامه داره. ولی نه فقط با همسرش، مرد به همسایههاشون هم سر میزنه و کم کم اونقدر قدرت پیدا میکنه که هر شب بدون اینکه براش مشکلی پیش بیاد توی کوچهها میچرخه.
و مردم مجبور میشن از کیششون بخوان که با پاپ تماس بگیره تا مشکل رو حل کنن.
پاپ دستور میده تابوت مرد باز بشه و Letter of Absolutionی که براش نوشته رو به سینهش بچسبونه و دوباره خاکش کنن.
حالا Letter of Absolution چیه؟ متنیه که برای آمرزش فرد فوت شده از تمامی گناهان و اشتباهاتی که انجام داده نوشته میشه و به صورتی زنجیر گناهی که اون فرد رو به دنیای زندهها پیوند میده قطع میکنه.
و بعد از اون دیگه هیچکس اون مرد رو ندید.
- داستان دوم توی اسکاتلند اتفاق میفته. درمورد مردیه برای زنی در نزدیکی صومعهی ملروز کار میکنه. ولی تمام وظایف دینیش رو نادیده میگیره و ترجیح میده وقتش رو با شکار بگذرونه. و بخاطر همین پیوندش با این دنیا قطع نمیشه و کمی بعد از مرگش، برمیگرده.
اول تلاش میکنه تا وارد صومعه بشه ولی تقدس اونجا مثل به حصار عمل میکنه و مانع ورودش میشه. پس مقصدش رو تغییر میده و زنی که براش کار میکرده رو دنبال میکنه تا جایی که کنار قبرش یک راهب برای نگهبانی گذاشته و در آخر تابوتش رو میسوزونن.
اول تلاش میکنه تا وارد صومعه بشه ولی تقدس اونجا مثل به حصار عمل میکنه و مانع ورودش میشه. پس مقصدش رو تغییر میده و زنی که براش کار میکرده رو دنبال میکنه تا جایی که کنار قبرش یک راهب برای نگهبانی گذاشته و در آخر تابوتش رو میسوزونن.
چند داستان دیگه هم داره ولی چون نمیدونم چقدر میخواید با جزئیات توضیح بدم فعلا چیزی نمیگم.
ولاد بین سالهای 1429-1428 توی ترانسیلوانیای رومانی به دنیا اومد. اسم Dracula به معنی اژدها بخاطر عضویت پدرش توی محفل اژدها که محافظ مسیحیت بودن بهش رسید. که حالا این داستان خودش رو داره و اونقدر ربطی به موضوع ما نداره.
ولاد و برادرش توی سال 1442 توسط سربازهای عثمانی به اسارت گرفته میشن. و مدت زمانی که توی قلعهی توقات اسیر بوده تقریبا تمام شخصیتش رو عوض میکنه و میل به انتقام از هرکسی که دربرابرش وایسه رو هزار برابر کرد.
ولاد سه بار روی تخت پادشاهی نشست و برکنار شد. و توی این سه بار توی جنگهای زیادی شرکت کرد. و از روشهای خلاقانهای برای شکنجه استفاده میکرد که واقعیت وجود بعضیهاش هنوز هم مشخص نیست.
مثلا؟ میگن که ولاد بچهها رو میپخت و به خورد مادرهاشون میداد. سینهی زنها رو میبرد و به خورد همسرهاشون میداد. مسلمونها رو توی آب جوش مینداخت و به چهارمیخ میکشید و به نمایش عموم در میورد.
مثلا؟ میگن که ولاد بچهها رو میپخت و به خورد مادرهاشون میداد. سینهی زنها رو میبرد و به خورد همسرهاشون میداد. مسلمونها رو توی آب جوش مینداخت و به چهارمیخ میکشید و به نمایش عموم در میورد.
اسیرهاش رو روی یک چوب تیز مینشوند و چوب به تدریج بخاطر وزن فرد توش فرو میرفت تا وقتی که کامل وارد بشه و بمیره. زنده دفن میکرد. زنده پوست میکند و هیچ چیزی رو فقط در حد تئوری باقی نمیذاشت.
و افسانهی ولاد خونآشام از اونجا شکل میگیره که ولاد برای پیروزی در برابر عثمانیها درخواست میکنه که به خونآشام تبدیل بشه.
تا نزدیک یک قرن همه چی آروم بود تا اینکه در سال 1560، Elizabeth Bathory به دنیا میاد.