Fu Inlé
⌜⭒𝐓𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐚𝐬 𝐝𝐢𝐫𝐭 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐭𝐢𝐩 𝐨𝐟 𝐡𝐞𝐫 𝐧𝐨𝐬𝐞. 𝐈𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐡𝐚𝐝𝐨𝐰𝐬 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐫𝐞𝐚𝐭 𝐨𝐚𝐤𝐬 𝐚𝐫𝐨𝐮𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞𝐦, 𝐡𝐞𝐫 𝐝𝐚𝐫𝐤 𝐞𝐲𝐞𝐬 𝐬𝐡𝐨𝐧𝐞 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐞𝐱𝐜𝐢𝐭𝐞𝐦𝐞𝐧𝐭. 𝐀 𝐜𝐮𝐫𝐥 𝐨𝐟 𝐡𝐚𝐢𝐫 𝐜𝐥𝐮𝐧𝐠 𝐝𝐚𝐦𝐩𝐥𝐲 𝐭𝐨 𝐡𝐞𝐫 𝐥𝐢𝐩. 𝐇𝐞𝐫 𝐜𝐡𝐞𝐞𝐤𝐬 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐩𝐢𝐧𝐜𝐡𝐞𝐝 𝐩𝐢𝐧𝐤 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐅𝐞𝐛𝐫𝐮𝐚𝐫𝐲 𝐰𝐢𝐧𝐝. 𝐇𝐞𝐫 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞 𝐟𝐥𝐚𝐬𝐡𝐞𝐝 𝐚𝐭 𝐡𝐢𝐦, 𝐚 𝐛𝐫𝐢𝐞𝐟, 𝐫𝐚𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠.…
طوری که هرماینی توی ذهنش انقدر با جزئیات توصیف میشه باعث میشه بخوام سرمو بکوبم تو دیوار.
⌜⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐇𝐨𝐰 𝐝𝐢𝐝 𝐲𝐨𝐮 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐈 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐝𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐞𝐬𝐩𝐫𝐞𝐬𝐬𝐨?
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐈𝐭 𝐬𝐞𝐞𝐦𝐞𝐝 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐬𝐭𝐲𝐥𝐞.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐁𝐨𝐥𝐝? 𝐁𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫?
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐎𝐯𝐞𝐫𝐩𝐫𝐢𝐜𝐞𝐝.⌟
✎#DMATMOOBIL
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐈𝐭 𝐬𝐞𝐞𝐦𝐞𝐝 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐬𝐭𝐲𝐥𝐞.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐁𝐨𝐥𝐝? 𝐁𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫?
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐎𝐯𝐞𝐫𝐩𝐫𝐢𝐜𝐞𝐝.⌟
✎#DMATMOOBIL
من از اوناییم که وقتی یه چیزی رو شروع میکنن بخونن تا وقتی تموم نشه زمین نمیذارنش. ولی واقعا دلم نمیاد این زود تموم شه. قطره قطره دارم میخونمش و از اینکه چپتر هفت از سی و ششم ناراحتم. TT
✎#DMATMOOBIL
✎#DMATMOOBIL
I wouldn't wish potato deprivation on my worst enemy. ✨I'm not British.✨
Fu Inlé
↳「#TeenWolf 🐺」
طوری که خوشحال دنی بهش پیشنهاد داده و واقعا اگه دنی میگفت جدیه، انجامش میداد و تا آخر عمرش بهش افتخار میکرد.
Fu Inlé
Video
بچهها این قشنگترین انمیز تو لاورزیه که میتونه وجود داشته باشه. یعنی آخه! لیام رسما جز کسایی بود که فرستادنش جهنم!
فاکینگ جهنم.
فاکینگ جهنم.
و بعدش چی؟ تنها کسی بود که یادش موند تئویی هم وجود داره و تصمیم گرفت آزادش کنه و مسئولیت حضورش رو قبول کرد.
و تئویی که با استرس به شمشیر نگاه میکرد و هر شب با کابوس بیرون کشیده شدن قلبش از خواب میپرید و میدید خودش نزدیکه انجامش بده. و باز هم هیچکس مثل لیام این بچه رو نشناخت چون هیچکس حتی وقت نذاشت که باهاش صحبت کنه بفهمه مشکل از کجاست.