کلماتش انگار دارن نوازشت میکنن انقدر که نرم نوشته شدن. امیدوارم همینطوری پیش بره و نوازشش تبدیل به سیلی نشه.
داستان درمورد ادلاینه، دختری که دعا میکنه که آزاد باشه، زمان داشته باشه و بتونه دنیا رو ببینه. دعاش توسط تاریکی جواب داده میشه ولی در ازاش، هرکس ادلاین رو ببینه فراموشش میکنه. ادلاین به هیچکس و هیچکجا تعلق نداره.
و من فقط سه چپتر خوندم ولی نویسنده انگار کلماتش رو قبل از نوشتن صیقل میده. طوری که دوست داری بلند یخونیشون فقط برای اینکه بتونی روی زبونت مزه مزه کنی و ببینی واقعا همینقدر نرم هستن یا نه.
واقعا امیدوارم ناامیدم نکنه.
و من فقط سه چپتر خوندم ولی نویسنده انگار کلماتش رو قبل از نوشتن صیقل میده. طوری که دوست داری بلند یخونیشون فقط برای اینکه بتونی روی زبونت مزه مزه کنی و ببینی واقعا همینقدر نرم هستن یا نه.
واقعا امیدوارم ناامیدم نکنه.
⌜⭒“𝐀 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦𝐞𝐫,” 𝐬𝐜𝐨𝐫𝐧𝐬 𝐡𝐞𝐫 𝐦𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫.
“𝐀 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦𝐞𝐫,” 𝐦𝐨𝐮𝐫𝐧𝐬 𝐡𝐞𝐫 𝐟𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫.
“𝐀 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦𝐞𝐫,” 𝐰𝐚𝐫𝐧𝐬 𝐄𝐬𝐭𝐞𝐥𝐞.⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
“𝐀 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦𝐞𝐫,” 𝐦𝐨𝐮𝐫𝐧𝐬 𝐡𝐞𝐫 𝐟𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫.
“𝐀 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦𝐞𝐫,” 𝐰𝐚𝐫𝐧𝐬 𝐄𝐬𝐭𝐞𝐥𝐞.⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
⌜⭒"𝐈 𝐚𝐦 𝐬𝐭𝐫𝐨𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐭𝐡𝐚𝐧 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐠𝐨𝐝 𝐚𝐧𝐝 𝐨𝐥𝐝𝐞𝐫 𝐭𝐡𝐚𝐧 𝐲𝐨𝐮𝐫 𝐝𝐞𝐯𝐢𝐥. 𝐈 𝐚𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐝𝐚𝐫𝐤𝐧𝐞𝐬𝐬 𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐬𝐭𝐚𝐫𝐬, 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐫𝐨𝐨𝐭𝐬 𝐛𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐞𝐚𝐫𝐭𝐡. 𝐈 𝐚𝐦 𝐩𝐫𝐨𝐦𝐢𝐬𝐞, 𝐚𝐧𝐝 𝐩𝐨𝐭𝐞𝐧𝐭𝐢𝐚𝐥, 𝐚𝐧𝐝 𝐰𝐡𝐞𝐧 𝐢𝐭 𝐜𝐨𝐦𝐞𝐬 𝐭𝐨 𝐩𝐥𝐚𝐲𝐢𝐧𝐠 𝐠𝐚𝐦𝐞𝐬, 𝐈 𝐝𝐢𝐯𝐢𝐧𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐫𝐮𝐥𝐞𝐬, 𝐈 𝐬𝐞𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐢𝐞𝐜𝐞𝐬, 𝐚𝐧𝐝 𝐈 𝐜𝐡𝐨𝐨𝐬𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐧 𝐭𝐨 𝐩𝐥𝐚𝐲. 𝐀𝐧𝐝 𝐭𝐨𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭, 𝐈 𝐬𝐚𝐲 𝐧𝐨."⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
⌜⭒𝐃é𝐣à 𝐯𝐮. 𝐃é𝐣à 𝐬𝐮. 𝐃é𝐣à 𝐯é𝐜𝐮.
𝐀𝐥𝐫𝐞𝐚𝐝𝐲 𝐬𝐞𝐞𝐧.
𝐀𝐥𝐫𝐞𝐚𝐝𝐲 𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧.
𝐀𝐥𝐫𝐞𝐚𝐝𝐲 𝐥𝐢𝐯𝐞𝐝.⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
𝐀𝐥𝐫𝐞𝐚𝐝𝐲 𝐬𝐞𝐞𝐧.
𝐀𝐥𝐫𝐞𝐚𝐝𝐲 𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧.
𝐀𝐥𝐫𝐞𝐚𝐝𝐲 𝐥𝐢𝐯𝐞𝐝.⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
⌜⭒𝐌𝐲 𝐧𝐚𝐦𝐞 𝐢𝐬 𝐀𝐝𝐞𝐥𝐢𝐧𝐞 𝐋𝐚𝐑𝐮𝐞, 𝐌𝐲 𝐟𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐭𝐚𝐮𝐠𝐡𝐭 𝐦𝐞 𝐡𝐨𝐰 𝐭𝐨 𝐛𝐞 𝐚 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦𝐞𝐫, 𝐚𝐧𝐝 𝐦𝐲 𝐦𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐭𝐚𝐮𝐠𝐡𝐭 𝐦𝐞 𝐡𝐨𝐰 𝐭𝐨 𝐛𝐞 𝐚 𝐰𝐢𝐟𝐞, 𝐚𝐧𝐝 𝐄𝐬𝐭𝐞𝐥𝐞 𝐭𝐚𝐮𝐠𝐡𝐭 𝐦𝐞 𝐡𝐨𝐰 𝐭𝐨 𝐬𝐩𝐞𝐚𝐤 𝐭𝐨 𝐠𝐨𝐝𝐬.⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
من بعد از ۴ ماه رفتم اینستا و واقعا خجالت کشیدم... ببخشید قول میدم شب تک تک پستایی که فرستادین رو ببینم و بعدش میتونین ازم امتحان بگیرین TT
⌜⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐥’𝐦 𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐨 𝐬𝐭𝐞𝐚𝐥 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐨𝐟 𝐚 𝐬𝐤𝐮𝐥𝐥.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐀 𝐬𝐤𝐮𝐥𝐥.
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐘𝐞𝐬.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐇𝐮𝐦𝐚𝐧?
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐘𝐞𝐬.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐈𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐞𝐫𝐬𝐨𝐧 𝐝𝐞𝐚𝐝 𝐨𝐫 𝐚𝐥𝐢𝐯𝐞?
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐃𝐞𝐚𝐝, 𝐨𝐟 𝐜𝐨𝐮𝐫𝐬𝐞.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐚𝐬𝐬𝐮𝐦𝐩𝐭𝐢𝐨𝐧𝐬.⌟
✎#DMATMOOBIL
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐀 𝐬𝐤𝐮𝐥𝐥.
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐘𝐞𝐬.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐇𝐮𝐦𝐚𝐧?
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐘𝐞𝐬.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐈𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐞𝐫𝐬𝐨𝐧 𝐝𝐞𝐚𝐝 𝐨𝐫 𝐚𝐥𝐢𝐯𝐞?
⭒𝐇𝐞𝐫𝐦𝐢𝐨𝐧𝐞: 𝐃𝐞𝐚𝐝, 𝐨𝐟 𝐜𝐨𝐮𝐫𝐬𝐞.
⭒𝐃𝐫𝐚𝐜𝐨: 𝐈 𝐝𝐨𝐧'𝐭 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐚𝐬𝐬𝐮𝐦𝐩𝐭𝐢𝐨𝐧𝐬.⌟
✎#DMATMOOBIL
اون هم مثل من نصف روز رو پیچوند تا دنبال خودکارش بگرده چون وقتی اون باشه بهتر درس میخونه. سلام بدبخت.
مامان جونم میدونه من از پیاز متنفرم. یک عالمه خرد کرد خشک کرد و امروز برام پودر پیاز درست کرد که توی غذام استفاده کنم و اذیت نشم و بعدش برام غذایی که دوست داشتم امتحان کنم (فقط یک بار ماه پیش اشاره کرده بودم) رو درست کرد. و من اون لحظه با تمام وجودم حس دوستداشته شدن کردم.
استارشیپ بالاخره امروز عصر پرتاب میشه.
پرتاب قبلی ۳۱ فروردین بود که کاملا شکست خورد.
پرتاب قبلی ۳۱ فروردین بود که کاملا شکست خورد.
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
یه توییت خوندم که میگفت استایل و کلا خود گاث، یه پارودی از Renaissance aesthetic هست و به همین مضمون هم متبلور شده، و واقعا از این ایده خوشم اومد.
گاث آینهایه که قراره جنبههای مضحک، گروتسک و ترسناک ویکتوریایی رو بازتاب بده. جایی که کلاسیک، ظریف و پر از افتخار به ریشه و اجداده، گاث درهمریزندهی اون نظم کلاسیک، زمخت و در عین حال ظریف و off-putting هست. لردهای شرافتمندی که عروسشون رو تو اتاق زیرشیروونی قایم کردن و شوالیههای شجاعی که قلب همرزمشون رو جویدن و دانشمندهایی که به جای رنسانس و زایش دوباره، مرگ رو تو استخونهای بهم دوخته شده، زندگی بخشیدن. موسیقیدانهایی که حالت آرامشبخش کلاسيک یا جز رو گرفتن و اون رو فشردن و شکستن و بهش شوک الکتریکی دادن تا نتیجهی unsettlingی بسازه که نوع دیگهای از آرامش رو به شنونده میبخشه: آرامش تنها نبودن تو عجز، خشم و درموندگی.
از اون مهمتر، ایدهی اولیهی گاث، توی معماری آفريده شده. عمارتهایی که همون جزئیات شگفتانگیز، پيچيده و ظریفِ رومی رو حمل میکنن اما به جای ماهاگونی، از آبنوس استفاده شده و به جای مجسمهی فرشتههای سفید، گابلینهایی با بالهای شکسته حاشیهی ساختمونها رو گرفتن تا روح مذهب، شکل هولناک و واقعیش رو نشون عبادتکنندگان بده.
گاث، سايهی disturbing، تمسخرکننده و تنهای جامعهایه که با القای ارزشهای غیر قابل دست یافتنش، احساس تنهایی و عجز بیشتری به مردم میده.
And I think that's beautiful.
گاث آینهایه که قراره جنبههای مضحک، گروتسک و ترسناک ویکتوریایی رو بازتاب بده. جایی که کلاسیک، ظریف و پر از افتخار به ریشه و اجداده، گاث درهمریزندهی اون نظم کلاسیک، زمخت و در عین حال ظریف و off-putting هست. لردهای شرافتمندی که عروسشون رو تو اتاق زیرشیروونی قایم کردن و شوالیههای شجاعی که قلب همرزمشون رو جویدن و دانشمندهایی که به جای رنسانس و زایش دوباره، مرگ رو تو استخونهای بهم دوخته شده، زندگی بخشیدن. موسیقیدانهایی که حالت آرامشبخش کلاسيک یا جز رو گرفتن و اون رو فشردن و شکستن و بهش شوک الکتریکی دادن تا نتیجهی unsettlingی بسازه که نوع دیگهای از آرامش رو به شنونده میبخشه: آرامش تنها نبودن تو عجز، خشم و درموندگی.
از اون مهمتر، ایدهی اولیهی گاث، توی معماری آفريده شده. عمارتهایی که همون جزئیات شگفتانگیز، پيچيده و ظریفِ رومی رو حمل میکنن اما به جای ماهاگونی، از آبنوس استفاده شده و به جای مجسمهی فرشتههای سفید، گابلینهایی با بالهای شکسته حاشیهی ساختمونها رو گرفتن تا روح مذهب، شکل هولناک و واقعیش رو نشون عبادتکنندگان بده.
گاث، سايهی disturbing، تمسخرکننده و تنهای جامعهایه که با القای ارزشهای غیر قابل دست یافتنش، احساس تنهایی و عجز بیشتری به مردم میده.
And I think that's beautiful.
Sunt lacrimae rerum
یه توییت خوندم که میگفت استایل و کلا خود گاث، یه پارودی از Renaissance aesthetic هست و به همین مضمون هم متبلور شده، و واقعا از این ایده خوشم اومد. گاث آینهایه که قراره جنبههای مضحک، گروتسک و ترسناک ویکتوریایی رو بازتاب بده. جایی که کلاسیک، ظریف و پر از…
سردردم خوب شه میام واسهتون تاریخ هنر میگم. بحث رو باز کنیم یکم و ربطش بدیم به
✨Roman empire✨
اگه خوب نشد هم که فردا به امید خدایان آزتک.
✨Roman empire✨
اگه خوب نشد هم که فردا به امید خدایان آزتک.