Fu Inlé – Telegram
Now I want a couch adjustment
Fu Inlé
Now I want a couch adjustment
چرا یاد نمی‌گیرم که الان دیگه زیادین و من نباید هرچی به ذهنم می‌رسه رو مستقیم و بدون فیلتر بگم چون...چون!!! 😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راوشی که واسه‌م Astrology توضیح می‌ده و منی که با دقتی دارم به تک تک حرفاش گوش می‌دم و نوت برمی‌دارم:
سلام‌
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
داشتم یه متن طولانی درباره این که چقدر اساطیر نورس می‌تونن دیوانه‌وار باشن می‌نوشتم که پرید=*)
هیچی دیگه فقط بذارید این حقیقت رو یادآوری کنم که یومیر، غول مادر و کلا نه غول توی اتک آن تایتان، از اساطیر نورس الهام گرفته شدن. یومیر در این اساطیر غولی بوده که تمام موجودات و نه جهان از اون به وجود اومدن
Sunt lacrimae rerum
داشتم یه متن طولانی درباره این که چقدر اساطیر نورس می‌تونن دیوانه‌وار باشن می‌نوشتم که پرید=*) هیچی دیگه فقط بذارید این حقیقت رو یادآوری کنم که یومیر، غول مادر و کلا نه غول توی اتک آن تایتان، از اساطیر نورس الهام گرفته شدن. یومیر در این اساطیر غولی بوده که…
و تازه یه گاو هم داشته که پدر اودین رو لیس زده به وجود اورده و خود داستان کشته شدن یمیر و خلق شدن دنیا از بدنش خیلی خیلی شبیه به ایوداده که از اندام‌هاش جانداران جهان دوباره ساخت شدن و این مستقیم می‌رخ به آزتک‌هایی که جهانشون چهاربار با مرگ چهار خدا ساخته و از بین رفت تا اینکه پنجمی بالاخره تونست دنیا رو نگهداره.
اسلاوها علاقه‌ی زیادی به طلسم‌های عشق و طلسم‌های رهایی از طلسم‌های عشق داشتن. و برای همین برای هر موضوع چندین طلسم مختلف دارن. و اینا ربطی به جنسیت نداره نگران نباشید چشماتونو ببندید و انجامش بدید.

#Magic
روش اول:
اگه دوستی دارید که صرفا باهاتون دوسته ولی شما چیز بیشتری می‌خواین یا هیچ وقت نشده شما رو چیزی بیشتر از دوست ببینه.
یه لگن پر از آب رو شب بذارید بیرون و اجازه بدید تا صبح بمونه.
و روز بعدش توش حموم کنین و بگید:

Like the moon, I am needed; like water, I’m gentle. As the traveler walks through the desert and falls to the water, so the good fellow will come to me kindly, as if he has found water in the desert. Amen.


و با لبه‌ی لباستون آب رو تا جایی که می‌شه پاک کنید و تا یک ماه انجامش بدید.
روش دوم:

برگ گل رز یا یاسمن جمع کنید و خشک کنید، روشون الکل بریزید و توی یه کایسه آتیششون بزنید و وقتی که کامل شعله‌ور شدن بخونید:

How this smoke burns and melts we see, Thus heart and soul of God’s servant [name] burn for me, God’s servant [name].
حالا یکم فراتر از اسلاوها می‌ریم.

روش سوم:
برای اینکه یک زن رو به خدمت خودتون در بیارید یک جفت حلقه با سنگ زد رو توی ۱۳ امین روز ماه (از ماه نو شروع کنید) تراش بدید و همچین چیزی رو روش حکاکی کنید:
بعد از اون حلقه روی کاغذی که از پوست گوسفند تهیه و روش با خون چکاوک کلمه‌ی Asmalior نوشته و به آلوئه ورا معطر شده بذارید.

و آره این حرکت کاملا انگلیسیه.
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
برای کراش راه دور -خیلی دور- هم جواب می‌ده؟
روش چهارم:

یه سیب قرمز رسیده بردارید و از وسط نصفش کنید. روی یه تیکه کاغذ اسم کسی که دوسش دارید رو بنویسید و بذارید بین دو تیکه‌ی سیبو سیب رو به حالت اول برگردونید و با یه نخ قرمز دوتا تیکه رو بهم نگهدارید.
و وقتی دارید این کار رو می‌کنید بخونید:

Put this delicious apple in the sun, let it grow thirsty day-by-day, and let my beloved, [name], also thirst for me, and as soon as the apple dries up completely, my beloved will come to me and swear his love this day. Let him think of me day and night, let him understand that he cannot live without me, and he will only be happy with me, as I am with him.

و اونقدر بذارید بیرون جلوی آفتاب تا خشک بشه‌
شبیه فالگیرای اینستا شدم.
Adrian Ivashkov
آدرین زیاد چیزی رو جدی نمی‌گیره و شوخ‌طبعه، اما شخصیت حامی‌ای داره و حتی اگر نشون نده دلش می‌خواد ازت محافظت کنه و حاضره خودش رو به خطر بندازه. نسبت به تو شنونده‌تره و بدون اینکه حوصله‌ش سر بره به حرف‌هات گوش می‌ده‌. شاید خیلی نشون ندی ولی از اینکه زیاد دوست داره باهات لاس بزنه، خوشت میاد.

Vampire Academy
خب، نمی‌دونم چقدر درمورد اساطیر آزتک اطلاعات دارید ولی نزدیک‌ترین شخصیت به واژه‌ی مرگ، خدای مرگ آزتک‌هاست. خدایی که خدای بدی نبوده! صرفا خدای مرگ بوده و ذاتش بوده که کارهایی انجام بده که به دید ما خوب نیست. پرستش این خدا با قربانی کردن زندانی‌ها و خوردن گوشتشون انجام می‌شده.

میکتلان تکوتلی Mictlāntēcutli. خدایی که توی دنیاش هیچکس از دنیای زیرین در امان نیست. فقط کسایی وارد اونجا نمی‌شن که زنان در حال زایمان باشن، و مردهایی که اتفاقی کشته شدن (داستان بیشتری داره ولی این رو در نظر بگیرید).
مهم نیست که شما قاتل بوده باشید یا متجاوز یا آدم مهربونی که جاش رو توی اتوبوس به پیرزن جلوش می‌ده‌. همه در نهایت به 9 قلمرو میکتلان طی ۴ سال سفر می‌کنین و تا بالاخره کامل از بین برین و برای تناسخ و زندگی مجدود آماده بشین. طی سفر چهارساله‌تون شما با ماموریت‌های کوچیک و بزرگ‌ طرفین و اونقدر زجر می‌کشید که به طوری تطهیر بشید تا به آخرین طبقه‌ی میکتلان یعنی Opochcalocan برسین

و اونجا ارباب میکتلان با همسرش توی خونه‌ای بدون پنجره که از استخوان‌های انسان‌ها درست شده زندگی می‌کنه.

و خب... آزتک‌ها سوت مرگ داشتن =)