بعد از اون حلقه روی کاغذی که از پوست گوسفند تهیه و روش با خون چکاوک کلمهی Asmalior نوشته و به آلوئه ورا معطر شده بذارید.
و آره این حرکت کاملا انگلیسیه.
و آره این حرکت کاملا انگلیسیه.
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
برای کراش راه دور -خیلی دور- هم جواب میده؟
روش چهارم:
یه سیب قرمز رسیده بردارید و از وسط نصفش کنید. روی یه تیکه کاغذ اسم کسی که دوسش دارید رو بنویسید و بذارید بین دو تیکهی سیبو سیب رو به حالت اول برگردونید و با یه نخ قرمز دوتا تیکه رو بهم نگهدارید.
و وقتی دارید این کار رو میکنید بخونید:
Put this delicious apple in the sun, let it grow thirsty day-by-day, and let my beloved, [name], also thirst for me, and as soon as the apple dries up completely, my beloved will come to me and swear his love this day. Let him think of me day and night, let him understand that he cannot live without me, and he will only be happy with me, as I am with him.
و اونقدر بذارید بیرون جلوی آفتاب تا خشک بشه
یه سیب قرمز رسیده بردارید و از وسط نصفش کنید. روی یه تیکه کاغذ اسم کسی که دوسش دارید رو بنویسید و بذارید بین دو تیکهی سیبو سیب رو به حالت اول برگردونید و با یه نخ قرمز دوتا تیکه رو بهم نگهدارید.
و وقتی دارید این کار رو میکنید بخونید:
Put this delicious apple in the sun, let it grow thirsty day-by-day, and let my beloved, [name], also thirst for me, and as soon as the apple dries up completely, my beloved will come to me and swear his love this day. Let him think of me day and night, let him understand that he cannot live without me, and he will only be happy with me, as I am with him.
و اونقدر بذارید بیرون جلوی آفتاب تا خشک بشه
Fu Inlé
خب، Magic Wordها کلماتی هستن که، علی رغم انتظاراتتون، خیلی وقتها توی کلیسا و توسط روحیانیون و پاپ استفاده میشدن. نه اینکه تماما به اونا تعلق داشته باشه، ولی اعتقادات سفت و سختشون به این کلمات (که ادعا شده بعضیاشون شخصا توسط خدا بهشون داده شده) هیچ وقت پنهان…
حالا برای اینکه آبروم حفظ شه اینو بخونید.
Forwarded from 𝘔é𝘭𝘢𝘯𝘤𝘰𝘭𝘪𝘦࿐
Adrian Ivashkov
آدرین زیاد چیزی رو جدی نمیگیره و شوخطبعه، اما شخصیت حامیای داره و حتی اگر نشون نده دلش میخواد ازت محافظت کنه و حاضره خودش رو به خطر بندازه. نسبت به تو شنوندهتره و بدون اینکه حوصلهش سر بره به حرفهات گوش میده. شاید خیلی نشون ندی ولی از اینکه زیاد دوست داره باهات لاس بزنه، خوشت میاد.
Vampire Academy
آدرین زیاد چیزی رو جدی نمیگیره و شوخطبعه، اما شخصیت حامیای داره و حتی اگر نشون نده دلش میخواد ازت محافظت کنه و حاضره خودش رو به خطر بندازه. نسبت به تو شنوندهتره و بدون اینکه حوصلهش سر بره به حرفهات گوش میده. شاید خیلی نشون ندی ولی از اینکه زیاد دوست داره باهات لاس بزنه، خوشت میاد.
Vampire Academy
خب، نمیدونم چقدر درمورد اساطیر آزتک اطلاعات دارید ولی نزدیکترین شخصیت به واژهی مرگ، خدای مرگ آزتکهاست. خدایی که خدای بدی نبوده! صرفا خدای مرگ بوده و ذاتش بوده که کارهایی انجام بده که به دید ما خوب نیست. پرستش این خدا با قربانی کردن زندانیها و خوردن گوشتشون انجام میشده.
میکتلان تکوتلی Mictlāntēcutli. خدایی که توی دنیاش هیچکس از دنیای زیرین در امان نیست. فقط کسایی وارد اونجا نمیشن که زنان در حال زایمان باشن، و مردهایی که اتفاقی کشته شدن (داستان بیشتری داره ولی این رو در نظر بگیرید).
مهم نیست که شما قاتل بوده باشید یا متجاوز یا آدم مهربونی که جاش رو توی اتوبوس به پیرزن جلوش میده. همه در نهایت به 9 قلمرو میکتلان طی ۴ سال سفر میکنین و تا بالاخره کامل از بین برین و برای تناسخ و زندگی مجدود آماده بشین. طی سفر چهارسالهتون شما با ماموریتهای کوچیک و بزرگ طرفین و اونقدر زجر میکشید که به طوری تطهیر بشید تا به آخرین طبقهی میکتلان یعنی Opochcalocan برسین
و اونجا ارباب میکتلان با همسرش توی خونهای بدون پنجره که از استخوانهای انسانها درست شده زندگی میکنه.
و خب... آزتکها سوت مرگ داشتن =)
میکتلان تکوتلی Mictlāntēcutli. خدایی که توی دنیاش هیچکس از دنیای زیرین در امان نیست. فقط کسایی وارد اونجا نمیشن که زنان در حال زایمان باشن، و مردهایی که اتفاقی کشته شدن (داستان بیشتری داره ولی این رو در نظر بگیرید).
مهم نیست که شما قاتل بوده باشید یا متجاوز یا آدم مهربونی که جاش رو توی اتوبوس به پیرزن جلوش میده. همه در نهایت به 9 قلمرو میکتلان طی ۴ سال سفر میکنین و تا بالاخره کامل از بین برین و برای تناسخ و زندگی مجدود آماده بشین. طی سفر چهارسالهتون شما با ماموریتهای کوچیک و بزرگ طرفین و اونقدر زجر میکشید که به طوری تطهیر بشید تا به آخرین طبقهی میکتلان یعنی Opochcalocan برسین
و اونجا ارباب میکتلان با همسرش توی خونهای بدون پنجره که از استخوانهای انسانها درست شده زندگی میکنه.
و خب... آزتکها سوت مرگ داشتن =)
Fu Inlé
خب، نمیدونم چقدر درمورد اساطیر آزتک اطلاعات دارید ولی نزدیکترین شخصیت به واژهی مرگ، خدای مرگ آزتکهاست. خدایی که خدای بدی نبوده! صرفا خدای مرگ بوده و ذاتش بوده که کارهایی انجام بده که به دید ما خوب نیست. پرستش این خدا با قربانی کردن زندانیها و خوردن گوشتشون…
And look at him and his glory
Forwarded from Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/ToColoradoAndBack/23752
منبع خاصی واسه مطالعه ی آزتک ها هست؟🥲 میشه معرفی کنی؟
منبع خاصی واسه مطالعه ی آزتک ها هست؟🥲 میشه معرفی کنی؟
Telegram
Fire Dragon’s Inn 🍂
کینقوبقننیکققنیک
خب، نمیدونم چقدر درمورد اساطیر آزتک اطلاعات دارید ولی نزدیکترین شخصیت به واژهی مرگ، خدای مرگ آزتکهاست. خدایی که خدای بدی نبوده! صرفا خدای مرگ بوده و ذاتش بوده که کارهایی انجام بده که به دید ما خوب نیست. پرستش این خدا با قربانی کردن زندانیها…
خب، نمیدونم چقدر درمورد اساطیر آزتک اطلاعات دارید ولی نزدیکترین شخصیت به واژهی مرگ، خدای مرگ آزتکهاست. خدایی که خدای بدی نبوده! صرفا خدای مرگ بوده و ذاتش بوده که کارهایی انجام بده که به دید ما خوب نیست. پرستش این خدا با قربانی کردن زندانیها…
Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/ToColoradoAndBack/23752 منبع خاصی واسه مطالعه ی آزتک ها هست؟🥲 میشه معرفی کنی؟
Sunt lacrimae rerum
Ma'am if you don't elaborate-
الدورادو رو که دیدین.
زمانی که مردم اونجا میخواستن به دستور اشنباه میگل و تولیو طلاها رو به شیبالبا تقدیم کنن.
حالا شیبالبا کجاست؟
دنیای مردگان مایاها! کاملا یه دنیای مجازا با سرزمینها و رودخانهها جانداران خودشه. جایی که مثل آزتکها نه طبقه داره ولی برخلاف آزتکها تفاوتی توی نوع مرگ و شخصیت فرد قبل از مرگ قائل نمیشه. بهشون ربطی نداره کی بودی و چطور مردی. مستقیم میری شیبالبا.
این دنیا توسط چندین خدا که به عنوان لرد شناسایی میشن اداره میشه. خداهایی که میتونن روی زمین دنیای زندهها بیان و خرابی و ترس ایجاد کنن.
ولی یکی از اینها هست، که از همهشون مهمتره و به عنوان خدای خدایان مرگ شناخته میشه. خدایی که سیگار به دست میرقصه و death collar داره که چشمهای انسانها ازش آویزونه و علاقهای به روح مردگان به جز برای تفریح و سرگرمی خودش نداره.
زمانی که مردم اونجا میخواستن به دستور اشنباه میگل و تولیو طلاها رو به شیبالبا تقدیم کنن.
حالا شیبالبا کجاست؟
دنیای مردگان مایاها! کاملا یه دنیای مجازا با سرزمینها و رودخانهها جانداران خودشه. جایی که مثل آزتکها نه طبقه داره ولی برخلاف آزتکها تفاوتی توی نوع مرگ و شخصیت فرد قبل از مرگ قائل نمیشه. بهشون ربطی نداره کی بودی و چطور مردی. مستقیم میری شیبالبا.
این دنیا توسط چندین خدا که به عنوان لرد شناسایی میشن اداره میشه. خداهایی که میتونن روی زمین دنیای زندهها بیان و خرابی و ترس ایجاد کنن.
ولی یکی از اینها هست، که از همهشون مهمتره و به عنوان خدای خدایان مرگ شناخته میشه. خدایی که سیگار به دست میرقصه و death collar داره که چشمهای انسانها ازش آویزونه و علاقهای به روح مردگان به جز برای تفریح و سرگرمی خودش نداره.
Fu Inlé
Cute little injured puppy ~ ↳「#SanDiegoPadres」
این کودک رو میشه بدین دست جیکوب که با شعار I'll Make a Man Out of You و با همین آهنگ تو پس زمینه از اول بسازش؟
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
شاید اگه عضوی از خونواده ی مایکلسون بودم زندگی انقدر سخت نبود.