Fu Inlé
غذاهای منجمد گوردون رمزی من رو یاد اسکینر توی موش سرآشپز (راتاتویی) میندازن.
و اینکه اسم شخصیت اصلی آلفردو لینگویینی بود خیلی بامزهست.
آها درمورد پاستا آلفردو.
این چیزی که شما الان میخورید اصلا ایتالیایی نیست. آمریکایی ها دستور اصلی رو گرفتن و هزارتا چیز قاطیش کردن. برای همینه که ایتالیاییها از این پاستا خوششون نمیاد اگه جای دیگهای بخورن.
دستور اصلی فقط پاستا، کره، پنیر و نمک داره.
این چیزی که شما الان میخورید اصلا ایتالیایی نیست. آمریکایی ها دستور اصلی رو گرفتن و هزارتا چیز قاطیش کردن. برای همینه که ایتالیاییها از این پاستا خوششون نمیاد اگه جای دیگهای بخورن.
دستور اصلی فقط پاستا، کره، پنیر و نمک داره.
Hidden Chat
دربار یا سریر؟
تا ابد سریر.
همهچیزش هزاربرابر بهتر بود. دنیاسازی، مجیک سیستم، بکگراند شخصیتها، رشد هرکدومشون و داستانی که پشت رفتارشون بود.
اولین چیزی که من باهاش مشکل دارم توی دربار، تملینه.آره همه ازش متنفریم بخاطر خیلی چیزا ولی... لازم بود؟ تغییر شخصیت ناگهانیای که از جلد یک به دو داشت اونقدر زیاد بود که من فقط میتونستم بخندم. حتی اگه تملین واقعا شخصیت ضعیف و احمق و کنترل فریکی بود ما باید یه سری نشونهها ازش توی جلد اول میدیدیم، ولی هیچی نبود. فقط یه بیچارهی تنهای سن بالا که عاشق خونبهاش شده.
و فیرا بیشتر از همه روی مخمه.
ولی سریر یه ریتم منطقی دنبال میکنه، شخصیتها دنبال چیزی به غیر از عشقن و واقعا دنبالش میکنن، قدرت اختیار دارن و تکبعدی نیستن. و جنگ هست! سیاسیت هست! غم هست!
و شخصیت اصلی دختر سندرم استکهلم نداره و عاشق هرکی که زندانیش میکنه نمیشه.
همهچیزش هزاربرابر بهتر بود. دنیاسازی، مجیک سیستم، بکگراند شخصیتها، رشد هرکدومشون و داستانی که پشت رفتارشون بود.
اولین چیزی که من باهاش مشکل دارم توی دربار، تملینه.
و فیرا بیشتر از همه روی مخمه.
ولی سریر یه ریتم منطقی دنبال میکنه، شخصیتها دنبال چیزی به غیر از عشقن و واقعا دنبالش میکنن، قدرت اختیار دارن و تکبعدی نیستن. و جنگ هست! سیاسیت هست! غم هست!
و شخصیت اصلی دختر سندرم استکهلم نداره و عاشق هرکی که زندانیش میکنه نمیشه.
اکوتار بد نیست، جدا بد نیست.
ولی جای بهتر شدن خیلی داشت و میتونست استفادهی قشنگتری از شخصیتها بشه. مثلا الین توی جنگ بمیره. (انقدر که حال بهم زنه) ولی خب شرایط روانی خاصی میخواد خوندنش. چون یه چیز سادهست که ذهنت رو برای مدتی دور کنه از اتفاقات اطرافت. من دقیقا وقتی که مغزم بخاطر استرس داشت منفجر میشد شروع کردم خوندنش و یک هفته صبح تا شب نشستم پاش. چون بهش نیاز داشتم. و تجربهی لذتبخشی بود.
ولی جای بهتر شدن خیلی داشت و میتونست استفادهی قشنگتری از شخصیتها بشه. مثلا الین توی جنگ بمیره. (انقدر که حال بهم زنه) ولی خب شرایط روانی خاصی میخواد خوندنش. چون یه چیز سادهست که ذهنت رو برای مدتی دور کنه از اتفاقات اطرافت. من دقیقا وقتی که مغزم بخاطر استرس داشت منفجر میشد شروع کردم خوندنش و یک هفته صبح تا شب نشستم پاش. چون بهش نیاز داشتم. و تجربهی لذتبخشی بود.
قشنگیاین فولدرها اینه که من هیچ اطلاعاتی درمورد محتویات کتابهای داخلشون ندارم. فقط بازشون میکنم.
Forwarded from 𝙘𝙝𝙖𝙤𝙩𝙞𝙘 𝙖𝙘𝙖𝙙𝙚𝙢𝙞𝙖 (𝓼𝓱𝓪𝔃)
𝙘𝙝𝙖𝙤𝙩𝙞𝙘 𝙖𝙘𝙖𝙙𝙚𝙢𝙞𝙖
Photo
چرا انقدر خوشگله نبنروفتویتقتیق
مرسی TT واقعا دوسش دارم
مرسی TT واقعا دوسش دارم