Fu Inlé – Telegram
مامانم حتما هر چند وقت یکبار باید منو بشونه ازم امتحان لری بگیره ببینه هنوز یادمه یا نه‌. من هربار باید بگم من می‌فهمم ولی بلد نیستم حرف بزنم. و اون می‌خنده و بهم می‌گه لر فرنگی.
Forwarded from Hidden Chat
این دوتا برای شروع خوبن؟
Hidden Chat
این دوتا برای شروع خوبن؟
درمورد اساطیر و افسانه‌ها، هیچ کتابی به نظرم برای شروع بد نیست اگه قراره برای سرگرمی مطالعه کنید و باهاشون ناآشنا نباشید. درمورد اساطیر ایران یه کتاب هست بیشتر حالت پژوهشی داره. که ترجمه‌ و تفسیر یه سری بخش‌های اوستاست.
کار بهمن انصاریه‌ و من خیلی دوستش داشتم‌. آپلود می‌کنم واسه‌ت اگه خواستی استفاده کنی ^^
وقتی کتاب‌ها و آهنگ‌هایی که می‌فرستم رو سیو می‌کنید ذوقی در من نهاده می‌شه که آخ
Forwarded from Written by Graham (Graham)
* این پیام و فوروارد کنید چنلاتون و..
-تایپ mbti تون و (یا یه ویژگی شخصیتیتون) + رنگ موردعلاقتون و بهم بگید...
تا من براساس اون بگم اگه یه شخصیت تو یه فیلم/سریال بودید اون کی بود و یه moodbord بهتون بدم
پرایوت‌ها
اولین ترامای زندگیم رو آتش دزد بهم داد.
لعنتی من ده سالم بود.
آه این آهنگه چرا از مغزم نمی‌ره بیرون
You're just a villain
Venomous and bitter
شاید فردا apple turnover درست کردم.
گربه ندارم که، بچه دارم.
هر وقت خوابش می‌گیره میاد اعلام می‌کنه! و تو باید باهاش بری روی تخت تا روی پاهات بخوابه و وقتی خوابید باید پتو بکشی روش!
و هر وقت توجه بخواد می‌خواد انقدر اذیتت می‌کنه تا هر کاری داری ول کنی به اون برسی.
این احمق
باکت لیستم سرتاسر غمه.
داره باد میاد.
لامپا دارن روشن و خاموش می‌شن.
و گربه‌هام بد نگاه می‌کنن.
قراره بمیرم.
Wait a second
Banana is a BERRY?
IT DIDN'T EVEN LET ME FINISH
Fire Dragon's Inn 🍂

برگ‌های نارنجی و زرد پاییزی، هوای تازه و خنک صبح زود، بوی شیرینی دارچینی، ظرف‌های بلوری پر از برگ گیاه برای دم کردن که منظم کنار هم چیده شدن، کتابخونه‌ای که با نگاه کردن بهش غیرممکنه بشه ژانر محبوب صاحبش رو حدس زد، to do لیست ساده و مرتبی که با روان نویس مشکی روی استیک نوت نوشته شده، ملافه‌ی سفیدی که بوی خوب تازه شسته شدن میده، سیب و پرتقال حلقه شده، کتاب‌های نان‌فکشن که حاشیه نویسی شدن و از تاریخ و ارقام ذکر شده داخلشون غلط گرفته شده یا رفرنس به منابع معتبرتر اضافه شده، یه گلدون بزرگ سرخس که از سقف آویزونه، نگاه نافذ، دست‌های گرم، کتاب‌هایی که ردیف ردیف روی هم چیده شدن، ظرف‌هایی که داخل آب چکان چیده شدن و نگاه کردن بهشون باعث میشه یادت بیاد خونه خالی نیست و زندگی در جریانه، tales as old as time، مبل تک نفره‌ی راحتی، مستند‌هایی با هزار و یک موضوع متفاوت، گرمای شومینه یا آتیش، دویدن توی آب کم عمق رودخونه، نوری که از پنجره روی فرش افتاده، دیوارهای سفید.