Fu Inlé – Telegram
تموم شدم. دیگه تیام ندارین.
توی اشک‌هاش غرق شد. مرد.
🐳7🍓1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صرفا جهت این‌که پشماتون بریزه و انسان رو زیادی پیچیده نبینید
👀2👎1
دارم درمورد تاثیر شهرسازی روی وجود هیولاها در یونان و روم می‌خونم.
و بذارید بگم. تاثیرش خیلی زیاد بوده.
⌜⭒𝐈𝐭 𝐰𝐚𝐬 𝐚 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦, 𝐧𝐨𝐭 𝐚 𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭𝐦𝐚𝐫𝐞, 𝐚 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐝𝐫𝐞𝐚𝐦 𝐈 𝐜𝐨𝐮𝐥𝐝 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐢𝐦𝐚𝐠𝐢𝐧𝐞 𝐢𝐧 𝐚 𝐭𝐡𝐨𝐮𝐬𝐚𝐧𝐝 𝐧𝐨𝐝𝐬. 𝐓𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐚𝐬 𝐚 𝐠𝐢𝐫𝐥 𝐧𝐞𝐱𝐭 𝐭𝐨 𝐦𝐞 𝐰𝐡𝐨 𝐰𝐚𝐬𝐧'𝐭 𝐛𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐮𝐧𝐭𝐢𝐥 𝐬𝐡𝐞 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞𝐝 𝐚𝐧𝐝 𝐈 𝐟𝐞𝐥𝐭 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞 𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐚𝐭 𝐦𝐞 𝐢𝐧 𝐡𝐞𝐚𝐭 𝐰𝐚𝐯𝐞𝐬 𝐟𝐨𝐥𝐥𝐨𝐰𝐢𝐧𝐠, 𝐬𝐨𝐚𝐤𝐢𝐧𝐠 𝐭𝐡𝐫𝐨𝐮𝐠𝐡 𝐦𝐲 𝐛𝐨𝐝𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐨𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐟𝐢𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐭𝐢𝐩𝐬 𝐢𝐧 𝐬𝐡𝐚𝐟𝐭𝐬 𝐨𝐟 𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐈 𝐤𝐧𝐞𝐰 𝐬𝐨𝐦𝐞𝐰𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐢𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐨𝐫𝐥𝐝, 𝐬𝐨𝐦𝐞𝐰𝐡𝐞𝐫𝐞, 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐭𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐚𝐬 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐟𝐨𝐫 𝐦𝐞.⌟

#TheBasketballDiaries
خواب دیدم مهاجرت کردم آمریکا.
و انقدر قشنگ و واضح و زیبا و 4k بود که الان واقعا از بیدار شدنم ناراحتم.
😢8👍1
خواب دیدم یکی از دوستای صمیمیم با مامانش اونجا زندگی می‌کرد. (با اینکه در واقعیت اصلا آمریکا نیست آلمانه) بعد مامانش اومده بود فرودگاه جلومون چون خودش سرکار بود بعد رفتیم پیشش کلی جاها رو گشتیم و خوراکی‌های مختلف امتحان کردیم و من همه‌ش طوری بودم انگار باورم نمی‌شه که واقعا تونستم انجامش بدم و همه‌ش به اطراف نگاه می‌کردم و سعی داشتم حفظ کنم هرچی می‌بینم رو چون می‌ترسیدم واقعی نباشه oh the irony
Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/ToColoradoAndBack/28153 عام مگه وقتی خواب میبینی متوجه نیستی که خوابه؟
لوسید دریم برای همه اتفاق نمیفته و احتمالش کمه بدون تمرین بتونی همیشه انجامش بدی و منم جز همون کساییم که از پنجاه تا خوابم یکیش لوسیده و اون هم به طرز زشتی ترسناکه و خواب تو خوابه و ترجیحم اینه اصلا تمرینش نکنم =)
پس نه من بیشتر وقتا نمی‌فهمم خوابم و واسه‌ش خوشحالم‌. چون من خواب‌هام به طرز عجیبی واضحن و تیکه تیکه نیستن و در هم و غیرقابل فهم هم نیستن برای همین اگه بفهمم خوابم خیلی بد می‌شه و دیگه نمی‌تونم زندگی‌شون کنم :(
مثلا یکبار خواب دیدم جز FBIام و یه ماموریت برای یه جلوگیری از assassination یه فرد مهم داشتم و گروگان گرفته بودنش و من با تمام تیمم خونه رو محاصره کرده بودیم و شب بود و بارون میومد و یه دوبرمن با جلیقه‌ی سازمان پیشم بود و از استرس مرگ طرف داشتم جون می‌دادم ولی نمی‌تونستم کاری کنم چون مسئولیت کل تیم روی دوشتم بود.
حالا فکر کنین من می‌فهمیدم خوابم.
طرف می‌مرد =))))
یکبار که فهمیدم خوابم ( ولی نه اونقدر کامل که بخوام براش کاری کنم.)
من به عنوان آزمایش شکار(!) توسط دولت برده شده و توی یه محله‌ی مخروبه‌ی غیرقابل سکونت گذاشته شدم. حالا چرا؟ چون دولت تونسته بود اژدها بسازه =) با دست‌کاری ژنتیکی و بقایای استخوان‌های دایناسورها تونسته بودن بالاخره یک اژدها خلق کنن و توی اون منطقه مشغول آزمایش کردنش بودن. و من؟ من قرار بود اولین شکارش باشم =) و وقتی اونجا گذاشتنم یه جمله گفتن: فرار کن.
و اون اژدها خیلی زیبا بود. سفید و قرمز بود و پر از خشم. هعی.
👀4
یکبار هم خواب دیدم جز air force ارتش آمریکام و وسط تمرین‌های روزانه‌م (حتی اونجا هم حس می‌کردم و مارین و نیوی دارن از اون سر دارن بهم می‌خندن و حق دارن) و یک دفعه مثل اینکه به یکی از پایگاه‌ها حمله می‌شه و من رو می‌خوان و من در حالی که دارم توی مغزم می‌گم کدوم احمقی اینجا رو می‌زنه با تمام سرعت لباسامو عوض می‌کنم و سوار فالکون خوشگلم می‌شم TT
نمی‌دونم پنج سال پیش این آهنگ چطوری به دستم رسید. نمی‌دونم از کجا پیداش کردم و خواننده‌ش رو نمی‌شناسم و هرچقدر سرچ کردم اسمی ازش پیدا نکردم. ولی هرچند وقت یکبار برمی‌گرده توی مغزم و باید بهش گوش بدم تا چند روز می‌مونه تا با خودم تکرارش کنم.
Fu Inlé
⌜⭒“𝒀𝒐𝒖 𝒕𝒂𝒌𝒆 𝒄𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒉𝒊𝒎,” 𝐡𝐞 𝐬𝐚𝐢𝐝, 𝐮𝐧𝐚𝐛𝐥𝐞 𝐭𝐨 𝐤𝐞𝐞𝐩 𝐭𝐡𝐞 𝐡𝐨𝐚𝐫𝐬𝐞𝐧𝐞𝐬𝐬 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐡𝐢𝐬 𝐯𝐨𝐢𝐜𝐞. “𝒀𝒐𝒖 𝒕𝒂𝒌𝒆 𝒄𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒎𝒚 𝑱𝒂𝒄𝒌.”⌟ ✎#ZeroAtTheBone
همون فرداش تمومش کردم. ۹۰۰ صفحه زیبایی تمام بود و خط به خطش به دلم نشست. و انقدر درگیرش شدم که حتی یادم رفت ببینم پایان خوبی داره یا نه و ۲۰۰ صفحه مونده بود که تموم شه و سر حساس‌ترین
صحنه‌‌ش یک دفعه متوجه شدم که من نمی‌دونم چی می‌شه.
و اون لحظه دلم می‌خواست گوشیم رو پرت کنم توی دیوا‌ر و بعد از ده کلنجار رفتن صفحه‌ی آخرش رو خوندم و آماده بودم تا گریه کنم‌.