مثلا یکبار خواب دیدم جز FBIام و یه ماموریت برای یه جلوگیری از assassination یه فرد مهم داشتم و گروگان گرفته بودنش و من با تمام تیمم خونه رو محاصره کرده بودیم و شب بود و بارون میومد و یه دوبرمن با جلیقهی سازمان پیشم بود و از استرس مرگ طرف داشتم جون میدادم ولی نمیتونستم کاری کنم چون مسئولیت کل تیم روی دوشتم بود.
حالا فکر کنین من میفهمیدم خوابم.
طرف میمرد =))))
حالا فکر کنین من میفهمیدم خوابم.
طرف میمرد =))))
یکبار که فهمیدم خوابم ( ولی نه اونقدر کامل که بخوام براش کاری کنم.)
من به عنوان آزمایش شکار(!) توسط دولت برده شده و توی یه محلهی مخروبهی غیرقابل سکونت گذاشته شدم. حالا چرا؟ چون دولت تونسته بود اژدها بسازه =) با دستکاری ژنتیکی و بقایای استخوانهای دایناسورها تونسته بودن بالاخره یک اژدها خلق کنن و توی اون منطقه مشغول آزمایش کردنش بودن. و من؟ من قرار بود اولین شکارش باشم =) و وقتی اونجا گذاشتنم یه جمله گفتن: فرار کن.
و اون اژدها خیلی زیبا بود. سفید و قرمز بود و پر از خشم. هعی.
من به عنوان آزمایش شکار(!) توسط دولت برده شده و توی یه محلهی مخروبهی غیرقابل سکونت گذاشته شدم. حالا چرا؟ چون دولت تونسته بود اژدها بسازه =) با دستکاری ژنتیکی و بقایای استخوانهای دایناسورها تونسته بودن بالاخره یک اژدها خلق کنن و توی اون منطقه مشغول آزمایش کردنش بودن. و من؟ من قرار بود اولین شکارش باشم =) و وقتی اونجا گذاشتنم یه جمله گفتن: فرار کن.
و اون اژدها خیلی زیبا بود. سفید و قرمز بود و پر از خشم. هعی.
👀4
یکبار هم خواب دیدم جز air force ارتش آمریکام و وسط تمرینهای روزانهم (حتی اونجا هم حس میکردم و مارین و نیوی دارن از اون سر دارن بهم میخندن و حق دارن) و یک دفعه مثل اینکه به یکی از پایگاهها حمله میشه و من رو میخوان و من در حالی که دارم توی مغزم میگم کدوم احمقی اینجا رو میزنه با تمام سرعت لباسامو عوض میکنم و سوار فالکون خوشگلم میشم TT
نمیدونم پنج سال پیش این آهنگ چطوری به دستم رسید. نمیدونم از کجا پیداش کردم و خوانندهش رو نمیشناسم و هرچقدر سرچ کردم اسمی ازش پیدا نکردم. ولی هرچند وقت یکبار برمیگرده توی مغزم و باید بهش گوش بدم تا چند روز میمونه تا با خودم تکرارش کنم.
Fu Inlé
⌜⭒“𝒀𝒐𝒖 𝒕𝒂𝒌𝒆 𝒄𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒉𝒊𝒎,” 𝐡𝐞 𝐬𝐚𝐢𝐝, 𝐮𝐧𝐚𝐛𝐥𝐞 𝐭𝐨 𝐤𝐞𝐞𝐩 𝐭𝐡𝐞 𝐡𝐨𝐚𝐫𝐬𝐞𝐧𝐞𝐬𝐬 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐡𝐢𝐬 𝐯𝐨𝐢𝐜𝐞. “𝒀𝒐𝒖 𝒕𝒂𝒌𝒆 𝒄𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒎𝒚 𝑱𝒂𝒄𝒌.”⌟ ✎#ZeroAtTheBone
همون فرداش تمومش کردم. ۹۰۰ صفحه زیبایی تمام بود و خط به خطش به دلم نشست. و انقدر درگیرش شدم که حتی یادم رفت ببینم پایان خوبی داره یا نه و ۲۰۰ صفحه مونده بود که تموم شه و سر حساسترین
صحنهش یک دفعه متوجه شدم که من نمیدونم چی میشه.
و اون لحظه دلم میخواست گوشیم رو پرت کنم توی دیوار و بعد از ده کلنجار رفتن صفحهی آخرش رو خوندم و آماده بودم تا گریه کنم.
صحنهش یک دفعه متوجه شدم که من نمیدونم چی میشه.
و اون لحظه دلم میخواست گوشیم رو پرت کنم توی دیوار و بعد از ده کلنجار رفتن صفحهی آخرش رو خوندم و آماده بودم تا گریه کنم.
جک، دکتر حراجی که زمان و مکان اشتباه قراره میگیره و شاهد قتل میشه. قتلی بخاطرش توسط پلیس برده و چندین بار ازش بازجویی میشه تا مشاهداتش یادداشت بشن و میفهمه که قتلی که شاهدش بوده به باند قاچاق موادی ربط داره که اف بی ای چندین ساله دنبالشه، پس قبول میکنه به عنوان شاهد توی دادگاه حاضر بشه و تحت حفاظ سازمان قرار بگیره.
دی، آدمکشی که پروندههای قتلش رو خودش انتخاب میکنه و برای هر قتل دلیل داره. مردی که همون باند قاچاق تهدیدش میکنن که یا شاهدی که تحت حفافظته رو بکشه و یا تمام مدارکی که برعلیهش دارن رو تقدیم پلیس میکنن.
و این مرد راهی جز قبول کردن نداره.
و این مرد راهی جز قبول کردن نداره.
نویسنده اونقدر به احساسات فردی شخصیتها اهمیت میده که فکر میکنی روبهروتن. صحنههای جنسی باز نداره و اصلا جز المانهای اصلی کتاب نیستن. برای همین ممکنه اول یکم این عدم توضیح و توصیف براتون عجیب به نظر بیاد ولی نویسنده قصدش هیچ وقت تمرکز روی اون صحنه نبوده.
اگه صرفا میخواید درمورد هیولاها و موجودات فراطبیعی اساطیر یونان بدونید این دوتا کتاب خیلی خوبن و ساده توضیح میدن و گیجتون نمیکنن.
و این کتاب. بچهها این کتاب ۷۰۰ و خردهای صفحه جزئیات درمورد چه بود و چه شد اساطیر یونان به ترتیب تاریخه! یعنی از اول توضیح میده بهتون و شاید بیش حد ازش اطلاعات بگیرید ولی ناامیدتون نمیکنه اگه وقت بذارید و کامل مطالعهش کنین.
Hidden Chat
Video
بچهها! جلسات توهین و ناسزا به زئوس هر پنجشنبه ساعت ۹ شبه! قبل از اون چیزی رو قبول نمیکنم.
👍6