امروز صبح انقدر بخاطر کمخوابی حالم بد بود که با چشمهای نیمهباز و به انگلیسی برای خودم درمورد یونیفورم گاید ارتش و مردم کوچک آلاسکا حرف میزدم و وسطاش چشمام میرفت.
مردمان کوچک آلاسکا (Little people) یا ایکچینهوت (Ircenrraat) انسانهای قد کوتاه و کوچکی هستن که توی جنگلها و زیر کوهستانهای آلاسکا زندگی میکنن. میتونید به دورفها تشبیهشون کنید از نظر قد و ممکنه حتی کوچکتر باشن.
بعضیها میگن به پریها نزدیکن ولی از اونجایی که قبلا درموردشون حرف زدیم همچین چیزی رو قبول ندارن.
ولی یک چیز کاملا توی این انسانها ثابت شده. اونم اینه که میتونن از عناصر طبیعی استفاده کنن. آتش رو طبق خواستههاشون به رقص دربیارن. آب رو باران کنن و خاک رو به هرشکلی که میخوان در بیارن.
#Folklore
بعضیها میگن به پریها نزدیکن ولی از اونجایی که قبلا درموردشون حرف زدیم همچین چیزی رو قبول ندارن.
ولی یک چیز کاملا توی این انسانها ثابت شده. اونم اینه که میتونن از عناصر طبیعی استفاده کنن. آتش رو طبق خواستههاشون به رقص دربیارن. آب رو باران کنن و خاک رو به هرشکلی که میخوان در بیارن.
#Folklore
👍5
چیزی که جالبه اختلاف نظر بین مردمان آلاسکا درمورد این انسانهاست. روستا به روستا فرق میکنه و هرکس داستان خاص خودش رو داره. بعضیهاشون از خوبیها و مهربانیهای این انسانها میگن. بعضیها ازشون به عنوان محافظ طبیعت یاد میکن و بعضیها حتی از به زبون آوردن اسمشون هم وحشت دارن. باور دارن هرکس که به قلمروشون پا بذاره به مدت یکسال ناپدید میشه و اگر برگرده دیگه اون آدم سابق نیست. اعتقاد دارن این انسانهای کوچک مردم رو به زیر کوهستان میبرن و یا از گوشتشون تغذیه میکنن یا به بردگی میگیرن.
البته بعضیها هم میگن آدمها انقدر از زندگی پیش اون انسانهای کوچک راضی بودن که دیگه دلشون نخواسته برگردن.
البته بعضیها هم میگن آدمها انقدر از زندگی پیش اون انسانهای کوچک راضی بودن که دیگه دلشون نخواسته برگردن.
👍2
ℌ𝔞𝔲𝔰 𝔡𝔢𝔰 𝔗𝔬𝔡𝔢𝔰
آرس خداییه که در حقش خیلی ظلم شده
هم مخالفم هم موافقم.
مشکل اینه ما نباید به خدایان اخلاق انسامی بدیم. چون برخلافماها که طیفهای مختلفی از خاکستری هستیم خدایان و کلا اساطیرها کاملا سیاه و سفیدن. و معمولا از یک تیپ شخصیتی غالب پیروی میکنن. به صورتی که تو میتونی به هر خدا یک صفت یا کلمه رو اختصاص بدی و اون رو برای توصیف کل افکار و شخصیتشون بکار ببری.
یونان باستان سرزمینی بود که جنگ رو دوست نداشت ولی همیشه در جنگ بود، حتی با خودش. و برای همین نظرات متفاوتی درموردش وجود داشت. بعضیها مثل هراکلیتوس اعتقاد داشتن که:
و بعضیا از متنفر بودن و وحشت داشتن.
شخصیت آرس روی جنگ تعریف شده. خدایی که برای لذت شمشیر میکشه نه پیروزی. و ما هرچقدر شخصیت زئوس رو زیر سوال ببریم، خدایی بود که جنگ رو جز انتخابات اولش قرار نمیداد و لشگرکشی نمیکرد (به جز جنگ تروجان که حکم بازی و قدرتنمایی برای خدایان رو داشت.)
و بقیهی خدایان هم به طبع همین نظر رو داشتن. ولی کسی از آرس متنفر نبود (به جز آتنا که اون قابل درکه). صرفا احترامی براش قائل نبودن. تنها خدایی که آرس رو دید و بهش عشق ورزید آفرودیتی بود.
#Mythology
مشکل اینه ما نباید به خدایان اخلاق انسامی بدیم. چون برخلافماها که طیفهای مختلفی از خاکستری هستیم خدایان و کلا اساطیرها کاملا سیاه و سفیدن. و معمولا از یک تیپ شخصیتی غالب پیروی میکنن. به صورتی که تو میتونی به هر خدا یک صفت یا کلمه رو اختصاص بدی و اون رو برای توصیف کل افکار و شخصیتشون بکار ببری.
یونان باستان سرزمینی بود که جنگ رو دوست نداشت ولی همیشه در جنگ بود، حتی با خودش. و برای همین نظرات متفاوتی درموردش وجود داشت. بعضیها مثل هراکلیتوس اعتقاد داشتن که:
War is father of all, and king of all. He renders some gods, others men; he makes some slaves, others free
و بعضیا از متنفر بودن و وحشت داشتن.
شخصیت آرس روی جنگ تعریف شده. خدایی که برای لذت شمشیر میکشه نه پیروزی. و ما هرچقدر شخصیت زئوس رو زیر سوال ببریم، خدایی بود که جنگ رو جز انتخابات اولش قرار نمیداد و لشگرکشی نمیکرد (به جز جنگ تروجان که حکم بازی و قدرتنمایی برای خدایان رو داشت.)
و بقیهی خدایان هم به طبع همین نظر رو داشتن. ولی کسی از آرس متنفر نبود (به جز آتنا که اون قابل درکه). صرفا احترامی براش قائل نبودن. تنها خدایی که آرس رو دید و بهش عشق ورزید آفرودیتی بود.
#Mythology
👍1
Prometheus
آتنا به خاطر رقابتشون خوشش نمیاومد ازش، نه؟
آتنا و آرس دو قطب کامل مخالفن.
آتنا نماد عقل و خرده. استراتژیست جنگیای که بیدلیل حتی نفس هم نمیکشه. کسی که تمام قدمهای حساب شدهست و روشون فکر میکنه. و ما آرسی رو داریم که با لبخند به سمت دشمن میدوه و با لبخند شمشیر میکشه. نتیجهی جنگ براش مهم نیست، دنبال خونه. و انقدر رو و جرئت داره که به رقابت بطلبه آتنا رو. معلومه آتنا چشم دیدنش رو نداره =>
و یادمون نره آتنا نتیجهی ترس و وحشت و انزجار زئوس از آرس بود وقتی که دید چه کسیه و چه کارهایی ازش بر میاد.
آتنا نماد عقل و خرده. استراتژیست جنگیای که بیدلیل حتی نفس هم نمیکشه. کسی که تمام قدمهای حساب شدهست و روشون فکر میکنه. و ما آرسی رو داریم که با لبخند به سمت دشمن میدوه و با لبخند شمشیر میکشه. نتیجهی جنگ براش مهم نیست، دنبال خونه. و انقدر رو و جرئت داره که به رقابت بطلبه آتنا رو. معلومه آتنا چشم دیدنش رو نداره =>
و یادمون نره آتنا نتیجهی ترس و وحشت و انزجار زئوس از آرس بود وقتی که دید چه کسیه و چه کارهایی ازش بر میاد.
الان به مدت یک ساعته مغزم داره با صدای بلند میخونه "رود درخشان، هر دم خروشان. ای سن ای سن ای سن." الان گریه میکنم دیگه.
😭8
ℌ𝔞𝔲𝔰 𝔡𝔢𝔰 𝔗𝔬𝔡𝔢𝔰
And the we have Romans.... and the respect that they have for Mars
اونها با جنگ مست میشدن =)
نباید با یونان مقایسه کنی.
نباید با یونان مقایسه کنی.
My self
اما لعنتی ها اندازه ی یک شاهنامه کلمات سنگین و عجق وجق داشتن
علی کاسزاده علاقهی عجیبی به استفاده از کلمات نامعمول توی انیمیشنها داشت. و خب مهارت و دانشش رو واقعا تحسین میکنم مخصوصا توی کارهای مثل رئیس مزرعه شاهکار خلق کرد ولی بعضی وقتها من حتی نمیتونستم بفهمم چی میگه شخصیت.
یکی دیگه از چیزهایی که خیلی باهاش موافق نبودم دادن لهجه و گویش به شخیتهای کارتون بود. یعنی آره بامزه میکرد ولی لازم بود؟
یکی دیگه از چیزهایی که خیلی باهاش موافق نبودم دادن لهجه و گویش به شخیتهای کارتون بود. یعنی آره بامزه میکرد ولی لازم بود؟
ولی بچهها خرس برادر ببینید.
فکر کنید منه ۷ سالهای که پای تلویزیون نشسته و برای اولین داره باز چشماش جادو میبینه. شفقهای قطبیای که روح انسانها رو توی خودشون قرار دادن.
و الان تازه دانشش رو دارم که بدونم اون نورهای در اصل بهشت بودن! یکی از باورهای روسی درمورد شفقهای قطبی اینه که اونها نورهای کمیابی هستن که بخشی از بهشت رو به انسانها نشون میدن.
و دستهایی که روی دیوار غار نقش میبندن تا تاریخ و داستان صاحب دست رو ثبت کنن و بزرگ شدنش رو نشون بدن. توتمهایی که گردن هر فرد قبیله قرار میگرفتن و روح همراه و محافظشون بودن.
فکر کنید منه ۷ سالهای که پای تلویزیون نشسته و برای اولین داره باز چشماش جادو میبینه. شفقهای قطبیای که روح انسانها رو توی خودشون قرار دادن.
و الان تازه دانشش رو دارم که بدونم اون نورهای در اصل بهشت بودن! یکی از باورهای روسی درمورد شفقهای قطبی اینه که اونها نورهای کمیابی هستن که بخشی از بهشت رو به انسانها نشون میدن.
و دستهایی که روی دیوار غار نقش میبندن تا تاریخ و داستان صاحب دست رو ثبت کنن و بزرگ شدنش رو نشون بدن. توتمهایی که گردن هر فرد قبیله قرار میگرفتن و روح همراه و محافظشون بودن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمیدونم (میدونه) چرا ولی ۱۳۵۲ بار پلی شد.
❤3
چرا منی که فارسی رو به زور حرف میزنم قبول کردم به یکی دیگه یادش بدم. عزیزم من خودم تته پته میکنم هنوز.
😭3👎1
Forwarded from جنگجوی دایناسور
برنامهی خواب من دیگه واقعا برنامه هم نیست، فری استایله.