Fu Inlé – Telegram
🍂 اساطیر:

خیانت چیه؟ معنی‌ای که برای ما داره برای خدایان نداره. شاید اون‌ها ظاهر و علایقی گاها یکسان با انسان‌‌ها داشته باشن. ولی از وجدان و منطق یکسان پیروی نمی‌کنن. یکی از وظایف زئوس رشد جمعیت انسان‌ها بعد از خلقشون بوده و امکان نداشته اجازه بده خدای دیگه‌ای انجامش بده و اون کار با اقدامی به جز تولید مثل امکان پذیر نبوده. کاری که ما امروز به عنوان خیانت از خدایی به اسم زئوس می‌شناسیم صرفا جز حیطه‌ی قدرت و اختیار و وظایفش بوده.
نیمه‌ خداها باید شکل می‌گرفتن تا داستان‌ها ساخته شن. هراکلس باید به وجود میومد تا بزرگترین قهرمان یونان بشه.
Fu Inlé
"Peace, Kent; Come not between the Dragon and his wrath!"
اومدم براتون درمورد یه اژدهای روس حرف بزنم کلاه بحث عوض شد. اینو واسه همین نوشتم اصلا.
ولی خب باز هم اگه سوالی داشتین بپرسید. ^^
تا جایی که در توانم باشه جواب می‌دم.
4
استفنی مه‌یر یه ورژن از توالایت نوشته و جنست‌ها رو عوض کرده؟ وات؟
Oh boy
بفرستم بخونیم؟ =)
👍4
خب چای ریختم و می‌فرستم باهم بخونیم
👍2
اون کسیه که عادت داره تیشرت‌های رنگی با جملات عجیب روش بپوشه. کسیه که از حیوانات متنفره چون حیوانات ازش خوششون میاد. کسی که یکبار توسط جگوار گاز گرفته شده و برای همین فوبیای گربه‌سانان رو داره. کسیه که یه گردبند طلای قطب‌نما توی گردنش داره هیچ وقت درش نمیاره. کسیه که به تمام داروهای مسکن و آرامبخش حساسیت داره و با هرکدوم بدنش یه واکنش جدا می‌ده.
اون کسیه که سه هفته و نه روز و پنجاه و یک دقیقه اسیر جنگی بوده.
اون کسیه که رنگ چشم‌هاش هیچ وقت مشخص نیست. کسیه که موهاش رو کوتاه نگه‌می‌داره و از ریش گذاشتن بدش میاد ولی اولین صحنه‌ای که ازش می‌بینید با ریش و موهای بلنده. کسیه که وقتی می‌خنده لپ‌هاش چال میفته و صدای قشنگی داره.
کسی که بخاطر فرار از حقیقت زندگیش به محض تمام شدن دبیرستانش وارد ارتش شد.
توی شیرین‌ترین خواب دنیا بودم تا اینکه یه بچه‌ی احمق و بیشعور تصمیم گرفت زنگ خونه رو بزنه و در بره. تو مگه نباید مدرسه باشی تو کوچه چه غلطی می‌کنی؟
💔4
Raise your hand if some fictional asshole has taken over and ruined your life
👍9
الان فکر کردن ما فیلم‌ها رو بخاطر پلات می‌بینیم؟ نه این جمله فقط تا سه تای اول صدق می‌کنه.
👍11
تازه سه تای اول هم باز مرکز پلاتش جانی دپه شما یکی دیگه رو بذار جاش ببین کسی تف می‌ندازه.
👍121
Jarhead - 2005

#TvTime
خیلیا این فیلم رو اونقدر که باید *جنگی* نمی‌دونن. چون درگیری زیاد نیست. اونقدر که باید آدم کشته نمی‌شه اونقدر که خیلیا دلشون می‌خواد انفجار و شلیک و ایرکرفت نمی‌بینن که در حال انداختن بمب باشه‌.

ولی دقیقا همین ویژگیش این فیلم رو به یکی از قشنگ‌ترین فیلم‌هایی با ژانر پرو-وار برای من تبدیل کرده. چون به اینکه جای برای اکشن تلاش بشه، سعی می‌کنه شرایط زندگی و عدم ثبات روانی و ترسی که یک آدم توی جنگ باهاش مواجه می‌شه رو نشون بده.

انسان‌های جوانی که به هر دلیل وارد ارتش کشورشون می‌شن. می‌ترسن، گریه می‌کنن، زجر می‌کشن، شلوارشون رو خیس می‌کنن، عقلشون رو از دست می‌دن، همسرانشون بهشون خیانت می‌کنن، بچه‌هاشون بدون اونا بزرگ می‌شن و در آخر. هیچکس اسمشون رو به یاد نمیاره. برمی‌گردن و انگار نه انگار که وسط جهنم بودن.

و مهم نیست بعدش چه شغلی داشته باشن. مغازه بزنن. گل بفروشن. توی یه شرک کار کنن. برن توی مزرعه زندگی کنن. تا آخر عمرشون هنوز وسط همون جهنمن.
و این فیلم یکی از کارهای قشنگ جیک جیلنهان و جیمی فاکسه. واقعا شاهکار کردن.