Fu Inlé – Telegram
به جز فروهرها، ما بازگشت رپیتوین رو جشن می‌گیریم.

رپیتوین چیه؟
هر روز به پنج [گاه] تقسیم می‌شه.
- هاون گاه/از طلوع خورشید تا نیم‌روز
- رپیتوین گاه/از نیم‌روز تا سه ساعت بعد از نیم‌روز
- ازیرین گاه/از سه ساعت بعد از نیم‌روز تا غروب خورشید
- ایویس‌روتریم گاه/از غروب خورشید تا نیمه‌شب
-اوشهین گاه/از نیمه شب تا طلوع خورشید

رپیتوین زمانیه که اهورامزدا همه‌گان رو آفرید و زمانیه که اهرمن بالاخره حمله کرد زمانیه که جهان به پایان می‌رسه.
رپیتوین سرور و ایزد نیم‌روزه در هفت ماه زمستان حضور داره و پنج ماه زمستان رو زیر زمین زندگی می‌کنه و درختان رو از مرگ حفظ و آب‌ها رو گرم می‌کنه. و همزمان با پایان زمستان و شروع نوروز به روی زمین برمی‌گرده.
3
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
یه تالار رو تصور کنید که توش یه خانواده دارن شام می‌خورن.
همه تازه از مراسم تدفین بزرگ‌ترین پسر خانواده برگشتن.
این خانواده یکی از قدیمی‌ترین خانواده‌های اشرافه که رازهای زیادی داره.
تالار پر از آینه است، آینه‌هایی که همیشه واقعیت رو نشون نمی‌دن. بعضی از آینه‌ها دستکاری شدن و بعضی‌هاشون به تونلی مخفی باز می‌شن.
موقعی که شام داره سرو می‌شه، زنی با شاخ‌های گوزن به دیوار مرمری مقابل میخ شده و آروم خونریزی می‌کنه تا بمیره. صدای برخورد قاشق و چنگال، ناله‌های زن و مکالمات مودبانه تنها چیزیه که به گوش می‌رسه.
بیاید نقشتون رو توی این خانواده توضیح بدید، بگید کی هستید، چه نقشی توی مرگ پسر خانواده داشتید، اون زن کیه، به چه کسانی ظنین هستید، قدرتون چیه، با چه کسانی متحدید
Feel free to write me a novel 🙏
Sunt lacrimae rerum
یه تالار رو تصور کنید که توش یه خانواده دارن شام می‌خورن. همه تازه از مراسم تدفین بزرگ‌ترین پسر خانواده برگشتن. این خانواده یکی از قدیمی‌ترین خانواده‌های اشرافه که رازهای زیادی داره. تالار پر از آینه است، آینه‌هایی که همیشه واقعیت رو نشون نمی‌دن. بعضی از…
دوست دارم خیلی بنویسم ولی وسط مهمونیم پس.

تارا [Tarrah] اوکلری [O'Cleary]. اولین فرزند دختر خاندان اولکری و دومین فرزند قانونی بعد از پسرعمویی که تازه از دست داده و احتمالا تنها کسی که به خواست خودش اونجا حضور داره. کسی که می‌شنوه، می‌بینه و حرف نمی‌زنه و معمولا حضورش حس نمی‌شه. کسی که آخرین بار با همون پسر عمو دیده شده ولی امکان نداره قاتل باشه! کی؟ تارا؟ اون حتی حشرات رو هم نمی‌کشه!
کسی که یاد گرفته لبخند بزنه، هر سوال رو چندبار و یک سوال رو از چند نفر مختلف بپرسه. کسی که کافیه دهن باز کنه تا خاندان از هم بپاشه و کسی که سمت چپ پدربزرگش، بالای میز می‌شینه.
کسی که از لحظه‌ای که نشست روی میز نگاهش رو از دختر اول Cernunnosی که روبه‌روش در حال قربانی شدن بود برنداشت‌. کسی که با هر بار شنیدن صدای ناله‌ی نیمه خدای روبه‌روش با ناخن، پوست زانوش رو خراش می‌ده.
ولی نمی‌تونه کاری کنه. چون Donn منتظره خون اون دختره. و تارا، یکی از خدمتکاران ناخواسته‌ای که صرفا بخاطر حضور در اون خانواده مجبور به خدمت شده، نمی‌تونه به قربانی‌ای که پدربزرگش برای Red god تدارک دیده، دست بزنه.
1
Cernunnos:
یکی از خدایان کلتیک که با شاخ‌های گوزنش و چهارزانو نشستنش شناخته می‌شه.

Donn:
خدای مردگان کلتیک.
آها اوکلری هم قدیمی‌ترین خاندان ایرلنده.
بچه‌ها من خیلی دلم می‌خواد درمورد Even "Buck" Buckley حرف بزنم. یعنی اصلا نمی‌دونید چقدر نیاز دارم شخصیتش رو توضیح بدم.
"شاید بخاطر اینکه انقدر فن فیکشن می‌خونی سینگلی"
خواهرم - ۱۴۰۳
😭8🐳3👎1
یعنی چی فرامرز اصلانی مرد....
💔13
دُری گمشده
اسم چنلم رو باید عوض کنم و بذارم جنوبی برف ندیده.
یه جنوبی کانادا هم زندگی کنه همچنان برف ندیده‌ست
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وی داشت تصمیم می‌گرفت توی عکس‌هاش لبخند بزنه یا نه و مثل برج زهرمار زل بزنه تو دوربین آخرش هم موفق نشد.
🥰105💅1
Anyway... about BUCK
This mf! There's not a single heterosexual cell in his body
⌜⭒𝐁𝐢𝐫𝐝 𝟏: 𝐓𝐡𝐢𝐬 𝐢𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲.
𝐁𝐢𝐫𝐝 𝟐: 𝐀𝐥𝐥 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐰𝐡𝐞𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐚𝐫𝐞 𝐢𝐦𝐩𝐚𝐭𝐢𝐞𝐧𝐭.⌟

#WarOfTheFoxes
⌜⭒𝐘𝐨𝐮 𝐜𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐡𝐚𝐯𝐞 𝐚𝐧 𝐨𝐩𝐩𝐨𝐧𝐞𝐧𝐭 𝐢𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐤𝐞𝐞𝐩 𝐬𝐚𝐲𝐢𝐧𝐠 𝐲𝐞𝐬.⌟

#WarOfTheFoxes
😭8👍1
+ *موهاشو می‌زنه پشت گوشش* اتفاقی افتاده اینجاید؟
- دنبال بوقلمونیم.
↳「#911」
انقدر اشک ریختم که چشم‌هام درد گرفتن.

↳「#911」
You're always the one who leaves. You don't know what it's like to watch someone you love walk away.


↳「#911」
تو قرار بود فقط یه احمق قد بلند باشی که غریزه‌ی بقا نداره. قرار نبود ببینمت که فقط برای داشتن یک لحظه توجه پدر و مادرت دستت رو بشکنی و به خودت آسیب بزنی. قرار نبود ببینم برای دیدن خواهرت انقدر راحت تصادف کنی چون فقط اون یه پرستار توی بیمارستانه.