Fu Inlé – Telegram
"Loving you is so easy, so…necessary, so fundamental, that I couldn’t even see it. And I don’t think I could stop loving you at this point if I wanted to."
من به انسان‌هایی که حزن و اندوه رو درک نمی‌کنن اعتماد ندارم.
به انسان‌هایی که تاحالا سوگواری نکردن اعتماد ندارم.
می‌دونید، مرگ یه نقطه‌ی ثابت از زمانه که همه چیز رو تغییر می‌ده. چه مرگ مادر، چه دوست و چه خوکچه‌ی هندی‌ای که برای یک هفته داشتیدش. و بعد از اون نقطه زندگی ادامه پیدا می‌کنه. ولی یه بازه‌ی زمانی بین اون توقف و حرکت دوباره وجود داره.
اون بازه‌ی زمانی سوگواریه. ثابت نیست، برای بعضی اشخاص ممکنه چند هفته و برای بعضی‌ها ممکنه چند ماه طول بکشه. زمانی که فکر می‌کنی "بعدش قراره چی بشه؟" یا "چطور قراره ادامه بدم؟"
زمانیه که برای ای کاش‌ها و اگرها و شایدها، برای آینده‌ای که به طور کامل و برای همیشه عوض شده، برای خاطراتی که کم کم توی ذهن کمرنگ می‌شن و حقیقت وجودی‌شون رو از دست می‌دن و مجبوری به افسانه تبدیلش کنی و برای داستان‌هایی که از اون شخص از چندین دید متفات می‌شنوی و فقط می‌تونی لبخند بزنی.
و اون لحظه "عدم حضور" اون فرد بیشتر از همیشه حس می‌شه.
نمی‌دونم چرا دارم اینا رو می‌گم.
4
Forwarded from Hidden Chat
بگو.
مهم نیست چقدر به نظرت بی‌دلیل باشه.
مهم اینه که سنگینی تو سینه رو یه کم تخلیه کنه.
اگر اینکار رو برات انجام میده، بگو.
👍4
دارم انسان‌شناسی فقدان می‌خونم و یک لحظه ذهنم به این سمت رفت.
مسئله‌ی فقدان خیلی جالبه.
عدم حضور چیزی باعث افزایش میل ما به داشتنش می‌شه. افزایش میل و اشتیاق ما باعث راحت‌تر فریفته شدنمون می‌شه و در نتیجه احتمال اینکه بخاطر همین آسیب ببینیم خیلی زیاده.
4
"Living each other’s lives and dying each other’s deaths"
بحث فقدان شد و من باز یاد این مرد افتادم
ولی شما چرا بیدارین
"Think of me, think of me fondly
When we've said goodbye
Remember me, once in a while
Please promise me you'll try
When you find that once again you long
To take your heart back and be free
If you ever find a moment
Spare a thought for me"
کاملا اتفاقی خودم رو نجات دادم.
اینم نصیحت امشب
👍17