و اینکه چقدر نگرانه کریستوفر ازش گرفته بشه و کسی جاش رو پر کنه و چقدر میترسه ناکافی باشه و فراموش بشه و چقدر از هیچ چیز از احساسات خودش نمیدونه و خودش رو نمیشناسه و همیشه توی ذهنش با خودش درگیره.
این بچه طوری بزرگ شده که همیشه احساس اضافه بودن میکرده و با هر حرکت میترسه که باز هم دور انداخته بشه. اصلا بحث رابطهی عاشقانه نیست تمام این قسمت باک میترسید که یکی از مهمترین آدمهای زندگیش جاش رو بده به کسی که فقط چند روزه دیدش.
و خوشحالی بیش از حد دوستش که بیننده اصرار داشتن چقدر oocشده. ولی نه. اون باکه که تمام رفتار ادی رو بیش از حد اغراق شده میبینه باکه که فکر میکنه ادی با یک فرد دیگه خوشحالتره و بیشتر میخنده با اینکه نمیدونه دلیل خوشحالیش خودشه.
هفت صبحه و یادم افتاد Ty بلد نیست برای کسی کروات ببنده و برای اینکه بتونه انجامش بده باید از پشت بغلش کنه و الان انقدر دلم برای قیافهی مسخرهش تنگ شده که دلم میخواد زیر پتو گریه کنم.
استرسی که شنیدن mayday, mayday, mayday به من میده واقعا برای سلامت روانم خوب نیست.
You’re not unnatural, unbecoming, or something wrong. You were supposed to be loved, and you weren’t.
❤1
وقتی دوست داری پز هیکلتو بدی ولی خجالت میکشی پس پاکش میکنی و میگی ببخشید
😭10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
You know a ship is good when one of them is goofy and the other has catholic guilt.
↳「#911」
↳「#911」
“Just remember, when someone has an accent, it means that he knows one more language than you do.”
🍓6❤1
دخیل ببندید ازگارد رو امروز تموم کنیم. چون اگه الان ننویسم میره تا سال دیگه.
❤2
Green Dragon’s Cave
ویدار [به انگلیسی Vidar و به نورس باستان Víðarr]
و تو خدای موردعلاقهی منی~