Fu Inlé – Telegram
𝑩𝒍𝒖𝒆!♡
Reading a 65K friends with benefits angst Buddie fic in class. Goal for the day!
reading a 88K gilded age angst cowboy buddie fic when we have guests. goal for the day!
تا ته دنیا پرانتز =))))))))
دارم خفه می‌شم
"If love was enough to make someone live, by God, Buck had plenty of it, more than anyone could ever want."
طوری که دنبال نیرو می‌گردن:
😭5
تاثیری که تیک تاک توی جذب مردم آمریکا به ارتش داشته از اونایی که می‌رن توی دبیرستان‌هاشون حرف می‌زنن خودشونو جر می‌دن بیشتره.
👍13
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
راستش هیچ ایده‌ای ندارم چی باعث شد بشینم ۳۰۰ و خرده‌ای اپیزود در طی سه چهار ماه ببینم، واقعا نمیدونم🧍🏻‍♀قدرت ماورایی داشتم اون موقع احتمالا..
من سوپرنچرال رو سال ۲۰۱۵ شروع کردم یا ۲۰۱۴. و فکر کنم دو هفته‌ای تمومش کردم =))) از مدرسه میومدم می‌نشستم پای لپ تاپ تا نصفه شب. مامانم فقط دو سه روز اول سعی داشت متقاعدم کنه که لازم نیست خودمو بکشم و این سریال جایی نمی‌ره ولی از یه جایی به بعد فقط علائم حیاتیم رو چک می‌کرد =)
😭1
من واقعا توی اون دو هفته تقریبا اصلا نخوابیدم و توی مدرسه هم که می‌رفتم یقه‌ی دوستمو می‌گرفتم و باهم درموردش حرف می‌زنم. واقعا اون دو هفته غیرقابل تحمل بودم.
نه وایسید سه هفته بود فکر کنم. باید از سمن بپرسم اون هر روز تیامی که عشق دین شده بود رو تحمل می‌کرد. ولی یادمه به یک ماه نکشید. و فصل ده اومده بود.
من دیوونه‌ی سوپرنچرال بودم هیچ ایده‌ای ندارید به چه آدم غیرقابل تحملی تبدیل شده بودم.
Heavy Is the Crown 11780
ولی خب... خوبیه اروم دیدن اینه که، همش رو دقت میکنی، وقت زیاد داری برای بهش فکر کردن و تحلیل کردنش
من اگه خیلیییی از چیزی خوشم بیاد به سریع‌ترین حالت ممکن می‌بینمش و بعد آستینامو می‌زنم بالا که خب! از اول! این بار با دقت بیشتر!
👍3
خوشحالم نسبت به سریال‌های زیادی همچین حسی نداشتم وگرنه تا الان هزاربار کور شده بودم
دزدان دریایی کاراییب و هری پاتر رو هم همینطوری دیدم =)
با کلی التماس برام دی وی دی‌های دزدان‌ دریایی رو خریدن و من تا رسیدن خونه خودمو پرت کردم تو اتاق و تا تموم نشد نیومدم بیرون. هری پاتر هم همینطور.
ولی برای کتاب‌ها معمولا همچین حسی ندارم. یعنی میلی به دوباره خوندنشون ندارم مگه اینکه خیلیییی سال گذشته باشه و بهم حس تازگی بده چون خیلی جزئیاتش رو یادم رفته.
ولی دلم می‌خواد ادی لارو رو دوباره بخونم.
و آه Ty...
یه چیز دیگه‌ای که پشت سر هم دیدمش تین وولف بود. من و دوتا از دوستام خیلی چیزها رو باهم می‌دیدم و باهم توی مدرسه درموردشون حرف می‌زدیم و واقعا حس قشنگی داشت که زنگ‌های تفریح برم پیششون و انقدر حرف بزنم تا زنگ بخوره.
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
یعنی شما موقع خوندن/دیدن یه داستان عاشق بیچاره‌ترین و آسیب دیده‌ترین کارکترها نمیشین...؟
من از اونی خوشم میاد که آسیب دیده و تنهاست و تمام سلول‌هاش از غم پر شدن ولی امکان نداره نشون بده آسیب دیده و زبون تیزی داره و حاضره بمیره ولی کمک نخواد.
👍2
من آسیب دیده‌هایی که قبول ندارن آسیب دیده‌ان و بالاخره یه جا منفجر می‌شن رو دوست دارم =)
👍2👀1
امشب الدورادو می‌بینم
1🤨1