و اونقدر تکرار شد که کم کم خورشید رو ناراحت کرد. پس خورشید رفت پیش آب و بهش گفت چرا هیچ وقت پیش من نمیای؟ چرا همیشه من باید پیشت باشم؟
و آب بهش گفت که خونهی تو به اندازهی کافی برای من و مردمم بزرگ نیست. اگه بیایم پیشت دیگه جایی برای تو توی اون خونه نیست.
ولی خورشید خیلی دلش میخواست آب خونهش رو ببینه. پس ازش چکار میتونه بکنه. آب جواب داد: اگه میخوای بیام پیشت باید خونهای بسازی که اونقدر بزرگ باشه تا بتونه من و مردمم رو توی خودش جا بده.
و خورشید هم قبول میکنه.
و خورشید هم قبول میکنه.
خورشید قصهی ما برمیگرده خونه و حرفایی که زده شد رو با زنش ماه در میون میذاره و ماه به سرعت موافقت میکنه. هیچ چیزی بیشتر از خوشحالی همسرش براش ارزش نداشته.
و ماه و خورشید شروع میکنن به ساختن خونهای که بتونه آب روی توی خودش جا بده.
و ماه و خورشید شروع میکنن به ساختن خونهای که بتونه آب روی توی خودش جا بده.
بالاخره ساخت خونه تمومش میشه و خورشید به آب میگه که وقتشه تا بیاد پیششون. و وقتی که آب میرسه یکی از مردمانش جلوی در میایسته و میپرسه که آیا آب میتونه وارد خونه بشه؟ امنه؟ و وقتی خورشید جواب مثبت میده، آب در رو باز میکنه.
آب به سرعت وارد خونه میشه و همراهش و ماهیان و تمام موجودات دریایی میان. یکم که میگذره مکث میکنه و میگه خونه هنوز امنه؟ و وقتی خورشید و ماه بهش جواب مثبت میدن ادامه میده.
آب تقریبا نصف خونه رو میگیره و وقتی دوباره میپرسه که میشه بقیهی مردمش هم بیان؟ خورشید بیچارهی از همهجا بیخبر دوباره جواب میده که آره! بگو همه بیان!
آب تقریبا نصف خونه رو میگیره و وقتی دوباره میپرسه که میشه بقیهی مردمش هم بیان؟ خورشید بیچارهی از همهجا بیخبر دوباره جواب میده که آره! بگو همه بیان!
کم کم خونه اونقدر پر میشه که ماه و خورشید باید روی سقف بشینن. و برای بار آخر آب همون سوال رو میپرسه و ماه و خورشید جواب میدن آره!
و اونقدر خونه پر میشه که حتی سقف و پشتبام رو هم میگیره و ماه و خورشید مجبور میشن از خونهای که ساختن برن و اونجاست که آسمون رو میبینن.
و اونقدر خونه پر میشه که حتی سقف و پشتبام رو هم میگیره و ماه و خورشید مجبور میشن از خونهای که ساختن برن و اونجاست که آسمون رو میبینن.
و تصمیم میگیرن خونهی خودشون رو به آب بدن و برای همیشه توی آسمون زندگی کنن و هیچ وقت به زمین برنگردن ^^
+ توی این داستان شخصیتهای مرد آب و خورشیدن و شخصیت زن ماهه.
+ توی این داستان شخصیتهای مرد آب و خورشیدن و شخصیت زن ماهه.
❤2
Po: shouldn't my inner Shifus have different opinions?
Inner Shifus: we're in total agreement with our mutual disappointment...YOU
↳「#KungFuPanda4」
😭1
Po: as a wise spiritual leader once said, how may one kick butt, if one doesn't seek....butt to kick.
↳「#KungFuPanda4」
↳「#KungFuPanda4」
Ping: we only followed because we love
Po: No! You followed because you didn't believe in me
Ping: and because we love😃🫶
↳「#KungFuPanda4」
Po: No! You followed because you didn't believe in me
Ping: and because we love😃🫶
↳「#KungFuPanda4」
❤1