منظورم این نیست که مثلا اون سر شهر رو ببینن. منظورم فاصلهای بین نبراسکا و اصفهانه =)
و همهشم تقصیر شورویه چون سال ۱۹۷۰ آمریکا بو برو که اینا دارن یه غلطی میکنن و گفتم منم بازی و دوسال بعدش دانشگاه استنفورد تحقیقات خودش رو شروع کرد ولی ۲۱ سال بعد CIA اعلام کرد که این پروژه با نتیجهای نمیرسه و متوقف میشه
ولی اگه قرار بود به جایی نرسه چرا ۲۱ سال روش وقت گذاشتین این زمان خیلی زیادیه لعنتیا =)
ولی میدونید کجاش از همه جالبتره؟ همون سال ۱۹۷۹ CIA واقعا جدی تلاش کرد با ریموت ویویینگ موقعیت یکی از گروگانهای آمریکایی توی ایران رو پیدا کنه و بفهمه چه خبره =)
شاید خیلی دور به نظر برسه ولی این پروژه سال ۱۹۹۵ تعطیل شد. یعنی ۵ سال قبل از اینکه من به دنیا بیام. یعنی ۲۹ سال پیش. واقعا زمان زیادی نیست
فردا یادم بندازید وقتی که شبنم هم بود درمورد FTECS حرف بزنم اون خوشش میاد. (کل روز رو میره زیر پتو و آنلاین نمیشه)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینیدش آخه...
↳「#NineOneOne」
↳「#NineOneOne」
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
راستی این رو بگم.
ومپایر در اساطیر اسلاوی چندتا نام مختلف داره که یکیش upyr هست. (اوپیر تلفظ میشه.)
در فرهنگ پاگانی اسلاوی و قبل از گرویدن به مسیحیت، معتقد بودن که روح و بدن از هم جدا هستن و وقتی فردی میمیره، روحش تا ٤٠ روز در دنیای خودمون پرسه میزنه. مراسم خاصی باید برای پاکسازی روح انجام بشه، وگرنه امکان تسخیر بدن مرده توسط روحِ یک قاتل، یک گرگینه یا یک ساحر، یک گناهکار یا فردی که به طور وحشیانه کشته شده وجود داره. همچنین فردی که ritualهای تدفین به طور مناسب براش انجام نگرفتن. (همهی مواردی که باعث میشن روح لکهدار بشه)
اوپیر میتونه توسط روح خود مرحوم تسخیر بشه که برگشته تا انتقام بگیره. اوپیر فقط از خون تغذیه نمیکنه، بلکه عصارهی زندگی فرد رو مینوشه و نسبت به زندهها کینه داره. اوپیر میتونه قدرتهای جادویی هم داشته باشه، به خصوص که میگفتن یکی از تسخیرکنندگانش میتونه ساحره باشه.
اوپیر خون بچههای کوچیک رو جلوی مادرشون مینوشه و میتونه خشکسالی و طاعون به بار بیاره.
اوپیر میتونه با نابود کردن قلبش کشته بشه.
یک ترمولوژی دیگه برای ومپایر، Wurdulac هست. این اسم شهرتش رو از داستانِ کنت الکسی کنستانتینوویچ تولستوی گرفته که یکی از کازینهای دور همین لئو تولستوی خودمونه. اسم داستان The Family of the Vourdalak هست و دربارهی مردیه که برای ده روز به شکار میره و با پسرهاش قرار گذاشته اگه دیر برگشت و معلوم شد به ومپایر تبدیل شده، اونها باید بکشنش.
ویژگی خاص ووردالاک نسبت به ومپایر عادی اینه که تمایل داره از خون خانوادهش بنوشه و اونها رو هم به ومپایر تبدیل کنه. همچنین از چارم و مسحورکنندگی خاصی برخورداره که باعث میشه تشخیص ومپایر بودنش سخت بشه. توی داستان پسرهای مرد، سر این که بفهمن اون واقعا ومپایر شده یا نه با هم میجنگن.
این رو یادم رفت:
یکی دیگه از افرادی که میتونن بعد از مرگ به اوپیر تبدیل بشن، افرادی هستن که از اول با دو روح به دنیا اومدن. آلسو یه تئوری وجود داره که این ومپایرها میتونستن به شکل پروانه ظاهر بشن.
ومپایر در اساطیر اسلاوی چندتا نام مختلف داره که یکیش upyr هست. (اوپیر تلفظ میشه.)
در فرهنگ پاگانی اسلاوی و قبل از گرویدن به مسیحیت، معتقد بودن که روح و بدن از هم جدا هستن و وقتی فردی میمیره، روحش تا ٤٠ روز در دنیای خودمون پرسه میزنه. مراسم خاصی باید برای پاکسازی روح انجام بشه، وگرنه امکان تسخیر بدن مرده توسط روحِ یک قاتل، یک گرگینه یا یک ساحر، یک گناهکار یا فردی که به طور وحشیانه کشته شده وجود داره. همچنین فردی که ritualهای تدفین به طور مناسب براش انجام نگرفتن. (همهی مواردی که باعث میشن روح لکهدار بشه)
اوپیر میتونه توسط روح خود مرحوم تسخیر بشه که برگشته تا انتقام بگیره. اوپیر فقط از خون تغذیه نمیکنه، بلکه عصارهی زندگی فرد رو مینوشه و نسبت به زندهها کینه داره. اوپیر میتونه قدرتهای جادویی هم داشته باشه، به خصوص که میگفتن یکی از تسخیرکنندگانش میتونه ساحره باشه.
اوپیر خون بچههای کوچیک رو جلوی مادرشون مینوشه و میتونه خشکسالی و طاعون به بار بیاره.
اوپیر میتونه با نابود کردن قلبش کشته بشه.
یک ترمولوژی دیگه برای ومپایر، Wurdulac هست. این اسم شهرتش رو از داستانِ کنت الکسی کنستانتینوویچ تولستوی گرفته که یکی از کازینهای دور همین لئو تولستوی خودمونه. اسم داستان The Family of the Vourdalak هست و دربارهی مردیه که برای ده روز به شکار میره و با پسرهاش قرار گذاشته اگه دیر برگشت و معلوم شد به ومپایر تبدیل شده، اونها باید بکشنش.
ویژگی خاص ووردالاک نسبت به ومپایر عادی اینه که تمایل داره از خون خانوادهش بنوشه و اونها رو هم به ومپایر تبدیل کنه. همچنین از چارم و مسحورکنندگی خاصی برخورداره که باعث میشه تشخیص ومپایر بودنش سخت بشه. توی داستان پسرهای مرد، سر این که بفهمن اون واقعا ومپایر شده یا نه با هم میجنگن.
این رو یادم رفت:
یکی دیگه از افرادی که میتونن بعد از مرگ به اوپیر تبدیل بشن، افرادی هستن که از اول با دو روح به دنیا اومدن. آلسو یه تئوری وجود داره که این ومپایرها میتونستن به شکل پروانه ظاهر بشن.
❤2
Sunt lacrimae rerum
راستی این رو بگم. ومپایر در اساطیر اسلاوی چندتا نام مختلف داره که یکیش upyr هست. (اوپیر تلفظ میشه.) در فرهنگ پاگانی اسلاوی و قبل از گرویدن به مسیحیت، معتقد بودن که روح و بدن از هم جدا هستن و وقتی فردی میمیره، روحش تا ٤٠ روز در دنیای خودمون پرسه میزنه.…
یه بار ساعت ۴ صبح داشتم برای یه روس تعریف میکردم که باید افتخار کنه اولین خونآشام دنیا مال اوناست و اون مرد تنها چیزی که از حرفام گرفت این بود که: این کلمه خیلی قدیمیه دیگه کسی استفادهش نمیکنه
خفه شو! من میکنم! بیلیاقت
خفه شو! من میکنم! بیلیاقت
😭2
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
چون امشب ظاهرا دربارهی ومپایریسمه، یه داستان فولکلور ایرلندی هم براتون تعریف کنم.
توی فولکلور ایرلند، یه اسم شناخته شده برای ومپایر Dearg Due هست که به معنی عطش سرخه.
داستان با دختر زیبایی شروع میشه که عاشق یه پسر با موقعیت اجتماعی پایینتر از خودشه.
اما پدرش مرد سودجوییه و متوجه میشه که میتونه با استفاده از زیبایی دخترش سود زیادی به دست بیاره.
دختره توسط افراد زیادی court میشه اما در نهایت پدرش با یه مرد رئيس قبیله قرار و مدارا رو میذاره.
اون مرد برای ازدواج با دخترش، پول بهش میده و اونم دخترش رو به ازدواجش درمیاره.
دربارهی رئيس قبیله شایعات از خشونت به گوش میرسیده ولی پدره بهش اهميتی نمیده.
لاور دختره توی روز ازدواجش قسم میخوره از پدره و شوهره انتقام بگیره ولی خب به جایی نمیرسه چون موقعیت اجتماعیش پایین بوده.
وقتی دختره میره زیر سقف این مرده میبینه واقعیت حتی از شایعاتم بدتره و اون خشونت زیادی به خرج میده، توی خونه هم زندانیش میکنه، بهش خیانت میکنه و خلاصه the guy was an abusive bitch and all
دختر که از غصه رنجور و تکیدهتر میشه، در یه اعتراض خاموش انقدر چیزی نمیخوره و نمینوشه تا بمیره.
بعد از مرگش شوهرش یه مراسم ساده براش میگیره و خیلی زود هم دوباره ازدواج میکنه، پدره هم که پولدار شده تخمش نیست.
لاورش دوباره در مراسم خاکسپاری سوگند میخوره که انتقام بگیره ولی خب خیلی غیرمنطقی اینجای قصه ناپدید میشه و ما نمیدأنیم چه اتفاقی براش افتاده.
قضیه از وقتی جالب میشه که گور دختر رو خالی پیدا میکنن. اون که از شدت نفرت و خشم حتی نتونسته بمیره، با دستهای رنگپریده به خاک چنگ کشیده و از گور برخاسته.
اول پدر خودش رو میکشه.
بعد به خونهی شوهر سابقش میره و اون رو با تعداد زیادی زن پيدا میکنه.
بعد از این که وحشيانه میکشدش، عطش زیادی برای خونش پيدا میکنه و همون جا خونش رو هم میمکه. خون از چونهش چکه میکنه و عطشش برای مکیدن زندگی و انتقام تنها شدیدتر و شدیدتر میشه.
اون دهکده پر از شایعاتی میشه دربارهی دختر مردهی زیبایی که همیشه تو سایهها دنبال مردهای جوونه تا با وعدهی عشق اغواشون کنه و خونشون رو بمکه تا بمیرن.
روح زیبا و افسردهای که با هر قربانی تشنهتر و maniacتر میشه: Dearg Due یا عطش سرخ برای زندهها و انتقام.
توی فولکلور ایرلند، یه اسم شناخته شده برای ومپایر Dearg Due هست که به معنی عطش سرخه.
داستان با دختر زیبایی شروع میشه که عاشق یه پسر با موقعیت اجتماعی پایینتر از خودشه.
اما پدرش مرد سودجوییه و متوجه میشه که میتونه با استفاده از زیبایی دخترش سود زیادی به دست بیاره.
دختره توسط افراد زیادی court میشه اما در نهایت پدرش با یه مرد رئيس قبیله قرار و مدارا رو میذاره.
اون مرد برای ازدواج با دخترش، پول بهش میده و اونم دخترش رو به ازدواجش درمیاره.
دربارهی رئيس قبیله شایعات از خشونت به گوش میرسیده ولی پدره بهش اهميتی نمیده.
لاور دختره توی روز ازدواجش قسم میخوره از پدره و شوهره انتقام بگیره ولی خب به جایی نمیرسه چون موقعیت اجتماعیش پایین بوده.
وقتی دختره میره زیر سقف این مرده میبینه واقعیت حتی از شایعاتم بدتره و اون خشونت زیادی به خرج میده، توی خونه هم زندانیش میکنه، بهش خیانت میکنه و خلاصه the guy was an abusive bitch and all
دختر که از غصه رنجور و تکیدهتر میشه، در یه اعتراض خاموش انقدر چیزی نمیخوره و نمینوشه تا بمیره.
بعد از مرگش شوهرش یه مراسم ساده براش میگیره و خیلی زود هم دوباره ازدواج میکنه، پدره هم که پولدار شده تخمش نیست.
لاورش دوباره در مراسم خاکسپاری سوگند میخوره که انتقام بگیره ولی خب خیلی غیرمنطقی اینجای قصه ناپدید میشه و ما نمیدأنیم چه اتفاقی براش افتاده.
قضیه از وقتی جالب میشه که گور دختر رو خالی پیدا میکنن. اون که از شدت نفرت و خشم حتی نتونسته بمیره، با دستهای رنگپریده به خاک چنگ کشیده و از گور برخاسته.
اول پدر خودش رو میکشه.
بعد به خونهی شوهر سابقش میره و اون رو با تعداد زیادی زن پيدا میکنه.
بعد از این که وحشيانه میکشدش، عطش زیادی برای خونش پيدا میکنه و همون جا خونش رو هم میمکه. خون از چونهش چکه میکنه و عطشش برای مکیدن زندگی و انتقام تنها شدیدتر و شدیدتر میشه.
اون دهکده پر از شایعاتی میشه دربارهی دختر مردهی زیبایی که همیشه تو سایهها دنبال مردهای جوونه تا با وعدهی عشق اغواشون کنه و خونشون رو بمکه تا بمیرن.
روح زیبا و افسردهای که با هر قربانی تشنهتر و maniacتر میشه: Dearg Due یا عطش سرخ برای زندهها و انتقام.
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (•°𝑾𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
✩فوروارد کنید و
من یه سناریوی کوتاه به حالت برش خورده از یه داستان واستون مینویسم :>
★برای تم کلی و استتیک سناریو یکی از خدایان اساطیر یونان یا نورس رو انتخاب کنین
★یه آهنگ واسم بفرستین که دوست دارین سناریو شبیهش باشه
★ده تا کلمه بهم بدین تا از بینشون چند تا رو انتخاب کنم
✩ظرفیت:پنج نفر اولی که فوروارد میکنن + همهی دوستام/کسایی که چنلشون هستم
✩اگر فوروارد کردین لطفاً حذفش نکنین چون گمتون میکنم.
✩جوابها رو داخل همین چنل میذارم.
✩جوابها رو قراره خیلی خیلی حلزونی بنویسم.
بوس بهتون.
من یه سناریوی کوتاه به حالت برش خورده از یه داستان واستون مینویسم :>
★برای تم کلی و استتیک سناریو یکی از خدایان اساطیر یونان یا نورس رو انتخاب کنین
★یه آهنگ واسم بفرستین که دوست دارین سناریو شبیهش باشه
★ده تا کلمه بهم بدین تا از بینشون چند تا رو انتخاب کنم
✩ظرفیت:
✩اگر فوروارد کردین لطفاً حذفش نکنین چون گمتون میکنم.
✩جوابها رو داخل همین چنل میذارم.
✩جوابها رو قراره خیلی خیلی حلزونی بنویسم.
بوس بهتون.