چون اون موقع ضریب هر درس توی هر گروه فرق میکرد من گروه ۴ بودم. بعدش مصاحبه (کنکور عملی داشت)و آه کاش ادبیات نمایشی میخوندم.
💘1
و خب ۴ تا گرایش داره سینما من فیلمنامه بودم و یکی از درسهایی که خیلی دوستش داشتم ادبیات کهن بود.
☃1
وای دیروز اولین جلسهی لاتینم بود
و خب خیلی وقت بود توی محیط آکادمیک به این صورت نبودم و واقعا دلیل اینکه چرا از دانشگاه بدم میومد خورد تو صورتم.
و خب خیلی وقت بود توی محیط آکادمیک به این صورت نبودم و واقعا دلیل اینکه چرا از دانشگاه بدم میومد خورد تو صورتم.
بچهها سینا جان یک ربع داشت درمورد تلفظ لاتین موقع صبحت کردن سوال میپرسید و اینکه چطوری حروف رو آوانگاری کنیم. مرد! لاتینه! همونطوری که نوشته میشه خونده میشه! هیچ اما و اگر و ولیای نداره!
Fu Inlé
بچهها سینا جان یک ربع داشت درمورد تلفظ لاتین موقع صبحت کردن سوال میپرسید و اینکه چطوری حروف رو آوانگاری کنیم. مرد! لاتینه! همونطوری که نوشته میشه خونده میشه! هیچ اما و اگر و ولیای نداره!
آها این ربع بعد از تایم کلاس بود ما دو ساعتمون که تموم شد درحالی که داشتیم از شدت مطالبی که بهمون گفته شده بود از چشمامون خون میومد باید یک ربع به سینا جان گوش میدادیم.
توی دوران ویکتورین قبل از اینکه چیزی به اسم یتیم خونه وجود داشته باشه یه عملی بوده به اسم baby farming. زنها در ازای مبلغ مشخصی از بچههایی که سر راه گذاشته شدن یا دیگه پدر و مادر توانایی نگهداشتشون رو ندارن نگهداری میکردن.
👍2
بیبی فارمینگ شبیه مهدکودکی بود که بچههاشون رو اونجا میذاشتن و فکر میکردن خیلی همه چی خوبه و لازم نیست مراقبشون باشن. ولی خب....
مشکل کجا بود؟ اینکه کسایی که در ازای پول مراقبت میکردن یهویی ده تا بچه برمیداشتن!
و بعضیا پیش پرداخت میگرفتن و اونقدر به بچه اهمیت داده نمیشد که میمرد! و بعد کسایی که انجامش میدادن فهمیدن که اگه توی همچین موسساتی بچهها زودتر کشته بشن خیلی به نفعشونه! پیش پرداخت رو میگیرن و بچه هم که مرده و جا برای بچهی بهتر و باارزشتری میتونه باز کنه!
و اینجا قاتلهای سریالیای وارد میشن که پرستارهای کودک آموزش دیده و انسانهای محترمی(!) بودن. و از قتل منظورم ۵ یا ۶ تا نیست. منظورم ۳۰۰ یا ۴۰۰ تاست!
بچهها رو میکشتن گلو میبریدن خفه میکردن و توی رودخانه غرق میکردن و انقدر بهشون مواد میدادن تا اوردوز کنن!
یکی از وحشیتریناشون مارگارت واترز بود ولی. بعد از معتاد کردن بچه انقدر گرسنگی بهشون میداد تا دم مرگ برن و بعدش پرتشون میکرد تو کوچه پسکوچهها
قاتلهای زن اون دوره واقعا یه گنگ برای خودشون تشکیل داده بودن. کلا دورهی عجیبی بوده تو به هر دلیلی ممکن بود بمیری. غذا بخوری آرایش کنی حموم بری دستشویی بری تو خیابون قدم بزنی در هر صورت امکان مرگت وجود داشته.
👍5