+ناراحتت کردم؟
- بله به اندازهی وقتی که
+ I promise mattias I'll take you home
- I'm already home
- بله به اندازهی وقتی که
+ I promise mattias I'll take you home
- I'm already home
😭2
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
ذهنم سه نفر مختلفه.
یعنی اگه یه رادیو باشه، سهتا صدای مختلف میتونه توش پخش بشه که من به طور همزمان همهشون رو دنبال کنم. رد بیشتر از سهتا صدا توی یه لحظه رو نمیتونم دنبال کنم و سرم درد میگیره.
صدای قویتر که معمولا بم و پر از مکثه، متعلق به یه مرد جوون ٢٥/٢٦ ساله است. کمی مردده و حرف خودش رو نقض میکنه، اما در عین رک بودن شیرینه. یه پالتوی خاکستری تنشه و همیشه ته واگن قطار از پنجره به بیرون زل زده. عروسک بچهای که خیلی وقته مرده دستشه و از شدت تنهایی با هر غریبهای که ببینه وارد صحبت میشه. اما به خاطر لحن آروم و پر از مکثش، غریبهها فکر نمیکنن که عجیبه و دوست دارن حرفهاش رو بشنون.
صدای دوم مال یه پیرزن تندخوئه که از ده سالگی سیگار میکشیده و نوههاش به قتل مادرشون متهمش کردن. عاشق اینه که وسط حرف صدای اول بپره و مسخرهش کنه. تلخه و یه بازندهی واقعیه که عمدهی قوتش رو از بولی کردن بقیه میگیره، اما به خاطر زرنگی و واقعگرایی خشنش، بهش گوش میدن. به روی خودش نمیاره اما برای صدای اول سافت اسپات خاصی داره.
صدای سوم برام خصوصیه و چیز خاصی نمیتونم راجع بهش بگم. فقط این که معمولا خیلی باید تمرکز کنم تا بشنومش، اما وقتهایی که تو شرایط مرگ و زندگی یا خواب و بیداری قرار میگیرم صداش از همه قویتره.
از لحنش موقع زمزمه کردن آهنگها هم خوشم میآد.
یعنی اگه یه رادیو باشه، سهتا صدای مختلف میتونه توش پخش بشه که من به طور همزمان همهشون رو دنبال کنم. رد بیشتر از سهتا صدا توی یه لحظه رو نمیتونم دنبال کنم و سرم درد میگیره.
صدای قویتر که معمولا بم و پر از مکثه، متعلق به یه مرد جوون ٢٥/٢٦ ساله است. کمی مردده و حرف خودش رو نقض میکنه، اما در عین رک بودن شیرینه. یه پالتوی خاکستری تنشه و همیشه ته واگن قطار از پنجره به بیرون زل زده. عروسک بچهای که خیلی وقته مرده دستشه و از شدت تنهایی با هر غریبهای که ببینه وارد صحبت میشه. اما به خاطر لحن آروم و پر از مکثش، غریبهها فکر نمیکنن که عجیبه و دوست دارن حرفهاش رو بشنون.
صدای دوم مال یه پیرزن تندخوئه که از ده سالگی سیگار میکشیده و نوههاش به قتل مادرشون متهمش کردن. عاشق اینه که وسط حرف صدای اول بپره و مسخرهش کنه. تلخه و یه بازندهی واقعیه که عمدهی قوتش رو از بولی کردن بقیه میگیره، اما به خاطر زرنگی و واقعگرایی خشنش، بهش گوش میدن. به روی خودش نمیاره اما برای صدای اول سافت اسپات خاصی داره.
صدای سوم برام خصوصیه و چیز خاصی نمیتونم راجع بهش بگم. فقط این که معمولا خیلی باید تمرکز کنم تا بشنومش، اما وقتهایی که تو شرایط مرگ و زندگی یا خواب و بیداری قرار میگیرم صداش از همه قویتره.
از لحنش موقع زمزمه کردن آهنگها هم خوشم میآد.
Sunt lacrimae rerum
ذهنم سه نفر مختلفه. یعنی اگه یه رادیو باشه، سهتا صدای مختلف میتونه توش پخش بشه که من به طور همزمان همهشون رو دنبال کنم. رد بیشتر از سهتا صدا توی یه لحظه رو نمیتونم دنبال کنم و سرم درد میگیره. صدای قویتر که معمولا بم و پر از مکثه، متعلق به یه مرد جوون…
اون اولی رو چرا انقدر دوست دارم =)
یه کتاب دانلود کردم و هیچ حدسی درمورد محتویاتش ندارم. فقط میدونم فانتزیه و درمورد یه یتیمه؟
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
-این پیام رو توی چنلاتون فوروارد کنید تا بهتون بگم اگه تو دنیای گات بودید چه شخصیتی داشتید.🐉🤍
ظرفیت: ۱۰ نفر
ظرفیت: ۱۰ نفر
من واقعا با پدر و مادر تیکی مشکل دارم یعنی اوکی باشه هر تصمیمی میخواید بگیرید ولی چکار این بچه دارید همیشه باید قربانی حرکات نابالغ شما باشه.
↳「#911LoneStar」
↳「#911LoneStar」
👍4
چه کتابی بود که بعد از خوندنش گفتید "اوه! فکر نکنم دیگه چیزی مثلش پیدا کنم"؟ حتما نباید کتاب بزرگ و شناخته شدهای باشه یا حتی قلمش بینقص باشه. اون حسی که داده مهمه.