Theia's Dancing Hut
Photo
امروز صبح جلد اولش رو خوندم.
نمیدونستم یه مجموعهست همینطوری دانلودش کردم چون نمیتونستم بخوابم و نیاز داشتم یه چیز ساده بخونم که فقط ذهنم رو دور کنه.
و واقعا پشیمون نشدم.
من داستانهای سادهای که درمورد احساسات انسانهاست رو دوست دارم. پلاتهای نه چندان پیچیده که اونقدر ذهنت رو درگیر نمیکنن و صرفا هستن که تو شخصیتها رو همراهی کنی. اینکه بخشی از زندگی یه انسان خیالی باشی و پشت چشمهاش بشینی و ترس و درد و عشق و امید و تصمیماتش رو ببینی بدون اینکه بتونی کاری کنی رو دوست دارم.
نمیدونستم یه مجموعهست همینطوری دانلودش کردم چون نمیتونستم بخوابم و نیاز داشتم یه چیز ساده بخونم که فقط ذهنم رو دور کنه.
و واقعا پشیمون نشدم.
من داستانهای سادهای که درمورد احساسات انسانهاست رو دوست دارم. پلاتهای نه چندان پیچیده که اونقدر ذهنت رو درگیر نمیکنن و صرفا هستن که تو شخصیتها رو همراهی کنی. اینکه بخشی از زندگی یه انسان خیالی باشی و پشت چشمهاش بشینی و ترس و درد و عشق و امید و تصمیماتش رو ببینی بدون اینکه بتونی کاری کنی رو دوست دارم.
❤1
و خب جلد اول هم یکی از همین داستانهاست و وقتی فهمیدم مجموعهست خیلی خوشحال شدم چون یکی از شخصیتها رو واقعا دوست داشتم دلم میخواست ببینم عاقب اون چی میشه. =)
خلاصه که این مجموعه درمورد انسانهای روستانشین آریزوناست که نمیدونن دارن با زندگیشون چکار میکنن و از مشکلات روحی رنج میبرن و گاوچرونی میکنن.
Fu Inlé
کتاب محبوب تیام رو پیدا کردم و توی کونم عروسیه
فقط با تعداد جلد و حرف اول اسمش
دیشب حوصلهم سر میرفت دیتینگ اپ دانلود کردم الان دارم با طرف درمورد طعم گوشت اژدها و اینکه هر قسمت بدنش چه خاصیتی داره حرف میزنم. از خودم متنفرم.
👾5🐳1
if having health problems is a red flag for dating someone I'm fucking china
میگه دبیرستان که بودم موهام بلند بود و کسی باهاش قرار میذاشتم سرطان داشت منم موهامو زدم تا باهاشون کلاهگیس درست کنه :)))))
😢9❤1
بخدا من لو ندادم چیزی رو اصلا نمیدونم چطوری پخش شد. سر من خالی میکنی چرا مرد.
😭1
اینطوری که گفتم خیلی مسخره به نظر میرسه ولی خیلی پیچیدهتر بود من نمیدونم سوکونا این وسط چکار میکرد.
خوابم اینطوری بود که یه سازمانه که کلا کارش نگهداری و پنهانکردن انسانهای گیفتد از دید عمومه. اینکه بتونن یه زندگی راحت داشته باشن و مثل انسانهای عادی روزاشون رو بگذرونن. (حالا سوکونا این وسط یکی از همون کسایی بود که برای اون سازمان کار میکرد و اینفورسر بود مهم نیست). یه روز یه روز یه دعوای خیلی بزرگ بین دوتا از همون آدمهای گیفتد توی سازمان شکل میگیره که خرابی تقریبا بزرگی به بار میاره. و روز بعدش ویدیوی همون اتفاق بین مردم پخش میشه!
و حالا سازمان تعدادی از همین انسانهای گیفتد رو انتخاب کرده تا عامل این اتفاق رو پیدا کنن و من هم جزشون بودم. قدرت خاصی نداشتم و بیشتر شبیه مشاور عمل میکردم و کیسه بوکس سوکونا هی زنگ میزد دعوام میکرد :(
خوابم اینطوری بود که یه سازمانه که کلا کارش نگهداری و پنهانکردن انسانهای گیفتد از دید عمومه. اینکه بتونن یه زندگی راحت داشته باشن و مثل انسانهای عادی روزاشون رو بگذرونن. (حالا سوکونا این وسط یکی از همون کسایی بود که برای اون سازمان کار میکرد و اینفورسر بود مهم نیست). یه روز یه روز یه دعوای خیلی بزرگ بین دوتا از همون آدمهای گیفتد توی سازمان شکل میگیره که خرابی تقریبا بزرگی به بار میاره. و روز بعدش ویدیوی همون اتفاق بین مردم پخش میشه!
و حالا سازمان تعدادی از همین انسانهای گیفتد رو انتخاب کرده تا عامل این اتفاق رو پیدا کنن و من هم جزشون بودم. قدرت خاصی نداشتم و بیشتر شبیه مشاور عمل میکردم و کیسه بوکس سوکونا هی زنگ میزد دعوام میکرد :(
😭7