𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
چرا دیگه ویلنای جذاب و خوب نداریم جدی
ویلنا همه سافت شدن =)
تا میای فحشش بدی میبینی بچه بوده مامانش سیخ داغ میکرده تو پاش یا مشکل ذهنی داره یا تمام مدت داشته کار خوبی میکرده تو خبر نداشتی یا یطوری بهت میفهمونه که گناه داره.
این چه کاریه جمع خودتو بزن همه رو بکش مسخره بازیا چیه در میاری.
تا میای فحشش بدی میبینی بچه بوده مامانش سیخ داغ میکرده تو پاش یا مشکل ذهنی داره یا تمام مدت داشته کار خوبی میکرده تو خبر نداشتی یا یطوری بهت میفهمونه که گناه داره.
این چه کاریه جمع خودتو بزن همه رو بکش مسخره بازیا چیه در میاری.
😭2
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
Fu Inlé
ویلنا همه سافت شدن =) تا میای فحشش بدی میبینی بچه بوده مامانش سیخ داغ میکرده تو پاش یا مشکل ذهنی داره یا تمام مدت داشته کار خوبی میکرده تو خبر نداشتی یا یطوری بهت میفهمونه که گناه داره. این چه کاریه جمع خودتو بزن همه رو بکش مسخره بازیا چیه در میاری.
فکر نمیکنم ربطی به این داشته باشه
دارث ویدر ویلن شد چون عشقشو از دست داد، پرزیدنت اسنو آدم بدی شد چون از دختری که دوستش داست آسیب دید، فید روثا برای چیزی مثل قدرت ویلن بود و خب البته مامی ایشوز-
اما اینا یه چیزی دارن که خیلی قابل درکشون میکنه
نمیدونم چطوری بگم
ینی باشه، درسته که طرف زنش مرد و بدو بدو رفت آدم بدی شد
ولی آدم بد بودنش هم جالب و هیجان انگیزه
دارث ویدر ویلن شد چون عشقشو از دست داد، پرزیدنت اسنو آدم بدی شد چون از دختری که دوستش داست آسیب دید، فید روثا برای چیزی مثل قدرت ویلن بود و خب البته مامی ایشوز-
اما اینا یه چیزی دارن که خیلی قابل درکشون میکنه
نمیدونم چطوری بگم
ینی باشه، درسته که طرف زنش مرد و بدو بدو رفت آدم بدی شد
ولی آدم بد بودنش هم جالب و هیجان انگیزه
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
فکر نمیکنم ربطی به این داشته باشه دارث ویدر ویلن شد چون عشقشو از دست داد، پرزیدنت اسنو آدم بدی شد چون از دختری که دوستش داست آسیب دید، فید روثا برای چیزی مثل قدرت ویلن بود و خب البته مامی ایشوز- اما اینا یه چیزی دارن که خیلی قابل درکشون میکنه نمیدونم چطوری…
ببین من مشکلم با این نیست که چه اتفاقی افتاد که این شخص بد شد. خیلیا به محض به دنیا اومدن تصمیم نگرفتن بد باشن. ولی نویسنده و کارگردان خیلی جاها اصرار دارن که اون بخش رو ببینی و کارهایی که کردن رو توجیه کنی و اون بد بودن رو نبینی
👍4
گذشتهت رفتارت رو توجیه نمیکنه یه شخصیت نمیتونه قاتل سریالی باشه و تو بگی "نه آخه پدرش وقتی بچه بوده..."نه؟! مهم نیست؟! مشکلم وقتیه که سعی میکنن از نقشی که داره دورش کنن.
👍4
یه نظرم تنها جایی که میتونیم رفتار ویلن رو توجیه کنیم وقتیه که کارهاش دست خودش نباشن.
این مرد وقتی ۹ سالش بود بخاطر مشکلات جسمی و قلب مریضی که داشت هیچ وقت زندگیای عادیای نداشت. تا وقتی که دکترها ازش سواستفاده کردن و گول زدن و تهدیدش کردن تا خواهرش رو هل بده و بمیره و بعد قلب خواهرش رو بهش پیوند زدن! بدون بیهوشی! بدون بیحسی! موش آزمایشگاهیشون شد و تا ۱۶ سالگی وضعیتش همین بود و حتی خونه نداشت. و انقدر شست و شوی مغزی داده بودنش که فکر میکرد تنها پیدا کردن جایی که بهش تعلق داشته باشه اینه که هرکای ازش میخوان رو انجام بده.
و بعد از اینکه دکترها شکست خوردن بقیه توی همین سن ۱۶ سالگیش فرستادنش جهنم! جایی که تا پایان ابدیت خواهرش قلبش رو از توی سینهی این پسر پس میگیره. پشت.سر.هم.
و بعد از اینکه دکترها شکست خوردن بقیه توی همین سن ۱۶ سالگیش فرستادنش جهنم! جایی که تا پایان ابدیت خواهرش قلبش رو از توی سینهی این پسر پس میگیره. پشت.سر.هم.
👍3
من میتونم رفتار این آدم رو جاستیفای کنم چون برای تمام کارهایی که کرد تقاص پس داد.
احمقترین ویلنی که دیدم؟ با اختلاف اوچیها ساسکه. این پسر یه سلول مغزی توی سرش نیست.
👍3👌1
نقش آدم بد رو بازی کردن خیلی سخته ولی. تو وقتی کارت رو خوب انجام دادی که بیننده ازت متنفر بشه و همزمان خودت نباید از شخصیتی که بازی میکنی متنفر باشی! چون اول از هرچیزی باید درک کنی که چرا این آدم همچین کسیه. چرا این آدم بده. پس نمیتونی بین خودت و اون نقش فاصله بندازی.
هرکسی ویلن خوبی نمیشه.
هرکسی ویلن خوبی نمیشه.
👍6
ماهی گفت انمیز تو لاورز و یادم افتاد ادی لارو چقدر انمیز تو لاورز تو انمیز زیبایی داشت!
خدایی که تمام سعیش رو میکنه انسانی که بهش جاودانگی بخشیده برای مردن التماس کنه و زنی که به همون اندازه تلاش میکنه تا زنده بمونه. تنهاست و به جز اون خدا هیچکس رو نداره و کم کم دل میده و دلش میشکنه و دوباره از اول. تا جایی که عشقس جاش رو به نفرت میده و با این حال نمیتونه بهش فکر نکنه و نمیتونه پسش بزنه.
خدایی که تمام سعیش رو میکنه انسانی که بهش جاودانگی بخشیده برای مردن التماس کنه و زنی که به همون اندازه تلاش میکنه تا زنده بمونه. تنهاست و به جز اون خدا هیچکس رو نداره و کم کم دل میده و دلش میشکنه و دوباره از اول. تا جایی که عشقس جاش رو به نفرت میده و با این حال نمیتونه بهش فکر نکنه و نمیتونه پسش بزنه.
Forwarded from Hidden Chat
اون ناشناسی که اون رمان رو میخواست که دختره میخواد باردار بشه از یکی خودشم نابغه ی فیزیکه
اسمش اینه=)
اسمش اینه=)
Sunt lacrimae rerum
دلم میخواست از جلد ٤ به بعد که جنگ مطرحه، واقعا خود جنگ رو ببینم. حملات تروریستی، استراتژیهای دامبلدور و مودی، این که اعضای محفل ققنوس دارن چی کار میکنن و...
بالاخره یکی این رو گفت. من واقعا دلم میخواست جنگ ببینم. جادوگرهایی که نقشه میکشن حمله میکنن استراتژیهایی که برای بقا گفته میشد و حتی لازم نیست خیلی پیچیده باشه و نوجوانها از چیزی که نویسنده فکر میکنه بیشتر میفهمن
👍4