Fu Inlé – Telegram
این کتاب یه نگاه خیلی جزئی‌تر داره. داستان ۲۰ زن و مرد از تمام کشورهایی که درگیر جنگ بودن، خاطراتشون و اتفاقاتی که براشون افتاد.
جنگ جهانی دوم~
اینجا یکم قضیه فرق می‌کنه چون کتاب‌هایی که از اول تا آخر جنگ رو پوشش بدن، درمورد تمام کشورهای درگیر جنگ حرف بزنن و ارزش خوندن داشته باشن خیلی نیستن.
این دوتا کتاب رو من خودم خیلی دوست دارم با اینکه هیچ وقت تمومشون نکردم. کتاب اول نه بخش داره و از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۵۰ رو کاور می‌کنه و عکس داره بچه‌ها عکس خیلی مهمه.
👍1
این کتاب یکم... فرق داره.
خاطرات زنیه که درمورد اشتغال برلین توسط ارتش شوروی و آمریکایی و جنایتشون در هشت هفته حرف می‌زنه.
سال ۲۰۰۸ از روی این کتاب هم یه فیلم ساخته شد که پیشنهاد می‌کنم حتما ببینید~
2
و تاریخ هنر. من همیشه منبعم جزوه‌ی استادم بوده‌. اینطور که می‌خونمش و اگه چیزی چشمم رو گرفت درموردش سرچ می‌کنم ببینم چه چیز بیشتری هست که بخوام بدونم برای همین کتاب‌های زیادی که کل تاریخ رو پوشش بدن نمی‌شناسم ولی اگه دنبال یه تکست بوک کامل هستید که خب هلن گاردنر و ارنست گامبریج هستن ولی
این کتاب خیلی جالبیه =)
کاملا درمورد نقاش‌ها، مجسمه‌ساز‌ها و ... ولی بدون حضور مردها~
این کتاب هم شکل‌گیری و تغییر و تحولات هنر توی طول تاریخ رو براتون تعریف می‌کنه. واقعا کتاب زیباییه TT
خب همینا بسه فعلا ^^
راستش من خیلی طرفدار جزئیاتم، می‌تونم بگم بیشتر از پلات اصلی دنبالشم، همیشه چیزای ریزه که عاشق خوندنشونم.
مثل میزِ توی اتاق فلان کاراکتر کجا بود، چه رنگی بود، روش چی گذاشته بود، تمیز بود یا نه؟ کهنه بود یا جدید؟ و...
وقتی چیزهایی رو می‌خونم که همه چیز رو برام تعریف می‌کنه حتی شده سه صفحه راجع به این که اتاقی که الآن واردش شدن چه شکلیه بگه
ولقعا اینجوری می‌شم-
حس می‌کنم پر از انرژی منفیم برای همین روم نمی‌شه با هیچکدوم از دوستام حرف بزنم
Forwarded from ٭About Nill٭ (نیل`)
راستشو بخواین اینکه چیزای مختلفی بلدم اصلا آرومم نمیکنه، من میخوام توی یکی از اونها حداقل حرفی برای گفتن داشته باشم، نه اینکه خلائی که حس میکنم رو با یادگیری بیشتر پر کنم...
اینکه درمورد چیزی اطلاعات کامل ندارم عصبی‌م می‌کنه‌. من خیلی چیزها می‌دونم ولی دانسته‌های من خیلی کمن و راضی‌م نمی‌کنن و طوری نیست که بگم من بلدم! من تاریخ فلان‌جا رو بلدم من افسانه‌های فلان‌جا رو بلدم. نه در حد کسی که درسش رو خونده و سال‌ها وقت گذاشته، فقط دلم می‌خواست طوری باشه که بتونم با اطمینان صحبت کنم و وقتی جلوی کسی حرف می‌زنم مغزم سفید نشه
👍8
One fine day in the middle of the night, Two dead men got up to fight; Back to back they faced each other Drew their swords and shot each other

One was blind and the other couldn't see So they chose a dummy for a referee. A blind man went to see fair play A dumb man went to shout « hooray ! »

A paralysed donkey passing by Kicked the blind man in the eye Knocked him through a nine inch wall Into a dry ditch and drowned them all

A deaf policeman heard the noise And came to arrest the two dead boys If you don't believe this story's true, Ask the blind man he saw it too…
2
Fu Inlé
One fine day in the middle of the night, Two dead men got up to fight; Back to back they faced each other Drew their swords and shot each other One was blind and the other couldn't see So they chose a dummy for a referee. A blind man went to see fair play…
این یه شعر قدیمیه که تعداد دفعات زیادی توی فیلمی که امروز ظهر درموردش صحبت کردم خونده شده و الان فهمیدم برمی‌گرده به فولکورهای اسکاتلند
حرف خاصی درموردش ندارم فقط از دیشب هی دارم تکرارش می‌کنم خواستم تنها زجر نکشم =)