این مرد معنی کلمهی هیتره بیشعورتر از خودش خودشه. چطور یهو انقدر مهربون شده =)
Ouch
وای واقعا بعضیا اینو میگن؟
خیلیا اعتقاد دارن رئالیسم (توی هر فرمی) با اینکه مهارت زیادی میطلبه اون ماهیت بکر بودن خودش رو از دست میده و خلاقیتی توش استفاده نمیشه. اوه نقاشی رو دقیقا عین مدل کشیدی؟ ازش عکس بگیر!
وای من امروز یه ترکیب خطرناک از کمخوابی + قند پایین + گرما + آب طالبی (نه از اون پسر خوشگله نگرفتم)ام و خیلی خوشحالم. پس بیاین براتون حرف بزنم (نه بچهها جدا حس میکنم رو دراگم)
Fu Inlé
میانسنگی زمانی که عصر یخبندان به پایان خودش رسید و ما بالاخره هوای متعدل داریم. پس در نتیجه انسان از غارهای پر پیچ و خم عمیقش بیرون میاد و جاهای نزدیکتری رو برای زندگی انتخاب میکنه. #ArtHistory
میخوام نوسنگی رو بگم ولی حال ندارم برم عکس دانلود کنم😭
Forwarded from •.°𝓔𝓿𝓮𝓻𝓵𝓪𝓼𝓽𝓲𝓷𝓰 𝓘𝓷𝓪𝓵𝓾𝓼𝓪 🥀 (𓂃𝕴𝖓𝖆𝖑𝖚𝖘𝖆)
Fu Inlé
خیلیا اعتقاد دارن رئالیسم (توی هر فرمی) با اینکه مهارت زیادی میطلبه اون ماهیت بکر بودن خودش رو از دست میده و خلاقیتی توش استفاده نمیشه. اوه نقاشی رو دقیقا عین مدل کشیدی؟ ازش عکس بگیر!
این مسئله نه خیلی درمورد رئالیسم به طور کلی بلکه بیشتر در مورد فتورئالیسم و هایپر رئالیسم مطرح میشه.
و این وسط کانتکست تاریخی هم خیلی مهمه. فتورئالیسم و در دنبالش هایپررئالیسم در دهه ۶۰-۷۰ میلادی وارد صحنه هنر شد که این دوره دقیقا همزمان با افول هنر مدرنه. بعد از هنر مدرن که دورهی شکستن چارچوبهای هنر کلاسیک و نوآوری بود، جامعه هنری یدفعه با برگشت نوعی از رئالیسم مواجه شد که نه خصوصیات و ارزشهای هنر کلاسیک و نه بیانگری و احساس هنر رمانتیک رو داشت؛ بلکه هدفش فقط این بود که چقدر میشه اثر شبیه عکس و واقعیت باشه. آثار هایپررئال بیشتر روی نمایش تکنیکالیتی هنرمند تمرکز دارن تا بازنمایی مفهوم، احساسات یا هر عنصری که اثر رو از یه عکس متفاوت میکنه. هایپررئالیسم در ذات خودش نمیتونه چیز جدیدی ارائه بده، آزمایش یا نوآوری داشته باشه و این دلیلیه نقدهای زیادی بهش وارد میشه و از دید اکثریت ورژن ضعیفی از رئالیسم گذشته است.
و این وسط کانتکست تاریخی هم خیلی مهمه. فتورئالیسم و در دنبالش هایپررئالیسم در دهه ۶۰-۷۰ میلادی وارد صحنه هنر شد که این دوره دقیقا همزمان با افول هنر مدرنه. بعد از هنر مدرن که دورهی شکستن چارچوبهای هنر کلاسیک و نوآوری بود، جامعه هنری یدفعه با برگشت نوعی از رئالیسم مواجه شد که نه خصوصیات و ارزشهای هنر کلاسیک و نه بیانگری و احساس هنر رمانتیک رو داشت؛ بلکه هدفش فقط این بود که چقدر میشه اثر شبیه عکس و واقعیت باشه. آثار هایپررئال بیشتر روی نمایش تکنیکالیتی هنرمند تمرکز دارن تا بازنمایی مفهوم، احساسات یا هر عنصری که اثر رو از یه عکس متفاوت میکنه. هایپررئالیسم در ذات خودش نمیتونه چیز جدیدی ارائه بده، آزمایش یا نوآوری داشته باشه و این دلیلیه نقدهای زیادی بهش وارد میشه و از دید اکثریت ورژن ضعیفی از رئالیسم گذشته است.
Forwarded from •.°𝓔𝓿𝓮𝓻𝓵𝓪𝓼𝓽𝓲𝓷𝓰 𝓘𝓷𝓪𝓵𝓾𝓼𝓪 🥀 (𓂃𝕴𝖓𝖆𝖑𝖚𝖘𝖆)
بزرگترین بحث ارسطو هم در نفی نظریات افلاطون درمورد جایگاه هنر هم همین بود. این که هنری که خلق میشه تنها یه کپی بی ارزش از جهان اطراف نیست چون از دریچه چشم هنرمند و درک اون از عالم اطرافش خلق میشه.
فتو و هایپررئالیسم این موضوع رو نقض میکنه چون هدفش اینه که دقیقا کپی آنچه وجود داره باشه و مهارت هنرمند رو به رخ بکشه که باعث میشه هنرمند بیشتر شبیه صنعتگر بنظر بیاد تا کسی که به خلق هنر دست میزنه.
فتو و هایپررئالیسم این موضوع رو نقض میکنه چون هدفش اینه که دقیقا کپی آنچه وجود داره باشه و مهارت هنرمند رو به رخ بکشه که باعث میشه هنرمند بیشتر شبیه صنعتگر بنظر بیاد تا کسی که به خلق هنر دست میزنه.
امروز تولد ۳۰ سالگی Friends بود
و خواستم یادآوری کنم تیام هنوز ندیدتش (۱۶ قسمت دیده)
و خواستم یادآوری کنم تیام هنوز ندیدتش (۱۶ قسمت دیده)
Forwarded from Yapping Sascha (Sascha)
راستش من زیاد از داستانهای کوتاه خوشم نمیآد به خصوص وقتی نویسنده انگلیسیه
Yapping Sascha
راستش من زیاد از داستانهای کوتاه خوشم نمیآد به خصوص وقتی نویسنده انگلیسیه
من هیچ وقت نتونستم با داستان کوتاه ارتباط بگیرم. شخصیتها برام ناآشنان و چیزی ازشون نمیدونم و این درک کردنشون رو خیلی سخت میکنه.
من دوست دارم جزئی از بکگراند زندگی شخصیت داستان شم. ببینم که چطور شکل میگیره و روزهاش رو جلو میبره. از چه غذایی خوشش میاد و چی باعث شکستنش میشه و دوست دارم تغییرات افکار و ذهنیتش توی یه بازهی زمانی رو ببینم برای همین داستان کوتاه هیچ وقت اون چیزی که میخوام رو بهم نمیده.
من دوست دارم جزئی از بکگراند زندگی شخصیت داستان شم. ببینم که چطور شکل میگیره و روزهاش رو جلو میبره. از چه غذایی خوشش میاد و چی باعث شکستنش میشه و دوست دارم تغییرات افکار و ذهنیتش توی یه بازهی زمانی رو ببینم برای همین داستان کوتاه هیچ وقت اون چیزی که میخوام رو بهم نمیده.
👍8
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (•°𝑾𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
رندوم یادم افتاد بهش
اگر کسی دوست داشت برای من مثلش بنویسه خوشحال میشم
اگر کسی دوست داشت برای من مثلش بنویسه خوشحال میشم
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
رندوم یادم افتاد بهش اگر کسی دوست داشت برای من مثلش بنویسه خوشحال میشم
تو صدای برفی هستی که یه دختر بچه برای اولین بار روش راه میره، برگی هستی که شبنم لمسش میکنه، آخرین نت آهنگی، کتابی هستی که هنوز بوی تازگی میده با اینکه هزاران بار ورق خورده. تو رقص زیر بارونی، تو خبری هستی که لبخند روی لب میاره نتیجهی شاد سالها انتظاری، اولین تکهی کیک تولدی، لبخندی هستی همه با دیدنش ناخوداگاه لبخند میزنن. تو نوری هستی که از بین تار و پود پرده رد میشه، گلی هستی که جنگل پنهانش میکنه تا چیده نشه، ابری هستی که بچهها باهاش آسمون رو نقاشی میکنن.