آمیزهای سه نفره و دستهجمعی و نگارهها و سنگنوشتههایی که توی معابد هند میتونید پیدا کنید
و خب ménage à trois خیلی جاها به عنوان ابزاری برای نشان دادن هنر استفاده میشه. شونگاهای ژاپنی!
بگذریم. خیلی از افراد مشهوری که میشناسیم هم توی همچین روابطی بودن یا حداقل تجربهش کردن و منظورم بازیگرها و خوانندهها نیست منظورم ارنست همینگوی و سالوادور دالیه
👀6🐳1
و درمورد صنعت سینما هم بگم اگه من درست یادم باشه از سال ۱۹۹۰ با فیلم The Ages of Lulu شروع شد. سه سال بعدش Lake Consequence و ۱۹۹۴ فیلم threesome رو داریم و همینطوری ادامه داره
پس آره این کار واقعا چیز جدیدی نیست. (نه فیلمهای کلاسیک این کار رو نمیکردن ولی خب بستگی داره از کلاسیک منظورتون چی باشه)
Fu Inlé
دلم میخواد براتون از سوموف بگم ولی راستش رو بخواید حوصلهی خودمم ندارم.
بیاین از سوموف بگم
❤6
داشتم یه چیزی میخوندم درمورد روسیه و شوروی و همجنسگرایی و... و نحوهی رفتاری که با این افراد داشتن.
❤6
و خیلی جالب بود واسهم که یکی از بزرگترین و بهترین نقاشهای روسیه یکی از همین افراده.
❤5
کنستانتین سوموف کسی بوده از شش سالگی نقاشی رو شروع کرد و از ده سالگی کارش به عنوان یه هنرمند رسما شروع شد. کسی که تا ۲۴ سالگی بدون یکی از اعضای خانوادهش به کشوری سفر نمیکرد و کسی که 'دوستانش' رو طوری میکشید که انگار یک عاشق داره قلمو رو روی بوم میزنه.
❤6
چیز زیادی از زندگی شخصیش نمیدونیم. به جز اینکه تقریبا هیچ اسمی از زنها نمیبینید به جز زمانی که lady in blue رو کشید.
❤8
نمیدونم متوجه منظورم میشید یا نه ولی حتی توی کارهاش هم تفاوت نگاهش به کسی که دوستش داره با کسی فقط براش یه مدله فرق داره
برای مثال این آدم. کسی که تا آخرین لحظهی زندگیش سوموف کنارش بود و همیشه و همهجا همراهیش میکرد.
Methodiy Lukyanov
یا چیزی که سوموف بهش میگفت Myth
Methodiy Lukyanov
یا چیزی که سوموف بهش میگفت Myth
❤6
و وقتی که معلوم شد سل گرفته و نزدیکها مرگشه سوموف به خواهرش نامه نوشت و گفت:
"Every minute of my life is now torment - although I do everything I need to - eat, talk with visitors, even work a little - the thought of Methodius and the upcoming separation does not leave me. Now I absorb into myself his face, his every word, knowing that soon I will not see him again "..." Yesterday, lying on a mattress, on the floor by his bed, I tried to pray mentally - it's me! God, if you exist and care about people, prove, save Methodius to me, and I will believe in you! But it's all in vain."
"Every minute of my life is now torment - although I do everything I need to - eat, talk with visitors, even work a little - the thought of Methodius and the upcoming separation does not leave me. Now I absorb into myself his face, his every word, knowing that soon I will not see him again "..." Yesterday, lying on a mattress, on the floor by his bed, I tried to pray mentally - it's me! God, if you exist and care about people, prove, save Methodius to me, and I will believe in you! But it's all in vain."
❤7
رابطهش با Mikhailovich Snejkovsky بیست ساله یکم... عمومیتر بود. کسی که ساعتها بیحرکت مینشست تا سوموف ترسیمش کنه و نوع رابطهش با این نقاش هیچ وقت مشخص نشد ولی از نقاشیها خودتون میتونید حدس بزنید.
❤6