Fu Inlé – Telegram
یان ورمیر کارهاش زندگی روزمره بود‌.
چه معنایی می‌تونی براش پیدا کنی وقتی خود نقاش می‌گه فقط ثبت زندگیه؟ اگر ثبت زندگی همون معناست پس تمام عکس‌ها معنا دارن و هر عکسی که هنرمندانه گرفته شده هنره.
👍1
نمی‌دونم چطور فوتورئالیسم هنره ولی عکس نیست. وجود فوتورئالیسم یه عکس العمل به مکتبی مثل اکسپرسیونیم انتزاعیه! که هنر رو به واقعیت و طبیعت وصل کنن دوباره و بگن هنر حتما نباید فقط معنا باشه‌.
آلفرد لزلی جون نکند تا شما بیاید خیلی راحت بگید "نه می‌دونید چی هنره؟ معبد خورشید کوزکو. هرچی جز اون باشه نونوعه"
👍3
گفتم معبد خورشید دلم خواست بیام براتون از اینکاها بگم ولی گشنمه و دندونم درد می‌کنه
و دلم براتون تنگ شده بود
Hidden Chat
Video
همین. ممنون.
Forwarded from -Σηραφινα-
در سال 2008، یه تاریخ دان داشت سعی میکرد تاریخ جورجیا رو کامل بنویسه، و بسته های بزرگی از نگاتیو پرینت نشده خرید با این فکر که شاید توشون عکس های خوبی پیدا بشه. چیزی که پیدا کرد، هزاران عکس گرفته شده توسط آدمی به اسم ویویان ماریر بود. ویویان با دوربینش هزاران عکس گرفته بود و اکثرش رو حتی خودش ندیده بود، تا اینکه این آدم شانسی پیداشون کرد.
"What was she doing with that camera? Was she making art or just documenting her life? This question comes across as redundant and offensive, because look at it! ofc it's art! But if the negatives were lost and then destroyed, the art whould have died with her. What made this photography art in her lifetime was her deep relationship with what she was doing. What made it art in our life, is that we see the results."
Forwarded from -Σηραφινα-
"Art is an event. It's not in the photo, it's not in your mind, it's in the interaction between two. You ever experience something uncannily cinematic in real life and go "That was like a movie?" Yeah it was, wasn't it? It wasn't like art, It is art. Of course we can elevate anything to an art form, art is a feeling. Or more accurately, the feeling is pre-intellectualized evidence of the art's existence."
برم مرلینم رو ببینم
وای درمورد مرلین هم بگم که من وسطای فصل یکم و شروع کردم ببینمش تا یکم روانم آروم شه
but Arthur's father makes me want to commit regicide
👍5
قسمت به قسمت فحش جدیده که خلق می‌کنم‌
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (𝒘𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
Xenia, the rule of hospitability

برای مردم یونان باستان رسم یا قانونی وجود داشته به اسم زنیا، به معنی قانون مهمان نوازی. کلمه‌ی hospitability به معنی مهمان نوازیه، اما زنیا فقط مختص میزبان نیست و درمورد رابطه‌ی بین میزبان و مهمانه. هر دو در قبال همدیگه یه سری وظیفه داشتن.
میزبان، فارغ از وضع مالی، موظفه به هر غریبه یا آشنایی که به خونه‌ش میاد احترام بذاره، و برای اون شخص اسباب آسایش و استراحت فراهم کنه. غذا، نوشیدنی، امنیت. و شاید حمام گرم.
تا قبل از دادن غذا به مهمان و اینکه بهش اجازه بدن اول استراحت کنه، حتی نمیپرسیدن اسمش چیه، کیه، از کجا میاد و به کجا میره.
در مقابل، مهمان وظیفه داشته با بیش از حد اونجا موندن مزاحم میزبان نشه، از مهمان نوازی سواستفاده نکنه، سربار میزبان نشه، و درخواست‌های نا به جا از میزبان نکنه.
گاهاً مهمان و میزبان هدیه هم رد و بدل میکردن، و بعد از آشنایی به دوست‌های نزدیک تبدیل میشدن.
چرا چنین قانونی وجود داشته؟
بخاطر اینکه خیلی وقت‌ها خدایان در میان انسان‌ها سفر میکردن و در قالب یک انسان به خونه‌ی مردم میرفتن.
با احترام گذاشتن به مهمان، مردم درحقیقت به خدایان ادای احترام میکردن.
با بی‌احترامی به مهمان/میزبان یا نشون دادن bad xenia، مردم قطعا از طرف خدایان مجازات میشدن.
زئوس بجز خدای خدایان و الهه آسمان بودن، به عنوان خدای hospitability هم شناخته میشده؛ و رعایت نکردن قانون زنیا، بی‌احترامی مستقیم به زئوس درنظر گرفته میشده.
1
Forwarded from 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖯𝗁𝗂𝗅𝗈𝗉𝗁𝗈𝖻𝗂𝖼. (،، 🌙 𑁤)
The urge پیویشو در ثانیه سین نکنم که فکر نکنه یه وقت بیکار و ولم و منتظرم پیام بده
کارای امروز:
- Gàidhlig 🌨
- Charles River Editors - The Battle of the Teutoburg Forest (1-20)
- El Cid 1961
هربار میام بهش یه شانش بدم ولی گالیک دولینگو واقعا آشغاله
Fu Inlé
کارای امروز: - Gàidhlig 🌨 - Charles River Editors - The Battle of the Teutoburg Forest (1-20) - El Cid 1961
بخاطر دومی و سومی بیش از حد ذهنم درگیر بود ولی حداقل زبان خوندم و می‌تونم با sin thu گفتن و جواب داد بهش لبخند بزنم
خیلی دلم می‌خواست برای درخت‌هاتون نامه بنویسم حتی چندتا رو هم سیو کردم ولی موقع نوشتن توی مغزم باد می‌پیچه