Forwarded from 𝑩𝒍𝒖𝒆!♡
حرفتو ناشناس بزن ۲
https://news.1rj.ru/str/idiotmehere/43825 شما زیبایی رو با هنر اشتباه گرفتید. یه عکس زیبا از غروب آفتاب، بیشک میتونه از منظر زیباییشناختی دلپذیر باشه، اما این امر بهتنهایی دلالت بر هنریبودنش نداره. ممکنه اون عکس در صورتی هنر محسوب شه که مفهومی هنری در پسش نهفته…
ما هنوز هم تعریف واحد و جامعی برای هنر و زیبایی نداریم. افلاطون یک رساله درمورد زیبایی نوشته و در انتها رساله رو با نتیجهگیری "زیبا دشوار است" تموم میکنه. تو چجوری به خودت اجازه میدی که زیبایی رو تعریف و از هنر جداش کنی؟ :)))
👍4
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن ۲
https://news.1rj.ru/str/idiotmehere/43832
برای اونکه چیزی هنر باشه، باید معنا داشته باشه. معنا روحه و مفهومْ بدنش. معنا میتونه اشکال مختلفی بهخود بگیره. معنا میتونه نمادین باشه، اما الزاماً نباید چنین باشه. نکته اینه که نمیتوان هنر رو به یهچیز خاص تقلیل داد. یهشیء تنها بهایندلیلکه از نظر زیباییشناختی دلپذیر یا زیباست، هنر محسوب نمیشه. یه تصویر زیبا یا دلپذیر از نظر زیباییشناختی، بهتنهایی هنر نیست.
برای اونکه چیزی هنر باشه، باید معنا داشته باشه. معنا روحه و مفهومْ بدنش. معنا میتونه اشکال مختلفی بهخود بگیره. معنا میتونه نمادین باشه، اما الزاماً نباید چنین باشه. نکته اینه که نمیتوان هنر رو به یهچیز خاص تقلیل داد. یهشیء تنها بهایندلیلکه از نظر زیباییشناختی دلپذیر یا زیباست، هنر محسوب نمیشه. یه تصویر زیبا یا دلپذیر از نظر زیباییشناختی، بهتنهایی هنر نیست.
Telegram
Ouch
بر فرض مثال که اثر ایکس یک مفهومی داره. ارتیستش هم در دسترس نیست که توضیحی بده، پنج نفر مفهوم دریافت میکنن پنج نفر میگن این اثر چرته هیچ مفهومی پشتش نداره. خب الان هنری بودن این اثر میره زیر سوال یا نه؟
حرفتو ناشناس بزن ۲
https://news.1rj.ru/str/idiotmehere/43832 برای اونکه چیزی هنر باشه، باید معنا داشته باشه. معنا روحه و مفهومْ بدنش. معنا میتونه اشکال مختلفی بهخود بگیره. معنا میتونه نمادین باشه، اما الزاماً نباید چنین باشه. نکته اینه که نمیتوان هنر رو به یهچیز خاص تقلیل داد.…
نمیتونی برای تمام هنرها مفهوم پیدا کنی. هیچکس نتونسته بفهمه هنر چیه نمینونی انقدر قطعی و 4=2+2 باهاش برخورد کنی. اینطوری وجود رنسانس رو زیرسوال میبری. خرگوش و جغدی که آلبرشت دورر کشیده رو زیر سوال میبری. طراحیهای زنان دربار هانس هولباین رو زیر سوال میبری. وجود باروک رو نقض میکنی. تمام موجودیت باروک برپایهی اغراق و زیباییه. میتونی معنایی برای پرترههای فرانس هالس بیاری؟ نه اونا فقط پرترهان و زیبان و هنرن. میدونی موضوع اثارش چیه؟ لحظات خاص و گذرا از زندگی و چهرهی انسانهای عادی
عکس چکار میکنه؟ ثبت لحظات گذرا و خاص از زندگی انسانهای عادی
فرق فرانس هالس با یه عکاس ماهر چیه که طرح اون هنره و عکس این هنر نیست؟
عکس چکار میکنه؟ ثبت لحظات گذرا و خاص از زندگی انسانهای عادی
فرق فرانس هالس با یه عکاس ماهر چیه که طرح اون هنره و عکس این هنر نیست؟
👍2
یان وان هویزم فقط از گلها نقاشی میکشید! چون گلها زیبا بودن. چه مفهوم و معنایی میشه پشتش پیدا کرد؟
چه معنایی میتونی براش پیدا کنی وقتی خود نقاش میگه فقط ثبت زندگیه؟ اگر ثبت زندگی همون معناست پس تمام عکسها معنا دارن و هر عکسی که هنرمندانه گرفته شده هنره.
👍1
نمیدونم چطور فوتورئالیسم هنره ولی عکس نیست. وجود فوتورئالیسم یه عکس العمل به مکتبی مثل اکسپرسیونیم انتزاعیه! که هنر رو به واقعیت و طبیعت وصل کنن دوباره و بگن هنر حتما نباید فقط معنا باشه.
آلفرد لزلی جون نکند تا شما بیاید خیلی راحت بگید "نه میدونید چی هنره؟ معبد خورشید کوزکو. هرچی جز اون باشه نونوعه"
👍3
گفتم معبد خورشید دلم خواست بیام براتون از اینکاها بگم ولی گشنمه و دندونم درد میکنه
Forwarded from -Σηραφινα-
در سال 2008، یه تاریخ دان داشت سعی میکرد تاریخ جورجیا رو کامل بنویسه، و بسته های بزرگی از نگاتیو پرینت نشده خرید با این فکر که شاید توشون عکس های خوبی پیدا بشه. چیزی که پیدا کرد، هزاران عکس گرفته شده توسط آدمی به اسم ویویان ماریر بود. ویویان با دوربینش هزاران عکس گرفته بود و اکثرش رو حتی خودش ندیده بود، تا اینکه این آدم شانسی پیداشون کرد.
"What was she doing with that camera? Was she making art or just documenting her life? This question comes across as redundant and offensive, because look at it! ofc it's art! But if the negatives were lost and then destroyed, the art whould have died with her. What made this photography art in her lifetime was her deep relationship with what she was doing. What made it art in our life, is that we see the results."
"What was she doing with that camera? Was she making art or just documenting her life? This question comes across as redundant and offensive, because look at it! ofc it's art! But if the negatives were lost and then destroyed, the art whould have died with her. What made this photography art in her lifetime was her deep relationship with what she was doing. What made it art in our life, is that we see the results."
Forwarded from -Σηραφινα-
"Art is an event. It's not in the photo, it's not in your mind, it's in the interaction between two. You ever experience something uncannily cinematic in real life and go "That was like a movie?" Yeah it was, wasn't it? It wasn't like art, It is art. Of course we can elevate anything to an art form, art is a feeling. Or more accurately, the feeling is pre-intellectualized evidence of the art's existence."
وای درمورد مرلین هم بگم که من وسطای فصل یکم و شروع کردم ببینمش تا یکم روانم آروم شه
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (𝒘𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
Xenia, the rule of hospitability
برای مردم یونان باستان رسم یا قانونی وجود داشته به اسم زنیا، به معنی قانون مهمان نوازی. کلمهی hospitability به معنی مهمان نوازیه، اما زنیا فقط مختص میزبان نیست و درمورد رابطهی بین میزبان و مهمانه. هر دو در قبال همدیگه یه سری وظیفه داشتن.
میزبان، فارغ از وضع مالی، موظفه به هر غریبه یا آشنایی که به خونهش میاد احترام بذاره، و برای اون شخص اسباب آسایش و استراحت فراهم کنه. غذا، نوشیدنی، امنیت. و شاید حمام گرم.
تا قبل از دادن غذا به مهمان و اینکه بهش اجازه بدن اول استراحت کنه، حتی نمیپرسیدن اسمش چیه، کیه، از کجا میاد و به کجا میره.
در مقابل، مهمان وظیفه داشته با بیش از حد اونجا موندن مزاحم میزبان نشه، از مهمان نوازی سواستفاده نکنه، سربار میزبان نشه، و درخواستهای نا به جا از میزبان نکنه.
گاهاً مهمان و میزبان هدیه هم رد و بدل میکردن، و بعد از آشنایی به دوستهای نزدیک تبدیل میشدن.
چرا چنین قانونی وجود داشته؟
بخاطر اینکه خیلی وقتها خدایان در میان انسانها سفر میکردن و در قالب یک انسان به خونهی مردم میرفتن.
با احترام گذاشتن به مهمان، مردم درحقیقت به خدایان ادای احترام میکردن.
با بیاحترامی به مهمان/میزبان یا نشون دادن bad xenia، مردم قطعا از طرف خدایان مجازات میشدن.
زئوس بجز خدای خدایان و الهه آسمان بودن، به عنوان خدای hospitability هم شناخته میشده؛ و رعایت نکردن قانون زنیا، بیاحترامی مستقیم به زئوس درنظر گرفته میشده.
برای مردم یونان باستان رسم یا قانونی وجود داشته به اسم زنیا، به معنی قانون مهمان نوازی. کلمهی hospitability به معنی مهمان نوازیه، اما زنیا فقط مختص میزبان نیست و درمورد رابطهی بین میزبان و مهمانه. هر دو در قبال همدیگه یه سری وظیفه داشتن.
میزبان، فارغ از وضع مالی، موظفه به هر غریبه یا آشنایی که به خونهش میاد احترام بذاره، و برای اون شخص اسباب آسایش و استراحت فراهم کنه. غذا، نوشیدنی، امنیت. و شاید حمام گرم.
تا قبل از دادن غذا به مهمان و اینکه بهش اجازه بدن اول استراحت کنه، حتی نمیپرسیدن اسمش چیه، کیه، از کجا میاد و به کجا میره.
در مقابل، مهمان وظیفه داشته با بیش از حد اونجا موندن مزاحم میزبان نشه، از مهمان نوازی سواستفاده نکنه، سربار میزبان نشه، و درخواستهای نا به جا از میزبان نکنه.
گاهاً مهمان و میزبان هدیه هم رد و بدل میکردن، و بعد از آشنایی به دوستهای نزدیک تبدیل میشدن.
چرا چنین قانونی وجود داشته؟
بخاطر اینکه خیلی وقتها خدایان در میان انسانها سفر میکردن و در قالب یک انسان به خونهی مردم میرفتن.
با احترام گذاشتن به مهمان، مردم درحقیقت به خدایان ادای احترام میکردن.
با بیاحترامی به مهمان/میزبان یا نشون دادن bad xenia، مردم قطعا از طرف خدایان مجازات میشدن.
زئوس بجز خدای خدایان و الهه آسمان بودن، به عنوان خدای hospitability هم شناخته میشده؛ و رعایت نکردن قانون زنیا، بیاحترامی مستقیم به زئوس درنظر گرفته میشده.
❤1
Forwarded from 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝖯𝗁𝗂𝗅𝗈𝗉𝗁𝗈𝖻𝗂𝖼. (،، 🌙 𑁤)
The urge پیویشو در ثانیه سین نکنم که فکر نکنه یه وقت بیکار و ولم و منتظرم پیام بده
کارای امروز:
- Gàidhlig 🌨
- Charles River Editors - The Battle of the Teutoburg Forest (1-20)
- El Cid 1961
- Gàidhlig 🌨
- Charles River Editors - The Battle of the Teutoburg Forest (1-20)
- El Cid 1961