Fu Inlé
I'm the paper cut that kills you and the priest that you ignored. I'm the touch you crave, I'm the plans that you made but fuck all your plans, I'm bored.
Oh, and you rip my ribcage open and devour what's truly yours. And our screaming joins in unison, I cry out to the Lord. 'Cause if we join our hands in prayer enough to God, I imagine it all starts to sound like applause.
Fu Inlé
The Amazing Devil – Inkpot Gods
تا اون موقع فکر کنید این منه و بغلش کنین
زمین داره نفس میکشه.
بیدار شده و داره خودش رو میتکونه و کمر میکشه. دِدا از پس گرفته شدن حکومت توسط فرزندش خوشحاله و پرسفنی از پلههای دنیای زیرین بالا اومد و به قلمرو خودش برگشته. یاریلو گندمهاشو روی شونهش گذاشته با خودش دور زمین حملشون میکنه. و اهورا مزدا ارتشش رو آماده و خلقت انسانها رو کامل کرده.
بیدار شده و داره خودش رو میتکونه و کمر میکشه. دِدا از پس گرفته شدن حکومت توسط فرزندش خوشحاله و پرسفنی از پلههای دنیای زیرین بالا اومد و به قلمرو خودش برگشته. یاریلو گندمهاشو روی شونهش گذاشته با خودش دور زمین حملشون میکنه. و اهورا مزدا ارتشش رو آماده و خلقت انسانها رو کامل کرده.
❤13
شما هم بیدار شید.
زمستون رو از روی شونههاتون کنار بزنید و غمهایی که با خودن تمام سال حمل کردید یه گوشه بذارید و راه رفتن رو شروع کنید. لبخند بزنید و خورشید رو کمی بیشتر دوست داشته باشید.
زمستون رو از روی شونههاتون کنار بزنید و غمهایی که با خودن تمام سال حمل کردید یه گوشه بذارید و راه رفتن رو شروع کنید. لبخند بزنید و خورشید رو کمی بیشتر دوست داشته باشید.
❤11
یکی از معجزههای ۱۴۰۳ی من شماها بودید. تک تکون معجزهاید و خوشحالم کنارمید و حتی با اینکه سه ماهه اونطور که باید باهم حرف نزدیم فراموشم نکردید. خوشحالم پیداتون کردم و نمیدونم زندگیم قبلیم کی رو نجات دادم که باعث شد با شما آشنا شم. ^^
لیا عاشوب ساشا پروفسور شبنم سانشاین دری آیسا لو ثمین آنا مریم. از شما شکل دیگهای ممنونم و میدونم اگر هر روز به زبون بیارمش کافی نیست. خوشحالم جهنم سالی که گذشت رو برای ثانیهای هم که شده خنک کردید تا بتونم نفس بکشم. دوستتون دارم 🌱
و به خورشید کوچکم بگید نور حضورش رو همیشه توی احساس میکردم و میکنم.
لیا عاشوب ساشا پروفسور شبنم سانشاین دری آیسا لو ثمین آنا مریم. از شما شکل دیگهای ممنونم و میدونم اگر هر روز به زبون بیارمش کافی نیست. خوشحالم جهنم سالی که گذشت رو برای ثانیهای هم که شده خنک کردید تا بتونم نفس بکشم. دوستتون دارم 🌱
و به خورشید کوچکم بگید نور حضورش رو همیشه توی احساس میکردم و میکنم.
❤13💘5
اولین باری بود که با کانسپت "مجازات شدن بیننده توسط کارگردان" توی یه فیلم هارور روبهرو میشدم و اصلا آمادگیش رو نداشتم و جدا حالم بده
👀3
و نه هنوز انقدر احمق نشدم که The Exterminating Angel ببینم. همین بس بود برای اولین و آخرین بارم.
👏4
چوی ییجه روز خوبی نداره.
شرکتی که تمام زندگیش تلاش کرد تا توش استخدام شه ردش کرد. دوست دخترش رو در حالی که گل توی دستشه و لبخند میزنه و از ماشین یکی دیگه پیاده میشه دید و همونجا رابطهشون رو تموم کرد. تمام پساندازی که سرمایهگذاری کرده بود به باد رفت. صابخونه وسایلش رو پرت کرده بیرون و زیر بارون ول کرده و فقط یک روز وقت داده تا از اونجا جمعشون کنه.
چون ییجه واقعا روز خوبی نداره.
برای همین تصمیم میگیره خودش رو بکشه و از یه ساختمون خودش رو پرت میکنه پایین.
ولی به محض برخوردش با زمین، چشمهاش رو باز میکنه. متاسفانه خودکشیش باعث عصبانیت مرگ شده. و حتی بخاطر این نیست که خودش رو کشته. و مرگ بهش هیچ کمکی توی فهمیدنش نمیکنه.
فقط میگه که باید مجازات بشه.
جزاش چیه؟ ۱۲ بار زندگی میکنه. هربار وارد بدن افرادی میشه که نزدیک به مرگن و باید بتونه جلوی مردنشون رو بگیره. اگر موفق بشه میتونه برای باقی عمرش توی بدن اون شخص زندگی کنه و اگه نتونه؟ اگر نتونه و اون ۱۲ بار تموم شن عذابی بدتر از جهنم در انتظارشه.
به نظر ساده میاد. فقط باید کاری کنه که نمیره.
شرکتی که تمام زندگیش تلاش کرد تا توش استخدام شه ردش کرد. دوست دخترش رو در حالی که گل توی دستشه و لبخند میزنه و از ماشین یکی دیگه پیاده میشه دید و همونجا رابطهشون رو تموم کرد. تمام پساندازی که سرمایهگذاری کرده بود به باد رفت. صابخونه وسایلش رو پرت کرده بیرون و زیر بارون ول کرده و فقط یک روز وقت داده تا از اونجا جمعشون کنه.
چون ییجه واقعا روز خوبی نداره.
برای همین تصمیم میگیره خودش رو بکشه و از یه ساختمون خودش رو پرت میکنه پایین.
ولی به محض برخوردش با زمین، چشمهاش رو باز میکنه. متاسفانه خودکشیش باعث عصبانیت مرگ شده. و حتی بخاطر این نیست که خودش رو کشته. و مرگ بهش هیچ کمکی توی فهمیدنش نمیکنه.
فقط میگه که باید مجازات بشه.
جزاش چیه؟ ۱۲ بار زندگی میکنه. هربار وارد بدن افرادی میشه که نزدیک به مرگن و باید بتونه جلوی مردنشون رو بگیره. اگر موفق بشه میتونه برای باقی عمرش توی بدن اون شخص زندگی کنه و اگه نتونه؟ اگر نتونه و اون ۱۲ بار تموم شن عذابی بدتر از جهنم در انتظارشه.
به نظر ساده میاد. فقط باید کاری کنه که نمیره.
❤5
پسر واقعا فراموش کرده بودم کره اگه بخواد چه شاهکارهایی میتونه خلق کنه. هشت قسمت بینقصی که کاری میتونه حتی یک لحظه نتونید چشماتونو از صفحه بگیرید.
همه چیز واقعا به اندازه بود. بازیگرها شاهکار بودن و هر قسمت واقعا دلم میخواست کاری کنم برای یک دقیقه که شده بیشتر زنده بمونه.
و اتفاقا این نشون داد کره اگه بخواد میتونه یه سریال تو تعداد قسمتهای کمتر جمع کنه و به بهترین شکل ممکن انجامش بده و اون نفرین ۱۶ قسمت برای دق دادن ماست.
همه چیز واقعا به اندازه بود. بازیگرها شاهکار بودن و هر قسمت واقعا دلم میخواست کاری کنم برای یک دقیقه که شده بیشتر زنده بمونه.
و اتفاقا این نشون داد کره اگه بخواد میتونه یه سریال تو تعداد قسمتهای کمتر جمع کنه و به بهترین شکل ممکن انجامش بده و اون نفرین ۱۶ قسمت برای دق دادن ماست.
❤5
توی یک روز تمومش کردم و چشمام بخاطرش خوشحال نیستن ولی واقعا ارزششو داشت و شب با یه حال خوب خوابیدم حتی.
خلاصه که ببینیدش :>
خلاصه که ببینیدش :>